برجام، دولت، آمریکا و انتخابات ریاست جمهوری ایران/ آیا تیزبینی و بصیرت مردم کارساز خواهد بود؟
تجارب شکست سال 84 و پیروزی سال 92 به جریان غربگرا آموخت زمانی که خطر از دست دادن آرای مردم وجود دارد، اتحاد و روی آوردن به نامزد مشترک یا لیست مشترک نتیجه بهتری را به ارمغان میآورد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، تجارب شکست سال 84 و پیروزی سال 92 به جریان موسوم به اصلاحطلب آموخت زمانی که خطر از دست دادن آرای مردم وجود دارد، اتحاد و روی آوردن به نامزد مشترک یا لیست مشترک نتیجه بهتری را به ارمغان میآورد. با وجود این تجارب، بعید است دولت و حامیان آن و اصلاحطلبان به دو دستگی یا چند دستگی روی آورند. لذا باید در ماههای پیشرو شاهد شکلگیری اتاقهای فکر منسجم، برنامهریزی و سلسله اقدامات رسانهای و تبلیغاتی برای ترمیم وجهه دولت باشیم. اقداماتی که البته مدتهاست برخلاف قانون، توسط دولتیها آغاز شده و اظهارات مقامات دولت به طور واضح بیشتر از انجام خدمت، رویکرد تبلیغاتی دارد. در این بین اصلاحطلبان نیز که در این چند سال در حمایت از روحانی و دولتش سنگ تمام گذاشتهاند، برای چرخاندن چرخ تبلیغات دولت دست به کار شدهاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,
دولت و جریان حامی آن در مسیر تلاش برای ابقای خود احتمالا راهبردهای مختلفی را در دستور کار قرار میدهند که میتواند شامل موارد زیر شود:
,
١- تخریب وجهه رقیبان احتمالی که در مواردی با حاشیهسازی علیه سعید جلیلی، قالیباف و ... و سیاهنمایی محض علیه دولت گذشته کاملا بروز کرده است.
,
٢- تلاش برای موفق نشان دادن برجام در رفع تحریمها و بهبود وضع اقتصادی کشور، البته در این مورد ضمن قبول محقق نشدن وعدههای طرف غربی سعی بر این خواهد بود مشکل را در طرف غربی بدانند و بدون قبول اشتباه خود در اعتماد به غرب، توافق برجام را بدون اشکال نشان دهند! در این مسیر برخی آمارهای ضد و نقیض -که با واقعیات اقتصادی و وضع زندگی مردم همخوانی ندارد- برای نشان دادن بهبود وضع اقتصاد کشور در پسابرجام ارائه میشود.
,
٣- پروژه دستاوردسازی برای برجام و عملکرد دولت که با مدیریت شخص رئیس جمهور اجرا میشود. دستاوردهای خیالی و در مواردی طنزگونه مانند جلوگیری از جنگ و آوردن عزت برای کشور با برجام و نیز ادامه کار شبکههای اجتماعی زیر فشارها از نمونههای دستاوردسازی برای برجام و عملکرد دولت است. این پروژه احتمالا با مواردی از قبیل برگزاری کنسرتها زیر فشارها، اداره کشور با نفت ارزان قیمت، تکمیل طرحهای دولت قبل مانند مسکن مهر و اداره کشور در حالی که در شرایط رکود تحویل گرفته شده بود، ادامه مییابد. دولت درحالی اداره کشور با نفت ارزان قیمت را دستاورد میداند که خود نیز در کاهش قیمت آن مقصر بوده است و نیز با تلاش برای افزایش فروش نفت با خام فروشی ارزان قیمت،به گفته بسیاری از صاحبنظران، سرمایه کشور را به تاراج گذاشته است.
,
۴- سیاهنمایی از شرایطی که کشور از دولت قبل تحویل گرفته شده بود به شکل افراطی، برای توجیه محقق نشدن وعدهها.
,
۵- نمایندگی هنجارگریزیهای اجتماعی فرهنگی بخشی از جامعه برای جلب آرای آنها. این موضوع با توجه به جمعیت قابل توجه نسل جوان و طرفداران آزادیهای شهروندی و اجتماعی در شهرهای بزرگ، یکی از مهمترین راهبردهای انتخاباتی دولت خواهد بود.
,
۶- حاشیهسازیهای اجتماعی و سیاسی برای انحراف افکار عمومی از ضعفهای دولت در زمینههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و وعدههای برجام. این راهبرد همواره در طی این چند سال با نمونههایی مانند بزرگنمایی موضوع بابک زنجانی، لغو کنسرتها و هجمه علیه شورای نگهبان خود را نشان داده است.
,
٧- یادآوری برخی فسادهای اقتصادی گذشته و آوردن توجیهاتی برای پرداختهای نجومی برای فرار از موضوع حقوقهای نجومی و اشرافیگری دولت و حامیانش.
,
٨- مظلومنمایی در برابر انتقادات به جای پاسخگویی و بر طرف کردن ضعفها. این راهبرد که در تصویب برجام در مجلس و نیز انتخابات مجلس -با عنوان رد صلاحیتها- استفاده شده بود، اخیرا با اظهاراتی مبنی بر مظلوم دانستن رئیس جمهور، جزء سیاستهای انتخاباتی مهم دولت است.این مظلومنمایی در شرایطی رخ میدهد که طی سه سال گذشته منتقدان دولت مورد شدیدترین هجمهها، توهینها و فشارها بودهاند.
,
اما سیاست آمریکا در مقابل دولت فعلی و انتخابات ریاست جمهوری پیش رو خطر نکردن است. در واقع آمریکا با اطلاع از ضعفهای دولت و با دادن این احتمال که ممکن است دولت رای نیاورد، سعی دارد امتیاز قابل توجهی بدان ندهد و روی دولتی که بقای آن قطعی نیست سرمایهگذاری نکند و از طرفی، با حواله کردن امتیازات و تعهدات خود در برجام به امتیازات فراهستهای دولت، بیش از نقد فعلیای که گرفته است امتیاز بگیرد. با این وجود آمریکا با حس کردن خطر روی کارآمدن یک دولت انقلابی و عزتمند، شاید در آینده به برخی از وعدههای نسیه خود جامه عمل بپوشاند. اتفاقی که در رابطه با پرداخت ۴٠٠ میلیون دلار از بدهیهای گذشته آمریکا به ایران رخ داد و ممکن است باز هم برای فریب افکار عمومی تکرار شود. البته آمریکا منبع همین "قطره چکان" امتیازات را پیشتر با مصادره اموال ایران تامین کرده است و نیز همکاریهای فراهستهای در حوزههای مختلف دریافت کرده است.
مجموعا آنکه باید دید آیا دولت و جریان حامی آن برای ماندن بر اریکه قدرت دست به انتحار میزنند و تمام پلهای برگشت خود را خراب میکنند؟ و آیا دوستان بی وفای آمریکایی دولت برای حفظ رفیقان خود از زیاده خواهیها و امتیاز ندادنهای خود اندکی کوتاه میآیند؟
پاسخ این سوالات تا چند ماه دیگر مشخص میشود.
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه