پرستار زن دوران دفاع مقدس؛
بانوان رکن اصلی جامعه هستند / دشمن در جنگ نرم اعتقادات را نشانه گرفته است
پرستاردوران دفاع مقدس گفت: وظیفه زنان در جنگ نرم این است که جوانان را از لحاظ اعتقادی آگاه کنند و مراقب باشند که دشمن از لحاظ اعتقادی بر ما غالب نشود و چرا که دشمن این بار اعتقادت ما را هدف گرفتند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,به مناسبت هفته دفاع مقدس آساره خبر با یکی از پرستاران زن دوران دفاع مقدس گفتگوی تفصیلی را انجام داده است که در ادامه می خوانید.
, آساره خبر,صغری دانای پرستار زن دوران دفاع مقدس به نقش زنان در دفاع مقدس پرداخت و اظهار داشت: از آنجا که زنان رکن اصلی اجتماع هستند در هر بعدی و در هر محور و مقامی که خدمت رسانی دارند نسبت به جامعه و اطراف خودشان حساس باشند و نقش زنان در این برهه هر چه هست نباید بی خیال و بی فکر در این راستا باشد .
,وی گفت: ما زن ها هر کدام هر چه که توانایی داشتیم درآن برهه از آن زمان باید وارد عمل می شدیم و باید از دین و امنیت و اسلام مان ، مرز ایران اسلامی دفاع می کردیم لذا بنده هم به عنوان عضو کوچکی از اجتماع عظیم زن بر خود واجب دانستم که در این دفاع حضور داشته باشم.
,دانای بیان داشت: من در ابتدای جنگ درشهر خودم قم بودم و در لرستان نبودم و مشغول درس طلبگی در شهر مقدس قم بودم من در آن زمان کار می کردم و کارمند دولت بودم لذا وقتی متوجه شدم جنگ بر ما تحمیل شده است و در این راستا بایستی دفاع می کردیم لذا برخود لازم دانستم که در حیطه کاری خودم در این امر مقدس شرکت می کردم و از وطنم دفاع کنم.
,این پرستاردفاع مقدس عنوان داشت: فروردین 1359 ازدواج کردم و شهریور همان سال راهی منطقه جنگی شدم با هماهنگی جهاد سازندگی و هلال احمرشهر مقدس قم به منطقه جنگی رفتم همسرم من را در این زمینه تشویق کرد که به منطقه جنگی بروم و این هماهنگی قبلی وجود داشت من فعالیتم را با جهاد و هلال احمر قبل از انقلاب بود و این فعالیت همچنان ادامه داشت تا زمانی که جنگ شروع شد ومتوجه شدیم که در این راستای باید وارد عمل بشوم ما در زمان انقلاب جهادمان را در انقلاب مبارزه با منافقین و خلق در قم که ما را اذیت می کردند شروع شد و در زمان جنگ هم طور دیگری بایستی جهاد می کردیم و در این راستا هم دفاع کنیم و همسرم از لحاظ ایدولوژی خدا راشکر با من هماهنگ بود .
,وی اظهار داشت: از نظز فعالیت کاری در زمان جنگ بایستی کار را خودمان ارائه بدهیم باتوجه به اینکه هم در پشت جبهه و هم در شهر خودم در قم فعالیت داشتم البته ناگفته نماند که من در سال 1360 به خرم آباد آمدم وبعد از آن در بیمارستان طالقانی خرمشهر خدمت می کردم و خرمشهر در آن روزها که به خونین شهر تبدیل شده بود به این خاطر ما را از خرمشهر به ماهشهر انتقال دادند برای مداوای مجروحان و ما در این شهرستان زیاد اذیت می شدیم . مجروحان خرمشهر را با بالگرد ها به ماهشهر آوردند که ما آنها را مداوا کردیم و من در اتاق عمل کار می کردم زمانی که برانکارد مجروحین را وارد اتاق عمل می کردند چهره های این رزمندگان خاک آلود و همراه با خون بود و تمام همت و نیرو خودمان را در این زمینه به کار می بردیم که این رزمندگان مجروح را بر روی تخت اتاق عمل کشیدیم تا رگش را بگیریم و نهایت تلاشمان را برای زنده نگه داشتن این عزیزان به کار می بستیم و هدف ما این بود که رزمندگان مجروح شهید نشوند.
,وی گفت: در شهر خودم قم که خدمت می کردم در خط مقدم که نبود و مردم بی دفاع بودند اعم از زن و بچه و ما بایستی تیمی کار می کردیم و تلاش احیای برای این عزیزانی که زیر آوار مانده بودند به کار بردیم و هیچ فرقی نمی کرد ما گاهی کار های اولیه را انجام می دادیم و آنها را به اتاق عمل می فرستادیم .
,دانای گفت: در جبهه ما در خط مقدم بودیم و مستقیما مجروحان را وارد اتاق عمل کردند و تلاش سریع ما بر این بود که رزمندگان شهید نشوند و در این دو مکان سرویس دهی خیلی حساس بود .
,این بانو ی پرستار از شیرن ترین خاطره اش به ما گفت : در زمان بمباران به ما اطلاع دادند که منزل شما ویران شده است و ما در منزل یک جلد قرآن د اشتیم و یک قاب که آیه قرآن روی آن حک شده بود روی دیوار منزل نصب بود با توجه به اینکه منزل به طور کامل تخریب شده بود اما قاب اصلا به زمین نیفتاده بود و قرآن هم خدشه ای به آن وارد نشده بود و این برای من به عنوان خاطره شیرین در ذهنم باقی مانده است.
,دانایی در حالی که بغض گلویش را گرفته می گوید: یکی از خاطرات تلخ من در دفاع مقدس این است که به سرد خانه یکی از بیمارستان ها رفتم که آمار شهدا را به دست بیاریم در حالی که من شهیدی را دیدم که بدنش به خاطر اینکه از بین رفته بود و واقعازجر آور بود خیلی متاثر شدم و کشوها ی پر از جنازه شهدا شده بود این شهید هیچکس نه اقوامش از او خبر داشتند و پیدا کردن اقوام این شهید مشکل بود و ما سریع این مسئله را به مقامات بالا انتقال دادیم که ما بقی شهدا را به سردخانه های دیگر منتقل کنند و اینگونه اوضاع برای ما تلخ بود و این صحنه ها بسیارتاسف بار بود.
,وی خاطر نشان کرد: چه بسا در زمان جنگ کودکانی بدون پدر و مادر را به ما می سپردند و بایستی از آنها ما حمایت می کردیم و سه تا از این بچه ها را ما سرپرستی کردیم و این سه بچه الان بزرگ شدند دو تا دختر و یک پسر هستند که این ها به تحصیلات عالیه دست یافتند و زندگی تشکیل دادند وصاحب فرزند و خانواده هستند. و مشغول به کار هستند که یکی از آنها در ارگان دولتی و یکی دیگر به کار هنری مشغول است و دیگری در بیمارستان مشغول به کار می باشد.
,ویبه وظیفه زنان در جنگ نرم پرداخت و گفت: وظیفه ما فرهنگ سازی و ارتقا فرهنگ دینی و مذهبی در بین جوانان است ما باید مراقب باشیم که دشمن این بار از لحاظ اعتقادی بر ما غالب نشود و جوانان را از نیرنگ دشمنان آگاه کنیم و آنها را از نظز علمی ، فرهنگی، اعتقادی تقویت کنیم و آنها بایستی نسبت به مسائل فرهنگی و اعتقادی شناخت پیدا کنند و جاذبه های که اسلام دارد به آنها گوشزد کنیم و به سمت سوی جاذبه های اسلام ببریم و مجذوب اسلام کنیم و از الگو ها استفاده کنیم .
,پرستار دفاع مقدس گفت: اعتقادمن براین است که یک بانوی مسلمان همواره با قرآن مانوس باشد فکر و ایده و تفکرش را بالا ببرد هیچ گاه مطالعه را مخصوصا قرآن را فراموش نکند و انچه که قرآن گفته باید به آن عمل کند وهر چه که مکتب ما و ائمه اطهار ما را به آن سفارش کرده اند چرا که سفارشات آنها راه گشای کار ما هست و آنها را سر لوحه زندگیمان قرار بدهیم و ما هرچه داریم به برکت قرآن و اهل بیت است.
,وی در پایان گفت: بانوان رکن اصلی جامعه هستند و خودشان را دست کم نگیرند این بانوان ایران خیلی ارزشمندهستند و قدر خود ر باید بدانند آنچه که قرآن و اهل بیت از ما خواستند رفتار کنند و با حیا و عفت زندگی کنند.
,,
گفتگو: کبری دریکوند
,انتهای پیام/د
]
ارسال دیدگاه