جای خالی فرهنگ ایرانی اسلامی در سینما نمایان است
سینمای ایران نیازمند بازخوانی فرهنگی اصیل ایرانی اسلامی است تا بتوان ایران را به تصویر بکشد نه اینکه برای جایزه کن و اسکار آینه سینمای غرب شود.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کلاس بیست، «محمدسرگزی» دانشجو معلم گلستانی در یادداشتی به بررسی نقدی از نشریه یالثارات که چندی پیش منتشر شده بود می پردازد و به ولنگاری فرهنگی در سینما و چگونگی مطالبه گری در این حوزه اشاره می کند.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
کلاس بیست، ,
کلاس بیست، ,
کلاس بیست,
در این یادداشت آمده است: هنوز چندی از تیتر یا لثارات نمی گذرد، تیتری که دل خیلی از مارا لرزاند، اما حرف دل خیلی از مارا به قلم آورد.
مدتی است که سینمای ما زیاد طعم اسلامی به خود نمی دهد، فیلم های متعارض با دین، پوشش متعارض با عرف و دین؛ تنها افتخار سینمای ما بعضی از فیلم های ارزشی و ناب است که فقط تعداد معدودی کارگردانان تمایل به ساخت آنها دارند.
خیلی وقت است که سینمایی های ما از فسادهای پشت پرده سینما سخن می گویند و تذکر می دهند و ما متوجه نبودیم و نشدیم و نیستیم.
خیلی وقت است که پوشش بعضی بازیگرانمان قلب نازنین امام زمان(عج) و رهبر و مردم ما را می رنجاند.
خیلی وقت است که دشمن راه خود را پیدا کرده و از برخی بازیگران بعنوان ابزار نفوذی آسان و راحت و تاثیرگزار استاده می کند.
خیلی وقت است که بازیگران ما شده اند ابزار آسان و رایگان مدهای غربی ضد ارزشی مان.
خیلی وقت است که بازیگران ما شده اند دلیل بدحجابی جوانان ما، وقتی که به آنها می گویی چرا این مدل پوشش؟ می گوید فلان بازیگردر فلان برنامه یا فستیوال این مدلی پوشیده بوده و یا اگر ایراد دارد چرا او می پوشد و یا چرا به او چیزی نمی گویند، و کار ما سخت می شود که به او بفهمانیم که دینت چیست و شرع چیست و عرف چیست و هرکسی مسئول کار خود است.
اگر یکی از آنها نیز حجاب اسلامی بگیرد و از رهبر و امام زمانش بگوید و عید را به رهبرش تبریک بگوید، مطرود میشود و مورد تمسخر، فرزندانش را اذیت می کنند و کاریکاتورش را می سازند و در تحریمی سخت تر از شعب ای طالب قرارش می دهند...
اینجاست که جای مجری های توانمند انقلابی، بازیگران ارزشی و کارگردانان ناب در تلوزیون و سینما مانند چمن زاری شده است برهوت.
اکنون مشهورین ما علنا در جمعی رسمی سیگار می کشند و وقتی با تعجب حاضرین مواجه می شوند طوری گله مند می شوند که گویی جرمی انجام داده به ناگواری نوشیدن آبی گوارا.
این یکی در همایشی از صدای خوب بازیگری برای خوانندگی می گوید و آن یکی از فتنه حمایت، این یکی از بازیگر های فراری دفاع می کند و آن یکی از وضع بد بازار بازیگری، این یکی از آن می گوید و آن یکی از این؛ و ما نیز مثل همیشه دستانمان بر سینه گذاشته شده و منتظریم تا امام زمان با شمشیرش بیاید و دنیا را از آلودگی پاک کند؛ و آنقدر این دست و آن دست کرده ایم که تبدیل به غول هایی شده اند که جلوی رهبر و دین و هیئت مان نیز می ایستند و تریبون های تلویزیون را نیز تصاحب کرده اند، آنقدر قدرتمند شده اند که اگر در صدا و سیما ممنوع التصویر شوند کار خود را در فضای مجازی با تبلیغاتی پر هجمه و مخاطبینی خاص ادامه می دهند؛ و راه خود را به تلوزیون پیدا می کنند، آنقدر قدرتمند که دیگر حتی سخت می شود که درباره ابروی بالای چشمانشان هم سخن گفت.
آری یا لثارات بد گفت ولی حرف دلمان را زد، و من از این غصه می خورم که چرا خوب سخن گفتن را یاد نگرفیتم، چرا نمی توانیم به آنها بگوییم که برای مردمان کشورت مراعات کن، برای مردمان کشورت دین را بفهم و برای جوانان کشورت سمت سیگار و قلیان نرو.
چرا وقتی هنرپیشه های مرد هالیوود در فستیوال های مشهور با پوششی رسمی و با اقتدار حضور پیدا می کند، تو؛ تویی که ایرانی هستی و قدمت آب و خاکت میلیون برابر بیشتر از اوست به این مهم پی نبرده ای؟
حال که جشنواره هایی ناب مانند عمار و مقاومت و دفاع مقدس و غیره که از فرهنگ ایرانی اسلامی ما سخن می گوید موجود است چرا مذهبی های ما از آن حمایت نمی کنند، چرا در مساجد و هیئات و دانشگاه های ما تبلیغ نمی شود و اکران نمی شود، چرا فیلم هایی مانند بادیگارد و ایستاده در غبار با اینکه از نظر کیفیت و محتوا از تمامی فیلم های فجر بهتر بود باید رتبه های پایین فروش را ازآن خود کند و هیئات و مساجد تبلیغ آن را نکنند؟
چگونه با این بی خیالی طبل انتظار را بر سینه می کوبیم؟ آری یا لثارات خواست تا بی خیال نباشد، اما بلد نبود، و من از خودم شرمسارم که چرا زودتر از او بی غیرتی بعضی هارا به آنها بازگو نکردم.
ما همه شرمساریم از تک تک جوانان مان که راه را به آنها نشان ندادیم؛ از اینکه آنقدر در برنامه های تلوزیونیمان برای افزایش مخاطب و افزایش تبلیغات و کسب درامد بازیگر های بی ارزش را دعوت کردند و از آنها حمایت کردند تا اکنون تبدیل شده اند به خان های جامعه.
آری یا لثارات گفت، اما بد گفت، اما حرف دلمان را گفت.
به نظر می رسد؛ سینمای ایران نیازمند بازخوانی فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی است تا بتوان ایران را به درستی تصویر بکشد نه اینکه برای جایزه «کن» و «اسکار» آینه سینمای غرب شود و این باید در نقدهایمان نیز تجلی پیدا کند.
انتهای پیام/
,
در این یادداشت آمده است: هنوز چندی از تیتر یا لثارات نمی گذرد، تیتری که دل خیلی از مارا لرزاند، اما حرف دل خیلی از مارا به قلم آورد.
مدتی است که سینمای ما زیاد طعم اسلامی به خود نمی دهد، فیلم های متعارض با دین، پوشش متعارض با عرف و دین؛ تنها افتخار سینمای ما بعضی از فیلم های ارزشی و ناب است که فقط تعداد معدودی کارگردانان تمایل به ساخت آنها دارند.
خیلی وقت است که سینمایی های ما از فسادهای پشت پرده سینما سخن می گویند و تذکر می دهند و ما متوجه نبودیم و نشدیم و نیستیم.
خیلی وقت است که پوشش بعضی بازیگرانمان قلب نازنین امام زمان(عج) و رهبر و مردم ما را می رنجاند.
خیلی وقت است که دشمن راه خود را پیدا کرده و از برخی بازیگران بعنوان ابزار نفوذی آسان و راحت و تاثیرگزار استاده می کند.
خیلی وقت است که بازیگران ما شده اند ابزار آسان و رایگان مدهای غربی ضد ارزشی مان.
خیلی وقت است که بازیگران ما شده اند دلیل بدحجابی جوانان ما، وقتی که به آنها می گویی چرا این مدل پوشش؟ می گوید فلان بازیگردر فلان برنامه یا فستیوال این مدلی پوشیده بوده و یا اگر ایراد دارد چرا او می پوشد و یا چرا به او چیزی نمی گویند، و کار ما سخت می شود که به او بفهمانیم که دینت چیست و شرع چیست و عرف چیست و هرکسی مسئول کار خود است.
اگر یکی از آنها نیز حجاب اسلامی بگیرد و از رهبر و امام زمانش بگوید و عید را به رهبرش تبریک بگوید، مطرود میشود و مورد تمسخر، فرزندانش را اذیت می کنند و کاریکاتورش را می سازند و در تحریمی سخت تر از شعب ای طالب قرارش می دهند...
اینجاست که جای مجری های توانمند انقلابی، بازیگران ارزشی و کارگردانان ناب در تلوزیون و سینما مانند چمن زاری شده است برهوت.
اکنون مشهورین ما علنا در جمعی رسمی سیگار می کشند و وقتی با تعجب حاضرین مواجه می شوند طوری گله مند می شوند که گویی جرمی انجام داده به ناگواری نوشیدن آبی گوارا.
این یکی در همایشی از صدای خوب بازیگری برای خوانندگی می گوید و آن یکی از فتنه حمایت، این یکی از بازیگر های فراری دفاع می کند و آن یکی از وضع بد بازار بازیگری، این یکی از آن می گوید و آن یکی از این؛ و ما نیز مثل همیشه دستانمان بر سینه گذاشته شده و منتظریم تا امام زمان با شمشیرش بیاید و دنیا را از آلودگی پاک کند؛ و آنقدر این دست و آن دست کرده ایم که تبدیل به غول هایی شده اند که جلوی رهبر و دین و هیئت مان نیز می ایستند و تریبون های تلویزیون را نیز تصاحب کرده اند، آنقدر قدرتمند شده اند که اگر در صدا و سیما ممنوع التصویر شوند کار خود را در فضای مجازی با تبلیغاتی پر هجمه و مخاطبینی خاص ادامه می دهند؛ و راه خود را به تلوزیون پیدا می کنند، آنقدر قدرتمند که دیگر حتی سخت می شود که درباره ابروی بالای چشمانشان هم سخن گفت.
آری یا لثارات بد گفت ولی حرف دلمان را زد، و من از این غصه می خورم که چرا خوب سخن گفتن را یاد نگرفیتم، چرا نمی توانیم به آنها بگوییم که برای مردمان کشورت مراعات کن، برای مردمان کشورت دین را بفهم و برای جوانان کشورت سمت سیگار و قلیان نرو.
چرا وقتی هنرپیشه های مرد هالیوود در فستیوال های مشهور با پوششی رسمی و با اقتدار حضور پیدا می کند، تو؛ تویی که ایرانی هستی و قدمت آب و خاکت میلیون برابر بیشتر از اوست به این مهم پی نبرده ای؟
حال که جشنواره هایی ناب مانند عمار و مقاومت و دفاع مقدس و غیره که از فرهنگ ایرانی اسلامی ما سخن می گوید موجود است چرا مذهبی های ما از آن حمایت نمی کنند، چرا در مساجد و هیئات و دانشگاه های ما تبلیغ نمی شود و اکران نمی شود، چرا فیلم هایی مانند بادیگارد و ایستاده در غبار با اینکه از نظر کیفیت و محتوا از تمامی فیلم های فجر بهتر بود باید رتبه های پایین فروش را ازآن خود کند و هیئات و مساجد تبلیغ آن را نکنند؟
چگونه با این بی خیالی طبل انتظار را بر سینه می کوبیم؟ آری یا لثارات خواست تا بی خیال نباشد، اما بلد نبود، و من از خودم شرمسارم که چرا زودتر از او بی غیرتی بعضی هارا به آنها بازگو نکردم.
ما همه شرمساریم از تک تک جوانان مان که راه را به آنها نشان ندادیم؛ از اینکه آنقدر در برنامه های تلوزیونیمان برای افزایش مخاطب و افزایش تبلیغات و کسب درامد بازیگر های بی ارزش را دعوت کردند و از آنها حمایت کردند تا اکنون تبدیل شده اند به خان های جامعه.
آری یا لثارات گفت، اما بد گفت، اما حرف دلمان را گفت.
به نظر می رسد؛ سینمای ایران نیازمند بازخوانی فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی است تا بتوان ایران را به درستی تصویر بکشد نه اینکه برای جایزه «کن» و «اسکار» آینه سینمای غرب شود و این باید در نقدهایمان نیز تجلی پیدا کند.
انتهای پیام/
,
در این یادداشت آمده است: هنوز چندی از تیتر یا لثارات نمی گذرد، تیتری که دل خیلی از مارا لرزاند، اما حرف دل خیلی از مارا به قلم آورد.
,
مدتی است که سینمای ما زیاد طعم اسلامی به خود نمی دهد، فیلم های متعارض با دین، پوشش متعارض با عرف و دین؛ تنها افتخار سینمای ما بعضی از فیلم های ارزشی و ناب است که فقط تعداد معدودی کارگردانان تمایل به ساخت آنها دارند.
,
خیلی وقت است که سینمایی های ما از فسادهای پشت پرده سینما سخن می گویند و تذکر می دهند و ما متوجه نبودیم و نشدیم و نیستیم.
,
خیلی وقت است که پوشش بعضی بازیگرانمان قلب نازنین امام زمان(عج) و رهبر و مردم ما را می رنجاند.
,
خیلی وقت است که دشمن راه خود را پیدا کرده و از برخی بازیگران بعنوان ابزار نفوذی آسان و راحت و تاثیرگزار استاده می کند.
,
خیلی وقت است که بازیگران ما شده اند ابزار آسان و رایگان مدهای غربی ضد ارزشی مان.
,
خیلی وقت است که بازیگران ما شده اند دلیل بدحجابی جوانان ما، وقتی که به آنها می گویی چرا این مدل پوشش؟ می گوید فلان بازیگردر فلان برنامه یا فستیوال این مدلی پوشیده بوده و یا اگر ایراد دارد چرا او می پوشد و یا چرا به او چیزی نمی گویند، و کار ما سخت می شود که به او بفهمانیم که دینت چیست و شرع چیست و عرف چیست و هرکسی مسئول کار خود است.
,
اگر یکی از آنها نیز حجاب اسلامی بگیرد و از رهبر و امام زمانش بگوید و عید را به رهبرش تبریک بگوید، مطرود میشود و مورد تمسخر، فرزندانش را اذیت می کنند و کاریکاتورش را می سازند و در تحریمی سخت تر از شعب ای طالب قرارش می دهند...
,
اینجاست که جای مجری های توانمند انقلابی، بازیگران ارزشی و کارگردانان ناب در تلوزیون و سینما مانند چمن زاری شده است برهوت.
,
اکنون مشهورین ما علنا در جمعی رسمی سیگار می کشند و وقتی با تعجب حاضرین مواجه می شوند طوری گله مند می شوند که گویی جرمی انجام داده به ناگواری نوشیدن آبی گوارا.
,
این یکی در همایشی از صدای خوب بازیگری برای خوانندگی می گوید و آن یکی از فتنه حمایت، این یکی از بازیگر های فراری دفاع می کند و آن یکی از وضع بد بازار بازیگری، این یکی از آن می گوید و آن یکی از این؛ و ما نیز مثل همیشه دستانمان بر سینه گذاشته شده و منتظریم تا امام زمان با شمشیرش بیاید و دنیا را از آلودگی پاک کند؛ و آنقدر این دست و آن دست کرده ایم که تبدیل به غول هایی شده اند که جلوی رهبر و دین و هیئت مان نیز می ایستند و تریبون های تلویزیون را نیز تصاحب کرده اند، آنقدر قدرتمند شده اند که اگر در صدا و سیما ممنوع التصویر شوند کار خود را در فضای مجازی با تبلیغاتی پر هجمه و مخاطبینی خاص ادامه می دهند؛ و راه خود را به تلوزیون پیدا می کنند، آنقدر قدرتمند که دیگر حتی سخت می شود که درباره ابروی بالای چشمانشان هم سخن گفت.
,
آری یا لثارات بد گفت ولی حرف دلمان را زد، و من از این غصه می خورم که چرا خوب سخن گفتن را یاد نگرفیتم، چرا نمی توانیم به آنها بگوییم که برای مردمان کشورت مراعات کن، برای مردمان کشورت دین را بفهم و برای جوانان کشورت سمت سیگار و قلیان نرو.
,
چرا وقتی هنرپیشه های مرد هالیوود در فستیوال های مشهور با پوششی رسمی و با اقتدار حضور پیدا می کند، تو؛ تویی که ایرانی هستی و قدمت آب و خاکت میلیون برابر بیشتر از اوست به این مهم پی نبرده ای؟
,
حال که جشنواره هایی ناب مانند عمار و مقاومت و دفاع مقدس و غیره که از فرهنگ ایرانی اسلامی ما سخن می گوید موجود است چرا مذهبی های ما از آن حمایت نمی کنند، چرا در مساجد و هیئات و دانشگاه های ما تبلیغ نمی شود و اکران نمی شود، چرا فیلم هایی مانند بادیگارد و ایستاده در غبار با اینکه از نظر کیفیت و محتوا از تمامی فیلم های فجر بهتر بود باید رتبه های پایین فروش را ازآن خود کند و هیئات و مساجد تبلیغ آن را نکنند؟
,
چگونه با این بی خیالی طبل انتظار را بر سینه می کوبیم؟ آری یا لثارات خواست تا بی خیال نباشد، اما بلد نبود، و من از خودم شرمسارم که چرا زودتر از او بی غیرتی بعضی هارا به آنها بازگو نکردم.
,
ما همه شرمساریم از تک تک جوانان مان که راه را به آنها نشان ندادیم؛ از اینکه آنقدر در برنامه های تلوزیونیمان برای افزایش مخاطب و افزایش تبلیغات و کسب درامد بازیگر های بی ارزش را دعوت کردند و از آنها حمایت کردند تا اکنون تبدیل شده اند به خان های جامعه.
,
آری یا لثارات گفت، اما بد گفت، اما حرف دلمان را گفت.
,
به نظر می رسد؛ سینمای ایران نیازمند بازخوانی فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی است تا بتوان ایران را به درستی تصویر بکشد نه اینکه برای جایزه «کن» و «اسکار» آینه سینمای غرب شود و این باید در نقدهایمان نیز تجلی پیدا کند.
,
انتهای پیام/
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه