جانباز قطع نخاعی و هنرمند فردیسی:
نصف تنم را در جنگ داده ام و نصف دیگر را هم برای حفظ کشورم میدهم/ افرادی که حقوق بیت المال میگیرند چند سال عمر می کنند و چه توشه ای با خود می برند
کامران مؤیدی جانباز ۷۰ درصد که به واسطه ی ضایعه ی نخاعی نیمی از بدن خود را در جبهه ی جهاد حق علیه باطل به یادگار گذاشته است،او درسال ۱۳۴۸ در تهران متولد می شود و درسال ۵۷ به فردیس کرج عزیمت می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فردیسان، کامران مؤیدی جانباز ۷۰ درصد که به واسطه ی ضایعه ی نخاعی نیمی از بدن خود را در جبهه ی جهاد حق علیه باطل به یادگار گذاشته است،او درسال ۱۳۴۸ در تهران متولد می شود و درسال ۵۷ به فردیس کرج عزیمت می کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فردیسان,

, حاج آقا مؤیدی درسال ۶۵ و درسن ۱۷ سالگی در عملیات کربلای ۵ شرکت می کند و در همان عملیات مجروح می شود پایگاه خبری فردیسان مصاحبه ای خواندنی با این رزمنده دوران دفاع مقدس داشته است که در ادامه می خوانید.
,- چه چیزی باعث شد که در سن ۱۷ سالگی تصمیم بگیرید به جبهه بروید؟
این راهی بود که باید می رفتیم ،ملت ایران هیچ وقت زیر بار جور و ستم کشورهای دیگر نمی رود وقتی خطری کشور را تهدید می کند همه با هم برای دفع خطر بسیج می شوند، وقتی در دوران جنگ یک نوجوان ۱۳-۱۴ ساله شناسنامه خود را تغییر می دهد تا در جنگ شرکت کند باید دید که انقلاب باعث چه بلوغ رشدی و عقلی جوانان و نوجوانان شده بود.
,- از نحوه ی اعزام خود به جبهه بگوئید؟
من در مسجد ولی عصر اسم نویسی کردم و جز لشکر ۱۵۰ هزار نفری محمد رسول الله بودم، مدت ۳۵ روز در دانشکده کشاورزی محمد شهر آموزش دیدم ،اول قرار بود به کردستان برویم اما قسمت من را به اهواز کشید و بعد از مدتی در پشت جبهه بودیم و سپس به مناطق جنگی اعزام شدیم .
,

, - در کدام عملیات مجروح شدید؟
در عملیات کربلای ۵ مجروح شدم،در این عملیات ۱۵ نفر از رزمنده ها از عملیات جا ماندیم و یکی از بیسیم چی ها نیز که جا مانده بود خود را به ما رساند و بدون رمز شروع به صحبت کرد و دشمن که نزدیک ما بود شنود کرد و اولین خمپاره پای یکی از رزمنده ها را نشانه رفت،وقتی پای رزمنده قطع شد به دلیل محاصره بودن از او خواستیم تا ساکت باشد و این تنها عشق بود که میتوانست این درد بزرگ را در سکوت تحمل کند دومین خمپاره پشت پای من خورد ومنجر به مجروح شدن من شد.
,- وقتی که فهمیدید فلج شده اید چه حسی داشتید؟
من زمانی که خمپاره به پشت پایم خورد دستم را در کمرم بردم و به عمق جراحت پی بردم و متوجه شدم که چه اتفاقی افتاده است حدود ۴۸ ترکش به کمر من خورده بود و حفره ای در کمرم باز شده بود و من در همان جا فهمیدم که پاهایم را ازدست داده ام اما اعتقادی بین رزمنده ها وجود داشت و آن این بود که هر خمپاره ای که پایین می آید روی آن اسامی افرادی که باید شهید و مجروح شوند نوشته شده است و نام من هم روی این خمپاره نوشته شده بود.
,

, - واژه ی “صبر” را دریک جانباز تعریف کنید ؟
یک جانباز با صبر زندگی می کند نه تنها خودش بلکه خانواده اش هم با صبر زندگی می کنند، زیرا یک جانباز مشکلات خاص خود را دارد این مشکلات فیزیکی است اما از نظرروحی مشکلی نداریم زیرا همه قوی هستیم از لحاظ فیزیکی هم مشکلی نیست این راهی بود که انتخاب کرده ایم وتا آخر هم هستیم ،من نصف تنم را در جنگ داده ام اما اگر مشکلی برای کشور پیش بیاید نصف دیگر را هم میدهم.
,- با شنیدن پرداخت حقوق های نجومی چه حسی به شما دست میدهد؟
متاسفانه الان تعلقات دنیوی زیاد شده است در زمان جنگ رزمنده ها جان خود در کف دست شان گذاشته بودند و با عشق و علاقه تنها برای خدا، اسلام و دفاع از این آب و خاک می جنگیدند، من از شنیدن حقوق ها نجومی ناراحت می شوم یادم می آید بچه ها در منطقه می گفتند خیلی هم که قد بلند و هیکلی باشی اخرش همه یک کفن می بریم حالا مانده ام این افرادی که حقوق بیت المال را اینطور برای خود مصادره می کنند چند سال عمر خواهند کرد و چه چیزی را با خود می برند.
,- در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید؟
من قبل از اعزام به منطقه جوشکار بودم اما وقتی از منطقه برگشتم به دلیل جراحتی که داشتم به کار معرق مشغول شدم و ۲۶ سال است که معرق سنتی کار می کنم.
,

,

,

, ,
- چه حسرتی در زندگی داریدو آروزیتان چیست؟
من هیچ حسرتی در زندگی ندارم اما ای کاش من هم رفته بودم و اشک در چشمانش حلقه می زند ، و آرزو دارم که آقا را ازنزدیک ببینم و دیگر هیچ نمیخواهم.
,- حرف آخر؟
مابرای این انقلاب خیلی زحمت کشیدیم وجوانان باید بدانند که ما تنها با یک کشور نجنگیدیم بلکه با یک دنیا جنگیدیم و سربلند بیرون آمدیم و به یاری خدا و رهنمودهای مقام معظم رهبری ایران هم اکنون دارای قدرت موشکی و دفاعی است،
,از نظر من جنگ تیر و خمپاره تمام شده اما جنگ نرم ادامه دارد تنها باید کمی حواسمان را جمع کنیم که این انقلاب حفظ شود و مسئولین در این راه نقش مهمی دارند و همانطورکه حضرت آقا هم میفرماید صحبت کردن زیادش هم خوب نیست باید تکانی به خود بدهند.
,او در پایان از همسرش که همواره یار و یاور او بوده تشکر می کند و می گوید:نگهداری از جانباز سخت است وهمسرم در این ۲۵ سال همواره پا به پای من آمده من از او راضی هستم ان شالله خداوند هم از او راضی باشد…
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه