روایت فرماندهانی که کمتر از کارگران حقوق می‌گرفتند؛

ماجرای تدبیر هوشمندانه سردار همدانی برای رهایی از کمین دشمن/ 150 رزمنده‌ای که 5 هزار نفر را نجات دادند

ماجرای تدبیر هوشمندانه سردار همدانی برای رهایی از کمین دشمن/ 150 رزمنده‌ای که 5 هزار نفر را نجات دادند
دفاع مقدس سرشار از لحظات ناب ایثار، از خودگذشتگی و حماسه بود؛ حماسه هایی که با نام فرماندهان بزرگی چون سردار سرلشگر شهید "حاج حسین همدانی" گره خورده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع؛ سرلشگر شهید "حاج حسین همدانی" در طول هشت سال دفاع مقدس، فرماندهی عملیات های مهمی را برعهده داشت و در یکی از این عملیات ها با هوشیاری توانست خود و نیروهایش را از کمین دشمن نجات دهد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع؛,

نزدیک شدن به روزهای شهادت این سردار بزرگ بهانه ای شد تا گفتگویی با یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس که افتخار همراهی با سردار شهید همدانی در چندین عملیات را دارد؛ داشته باشیم:

,

 

,

نافع: برای شروع خود را معرفی فرمایید؟

, نافع: برای شروع خود را معرفی فرمایید؟, نافع: برای شروع خود را معرفی فرمایید؟,

رضا میرزایی متولد 1335 در همدان هستم که در زمان جنگ مسئولیت های متعددی چون فرماده قرارگاه تاکتیکی سرپل ذهاب و فرمانده تیپ یک از لشگر انصارالحسین(ع) را عهده دار بوده ام. در حال حاضر نیز مسئول مجمع راویان دفاع مقدس استان و پژوهشگر دفاع مقدس هستم.

,

 

,

نافع: از مهمترین خاطراتتان با شهید همدانی بگویید؟

, نافع: از مهمترین خاطراتتان با شهید همدانی بگویید؟, نافع: از مهمترین خاطراتتان با شهید همدانی بگویید؟,

یکی از افتخاراتم این است که در طول هشت سال دفاع مقدس، بیش از سایرین در کنار شهید همدانی بوده  و خاطرات فراوانی از ایشان دارم.

,

خاطرم هست آذر سال 60  عملیات مطلع الفجر در گیلان غرب انجام شده و 5 هزار رزمنده از ارتش و سپاه در محاصره گرفتار آمده بودند.

,

آن زمان فرماندهی عملیات با سردار سید یحیی رحیم صفوی و سردار بروجردی بود که وقتی حلقه محاصره تنگ شد به دلیل نداشتن نیروی کمکی با همدان تماس گرفته و از شهید محمود شهبازی و شهید همدانی که فرماندهی نیروهای استان را برعهده داشتند درخواست کمک کردند.

,

آن ها پیغام دادند که نزدیک به 150 نیروی شهادت طلب اعزام شود تا ارتفاعات تنگه کورک را تسخیر کرده و عقبه دشمن را ببندند تا عراقی ها برای نجات از این وضعیت، محاصره را رها کنند.

,

 

,

نافع: نظر فرماندهان همدان برای اعزام نیرو چه بود؟

, نافع: نظر فرماندهان همدان برای اعزام نیرو چه بود؟, نافع: نظر فرماندهان همدان برای اعزام نیرو چه بود؟,

 شهید شهبازی ابتدا راضی نبود زیرا سه ماه پیش از "مطلع الفجر"، تعداد زیادی از رزمندگان استان همدان در عملیات شهیدان "رجایی و باهنر" به شهادت رسیده بودند و شهید شهبازی می گفت: "چون این عملیات بسیار دشوار است و این بار هم تعداد زیادی به شهادت می رسند با چه رویی به همدان برگردم و خبر شهادت را به خانواده ها بدهم"؟

,

درنهایت با اصرار سردار صفوی و بروجردی پذیرفت زیرا آن ها گفتند: "یعنی شما راضی نیستید برای نجات 5 هزار رزمنده 150 شهید بدهید"؟ و شهید شهبازی گفت: "اگر واقعا حضور این افراد تا این اندازه مؤثر است می پذیرم" و نیروها اعزام شدند.

,

 

,

نافع: شهید همدانی در این بین چه نقشی ایفا کرد؟

, نافع: شهید همدانی در این بین چه نقشی ایفا کرد؟, نافع: شهید همدانی در این بین چه نقشی ایفا کرد؟,

نیروها به سه دسته تقسیم شدند و قرار شد سردار همدانی فرماندهی نیروها را برعهده داشته و سردار شهبازی از عقبه حمایت کند.

,

رزمندگان که می دانستند بازگشتی در انتظارشان نیست و همه شهید می شوند؛ سلاح و مهمات برداشته و عازم شدند.

,

مسیر بسیار سخت و طاقت فرسا و غیر قابل عبور بود و 6 کیلومتر حرکت کرده و در تاریکی شبانه از میدان مین و صخره ها عبور کردیم و صبح که هوا روشن شد تازه متوجه شدیم چه مسیر خطرناکی بوده است.

,

با قرار گرفتن در ارتفاعات دشمن از پشت محاصره شده و تصور کرد که عملیات بزرگی انجام شده و گرفتار شده اند به همین دلیل دست از محاصره 5 هزار رزمنده برداشت و به ما حمله کرد.

,

با این اقدام شجاعانه رزمندگان همدان 5 هزار رزمنده که نزدیک به 10 روز در محاصره بودند و هر روز حلقه محاصره بر آن ها تنگ تر شده و آب و آذوقه شان تمام شده بود و ناچار به تسلیم بودند نجات یافتند که در بین آن ها نیروهایی از تیپ 57 ، کماندوکاران ارتش، سپاه گیلان غرب و آذربایجان حضور داشتند.

,

 

,

http://nafee.ir/news/22385

, http://nafee.ir/news/22385,

 

,

 

,

نافع: نیروهای اندک همدان چطور توانستند در برابر دشمن مقاومت کردند؟

, نافع: نیروهای اندک همدان چطور توانستند در برابر دشمن مقاومت کردند؟, نافع: نیروهای اندک همدان چطور توانستند در برابر دشمن مقاومت کردند؟,

عراقی ها سه بار به ما حمله کردند و ما که مهماتمان تمام شده بود با مهمات خودشان که از ترس جا گذاشته و فرار کرده بودند به آن ها حمله کردیم.

,

از 150 نیرو تنها 20 نفر باقی مانده و تعداد زیادی از نیروها مجروح و شهید شده بودند که

,

شهید همدانی دستور داد باید هرطور شده راهی باز کرده و از منطقه خارج شویم.

,

خاطرم هست یکی از مجروحان به نام "محمدنبی سوری" که بعدها در عملیاتی دیگر به شهادت رسید  به سردار همدانی گفت: " شما را به خدا قسم می دهم که من را این جا نگذارید"؛ سردار نگاهی به او انداخته و روی زمین نشست و به من گفت: " او را روی دوشم بگذار".

,

من گفتم: " عبور از این جا برای خودمان سخت است؛ چطور مجروح را ببریم" که سردار گفت: "باید حتما او را ببرم".

,

پیکر آن رزمنده را روی دوش سردار همدانی گذاشته و حرکت کردیم؛ به ناچار باید از میدان مین عبور می کردیم و مسیر بسیار صعب العبور بود.

,

سردار همدانی بارها زمین می خورد و می غلتید، اما آن مجروح را به سختی حفظ کرده بود.

,

خاطرم هست در بین راه تیری به شانه شهید همدانی اصابت کرد و از شدت درد روی زمین نشست، اما چون توقف خطرناک بود شروع به غلت زدن کرده و با غلتیدن آن مجروح و سایر نیروها را خارج کرد.

,

این پیروزی به دلیل حضور شخصیتی بزرگ چون شهید همدانی بود که با وجود اینکه فرمانده بود دوشادوش رزمندگان و مانند خود آن ها می جنگید و بچه ها روحیه می گرفتند.

,

من سه بار توفیق داشتم که در سه عملیات در سرپل ذهاب، گیلان غرب و قصر شیرین که گرفتار محاصره شده بودیم در کنار این شهید بزرگوار بوده و هر بار سردار همدانی با روحیه شهادت طلبی و تدبیر و مدیریت نیروها را از کمین دشمن خارج کرد.

,

 

,

نافع: از خاطرات دفاع مقدس که بگذریم؛ بفرمایید وضعیت مالی پاسداران در زمان جنگ چطور بود و چقدر دریافت می کردند؟

, نافع: از خاطرات دفاع مقدس که بگذریم؛ بفرمایید وضعیت مالی پاسداران در زمان جنگ چطور بود و چقدر دریافت می کردند؟, نافع: از خاطرات دفاع مقدس که بگذریم؛ بفرمایید وضعیت مالی پاسداران در زمان جنگ چطور بود و چقدر دریافت می کردند؟,

در آن زمان کلمه استخدام به معنای کسب روزی و کار در سپاه مطرح نبود و می گفتند نیروهای مؤمن، متدین و مخلص داوطلبانه به عضو یت رسمی درآیند.

,

سر ماه که می شد اعلام می کردند که پاسداران به امور مالی بروند، اما کسی روی رفتن نداشت و با اکراه می رفت.

,

سال 58-59 که سپاه تشکیل شد به افراد عادی 200 تومان داده و بالاترین حقوق نیز 700 تا 800 تومان بود که در اواخر جنگ هزار و 200 تومان شد؛ درحالیکه همان موقع درآمد یک کارگر عادی دو برابر این مبلغ بود.

,

یادم هست برخی فرماندهان اولیه سپاه چون سرداران شهید تقی بهمنی، حبیب ا... مظاهری، مهدی فریدی، محمدرضا فراهانی، حسن تاجوک، محسن عینعلی و محسن امیدی وقتی پول را می گرفتند؛ مقداری را که برای هزینه رفتن به جبهه لازم بود برداشته و بقیه را به فقرا می دادند.

,

 آن زمان روحیه ویژه ای در سپاه حاکم بود؛ کسی برای دنیایش کار نمی کرد و دنبال مطرح کردن خود نبود؛ حتی کسی ماشین نو که آن زمان پیکان بود سوار نمی شد و زندگی ساده ای داشتند.

,

 

,

نافع: از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید متشکریم.

, نافع: از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید متشکریم., نافع: از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید متشکریم.,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه