مصاحبه با خانوداه آتش نشان فداکار بجنوردی؛
تنها درآمدمان حقوق همسرم است به خاطر مشکلات بیمه ای حل نشده است/ مسئولان کمک کنند حق فرزندانم را بگیرم
سیزدهم مرداد ماه امسال بود که خبر ی با عنوان "آتش نشان فداکار بجنوردی در دریا غرق شد" در خبرگزاری ها و رزنامه ها استانی و کشوری نقش بست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری بجنا، محمدنارمی که چند روزی به همراه خانواده ، به دریای شمال سفر کرده بود ،در پی نجات فردی که در حال غرق شدن بود ، جان خود را از دست داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بجنا,نارمی آتش نشان وظیفه شناس برای کمک به پیرمرد در حال غرق به دریا زد اما خود گرفتار دریا شد و جانش را از دست داد.
,
سمانه یزدانی همسر مرحوم محمد نارمی آتش نشان فدارکار بجنوردی با بیان اینکه ما 15 سال پیش در شهر راز ازدواج کردیم، گفت: ازدواج ما کاملا سنتی برگزار شد و عشق و علاقه ما بعد از ازدواج به بهم بیشتر شد به طوری که زبانزد همه اقوام بود.
,
وی افزود: محمد شغلش در ابتدا کشاورزی و دامداری بود، بعد از پنج سال آتش نشانی زمانی که آتش نشانی راز درخواست نیرو داشت او هم ثبت نام کرد که بین 50 نفر هم در آزمون کتبی و عملی نفر اول شد و به صورت قراردادی در آتش نشانی راز مشغول کار شد و بعد از آن سال 91 آتش نشانی بجنورد درخواست نیرو داشت که محمد دوباره آمد و در بجنورد ثبت نام کرد و در آزمون ها قبول شد و در آتش نشانی بجنورد مشغول کار شد و ما هم برای زندگی به بجنورد آمدیم .
,

,
خانم یزدانی با بیان اینکه همسرم علاقه عجیبی به این شغل داشت، گفت: همسرم برای اهداف خودش تلاش زیادی می کرد و هر زمان که در آتش نشانی آزمون می گرفتند همیشه نفر اول می شد .
,
وی افزود: سال گذشته می خواستم در روز آتش نشان در رزونامه برای همسرم تبریک بزنم که او به من گفت صبر کن من سال آینده تلاش می کنم آتش نشان نمونه شوم بعد برای من تبریک بزنید .
,
یزدانی با اشاره به اینکه چند بار به دلیل سختی شغلش و دوری از خانواده اعتراض کردم و حتی گفتم از شغلت استعفا بده، اضافه کرد: اما او به هیچ وجه حاضر نبود شغلش را کنار بگذارد، زیرا خدمت به مردم را وظیفه انسانیاش میدانست.
,

,
همسر آتش نشان فداکار بجنوردی ادامه داد: رابطه خیلی خوبی با هم داشتیم و در زندگی یک همسر کامل بود و برای خانوادهاش هیچ کم و کاستی نگذاشت و با اینکه مشغله کاری زیادی داشت همیشه در کارهای منزل به من کمک می کرد و در شوخ طبعی زبانزد فامیل و بستگان بود.
,
وی ادامه داد: محمد علاقه خاصی به فرزندان مان داشت همیشه به پسربزرگم سفارش می کرد اگر کاری را شروع کردی نیمه کاره رها نکن .
,
وی افزود: محمد به درس خواندن خیلی علاقه داشت و بعد از استخدام شدن در سازمان آتش نشانی درسش را ادامه داد و همیشه در دانشگاه دانشجوی ممتاز بود .
,
,

,
خانم یزدانی با بیان اینکه همسرم خیلی مهربان بود، گفت: نبود محمد بریم خیلی سخت است چون به هم عادت کرده بودیم و بعد از ان اتفاق فرزندانم خیلی بی تابی می کنند.
,
همسر آتش نشان بجنوردی اظهار کرد: بعد رفتن محمد با مشکلات زیادی روبه رو شدیم ولی چیزی که من را آرام می کند نوع رفتن محمد است که باعث افتخار من است .
,
وی افزود: تنها منبع درآمدمان حقوق همسرم است که آن هم به خاطر مشکلات بیمه ای هنوز حل نشده و ما حقوقی دریافت نکرده ایم .
,
همسر آتش نشان فداکار بجنوردی همچنین در خصوص روز حادثه گفت: هر ساله سازمان آتش نشانی سوئیتی در به قید قرعه به کارکنان خودش در شمال می دهد و امسال قرعه با نام محمد درآمده بود و ما به همراه خواهرم که به تازگی همسر خودش را از دست داده بوده و چند نفر دیگر از اقوام راهی این مسافرت شدیم .
,
در صبح آن حادثه نمی دانم چرا محمد خیلی خوشحال بود بعد محمد به همراه دامادمان برای شنا کردن به دریا زدند در چند متر آنطرف تر پیرمردی در حال غرق شدن بود که محمد و دامادمان به جت اسکی های غریق نجات اشاره کردند که یک نفر اینجا دارد غرق می شود.
,

,
به گفته دامادمان محمد به او گفته دختری که همراه آن پیرمرد است، گناه دارد، در صورتی که دختری وجود نداشت بعد دونفری برای نجات آن پیرمرد رفته بودند که بعد جت اسکی نجات آمده بود و پیرمرد را نجات داد و آن را در ساحل پیاده کرد.
,
یزدانی ادامه داد: وقتی که این گروه غریق نجات برای کمک به سراغ محمد و دامادمان که به مشکل برخورده بودند می رود، هنگامی که دست دامادمان را گرفتند که نجاتش دهند، جت اسکی چپ شد و محمد زیر آب رفت، بعد از آن هرچه گشتند محمد را پیدا نکردند و به علت تاریکی هوا غواصان دیگر دید نداشتند که دنبال محمد بگردند .
,
خانم یزدانی با بیان اینکه آن روز بدترین لحظه عمرم بود، گفت: به دریا التماس می کردم که همسرم را به من پس دهد .
,
وی ادامه داد: روز بعد از دور دیدم که دونفر دارند چیزی را از دریا بیرون می کشند با سرعت رفتم دیدم محمد من است و آنقدر با محمد حرف زدم ولی انگار نه انگار، محمد رفته بود .
,
وی گفت: مسئولان اگر می توانند پیگیری کنند که من بتوانم حق همسرم را بگیرم نه به خاطرخودم بلکه فقط به خاطر فرزندانم که سختی نبود پدر را تحمل می کنند، نمی خواهم از نظر مالی مشکلی داشته باشند و شرمنده آنها شوم.
,
درخواست دیگری که دارم این است اگر امکانش وجود دارد همسرم را شهید اعلام نمایند چون واقعا محمد لیاقت شهید شدن را داشت.
,

,
رضا شهروند یکی از همکاران آقای نارمی گفت: حدود سه سال با محمد هم شیفت بودم ، محمد قلب بسیار مهربانی داشت و هر عملیاتی که با محمد می رفتیم زمان برگشت می گفت دوباره به محل حادثه برگردیم ، می گفتم چرا برگردیم، می گفت شاید خانواده حادثه دیده محلی برای خواب نداشته باشند، برمی گشتیم و محمد می رفت و هر کمکی از دستش برمی آمد برای خانواده حادثه دیده انجام می داد.
,
وی افزود: زمانی که خبر فوت محمد را شنیدم خیلی نارحت شدم و باور نمی کردم این اتفاق افتاده باشد چون خیلی از وقت ها با هم بودیم .
,

,
مجید خوش رفتار یکی دیگر از همکاران آقای نارمی گفت: یکی از خصوصیاتی که یک آتش نشان باید داشته باشد شجاعت است، که این ویژگی یکی از خصوصیات بارز آقای نارمی بود .
,
وی افزود: آقای نارمی یکی از آتش نشانانی بود که با جان و دل کار می کرد و وجدان کاریش زبانزد همکاران بود.
,
وی ادامه داد: در یکی از عملیات هایی که با محمد حضور داشتیم 12 نفر از همشهریان ما در ساختمان آتش گرفته، گرفتار بودند و آقای نارمی با اینکه راننده بود و می توانست در عملیات شرکت نکند ولی چون فردی باگذشت و فداکار بود وقتی دیدهمشریان نیاز به کمک دارند در عملیات شرکت کرد و در آن عملیات ما 12 نفر از همشریان بجنوردی را نجات دادیم و بعد از اتمام عملیات آقای نارمی حال خوبی نداشت و در بیمارستان بستری شد، اینها همه اش به فداکاری و از خودگذشتگیش برمی گردد.
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه