ولایت در بستر عاشورا، عاشورا در بستر ولایت؛
آنان که در مقابل امام حسین(ع) ایستادند حرام خواران و دنیازدگان بودند/ خواص از روی عناد و برای فریب مردم میگویند شهید کربلا با عمر سعد مذاکره کرده است
حجت الاسلام همایونی گفت: عاشورا به عنوان مکتبی تمام بعدی، مظهر ارزشها و ضد ارزشهاست و این ارزشها و ضد ارزشها در همهی اعصار مصداق دارند ...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج عاشورا را میتوان از ابعاد و زوایای مختلف دید و بررسی نمود که یک بعد مهم آن ولایت در بستر مکتب حسینی و نقش آن در شکل گیری جریان عاشوراست. در این راستا به کرات در طول تاریخ و در برهههای متعدد دریافتیم که آن نهضت همواره همسوی با جریان ولایت حرکت کرده و تمام رویدادهای مربوط به تفکر عاشورایی نیز با امر ولایت قرین و در گسترهی تاریخ ماندگار شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج ,در این مجال، ضمن بررسی شرایط امروز جامعه اسلامی بر اساس شاخصهای نهضت حسینی، به تحلیل ولایت در بستر عاشورا و عاشورا در بستر ولایت، در گفتوگو با حجت الاسلام همایونی، کارشناس دینی و خطیب تبریز پرداختهایم؛
,آناج: ولایت در بستر واقعه عاشورا چگونه تبیین میشود؟
,بحث ولایت نص قرآن است و برای روشنتر شدن موضوع بهتر است آن را از جریان غدیر مورد بررسی قرار بدهیم؛ خداوند متعال در عید غدیر خم درباره 23 سال بعثت پیامبر در قرآن میفرماید: یا ایها الرسول بلّغما انزل علیک من ربک. بلّغ فعل امر است؛ یعنی این موضوع دستوری است و بحث تعارفی نیست. سپس میفرماید که اگر امر ولایت در جایگاه خود قرار نگیرد ، با اینکه اشرف مخلوقات هستی، اما 23 سال بعثتت کنار منتفی میشود.
,بنابراین امر، امر خداوندی است و اصلا چنین نبود که پیامبر(ص) بخواهد علی بن ابی طالب(ع) را به خاطر اینکه داماد یا پسرعمویش است به عنوان امام معرفی کند. مخصوصا اینکه در امر ولایت جایگاه عصمت و علم لدنی و به قول حضرت امام (ره) انسان کامل نیز مطرح است و انسان کامل (طبق فرمایش حضرت امام (ره)) مظهر تجلی صفات حضرت احدیّت است؛ ولی مسلمین نیز باید مظهر تمام و کمال صفات خداوند باشد.
,آنانکه مقابل حسین(ع) ایستادند جایگاه ولایت را نشناختند/ تبیین و معرفی توحید و نبوت برای بشریت، از طریق ولایت صورت میگیرد
,البته بر اساس روای از امام صادق(ع) آنان که واقعه عاشورا را رقم زدند فقط در امر ولایت عناد نداشتند بلکه در بحث توحید هم مشکل داشتند. یعنی اگر شخصی در توحید مشکل داشته باشد در نبوت هم مشکل خواهد داشت. به همین دلیل است که امروز وهابیت امامت را کنار گذاشتهاند و فقط به توحید جسمانی قائلیت دارند که نه سنی چنین توحیدی را قبول دارد نه شیعه. در حالی که تبیین و معرفی توحید و نبوت برای بشریت، از طریق ولایت صورت میگیرد. بنابراین کسانی که در روز عاشورا شاقی ترین اعمال را مرتکب شدند، جایگاه ولایت را نشناختند.
,البته بعضیها نیز به جایگا ولایت پی برده بودند، اما دلایلی چون دنیازدگی، شهوت رانی، حرام خواری و غیره باعث شد که آنان به دعوت امام حسین(ع) که بر بشر ولایت داشت، لبیک نگویند.
,چرا امام حسین(ع) را شهید روز جمعه می گویند در حالی که عاشورا دو شنبه رخ داده است؟
,جالب است بدانید وقتی حضرت زینب (س) به گودال قتلگاه رسید اشاره به پیکر مطهر کرد و به عمر سعد گفت: برادر من شهید جمعه است! در حالی که طبق روایات معتبر، بخصوص روایت کلینی، عاشورا روز دوشنبه واقع شده است. در روایات هست که عاشورا یا دوشنبه رخ داده یا سهشنبه. از این دو حالت خارج نیست. اما روایتی که شیخ کلینی آورده بر دوشنبه تأکید دارند. اما در آنجا خانم اشاره کرده و فرمودند که: برادر من شهید جمعه است. امامان معصوم در رابطه با این سخن حضرت زینب(س) فرمودهاند، آنچه روز جمعه رخ داده است ماجرای سقیفه بود ... یعنی عاشورا در آن روزی ریشه دارد که غدیر خم را فراموش و حق علی(ع) را ضایع کردند.
,آناج: ولایت در روز واقعهی عاشورا چگونه نمود پیدا کرد؟
,امام صادق(ع) میفرمایند: تمام مکاتب مسلمین مانند سنی، شیعه، زیدیه، واقفیه، اسماعیلیه، مدیون جدم امام حسین(ع) هستند و اگر آنها میتوانند لاالهالاالله بگویند، نتیجهی قیام سید الشهدا(ع) است. یعنی عاشورا فقط خدمت به شیعه نیست بلکه خدمت به کل مسلمانان است. چرا که یزید به عنوان شخص منفوری که سه سال و هشت ماه و 14 روز حکومت کرده، تفاوت هدفش با سایر خلفا و قصد و همتش این بود که قرآن را از بین ببرد تا جایی که در مزمت قرآن نیز شعر خوانده و آن را زیر پا نیز گذاشته است.
,شکمهایی که پر از لقمههای حرام است
,ولایت در عاشورا از یک نظر در نهایت توحید است. این نیز از فرمایشات امام صادق (ع)در کتاب احسنالجزاء است که میفرمایند: هر کس میخواهد به تمام زیباییها نظاره کند و به زیباییهای ما بنگرد، در عاشورا به گودال قتلگاه بنگرد. یعنی ولایت چنین نمود پیدا میکند که سیدالشهدا در گودال قتلگاه اینگونه امتحان پس میدهد. اینها از ابعاد عرفانی عاشورا است. اما یک طرف قضیه هم بعد تاریخی آن است که در این زمان بسیار به درد ما میخورد، آن هم تبعیت پذیری از ولایت است. آیا عمر ابن سعد و کسانی که مقابل حضرت سید الشهدا(ع) ایستادند، از ولایت سیدالشهدا(ع) اطلاع نداشتند؟ یا مگر کرامتهای بسیار آن حضرت را ندیده بودند؟ بالاخره امام حسین(ع) را اهل کوفه که از حضرت سیدالشهدا، از پدر محترم و جد عظیمالشأن ایشان معجزات و کرامتهای فراوانی دیده بودند! به شهادت رساندند نه اهل شام.
,اهل کوفه عمری را با امام(ع) زیسته و کرامت و شرافت آن حضرت(ع) را دیده بودند اما امام حسین(ع) در یک جمله فرمودند: امروز عناد باعث شده شما در مقابل ما صفآرایی کنید ... در یک جا هم به لقمه حرام اشاره میفرمایند؛ یعنی خودتان میدانید که حق با حسین بن علی(ع) است، اما به موجب شکمهایی که پر از لقمههای حرام است، در پذیرش حق عناد میورزید.
,خواصی که شمرگونه مردم را از راه به در میکنند/ آنان که در مقابل حسین(ع) ایستادند حرام خواران و دنیا زدگان بودند
,نکته دیگر در رابطه با واقعه عاشورا که موجب انحراف مردم از مسیر ولایت شد، نقش خواص بود؛ در واقع از راه به در شدن خواص، یکی از دلایلی که باعث شد اهل کوفه نیز از راه به در شوند. برای مثال شمر در جنگ صفین از لشکر علی(ع) و زمانی نیز سردار امام حسن(ع) بود. اینها سابقه جنگ و رشادتهای زیادی داشتند و برای همین امام حسین(ع) در گودال قتلگاه از شمر پرسیدند: نمیدانی من امام و لنگر زمین و زمان هستم؟ گفت: آقا به خدا قسم میدانم شما حق هستید و میدانم نزد جدتان پیغمبر خدا شرمنده خواهم بود و اهل جهنم هستم! خودش اعتراف میکند و در ادامه می گوید: آقا از درهم و دینار یزید نمیتوانم بگذرم... این تاثیر دنیازدگی است.
,,
لذا وقتی به بحث ولایت نگاه میکنیم میبینیم ولایت مبحثی است که اکثریت جبهه یزید آن را قبول داشتند اما به دلایلی چون حرام خواری و دنیازدگی، درمقابلش صف آرایی کردند.
,آناج: اگر امثال شمر بن ذلجوشن در اثر دنیازدگی و حرام خواری، در مقابل حق ایستادند پس افرادی چون سلیمان صرد خزاعی (که نامهها به امام(ع) نوشته و ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند) چرا از قافلهی نینوا باز ماندند؟
,این گروه نیز گرفتار بیبصیرتیهای خود شده و با وجود نامههای دعوتی که به امام (ع) نوشته بودند، به ایشان لبیک نگفتند و امام (ع) فرمودند: هر کس که صدای مرا بشنود و به من لبیک نگوید عاقبت نیکویی نخواهد داشت. در بین کسانی که به امام(ع) نامه نوشته بودند، نزدیک دویست نفر صحابه پیامبر(ص) وجود داشت که محضر پیامبر(ص) را درک کرده و سخنان و رفتار ایشان را از نزدیک دیده بودند.
,بی بصیرتهای توّاب
,سلیمان صرد خزاعی، رفائة ابن شداد، عبدالله ابن وال، ابن مسیب، ابن طریحه و غیره، اشخاصی هستند که ساکت نشستند. در واقع بصیرتی را که مختار داشت، سلیمان و دیگران نداشتند، بصیرتی که هنگام ورود به کوفه در مسلم ابن عقیل بود در عبدالله ابن وال وجود نداشت. اینها از صحابههای بزرگ بودند. همین بیبصیرتی باعث شد که از سیدالشهدا(ع) دست بکشند. درست است که بعدها قیام توابین به وجود آمد و عدهای توبه کردند، اما در آن بحبوحه تنها اجتهاد سلیمان تقیّه بود! او معتقد بود که ما باید تقیّه کنیم، فعلا کاری نداشته باشیم، هنوز زمانش نرسیده و در پی همین بهانهها، شد آنچه نباید میشد.
,ایرانیان در بند
,مختار نه به امام(ع) نامه نوشت، نه ایشان را به کوفه دعوت کرد. مختار مخالف بود، میدانست اهل کوفه چگونه افرادی هستند و به سلیمان هم گفت تو کسی هستی که امام(ع) را به کوفه میکشانی و شهیدش میکنی و این لکه ننگ روی پیشانیات میماند.
,اما عدهای هم بودند که متاسفانه یاران پای کار را یا زندانی کردند یا طوری در انحصار نگه داشتند که نمیتوانستند جواب بدهند. برای مثال خود مختار را زندانی و یا یار نزدیک او ، کیان ایرانی را که فرد بسیار مهمی بود، از رسیدن به قافله بازداشتند. موالیها(ایرانیان) را که در مداین یا در کوفه بودند، دوره کردند و نگذاشتند در عاشورا حضور پیدا کنند. به جز عدهای قلیل مانند حبیب ابن مظاهر که خود را در آن شرایط به کربلا رساند.
,عدهای هم به طمع وعدههای یزید، مقابل امام(ع) ایستادند. این قبیل اتفاقات در جامعه کنونی ما هم به چشم میخورد که آقایی میخواهد در جایی مسئول شود، به شخصی قول میدهد که اگر فلان کار را بکند، او را نیز صاحب کرسی میکند. این شخص میداند که مشی فرد وعده دهنده اشتباه است اما چون بالاخره او را رأس کار آورده است تا آخر از او دفاع کرده وبه نوعی سعی میکند اشتباهاتش را هم توجیه کند.
,صحابههای پیامبر(ص) به طمع وعدههای یزید از ولایت روی برگرداندند
,متاسفانه در کربلا هم آنچه در ظاهر امام حسین(ع) را شکست داد، این قضیه بود که یزید به هر یک از خواص صحابه پیغمبر(ص) وعدهای داد. مثلا به عمر سعد وعده ری و به شبث ابن ربیع قول فرمانداری بصره را داد که اینها بزرگان عرب بودند. هزاران نفر در کوفه پشت سر شبث نماز میخواندند یا رفائة ابن شداد خودش در کوفه پیشنماز یمنیها بود. اما آنها فریب مال دنیا و مقام را خوردند. حتی رفائة ابن شداد که این همه در رکاب علی(ع) جنگ کرده بود و در توابین با سلیمان جنگیده بود در آخر رفت با شمر بر علیه مختار بیعت کرد.
,امام صادق(ع) فرمود: لقمه حرام میتواند حلالزاده را حرامزاده کند!
,نکته بسیار مهم دیگر که امام(ع) شش بار (چهار دفه در خطبه هایشان و دو دفععه به امام سجاد (ع) فرمودند) بدان تاکید کردند، بحث لقمههای حرام بود؛ وقتی امام سجاد(ع) سوال کردند که پدرجان اینها چرا در مقابل ما ایستادهاند؟ مگر اینها نمیدانند که ما نوه پیغمبر(ص) هستیم؟ امام (ع) در یک جمله خیلی عجیب فرمودند: پسرم میدانی چرا حرف من بر اینها تاثیر ندارد؟ چون شکمهایشان از لقمه حرام پر شده است. امام صادق(ع) میفرمایند: هر آن در لقمه حرام چنان تاثیری هست که طینت انسان را عوض میکند. پرسیدند یابن رسولالله چگونه طینت انسان را عوض میکند؟ حضرت فرمودند: میتواند حلالزاده را حرامزاده کند! این مورد در طول تاریخ بسیاردیده شده و با تجربه به اثبات رسیده است.
,ما کسی مثل حجاج را لعن میکنیم. حجاج کسی بود که اگر سر یک شیعه علی ابن ابی طالب بر سر سفرهاش نبود، غذا نمیخورد. اماهمین حجاج یک پسر داشت که امام(ع) میفرمود او از ما اهل بیت است، پسر حجاج نیست. از حضرت(ع) پرسیدند چرا؟ حضرت فرمودند: به خاطر اینکه نان پدرش را نخورد و لقمه حلال تناول کرد.
,امام علی(ع) نیز در وصیتنامه خود میفرمایند: فرزندم حسن! از حاکمی که شکمش پر شود از لقمه حرام، انتظار نداشته باش مظاهر اسلام از او صادر شود. امروز ما میتوانیم این را در بسیاری از مسئولین مشاهده کنیم. نمیخواهم به همه تهمت بزنم ولی وقتی مسئولی آشکارا از مسائل غیر شرعی حمایت و دفاع میکند و یا صراحتا میگوید: یک سدی در جایی درست شده است، گیرم پانصد میلیون هم از آن اختلاس شده باشد، چه اشکالی دارد؟ این فرد یا واقعا جاهل به مسئله است، یا لقمه حرام را مسئله کوچکی پنداشته است. علی(ع) فرمودهاند: اگر یک درهم لقمه حرام وارد شکم یک مسئول شده و به خون و گوشتش تبدیل شود، دیگر از آن مسئول انتظار نداشته باش به فکر فقرا باشد.
,شخصی از امام صادق(ع) پرسید: یابن رسولالله، خداوند یک فرزند به من عطا کرده است چگونه تربیتش کنم؟ حضرت فرمودند: لقمهاش را حلال گردان، سپس او خودش راهش را پیدا میکند. البته این به این معنا نیست که به بچه لقمه حلال بدهیم و بعد از آن سرخود رهایش کنیم، نه. اما حضرت(ع) این مطلب کلیدی را میفرمایند که مصداق اتمّ تربیت، لقمه حلال است. خانمی نزد امام صادق(ع) آمده بر سر و روی خود میزد و میگفت: آقا فرزندی دارم که بسیار در تربیتش دقت کردهام کلاس قرآن بردهام و... اما الان شده یکی از بزرگترین اراذل شهر. حضرت(ع) فرمودند: تقصیر خود توست، چون به لقمهای که به او خوراندهای، دقت نکردهای.
,,
آناج: با توجه به تشبیه معنایی که یزید و حسین(ع) زمان را مشخص میکند، وضعیت حاضر جامعه اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟
,استاد شهید مطهری میگوید: کربلا جنگ ارزش و ضد ارزشهاست. امامت مظهر ارزش است در مقابل لشکر یزید ضد ارزش بود و این ارزش و ضد ارزش هر زمان هست. امام صادق (ع) میفرمایند: در هر زمان طاغوت هست، طاغوت را پیدا کنید و با آن مبارزه کنید که اگر مبارزه نکنید همان بلا را بر سر امام شما میآورد که یزید بر سر جدم اباعبدالله(ع) آورد.
,شهادت حسین(ع) حرارتی هست در قلوب مؤمنین
,رسول اکرم(ص) میفرمایند: در شهادت حسین(ع) حرارتی هست در قلوب مؤمنین به پا میشود که تا قیامت خاموش نمیشود. وقتی در جامعهای و در قلبی این حرارت وجود داشته باشد، باعث میشود که آن جامعه زیر بار ظلم نرود. انگلیس به این حرارت پی برده است. از خاطرات مرحوم آیتالله مرعشی نجفی نقل است که: در زمان رضا شاه ملعون برای اینکه ندانند ما داریم روضه میخوانیم، میآوردیم قرآن میچیدیم مقابلمان و در ظاهر قرآن میخواندیم که اگر یک وقت ساواکی ها آمدند، ببینند که ما داریم قرآن میخوانیم و مجلسمان مجلس روضهخوانی نیست. مسئله مهم این است که واقعا چرا دشمن از روضه خواندن تا این حد میترسد که از قرآن خواندن نمیترسد؟ از سال 1973 شروع به مقابله با فرهنگ عاشورا کردهاند. تا جایی که در دانشگاه تلاویو اسرائیل، جلسهای تشکیل داده و با همفکری صاحب نظران غربی بدین نتیجه رسیدند که برای مقابله با تشیع، باید دو عنصر اساسی آن، یعنی مهدویت و عاشورا را از بین برد.
,دشمن دارد فرهنگ عاشورا را شبیه سازی میکند
,جوانان ما هشت سال با شعار "یا حسین(ع)" و "هیهات من ذله" این مملکت را نگه داشتهاند. چون به قول پیامبر (ص) در دل حرارت ایجاد میشود و این حرارت به انسان قدرت میدهد که در مقابل ظلم بایستد. در طول هشت سال دفاع مقدس ما فرهنگ شهادت را از فرهنگ عاشورا گرفتهایم. دشمن در مقابل، عملیات انتحاری را علم کرد. دشمن هر چه را که ما از فرهنگ عاشورا داریم دارد از طریق وهابیت یا سایر عناصر شبیهسازی میکند. این خیلی بحث خطرناکی است ولی متاسفانه خیلی به این مسئله پرداخت نشده است. دشمن دارد شبیهسازی میکند تا آن ذلالت را با این حقانیت درهم آمیزد.
,امام صادق(ع) فرمودند: بزرگترین دشمن ما از ابتدا تا زمان فرج، یهودیت است
,همان بحث ارزش و ضد ارزش هنوز هم هست. ضراره میگوید امام صادق(ع) را دیدم که دارند گریه میکنند. سوال کردیم آقاجان چه چیزی شما را چنین گریان ساخته؟ حضرت فرمودند: داشتم به مصحف مادرم حضرت زهرا(س) نگاه میکردم که دیدم قبل از ظهور، در غیبت کبری چه بلاها و مصائبی بر سر شیعیان میآید... پرسیدم علت این بلا چیست و بزرگترین دشمن فرزندتان مهدی(ع) کیست؟ فرمودند: بزرگترین دشمن ما از ابتدا تا زمان فرج، یهودیت است.
,عاقل کسی است که خدا را عبادت کند و دشمن شناس باشد
,بنابراین شیعه اگر میخواهد ظهور را نزدیک کند، باید دشمنش را بشناسد. از امام علی(ع) سوال کردند آدم عاقل چه کسی است؟ فرمودند: عاقل کسی است که خدا را عبادت کند و دشمن شناس باشد. با این حال متاسفانه امروز ما هیئتهایی داریم که میگویند سیاست به ما ربطی ندارد، مرگ بر آمریکا به ما ربطی ندارد! ما فقط باید گریه کنیم...
,مظاهر ارزش و ضد ارزش در عصر حاضر/ ولایت فقیه مظهر ارزش و واجب الاطاعه است وگرنه جای آن را مظهر ضد ارزش خواهد گرفت
,اگر امام سجاد 35 سال بعد از عاشورا گریه میکنند و ائمه(ع) در سوگ امام حسین(ع) اشک میریزند و دعوت به روضه خوانی سیدالشهدا میکنند، برای این است که فرهنگ ظلم ناپذیری را به جامعه القاء کنند تا به استکبار لبیک نگوییم. امروز همه آنها برای خود شاخص دارند، یزید برای خودش شاخص دارد. ما با اسم یزید و معاویه که دشمن نیستیم، ما با اعمال آنها مخالفیم. یزید شخصی بود که علناً شراب میخورد، قرآن را گذاشت زیر پایش و رفت بالای منبر. در تمام سخنانش وحی را را مسخره میکرد. حالا باید ببینیم در جامعه کنونی چه کسانی این شاخصها را دارا میباشند. یهودیت دارد، آمریکا دارد، همینها میشوند یزید زمان که مظهر ضد ارزش هستند.
,و اما یک مظهر ارزش هم داریم... ما امروز چرا از ولایت فقیه تبعیت میکنیم؟ به این دلیل که معتقدیم ولایت فقیه مظهر ارزش است. نمی گوییم که مقام معظم رهبری نعوذبالله امام معصوم است، اما مظهر ارزش و واجب الاطاعه است وگرنه جای آن را مظهر ضد ارزش خواهد گرفت.
,آناج: همان طور که اشاره کردید، امام حسین(ع) را نه اهل شام (از دیار خارجی)، بلکه کوفیها به شهادت رساندند و درواقع ضربه اصلی از داخل وارد شد؛ امروزه نیز با استعمار خارجی و استعمار داخلی روبرو هستیم؛ این موضوع را در عصر حاضر چگونه ارزیابی میکنید؟
,بعد از رحلت پیامبر(ص)، امام علی(ع) فرمودند: من از دشمنان خارجی مثل روم و ایران نمیترسم، چون اینها دشمن و برای ما شناخته شده هستند؛ بلکه آنچه بعد از پیامبر(ص) دین را به ظلالت کشانده، دشمن داخلی است. واقعا هم چنین است. یهودیها خیلی تلاش کردند جلوی بعثت پیامبر(ص) که در تورات وعده داده شده بود را بگیرند، ولی نتوانستند. پیامبر(ص) را مجنون خواندند و تهمتهای زیادی به ایشان بستند اما نتوانستند مانع تحقق وعده خداوند شوند، لکن بنا به فرموده امام صادق(ع) وقتی از هر جا نا امید شدند، از طریق نفاق به بطن اسلام رسوخ کردند.
,باید از منافق بسیار ترسید، زیرا مرحوم شیخ عباس قمی میگوید در ششم محرم شش هزار نفر به فرماندهی شمر وارد کربلا شدند و قصد کردند روزه بگیرند. از آنها پرسیدند شما برای جنگ آمدهاید روزه گرفتنتان برای چیست؟ گفتند قصد داریم حسین را بکشیم میخواهیم با روزه ثوابش را بیشتر کنیم. منافق چنین حالتی دارد ... آنها در ظاهر مسلمان بودند و ادعای دیانت داشتند؛ وقتی امام حسین(ع) خواست نماز بخواند، پسر عمر سعد گفت شما هم سریع صف نماز جماعت ببندید، مبادا که مردم فکر کنند فقط امام حسین(ع) اهل نماز است.
,هیچ امامی به دست دشمن خارجی به شهادت نرسیده است .../ باید از استعمار داخلی بترسیم
,در طول تاریخ اسلام نیز، هیچ یک از امامان ما به دست دشمنان خارجی شهید نشدهاند بلکه بنی عباس یا بنی امیه ایشان را به شهادت رساندهاند؛ و بنی عباس همان کسانی بودند که وقتی قیام کردند شعار یا لثارات الحسین(ع) سردادند، به این نیت که حق غصب شده اهل بیت پیامبر(ص) را باز پس بگیرند و به خودشان بازگردانند. اما وقتی به قدرت رسیدند، در ظلم کردن به ایشان، دست بنی امیه را از پشت بستند. برای مثال چه ظلمها که به امام موسیبنجعفر(ع) نکردند!
,اکنون نیز آمریکا برای ما بزرگترین دشمن است اما ترسی از او نداریم. چرا؟ چون به قول همان کارشناس خاورمیانه اگر اینها یک درصد احتمال میدادند که با حمله به ایران میتوانند بر آن غلبه کنند، خیلی وقت پیش حمله میکردند. جنگ سی و سه روزه با لبنان که تمام شد، در واقع جنگ ایران و آمریکا بود، همه هم این را میدانستند. یا در جنگ سوریه یا در عراق که به باتلاق افتادهاند. این دشمن نمیتواند ما را شکست بدهد چون شناخته شده است، دستش را خواندهایم. اما آنکه خطرناک است دشمن داخلی است که در لباس تدیّن وارد شده است.
,در جامعه ما عدهای در لباس تدیّن بسیار خطرناک عمل میکنند
,وقتی دشمن لباس تدیّن به تن میکند، خیلی خطرناک است. علی (ع) میفرمایند: علت شکست من از معاویه این بود که معاویه با لباس تدیّن جلو آمد. واقعا هم چنین بود؛ معاویه پیاده به مکه میرفت، در نمازش سوره بقره را میخواند، رکوعهای عجیب و سجدههای طولانی داشت، اما سختترین ضربهها را بر پیکره اسلام وارد کرد. الان هم در جامعه ما عدهای در لباس تدیّن بسیار خطرناک عمل میکنند و بنا بر تشخیص و تحلیل شخصیام، پایان این حرکات را خوش نمیبینم.
,آناج: با وجود دشمنیها و نفاقهای موجود، چگونه میتوان مفاهیم مکتب عاشورا را به جامعه تفهیم کرد؟
,امروزه کمپانیهای بزرگ مانند هالیوود بزرگترین پروژهها علیه مکتب تشیع هستند و دو عنصر مهدویت و عاشورا را نشانه گرفته و تا حدی موفق نیز شده است. در بحث مهدویت اگر خوب بنگریم در بصره احمد اسماعیل قاطعی درآمد که ادعای یمانی بودن داشت. ببنید چقدر از جوانان اهواز را گمراه کرد! البته بحث فقط در ایران نیست و بنا به فرموده امام (ع) ما باید این انقلاب را صادر کنیم. ببینید در خود عراق به خاطر همین مسئله چقدر آدم کشته شد و در ناصریه و در کربلا جنگ راه افتاد!
,,
با تطبیقسازی در عرصه مهدویت، امثال شیخیه، بهائیت، بابیت و امثال آن را به وجود آوردند که اکنون در بیتالعدل و اسرائیل و سایر جاها علیه تشیع موضعگیری دارند و همهی این فرقهها با کوچکترین انحرافها ایجاد شدهاند.
,در بحث مهدویت، دشمن سرمایههای کلانی را به کار گرفته است که کوچکترین آن کمپانی هالیوود است لکن ما هیچ کاری نکردهایم و این وضعیت سینمای ماست... سینما و تلویزیون ما کدام فرهنگ عاشورا یا کدام فرهنگ اسلام را به خانهها آورده است؟ بالاخره باید صدا و سیما جوابگو باشد یا نه؟ صداوسیمای ما نتوانسته تا به امروز وهابیت و اهل سنت را تفکیک کند. بزرگترین درد ما امروز این است. چقدر مراجع فرمودند؟ چند تا عالم اهل سنت را آوردهاند در تلویزیون مصاحبه کنند تا موضع خود را از وهابیت تفکیک کنند و بگویند که اینها از ما نیستند؟ ما موفق نشدهایم. حالا چه رسد به اینکه بیاییم بعضی ایدهها را به خرج دهیم و فیلمهایی بازی کنیم. متاسفانه در این چند سال هم هیچ فیلمی کار نشده که در بحث مهدویت بخواهد یک اثر شاخص و فاخر باشد.
,ما ضعف داریم و در عوض آنها با قدرت عمل میکنند، ببینید آنها فرهنگ عاشورا را چگونه به بشریت عرضه میکنند؟ مگر عاشورا این است که پدری قمه بر سر بچه شش ماههاش بزند؟ دو سه سال قبل در عراق در روز عاشورا صفیر انگلستان داشت قمه پخش میکرد و میگفت نذر دارم. آیا این امروز برای برادران هیئتی ما جای تأمل ندارد که این همه هم ادعا دارند؟
,در مقابل اولا این وظیفه صداوسیما است که مثل مسائل دیگر به بحث عاشورا هم سرمایهگذاری کند؛ چرا برای دورهمیها(که این نیز جزیی از نیازهاست) بودجه داریم و برای فرهنگ عاشورا نداریم؟
,آناج: برخی اذعان میکنند قیام امام حسین(ع) قیام گریه است! با این پشتوانه فکری، چه ایندهای را میتوان برای جامعه اسلامی متصور شد؟
,اگر قیام امام حسین(ع) را فقط به گریه کردن منحصر کنیم، باید تمام امامان معصوم(ع) بعد از ایشان را زیر سوال ببریم؛ هیچ آدم عاقلی اهل و عیال خود را به کام مرگ نمیفرستد، چه رسد به امام معصوم(ع) که عقل کل بشریت است. مگر در جایی که مسئله مهمی باشد.
,اگر مسئولی قیام عاشورا را قیام گریه بداند، ما چه فرقی با حجتیها خواهیم داشت؟!
,در خطبه خود امام حسین(ع)آمده است که فرمودهاند: من قیام نکردم الا برای اینکه تا قیامت مردم بدانند نباید زیر بار ظلم بروند. بله گریه برای امام حسین(ع) خیلی ارزش دارد؛ اما اگر یک مسئولی چنین نگرشی به مبحث قیام عاشورا داشته باشد که متاسفانه هم دارند، همین میشود که عاشورا خلاصه شود فقط به ده روز در محرم و این جای بسی بدبختی است. با این نگرش ما هیچ فرقی نداریم با تفکر انجمن حجتیه که میگویند هر قیامی قبل قیام آقا امام زمان(عج) باطل است و فقط حق ما این است که گریه کنیم!
,دومین راهکار، معطوف به تبلیغات اسلامی و نهادهای فرهنگی است؛ نهادهای فرهنگی با هزینه کم هم کارهای بسیار زیادی میتوانند انجام بدهند و نمیگوییم میلیاردها خرج این مسئله کنیم (که باید بکنیم)؛ در حال حاضر ایران بزرگترین پتانسیل را دارد ولی بلد نیستیم درست استفاده کنیم. یکی از این ظرفیتها هیئت های حسینی هستند؛ ما تا به حال نتوانستهایم از هیئتهای حسینی درست استفاده کنیم.
,آیت الله مکارم شیرازی تعریف میکند: زمان شاه مرا به مهاباد تبعید کردند، رفتم به مهاباد دیدم مسجد اهل سنت خالی است. به علمای اهل سنت اعتراض کردم که چرا مسجد شما خالی است؟ یکی از آنها خندید و گفت حاجآقا شما با ما یک فرق دارید و آن این است که شما امام حسین(ع) دارید با او کل مردم را به مساجد می کشانید، احکام میگویید، برایشان قرآن تفسیر می کنید، اما ما که امام حسین(ع) نداریم.
,آری ما امام حسین(ع) داریم، هیئتهای زیادی شکل رفته است، که ظرفیت های آمادهای هستند که استفادهشان هزینه هم ندارد، اما تا بحال چه بهرهای از آنها بردهایم؟! چرا تا کنون نتوانستهایم بین هیئتها اتحاد ایجاد کنیم؟ مقام معظم رهبری اخیرا بیش از بیست و پنج بار به هیئتهای حسینی تاکید کردهاند که اتحاد را حفظ کنید. به این امر باید نهادهای فرهنگی رسیدگی کنند، کار اشخاص نیست.
,آناج: امروزه برخی با تاکید بر تعدیل تصورات غلط و خشن تاریخی روشهایی چون مذاکره یا لبخند را در پیش میگیرند، در حالی که عاشورا به ما یاد میدهد که راهکار اصلی در برابر ظلم و استکبار مقاومت است؛ نظر شما در مورد این تناقض به وجود آمده چیست؟
,اینکه آقایان ادعا کردند امام حسین(ع) در کربلا با عمر سعد مذاکره کردهاند، حقیقت ندارد. یزید ابن حسین تمیمی نزد عمر سعد آمده و خبر داد که امام حسین(ع) میخواهد تو را ببیند؛ امام حسین(ع) میخواستند اتمام حجت کنند نه مذاکره. ایشان از روی ترحمی که به این قوم داشتند، از باب نصیحت و موعظه درآمدند و از فضایل خود سخن گفتند؛ حتی زمانی که شمر در گودال قتلگاه بر سینه امام حسین (ع)نشسته بود، امام (ع)نصیحتش میکردند که از این کارها دست بردار، من تو را در نزد جدم رسول خدا شفاعت میکنم.
,مذاکره به این میگویند که یک امتیاز به طرف مقابل بدهی یک امتیاز بگیری. اما آیا از زمانی که امام(ع) از مدینه خارج میشد به فکر امتیاز بود؟ اصلا چنین نیست. امام هنگام خروج از مدینه حرف اول و آخرشان این بود که «با یزید بیعت نمیکنم حتی اگر در روی این کره خاکی هیچ پناهگاهی نداشته باشم.» این حرف اول و آخر حضرت بود که به هیچ عنوان نمی توان نام مذاکره بر آن نهاد.
,,
دوما در اسلام برای کسانی که ادعای مسلمانی دارند، دو جهاد تعریف شده است. یکی جهاد دفاعی است، یکی جهاد ابتدایی است. حضرت امام (ره) در تحریر البصیره خویش جهاد ابتدایی را از شئونات امام معصوم میداند. ما تا اینجا که حرف از مقاومت میزنیم، در حال جنگ نیستیم و تا کنون به هیچ کشوری هجوم نبردهایم؛ امام (ره) فرمودند جهاد ما جهاد دفاعی است. آیا حق داریم از تفکرات و عقاید و منافع ملی خود دفاع کنیم یا نه؟
,امام رضا(ع) فرمودند: اگر طاغوت را شناختی و در مقابل طاغوت به اندازه بال مگس از خود سستی نشان دادی، یقین بدان که بر تو غالب خواهد شد
,البته طبیی است که آدم به وقتش لبخند هم بزند ترحم هم بکند، اما به چه کسی؟ امام رضا(ع) فرمودند اگر طاغوت را شناختی و در مقابل طاغوت به اندازه بال مگس از خود سستی نشان دادی، یقین بدان که بر تو غالب خواهد شد و دیگر پس از آن به غیر از خودت هیچ کس را مزمت نکن. حال ببینیم در این چند سال آمریکا، اسرائیل چه نفعی برای ما رساندهاند؟ اگر نفعی رساندهاند... به روی آنها بخندیم. در ضمن خندیدن اگر به این نیت باشد که ما با این آقایان مذاکره کنیم و این کار هیچ اشکالی ندارد، آنوقت باید بعضی عقایدی را که در این چهل سال به آنها معتقد بودیم بگذاریم زیر پایمان.
,اگر کسی واقعا یک شیعه باشد، ننگنامه برجام را نمیپذیرد
,امروز در بحث جنگ سوریه و عراق یا جاهای دیگر با داعش، که جنگ سیاسی نیست بلکه جنگ تفکرات است، باید بگوییم که مسلمان نیستیم و به این مبنای اسلام اعتقادی نداریم؛ ایرادی ندارد برویم بخندیم، برویم با آنها مذاکره کنیم. برویم ببینیم چه میگویند. واقعا برجام خودش برای ما یک ننگنامه بود. اگر کسی واقعا یک شیعه باشد، چنین ننگنامهای را قبول نمیکند.
,میآیند مثال میزنند که پیغمبر (ص) در صلح حدیبیه امتیاز داده و امتیاز گرفته است؛ بله ولی صلح حدیبیه به نفع مسلمین تمام شد. اما آیا برجام به نفع ماست؟ اگر نفعی هم داشته تا اینجا که برای کسی قابل لمس نبوده. مقام معظم رهبری فرمودند که منافع باید ملموس باشد. بله پیامبر صلح بنیزمره داشتند، ببینید برای مسلمانان چقدر امتیاز گرفتند؟ اصلا کفار از آن صلحنامه ابراز پشیمانی کردند و آن را ابطال کردند و زدند زیرش. چرا؟ برای اینکه سیاست پیامبر(ص) این بود که به نفع مسلمانان باشد به نفع ملت باشد. بله اگر به نفع ملت خودش است در چهارچوب شریعت، چه بهتر. اما اینکه انگشت بگذاریم روی اینکه امام حسین(ع) در شب هشتم با عمرسعد مذاکره داشته، خیر همه اینها برای گول زدن عوام است. یقینا اگر خواص هم چنین حرفی بزند از روی عناد است. در این امر شکی نداریم.
,آناج: حرف آخر ...
,آخرین حرف این است که مکتب عاشورا مکتبی تمام بعدی است نه صرفا تاریخی یا عرفانی و ... اگر عاشورا را مکتبی همه بعدی در نظر بگیریم باید یقین بدانیم که هیچ دشمنی نمیتواند بر آن غالب شود، چه داخلی چه خارجی، اگر داخلی باشد رسوا خواهد شد، خارجی باشد هرگز نخواهد توانست غلبه کند. اگر ما نگاهی به جریان فتح اندلس و غیره بیاندازیم خواهیم دید هر جا خواستند بر مسلمانان غلبه کنند اول فرهنگشان را غصب کردهاند.
,,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه