زنان عاشورایی/ نگاهی به زندگی حضرت رباب(س)؛
رباب نماد عشقی توام با معرفت به اهل بیت برای زنان تاریخ
زمانی که رباب در شام بود، سر امام حسین علیه السلام را در آغوش گرفت، بوسید و با نالهای از دل این مرثیه را سرود: «ای حسین عزیزم، هرگز تو را که در زیر نیزههای دشمن از پای درآمدی، فراموش نمی کنم…»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آرمان زنان، عاشورا حادثه ای است به وسعت تاریخ و به بیان سید شهیدان اهل قلم سید مرضی آوینی تا کسی را به بلای کربلا نیازمایند از این دنیا نبرند. آری کربلا مرز حق و باطل است؛ یا باید حسینی بود یا یزیدی، گزینه سومی وجود ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آرمان زنان,این میدان زن و مرد نمی شناسد، همانگونه که حسین دارد زینب هم دارد و عجیب است در تمام حوادثی که کربلا را خلق کرد نمی توان نقش زنان را نادیده گرفت. همچنان که در تاریخ نقل شده وقتی ابن زیاد شایعه حضور لشکریان شام در نزدیکی کوفه را برای مقابله با یاران مسلم به عقیل منتشر کرد این زنان کوفه بودند که همسرانشان را از همراهی مسلم منع کرده و از ترس جنگ، شوهرانشان به داخل خانه ها کشیدند اما در لشکرکشی کوفیان به کربلا خبری از این ممانعت نیست، البته نقش تبلیغات و جوسازیهای ابن زیاد را در این عدم ممانعت نمی توان منکر شد.
در صحرای کربلا نیز زنان نقش آفرین بودند اما نقش آفرینی آنان در برابر خورشید پر فروغ حضرت زینب سلام الله علیها به سان نور ستارگان است که در کنار خورشید رنگ می بازد، کربلا همچنان که ستارگان مرد دارد ستارگان زن هم دارد، چه در بین زنان منصوب به اهل بیت و چه در میان همسران و مادران شهدای کربلا.
* امام حسین علیه السلام خانه ای که در آن سکینه و رباب نباشند را دوست ندارند
رباب دختر فردی به نام امرءالقیس از یکی از قبایل شامی است که پدرش در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد.[۱] وی به خاطر علاقه وافری که به امام امیر المومنین علیه السلام داشت سه دختر خود را به ازدواج حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام درآورد[۲]. در این بین رباب به عقد امام حسین علیه السلام در آمد و وقتی برای اولین بار خدمت ابا عبدالله رسید خود را به پای ایشان انداخت و عرض کرد که می خواهم خدا نوکری این خانوداه را نصیبم کند.[۳] او مادر دو تن از فرزندان امام حسین علیه السلام حضرت علی اصغر و سکینه شد.[۴] حضرت علی اصغر در صحرای کربلا و در روز عاشورا بر دستان سید الشهداء و جلوی دیدگان رباب به شهادت رسید و سکینه در بزرگسالی از زنان فاضله ودانشمند جهان اسلام گشت.
امام حسین علیه السلام علاقه ای وافر به رباب داشت به نحوی که از حضرت ایشان نقل شده است که خانه ای که در آن سکینه و رباب نباشند را دوست ندارند[۵]. بیشک علاقه امام حسین علیه السلام به خاطر فضائل رباب بوده به نحوی که در مورد او گفته اند: «من خیار النساء و افضلهنَّ»[۶] او از بهترین و با فضیلت ترین زنان بود. رباب مقام منزلت امام حسین را درک کرده بود و خود را خدمتکار امام میدانست.
برتری و فضیلت رباب در همراهی امام در صحنه کربلا که بسیاری از مردان از ترس جان میدان را خالی کرده و حجت خدا را تنها گذاشتند اثبات شد.
* رباب در شهادت طفل شش ماهه خود هیچگاه زبان به شکوه و شکایت باز نکرد
رباب عشقی مثال زدنی به به امام حسین علیه السلام داشت و هم چنانکه گذشت، خود را خادم کنیز اهل بیت میدانست. در مکالماتی که از وی و امام حسین علیه السلام در صحنه کربلا ضبط شد و به دست ما رسیده است به دست می آید که در واقعه عاشورا و در شهادت طفل شش ماهه خود علی اصغر هیچگاه زبان به شکوه و شکایت باز نکرد و تنها به دنبال ساکت کردن علی اصغر که از تشنگی بیتابی میکرد بود.
در مقاتل هیچگونه رجز یا ناله ای از رباب تا قبل از غروب عاشورا ثبت نشده، تنها بعد از شهادت علی اصغر بعد از آنکه دستان خونین حضرت زینب علیها السلام را دید گریست و حضرت زینب علیها السلام به او فرمودند اگر صبر داشته باشی خدا به تو بهشت را عطا می کند و همین نشان می دهد که او مطیع محض اباعبدالله علیه السلام بود.
رابطه رباب با زینب علیها السلام نیز رابطه ای صمیمی و خواهرانه است، بنابر آنچه در مقاتل آمده حضرت زینب علیها السلام او را خواهر صدا می کرد و او نیز آن حضرت را با عنوان سیدتی و مولاتی زینب خطاب می نموده است.[۷]
* عشق رباب به اهل بیت و امام حسین توأم با معرفت بود
عشق رباب به اهل و بیت و امام حسین توأم با معرفت بود و این معرفت در مرثیه هایی که در رثای شهادت امام حسین علیه السلام سروده هویدا است. زمانی که رباب در شام بود، سر امام حسین علیه السلام را در آغوش گرفت، بوسید و با نالهای از دل این مرثیه را سرود: «ای حسین عزیزم، هرگز تو را که در زیر نیزههای دشمن از پای درآمدی، فراموش نمیکنم، تو را در کربلا به خاک و خون کشیدند، خداوند کربلا را آب ندهد.»[۸]
این مادر در حالی که داغ پسر شش ماهه به دل داشت اما مرثیههایش در رثای شهادت اباعبد الله است: «آن کسى که نورى بود و از او طلب روشنایى مىشد، در کربلا کشته و دفن نشد. (او) پسر پیامبر است که خداوند او را از جانب ما جزاى خیر دهد و او از خسران و زیان موازین دور نگه داشته شده است. اى حسین براى من کوه استوارى بودى که به تو پناه مى بردم و با رحمت و دیانت ما را همراهى مى نمودى، چه کسى پناه یتیمان و نیازمندان خواهد بود که به او بى نیاز شوند و به چه کس پناه برند نیازمندان؟ به خدا قسم پس از ازدواج با شما، همسر دیگرى را نخواهم تا اینکه بین خاک و ماسه پنهان شوم.»[۹]
رباب بعد از بازگشت کاروان اسرا از کربلا با اجازه از حضرت سجاد علیه اسلام به همراه بعضی از کنیزان در کربلا ماند و به عزاداری پرداخت و بعد از یکسال به امر حضرت سجاد به مدینه بازگشت. [۱۰]
* سنت پخت حلوا از زمان حیات رباب باب شد
وقتی در هنگام عزاداری اشک چشمان رباب خشک شد و مشاهده کرد که یکی از کنیزان همچنان اشک دارد، علت را از او جویا شد. کنیز در پاسخ گفت که خوراکی از آرد و عسل و روغن استفاده می کند. رباب از او خواست تا برای او نیز درست کند تا اشک در چشم داشته و برای اباعبدالله عزداری نماید.[۱۱] و از همینجا سنت پخت حلوا در مجالس عزا باب شد[۱۲].
رباب بعد از واقعه کربلا مورد خواستگاری اشراف قریش قرار گرفت اما آنها را هرگز نپذیرفت و می فرمود: «بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله کسى را پدر شوهر نگیرم» و در این مدت به یاد واقعه کربلا و شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام هیچگاه زیر سایه ننشست. [۱۳]
در مقاتل تاریخ وفات او را سال ۶۲ هجری ذکر کرده اند و این یعنی رباب بعد از واقعه کربلا یکسال بیشتر در قید حیات نبوده است. [۱۴]
منابع:
[۱] .اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۲] .انساب الاشراف، ج۲، ص۱۹۵؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹.
[۳] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۴] .الارشاد، ج۲، ص۱۳۵.
[۵] .اعیانالشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۶] .اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۷] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۸] .محدّثات شیعه، ص ۱۷۶٫
[۹] .دانشنامه امام حسین(ع)، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳.
[۱۰] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۱۱] .کافی، ج۱، ص۴۶۶.
[۱۲] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۱۳] .اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۱۴] .اعیانالشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
انتهای پیام/
این میدان زن و مرد نمی شناسد، همانگونه که حسین دارد زینب هم دارد و عجیب است در تمام حوادثی که کربلا را خلق کرد نمی توان نقش زنان را نادیده گرفت. همچنان که در تاریخ نقل شده وقتی ابن زیاد شایعه حضور لشکریان شام در نزدیکی کوفه را برای مقابله با یاران مسلم به عقیل منتشر کرد این زنان کوفه بودند که همسرانشان را از همراهی مسلم منع کرده و از ترس جنگ، شوهرانشان به داخل خانه ها کشیدند اما در لشکرکشی کوفیان به کربلا خبری از این ممانعت نیست، البته نقش تبلیغات و جوسازیهای ابن زیاد را در این عدم ممانعت نمی توان منکر شد.
,
در صحرای کربلا نیز زنان نقش آفرین بودند اما نقش آفرینی آنان در برابر خورشید پر فروغ حضرت زینب سلام الله علیها به سان نور ستارگان است که در کنار خورشید رنگ می بازد، کربلا همچنان که ستارگان مرد دارد ستارگان زن هم دارد، چه در بین زنان منصوب به اهل بیت و چه در میان همسران و مادران شهدای کربلا.
* امام حسین علیه السلام خانه ای که در آن سکینه و رباب نباشند را دوست ندارند
,
, * امام حسین علیه السلام خانه ای که در آن سکینه و رباب نباشند را دوست ندارند,
رباب دختر فردی به نام امرءالقیس از یکی از قبایل شامی است که پدرش در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد.[۱] وی به خاطر علاقه وافری که به امام امیر المومنین علیه السلام داشت سه دختر خود را به ازدواج حضرت علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام درآورد[۲]. در این بین رباب به عقد امام حسین علیه السلام در آمد و وقتی برای اولین بار خدمت ابا عبدالله رسید خود را به پای ایشان انداخت و عرض کرد که می خواهم خدا نوکری این خانوداه را نصیبم کند.[۳] او مادر دو تن از فرزندان امام حسین علیه السلام حضرت علی اصغر و سکینه شد.[۴] حضرت علی اصغر در صحرای کربلا و در روز عاشورا بر دستان سید الشهداء و جلوی دیدگان رباب به شهادت رسید و سکینه در بزرگسالی از زنان فاضله ودانشمند جهان اسلام گشت.
,امام حسین علیه السلام علاقه ای وافر به رباب داشت به نحوی که از حضرت ایشان نقل شده است که خانه ای که در آن سکینه و رباب نباشند را دوست ندارند[۵]. بیشک علاقه امام حسین علیه السلام به خاطر فضائل رباب بوده به نحوی که در مورد او گفته اند: «من خیار النساء و افضلهنَّ»[۶] او از بهترین و با فضیلت ترین زنان بود. رباب مقام منزلت امام حسین را درک کرده بود و خود را خدمتکار امام میدانست.
,برتری و فضیلت رباب در همراهی امام در صحنه کربلا که بسیاری از مردان از ترس جان میدان را خالی کرده و حجت خدا را تنها گذاشتند اثبات شد.
,* رباب در شهادت طفل شش ماهه خود هیچگاه زبان به شکوه و شکایت باز نکرد
, * رباب در شهادت طفل شش ماهه خود هیچگاه زبان به شکوه و شکایت باز نکرد,رباب عشقی مثال زدنی به به امام حسین علیه السلام داشت و هم چنانکه گذشت، خود را خادم کنیز اهل بیت میدانست. در مکالماتی که از وی و امام حسین علیه السلام در صحنه کربلا ضبط شد و به دست ما رسیده است به دست می آید که در واقعه عاشورا و در شهادت طفل شش ماهه خود علی اصغر هیچگاه زبان به شکوه و شکایت باز نکرد و تنها به دنبال ساکت کردن علی اصغر که از تشنگی بیتابی میکرد بود.
,در مقاتل هیچگونه رجز یا ناله ای از رباب تا قبل از غروب عاشورا ثبت نشده، تنها بعد از شهادت علی اصغر بعد از آنکه دستان خونین حضرت زینب علیها السلام را دید گریست و حضرت زینب علیها السلام به او فرمودند اگر صبر داشته باشی خدا به تو بهشت را عطا می کند و همین نشان می دهد که او مطیع محض اباعبدالله علیه السلام بود.
,
رابطه رباب با زینب علیها السلام نیز رابطه ای صمیمی و خواهرانه است، بنابر آنچه در مقاتل آمده حضرت زینب علیها السلام او را خواهر صدا می کرد و او نیز آن حضرت را با عنوان سیدتی و مولاتی زینب خطاب می نموده است.[۷]
* عشق رباب به اهل بیت و امام حسین توأم با معرفت بود
,
, * عشق رباب به اهل بیت و امام حسین توأم با معرفت بود,
عشق رباب به اهل و بیت و امام حسین توأم با معرفت بود و این معرفت در مرثیه هایی که در رثای شهادت امام حسین علیه السلام سروده هویدا است. زمانی که رباب در شام بود، سر امام حسین علیه السلام را در آغوش گرفت، بوسید و با نالهای از دل این مرثیه را سرود: «ای حسین عزیزم، هرگز تو را که در زیر نیزههای دشمن از پای درآمدی، فراموش نمیکنم، تو را در کربلا به خاک و خون کشیدند، خداوند کربلا را آب ندهد.»[۸]
,این مادر در حالی که داغ پسر شش ماهه به دل داشت اما مرثیههایش در رثای شهادت اباعبد الله است: «آن کسى که نورى بود و از او طلب روشنایى مىشد، در کربلا کشته و دفن نشد. (او) پسر پیامبر است که خداوند او را از جانب ما جزاى خیر دهد و او از خسران و زیان موازین دور نگه داشته شده است. اى حسین براى من کوه استوارى بودى که به تو پناه مى بردم و با رحمت و دیانت ما را همراهى مى نمودى، چه کسى پناه یتیمان و نیازمندان خواهد بود که به او بى نیاز شوند و به چه کس پناه برند نیازمندان؟ به خدا قسم پس از ازدواج با شما، همسر دیگرى را نخواهم تا اینکه بین خاک و ماسه پنهان شوم.»[۹]
,رباب بعد از بازگشت کاروان اسرا از کربلا با اجازه از حضرت سجاد علیه اسلام به همراه بعضی از کنیزان در کربلا ماند و به عزاداری پرداخت و بعد از یکسال به امر حضرت سجاد به مدینه بازگشت. [۱۰]
,* سنت پخت حلوا از زمان حیات رباب باب شد
, * سنت پخت حلوا از زمان حیات رباب باب شد,وقتی در هنگام عزاداری اشک چشمان رباب خشک شد و مشاهده کرد که یکی از کنیزان همچنان اشک دارد، علت را از او جویا شد. کنیز در پاسخ گفت که خوراکی از آرد و عسل و روغن استفاده می کند. رباب از او خواست تا برای او نیز درست کند تا اشک در چشم داشته و برای اباعبدالله عزداری نماید.[۱۱] و از همینجا سنت پخت حلوا در مجالس عزا باب شد[۱۲].
,رباب بعد از واقعه کربلا مورد خواستگاری اشراف قریش قرار گرفت اما آنها را هرگز نپذیرفت و می فرمود: «بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله کسى را پدر شوهر نگیرم» و در این مدت به یاد واقعه کربلا و شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام هیچگاه زیر سایه ننشست. [۱۳]
,در مقاتل تاریخ وفات او را سال ۶۲ هجری ذکر کرده اند و این یعنی رباب بعد از واقعه کربلا یکسال بیشتر در قید حیات نبوده است. [۱۴]
,منابع:
,
[۱] .اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۲] .انساب الاشراف، ج۲، ص۱۹۵؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹.
[۳] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۴] .الارشاد، ج۲، ص۱۳۵.
[۵] .اعیانالشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۶] .اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۷] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۸] .محدّثات شیعه، ص ۱۷۶٫
[۹] .دانشنامه امام حسین(ع)، ج۱، ص۲۹۲-۲۹۳.
[۱۰] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۱۱] .کافی، ج۱، ص۴۶۶.
[۱۲] .مصاحبه گروه خبری نفحات صبح با «حجت الاسلام عبدالحسین بندانی نیشابوری» پژوهشگر تاریخ اهل بیت(ع)
[۱۳] .اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
[۱۴] .اعیانالشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه