اندیشه­ های گفت­ وگو گریز؛

دارکوب مهربان استعاره ای از استقامت مشفقانه

دارکوب مهربان استعاره ای از استقامت مشفقانه
«دارکوب مهربان» استعاره «استقامت مشفقانه» است؛ آن راهبرد آشنای قدیمی که «به­ جای آنکه بر تاریکی لعنت فرستی، شمعی بیافروز» و البته با این نکته افزوده که «چشم از این شمع کوچک برمدار! خسته نشو! بایست تا پاداش ایستادگی­ ات را در شادمانی همه پروانه­ ها ببینی»
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان- دکتر حامد صفایی­ پور/ نمی ­توانم بگویم همه زوایای این نظر را دیده­ ام و می­ توانم دفاع تمام قدی از آن نمایم. همچنین، بر سر آن نیستم که همه نظرم را قبول کنند و با آن همدلی نمایند. آنچه در تجربه­ های زندگی­ و نیمچه فعالیت­ های فرهنگی­ ام به آن رسیده­ ام این است که استعارۀ «دارکوب مهربان» الگویی موفق در تحول­ خواهی پایدار فرهنگی در جامعه ایرانی است. دارکوب بر درخت می­ زند، با حرکتی پیوسته و مداومتی چشم­گیر. صدای کوفتن­ های مدام و یکدست دارکوب نماد «مداومت و اتقان عمل» است هرچند این «عمل­ ها» کارهای در ظاهر کوچکی باشند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان- دکتر حامد صفایی­ پور,

ضربه­ های کوتاه و پیوسته دارکوب نماد «صبر» است. صبر در واژگان قرآن مترادف استقامت، پیگیری و پشتکار است. به روایات اهل بیت(س) در باب «عمل/کار» که بنگریم «اتقان عمل»، و «مداومت» بر آن، هرچند عملی (در ظاهر) کوچک باشد، همراه با توصیه­ های فراوان و اکید است. در همین­جا نمی­ توان از این نکته کلیدی در نگرش دینی به سادگی گذشت کرد که در نگرش دینی «هیچ کاری با تقوی کم نیست»؛ عمل استوار و مدبرانۀ انسان مومن یک نیروی سیال، چگال و همواره بالنده است. کوشش­ های کوچک ولی با کیفیت، با برکت «یدافع عن الذین آمنوا» به جوشش­ های تمام­ نشدنی ختم می­ شود.

,

اگر هر یک از ما، در همان کارهای نیکی که درباره نیکی آن­ها خودسنجی و مشاوران فرزانه داریم، مداومت و مقاومت بورزیم، فرجام­مان به­ سامان خواهد شد. حتی اگر این کار نیک، تمیزکردن شیشۀ یک میز، صرفه­ جویی در مصرف یک برگ کاغذ سفید یا برنامه ریزی در ارائه یک درس باشد. در همین رابطه، تاکید می­ کنم که این الگو در تضاد اساسی با الگوی­ های فانتزی تحول­ خواهی است؛ این­که با یک حادثه، یک حرکت یا یک شب رویایی همه چیز «جور دیگر» ­شود و پروندۀ آرزوهای جمعی­مان مختومه گردد. این یک آرزواندیشی و امید واهی است. ظاهرا سنت الهی و روال کار این روزگار این نیست و تا امروز حال هیچ مساله و بحران اجتماعی با عملیات­ های اورژانسی و استعجالی خوب نشده است.

,

 

,

اما «مهربانی دارکوب» نماد «شفقت» است. روان­شناسان شفقت را به حالتی معنا می­ کنند که در آن، انسان، هم ­سرنوشتی­ عمیقش را با دیگران احساس می­ کند و در اثر این احساس، به آتیه و فرجام همۀ هم­سفران کشتی زندگی­ اش عشق می­ ورزد. شفقت در قبول مسئولیت­­ های اجتماعی درباره آینده دیگران تجلی می­ یابد. «هم­ سرنوشتی» ایجاب می­ کند که خوب و بد مردم را از خود بدانی و باور کنی که یا همه با هم خواهیم رسید یا همه با هم غرق خواهیم شد. در این حال، نمی­ توانیم دم به دم از «ما»، «دیگری» بسازیم و مدام «ما» را تقسیم کنیم. «ما» همه یک نفریم و شادمانی­ ها و ناکامی­ هایمان دیر یا زود به طور مساوی در میان­مان تقسیم خواهد شد.

,

شفقت، نقادی و خرده­ گیری اجتماعی را به اصلاح­گری تبدیل می­ کند. خرده­ گیری از دیگران و نشان دادن کم و کاست رفتار و گفتارشان با مسئولیت مشفقانه به تعهدی از جنسِ «باید به او کمک کنم بهتر فکر کند» تبدیل می­ شود و جان تازه و پیامبرانه­ می­ گیرد. نقد، به تنهایی، نیروی کافی برای اصلاحگری اجتماعی ندارد. با صرفِ فهرست­ کردن اشتباه­ های دیگران، بدون احساسی عمیق از شفقت و آتیه­ اندیشی دربارۀ آینده دیگران، حتی آنها که خاری در چشممان کرده اند، هیچگاه برگی از دفتر فرهنگ ورق نخواهد خورد. خوش­ بیانی و نیک­ گویی است که «دارکوب نامهربان» را به «دارکوب مهربان» تبدیل می­ کند.

,

«دارکوب مهربان» استعاره «استقامت مشفقانه» است؛ آن راهبرد آشنای قدیمی که «به­ جای آنکه بر تاریکی لعنت فرستی، شمعی بیافروز» و البته با این نکته افزوده که «چشم از این شمع کوچک برمدار! خسته نشو! بایست تا پاداش ایستادگی­ ات را در شادمانی همه پروانه­ ها ببینی».

,

انتهای پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه