فعال و کارشناس فرهنگی؛
قیام امام حسین(ع) برآمده از متن قرآن است/ نمود عینی تفسیر نهضت عاشورا در هشت سال دفاع مقدس
هادی هاشمی گفت: قیام امام حسین(ع) منشاء تجلی نهضتی است که آیات قرآن را عینیت بخشیده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، واقعه عظیم عاشورا در کربلا آغازگر نهضتی مقدس و حرکتی انقلابی است که هدف آن احیای دین، از بین بردن انحرافات و جایگزین نمودن حکومت علوی بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,این حادثه از بُعد معنوی آرمانهای اصیل اسلامی را زنده و تثبیت کرد و موجب حرکتهای انقلابی بعدی درتاریخ اسلام شد و از بُعد مادی نیز باعث رسوایی حاکمان وقیح زمانهاش گردید. اما در حیطهی فرهنگ و تفکر انسانی وسعتی به گسترهی فطرت حقیقت پذیر بشر و اندیشههای آزاده دارد.
,جهت تبیین ابعاد فرهنگی و شاخصههای نهضت عاشورا و بروز و ظهور آن در جامعهی کنونی با هادی هاشمی، فعال و کارشناس فرهنگی (که در حال حاضر مسئولیت سازمان بسیج هنرمندان استان را بر عهده دارد) به گفتوگو پرداختهایم؛ در ادامه مشروح آن را میخوانید؛
,آناج: لطفا عوامل و ریشههای فرهنگی بروز و ظهور نهضت عاشورا را تبیین کنید:
,در حقیقت من قیام حضرت اباعبدلله الحسین را اینگونه برای خود معنی کردهام که این قیام در حقیقت، منشاء تجلی یک نهضت است که همه آن را در قالب نهضت عاشورایی میشناسند. نهضت عاشورایی در حقیقت در زمان حضرت امام حسین(ع) در قالب یک قیام توأم با عزت و افتخار ظهور کرد ولی اگر به حقیقت جریانی حرکت ائمه معصومین(ع) توجه کنیم در حقیقت همهی ایشان از زمان پیامبر(ص) تا قبل از غیبت صغری حضرت ولی عصر(ع) با یک تفکر واحد رسالت خود را آغاز کردند.
,اهداف حرکت ائمه معصومین(ع) حول و حوش تشکیل حکومت الهی و جاری ساختن احکام دین مبین اسلام در متن جامعه بود و به تناسب شرایطی که در موقعیتهای مختلف جوامع شاهد آن بودهایم با استراتژیهای مختلف پیش رفتند. میبایست در برههای از تاریخ اسلام، قیامی مثل قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) انجام میگرفت و زمانی دیگر رسالت زینبی آغاز میشد. همچنین در زمان امام زینالعابدین(ع) نیز میبینیم که با یک استراتژی راهبردی، در اوج خفقان جوامع اسلامی به عنوان زبان گویای زمان، حال جامعه و حقایق را در قالب دعا بیان میکردند.
,نهضت عاشورا برآمده از متن قرآن است
,نهضت عاشورا از متن قرآن و سیره ائمه معصومین(ع) نشأت گرفته است؛ به طوریکه اگر به زندگی ائمه معصومین(ع) به دیده تحلیلی نگاه کنیم و احکام عالیه اسلامی و آیاتی را که در مباحثی چون جهاد، جاری ساختن احکام اسلامی، حدود و غیره را از متن قرآن استخراج کنیم، درمییابیم که قیام ابا عبدالله الحسین(ع) در حقیقت متن قرآن و همان سیره اهل بیت(ع) است که در یک صبح تا ظهر عاشورا در نصف روز (روز عاشورا) اتفاق افتاده و در قالب قیامی همه جانبه، مجموعهای از تمام مکارم اخلاقی را به نمایش میگذارد.
,با ورود اسلام به جوامع دیگر چون ایران، افریقا و روم، توانست به تناسب مولفهها و مفاهیم برتری که در قالب احکام الهی مطرح بود، جایگاه خود را در کشورهای ممالک غربی پیدا کرده و به عنوان برنامه زندگی، قوانین الهی و تفکر فرابشری در بین انسان ها نهادینه شود.
,

, با مروری بر تاریخ اسلام، مشاهده میکنیم که از زمانی که حضرت محمد(ص) دین مبین اسلام را به عنوان یک دین برتر در سطح جوامع انسانی معرفی کرد، تا زمان قیام اباعبدالله الحسین(ع)، بعضی ارزشها در اثر برخی اتفاقات، به ضد ارزش تبدیل شدند. بنابراین امام حسین(ع) در برههای از دوران امامت خود به مرحلهای رسید که احساس کرد، دین حاضر جامعه مسلمان، آن چیزی نیست که از جدش به ایشان رسیده است. از طرف دیگر دین اسلام به عنوان یک دین فردی و اجتماعی، کاملا پویا و فعال است و به تناسب همین پویایی، فرهنگ موجود در بطن آن نیز، فرهنگی زنده و ناب است.
,اگر فرهنگ اسلام را پویا و زنده بدانیم، میبینیم که ما با یک موجود کاملا زنده سروکار داریم که در زمان رسول اکرم (ص) ایجاد شد و در زمان امام حسین(ع) نیازمند احیا بود. یعنی رسالت امام حسین(ع) این بود که در عرصه امامت خود دین جدش را احیا کند.
,امام حسین(ع) برای احیای دین اسلام، اهرم ولایی خویش را تمام و کمال به کار گرفت
,برای احیای فرهنگ اسلامی باید برخی عوامل دست به دست هم میدادند. با توجه به جنبههای مختلف سیاسی و تحولاتی که در زمان امام حسن(ع) اتفاق افتاده بود، اهرمی که امام حسین(ع) در دست داشتند اهرم ولایتی حضرت بود که همان را به کار گرفتند. منظور از اهرم ولایی اهل بیتشان بود و قاطعانه میگویم که آن زمان غیر از هفتاد و دو نفر، کسی دیگری نبود که بتواند پا به عرصه ولایت امام(ع) بگذارند. پس ایشان نیز با تمام ولایتشان بر علیه تمام ظلم قیام کردند تا دین احیا گردد.
,البته احیای فرهنگ در گذر زمان، نیازمند نگهداری است و نگهداری در یک عرصه زمانی نیازمند تبلیغات است. زمانی که حضرت اباعبدالله الحسین قیام کردند چند نکته را مدنظر داشتند. اولین مورد این بود که احیای دین را امری ضروری و حتمی می دانستند و بدین منظور قیام کردند.
,آناج: نهضت عاشورا کدام آثار فرهنگی را در جوامع اسلامی برجای گذاشت؟
,یکی از بازخوردهای قیام عاشورا این بود که به مسلمانان تفهیم نمود دینی که دارند از آن تبعیت میکنند مغایر با دین رسول الله(ص) است.
,علاوه بر این، مورد مهم دیگر استکبار ستیزی و ایستادگی در برابر ظلم بود؛ درحالی که اهل سنت معتقد بوده (و هستند) که حاکم اگر ظالم هم باشد، باید از او تبعیت کرد اما حضرت اباعبدالله(ع) فرمودند نه تنها نباید از احکام فسق و فجور تبعیت کرد بلکه باید با تمام جان و مال در این راه قدم برداشته و مقابله نمود.
,نمود عینی تفکر عاشورایی در جامعهی کنونی
,اسلام بعد از قیام عاشورا پویایی، تجدد و حیات دوبارهای برای خود یافته است و در حال حاضر نیز مبادلات سیاسی و اجتماعی ما که در جهان تشیع وجود دارد همه وامدار نهضت عاشورا میباشد. برای مثال اگر امروز در کشورهایی مثل سوریه و عراق، جبهه مقاومت شکل گرفته است، صرفا برای دفاع از خاک نیست بلکه آنچه در جریان است، نهضت عاشورایی است. اینها نکات بارزی بود که باید در قیام حضرت اباعبدالله الحسن(ع) مورد توجه قرار میگرفت.
,اینکه مقام معظم رهبری میفرمایند اگر کار به جایی برسد که من احساس کنم باید خودم کفن پوشیده و به تنهایی وارد عرصه جهاد حق علیه باطل شوم، این کار را میکنم؛ این تفکر در حقیقت نشأت گرفته از همان درک و فهم ولایتی میباشد.
,یا از بعد دیگر باید بگوییم نیازی نبود حضرت(ع) یک طفل معصوم را بر روی دست بگیرند و در مقابل دشمن بایستند. ولی وقتی به معنای وجودی این امر رجوع میکنیم میبینیم امام(ع) به این نتیجه رسیدند که ماندگارترین چیزی که میتواند در قلب انسانها غلیان ایجاد کند، همین طفل است. لذا اعجاز این امر را بعد از هزار و چهار صد سال در جنگ تحمیلی مشاهده میکنیم که مادری تک فرزند خود را راهی جبهه کرده و به شهادتش نیز افتخار میکند که همهی اینها از تفکر عاشورایی نشات میگیرد.
,

, البته اینطور نیست که بگوییم نهضت عاشورا صرفا منشا تحول در جوامع اسلامی شده است بلکه امثال گاندی وقتی قیام خود را به عاشورا نسبت میدهد، بدین معنی است که این مکتب به عمق تفکر بشری نفوذ کرده و هر انسان آزادهای در جریان آن قرار میگیرد.
,آناج: پیام رسانی و تبلیغ یکی از مراحل مهم بقای فرهنگ هاست؛ شما نقش حضرت زینب(س) را در این زمینه چگونه تحلیل میکنید؟
,نهضت عاشورا به عنوان تفسیر بالقوه و تمام و کمالی از قرآن، دارای نظم کاملا منطقی بوده و قابل الگوبرداری است.
,امام حسین(ع) قطعا قیام نکرده بودند که حقانیت خود را به آن چند ده هزار نفر نشان بدهند. آنها با عقیده کامل برای جنگ با امام حسین(ع) آمده بودند. از بین آنها هم شاید معدود نفراتی مثل حرّ از ضلالت نجا یافتند. بعد از آن همه زیباییهایی که امام حسین(ع) در عرصه جهاد از خود به نمایش گذاشتند، باز یزیدیان چنان جنایت هایی را مرتکب شدند و حتی ممکن بود بروند و جنایات خود را با آب و تاب هم بازگو کنند که یعنی ما یک کافر را از بین بردیم.
,اما امام(ع) نیز با آگاهی به این امر، استراتژی انتقال پیام عاشورا را در پیش گرفت و نفر تربیت یافتهای که قرار بود این پیام را انتقال دهد دختر فردی است که خطبه غدیر را خوانده است. یعنی قرار بود کسی و این پیام را انتقال دهد که در دامن دختر رسول الله(ص) و بزرگترین حامی ولایت پرورش یافته بود و امام (ع) نیز کاملا آگاهانه کار پیام رسانی را به حضرت زینب(س) سپرد.
,مهمترین بخش رسالت امام حسین(ع) تبلیغ و پیام رسانی بعد از عاشورا بود
,به جرأت میتوان گفت حضرت امام حسین(ع) مشکلترین بخش رسالت خود را که انتقال پیام عاشورا بود، به حضرت زینب(س) سپرد.
,حضرت زینب(س) همان رسالتی را داشتند که در حال حاضر اصحاب رسانه بر عهده دارند. منتها چند نکته در اینجا حائض اهمیت است. نکته اول اینکه حضرت زینب(س) وقتی این رسالت را بر عهده گرفتند کاملا به موضوع اشرافیت داشته و دارای توانمندی وافر بودند. یعنی امام این رسالت را به کسی سپردند که میدانستند که کاملا از بابت تربیتی و بینش و بصیرت صد در صد حق مطلب را ادا خواهد کرد.
,همچنین وقتی حضرت زینب(س) رسالت خویش را آغاز کرد، هر لحظه خود را در میدان جهاد میدید. یعنی هیچگاه احساس نکردند که از عاشور دور هستند. یعنی از نظر ایشان انتقال پیام عاشورا کمتر از جهاد امام(ع) و یارانشان در نینوا نبود و طبق راهبردی که امام حسین(ع) تعریف کرده بودند، قرار بر این بود که حضرت زینب کل حرکت و نهضت عظیم عاشورا را به سرانجام مقصود برساند.
,خطابههای حضرت زینب(س) صلابت امام علی(ع) را تداعی می کرد
,در راستای رسالت حضرت زینب(س) باید توجه کنیم که اگر امروز مکتب عظیم عاشورا به عنوان میراث گرانقدری به دست ما رسیده است، در سایه عملکر احسن حضرت زینب کبری(س) است. ایشان مدام در خطابههای خود از عاشورا روایت می کردند و راویان نقل میکنند که سخنانشان به قدری کوبنده بود که کسانی که محضر حضرت علی(ع) را درک کرده بودند با شنیدن سخنان حضرت زینب(س) به یاد خطبههای امام علی(ع) میافتادند.
,رسانهها باید خود را در جنگ تمام عیار ببینند
,لذا رسانههای عصر حاضر نیز اولا باید بصیرت زینبی داشته باشد و دوما هر کس وقتی که وارد این کارزار شد باید خود را در متن جنگ تمام عیار ببیند.
,آناج: عاشورا چگونه وارد فرهنگ ایران شد؟
,این بحث در ابتدا بیشتر توسط دیلمیان شروع و گسترش پیدا کرد. معذالدین بود که برای اولین بار در ایران عزاداری امام حسین(ع) را شروع کرد و در زمان صفوی نیز به تناسب قدرت یافتگی تشیع توجه به عاشورا و برپایی تکیهها نیز بیشتر شد.
,

, زمانی که اسلام وارد ایران شد شاید درک، فهم و فرهنگ جامعه ایرانی بسیار متفاوتتر از نفراتی بود که اسلام را وارد ایران کردند. زیرا ما صاحب فرهنگی بسیار عالی بودیم. هنگام ورود اسلام به ایران به قدری با فرهنگ ما در هم آمیخت که مردم ناخودآگاه تمام آداب و رسومهایشان، فهمها و کنشها، و تعاملات اجتماعیشان را بر اساس تعالیم اسلامی سامان دادند.
,ما هیچ چیز خود را عاریتی از جای دیگر نگرفتهایم. حتی تعزیهها و شبیه خوانیها را قبلا در فرهنگ ایرانی به عنوان سوگ سیاوش داشتیم. از بس ایران این فرهنگ را مال خود دانسته است که به عنوان یک ایرانی مکتب عاشورا را مکتبی برگرفته از جایی دیگر ندانسته است و چیزی به عنوان خود وجودی خویش حس کرده است. لذا وقتی ایرانیان فرهنگ عاشورا را درک میکنند به هیچ عنوان دنبال عاریت گرفتن سبک عزاداری از جایی دیگر نیستند. برای مثال برپایی تکیه در فرهنگ ایران قبل از ایران نیز وجود داشت و نوعی در آتش کدهها برگزار میشد ولی ایرانی وقتی با اسلام آشنا میشود، با آن به عنوان فرهنگ بیگانه برخورد نمیکند بلکه آن را در آداب و رسوم و فرهنگ ملی خود درهم میآمیزد.
,نهضت عاشورا، به دور از درک ولایتی هرگز دوام نداشته است
,فرهنگ عاشورا در زمان قاجار قوت بشتری گرفت، تکیهها وهیئتها تقویت شد اما نکته قابل توجه این است که گاه حکومتهای سلطنتی خواستند این نوع عزاداری را پشتوانه قدرت سلطنتی خود سازند. حتی در زمان قاجار شیطنتهایی در این قالب رخ داد. منتها وقتی میگوییم در درون این فرهنگ اعجاز نهفته است، این است که مکتب عزاداری اباعبدالله الحسین(ع)، نهضت عاشورا، به دور از درک ولایتی هرگز دوام نداشته است. یعنی همیشه خودش را به سویی هدایت کرده که ولایت آنجاست. لذا زمانی هم که حکومت طاغوت میخواهد روی عزاداریهای حسینی سایه بیاندازد، ناخودآگاه تمام این عزاداران حسینی به طرف مرجعیت حرکت میکنند. تمام تحولات سیاسی و دینی بعد از قیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در ایران نیز همیشه حول و حوش خود عاشورا اتفاق افتاده است. یعنی تمام تعالیهای اجتماعی، تمام استراتژیهای سیاسی، تمام پیشرفتهای فرهنگیمان در زمانی اتفاق افتاده که هیئتهای حسینی و مکتب و نهضت عاشورا پیرامون مرجعیت و ولایت خود را نشان داده است.
,حکومت طاغوت در ابتدا در زمان قاجار به قوت و پتانسیل هیئتهای حسینی پی برد و خواست از این پتانسیل استفاده کند، حتی یک سری روحانینماهایی وارد هیئتهای حسینی کردند. ولی ناخودآگاه دستشان رو شد چرا که این نهضت برآمده از متن قرآن است و درونش اعجاز دارد. ناخودآگاه باز هم به طرف مرجعیت کوچ کرد و به پشتوانه همین هیئتها، انقلاب اسلامی تحقق یافت.
,آناج: چه کنیم تا فرهنگ عاشورا در جامعه ما به حالت پویا و زنده باقی بماند؟
,یک بستر برای بهره برداری در این مسیر، بستر هنر است. زمانی که ایرانیان سوگ سیاوش را به تعزیه حسینی تبدیل کردند، زمانی بود زبان رسانه و زبان انتقال پیام همان شبیهخوانی(البته به شکل صامت و بدون روضه) بود. بعدها شعرآیینی بر آن تعزیه اضافه و بر مبنای آن مرثیهها سروده شده است تا برای عوام قابل فهم باشد اما در کنار آن برای فهم خواص نیز مقتلها و کتابهایی مثل کتابهای نهضت امام حسین(ع) شهید مطهری نوشته شد.
,پیاده روی اربعین رسانهای نو برای انتقال پیام عاشوراست
,در جامعه کنونی نیز علاوه بر هنر، تکنولوژیهای نوین و شبکه های مجازی مطرح است ولی باید دید نوع گفتمانی که عاشورا میتواند به جوامع اسلامی انتقال دهد چیست؟ البته در این حوزه نیز بخش های فرهنگی به قدری تعلل کردند که رهبر انقلاب طی ابتکاری جالب حرکت زیبای پیاده روی اربعین را مطرح کرده و شاید با این تعبیر خواستند بگویند همانطور که موسم حج و عید قربان و مناسک حج پیام وحدانیت خدا و اتحاد امت مسلمان است، این حرکت حسینی نیز میتواند منتقل کنندهی پیام نهضت عاشورا باشد.
,در واقع الان دیگر زمان تعزیه سپری شده و اگر در گذشته شبیهخوانی میتوانست پیام عاشورا را انتقال دهد، اکنون باید به طریق سینما این پیام را به دنیا انتقال دهیم. اما متاسفانه تا کنون نتوانستهایم این نهضت را در قالب یک پیام رسانهای کامل به دنیا معرفی کنیم.
,تاکید حضرت آقا بر این است که در انتقال پیام حتما قرار نیست که حق انتقال یابد، بعضا بسترهای باطل هم میتواند در قالب رسانه انتقال یابند. هرچند جبهه باطل موفقیت بیشتری در این زمینه کسب کرده است اما بزرگترین امتیاز ما این است که حقانیت کلام ما برّاتر، قاطع، غالبتر و به یقین اکملتر است.
,برای انتقال مفاهیم عاشورایی به نسل جدید باید آن را عینیت ببخشیم
,به نظر انتقال پیام عاشورا و تسریع در حرکت پویای این فرهنگ زمانی اتفاق می افتد که بتوانیم آن را برای نسل جدید ملموس و قابل درک ارائه کنیم؛ برای مثال بعد از جنگ تحمیلی میتوان لمس کرد که فرستادن یک جوان بیست ساله به میدان جنگ و شهید شدنش یعنی چه! در حالی که قبل از جنگ تحمیلی خیلی از جوانب عاشورا برای خودمان تفهیم نشده بود و صرفا برای مظلومیت اماممان گریه میکردیم چه رسد به اینکه بخواهیم آن را به جوامع غربی منتقل کنیم.
,

, بنابراین اگر به نسل جدید روضه علیاکبر بخوانیم ولی مظلومیت جوانان ما در جبهه هشت سال دفاع مقدس را به آنان نگوییم، تداعی تاریخی نخواهد داشت.
,نمود عینی تفسیر نهضت عاشورا، هشت سال دفاع مقدس است
,جوانانی که در متن جامعه کنونی ما هستند، درست است که مورد تهاجم فرهنگی واقع شدهاند و ما مدام تلفاتی در این قضیه میدهیم، ولی اگر با دید دیگری نگاه کنیم خواهیم دید که پتانسیل عظیم کشور ما همین جوانان هستند. وقتی ما میخواهیم مفهوم ایثار و فداکاری را به جوانمان توضیح دهیم باید نمود عینی بدهیم. نمود عینی تفسیر نهضت عاشورا با هشت سال دفاع مقدس است، تلفیق ولایت ائمه با ولایت فقیه امروز است. مقایسه استکبارستیزی آن زمان با استکبارستیزی امروز است. اینها باید به طور دقیق تبیین شود.
,امروز دشمن نهضت ما را شبیه سازی کرده و مثل داعش را به وجود آورده است اما علت موفقیت او الحاق جوانان در کشورهای مختلف به گروههای تکفیری، نای از این است که ما هنوز نتوانستهایم فرهنگ عاشورا را به جهان معرفی کنیم تا یک جوان اروپایی بتواند آن را بایک جریان مرتد صهیونیستی تمییز دهد.
,آناج: شاخصههای فرهنگ عاشورایی کدامند و بر اساس کدام شاخصهها میتوان بروز و ظهور فرهنگ حسینی را در جامعهی کنونی مورد ارزیابی قرار داد؟
,نهضت عاشورا دارای چند شاخصه مهم است؛ احیای امر به معروف و نهی از منکر، استکبارستیزی، مبارزه با دستگاه طاغوت، فریضه نماز، از خود گذشتگی در راه ارزشهای دینی، حجاب، ولایت مداری و غیره از جمله این شاخصها هستند اما یکی از شاخصههای مهم دیگر نهضت عاشورا جریاندهی و الگودهی مثل الگودهی سیاسی یا الگودهی به جریانات و قومیتهایی است که در آن مقطع وجود داشته است.
,واقعیت امر این است که در حال حاضر در بحث فضای مجازی به محتواهایی نیاز داریم که جوان با اتصال به آن محتواها به غنای فکری برسد. این محتوا میتواند در قالب فیلم و عکس و کار تجسمی و یا کاریکاتور باشد. منتهی دستگاههای فرهنگی و مساجد در این قضیه کاملا صاحب نقش هستند، روحانیت که همیشه دوشادوش مردم و به عنوان پیشرو حرکتهای دینی و سیاسی و فرهنگی مردم دارای نقش برجستهای هستند و در طی این جریان میتوانند نقشآفرینی کنند. از همه مهمتر ولایت که میتواند با هر کلامش نبضی دوباره در رگهای جامعه باشد. بعضا شوکهایی که حضرت آقا با صحبتهای خود وارد میکنند یک حرکت جهشی به قضیه داده و آن را کاملا احیا میکند.
,آناج: با توجه به شاخصه های فرهنگ عاشورایی، به نظر می رسد جامعه کنونی در برخی مولفه های دچار انحراف شده است؛ نظر شما در این مورد چیست؟
,فرهنگی که ایجاد میشود، گاه به جایی میرسد که باید احیا گردد اما پس از احیا نیز نیازمند ترمیم و نگهداری است. مثل مقوله حجاب که در حال حاضر نیاز به ترمیم دارد. یعنی نیاز نیست که ما حجاب را مجددا احیا کنیم. بعضا مسئله حجاب در جامعه کنونی ما طوری مطرح میشود که گویی ما در جامعه با نوعی هرزهگی و بیعفتی سر و کار داریم؛ نخیر چنین نیست. ما بانوان محجبهای داریم که هر آن اراده کنند میتوانند کل موازنههای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشور را بر هم زنند. یعنی فعلا از طرف ولایت امر نشده است.
,چون همه اینها یا صاحب کرسی دانشگاهی هستند و یا صاحب رسالت عظیم در خانواده و به تربیت فرزندان مشغول هستند. این بانوان به مصداق واقعی نکته اتکای جامعه ما هستند اما هنوز اذنی از طرف ولایت دریافت نکردهاند.
,فرهنگ حجاب نیاز به ترمیم دارد
,الان عرصه، عرصه عمل به مصادیق است. اتفاقا این روزها باید بحث حجاب و عفاف بیشتر مطرح شود. چون هم قلوب هم فضا زمینه را فراهمتر میکند و هم تمام توجهات در این زمان به مصادیق امر به معروف و نهی از منکر معطوف است. لذا مسئله حجاب باید ترمیم و شاخ و برگهای هرز برچیده شود و سپس برسد به بستر نگهداری. باید تمام حرکتهای فرهنگی را در این مسیر به جریان انداخت.
,باید حسین(ع) و یزید زمان را بشناسیم
,وقتی فرهنگ عاشورا را به عنوان فرهنگی زنده و پویا تعریف میکنیم، لازم باید تشابه معنایی را مورد توجه و تاکید قرار بدهیم و جبههی حق و باطل و حسین و یزید زمان را در عصر حاضر بشناسیم.
,وقتی میگوییم مهندسی فرهنگی نداریم، یعنی آموزش و پرورش را رها کرده و در دانشگاه دنبال حجاب میگردیم
,وقتی که حضرت آقا میفرمایند که ولانگاری فرهنگی داریم یعنی ما برای یک سری مسائل خود مهندسی فرهنگی نداریم. ما نمیتوانیم بدون توجه به صدا و سیما، آموزش و پرورش، مهد کودکها و امثال آن سیستم حجاب و عفاف را در جامعه خود مطرح کنیم. بدون بسترهای فرهنگی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که نسل جوان دختر با توجه به تمام تهاجمات فرهنگی که الان در سطح جامعه ملموس است با آمادگی کامل وارد عرصه اجتماعی گردند در حالی که سیستم آموزش و پرورش را رها کردهایم و در دانشگاه دنبال حجاب و عفاف باشیم. لذا باید حرکت سیستماتیک و همگانی را در نظر بگیریم که هیچ کس نمیتواند از آن شانه خالی کند.
,

, حرکت، حرکت جهادی است. تمامی دستگاهها چه آموزش و پرورش، چه سپاه، چه ارشاد، همه باید در این خطوط یکسان عمل کنند. منتها ما بعضا این ولانگاریها را داریم. البته این هم در قالب تدابیر مقام معظم رهبری انشالله با ازمحلال و شکست قاطع دشمان انقلاب ختم به خیر خواهد شد.
,اگر تبریز می خواهد پایتخت گردشگری جهان اسلام باشد باید نمودهایی از تشیع اسلامی در آن قابل درک باشد
,تبریز به عنوان یک شهر دینی و شهری که به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی شناخته شده است باید بحثهای جدی در این زمینه وجود داشته باشد. تبریز باید درباره محرم حرفی برای زدن داشته باشد. شهری که پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی باشد باید برای محرم حرکتهای پراهمیتی داشته باشد. حرکت عظیمی که پی در پی در شهر زنجان اتفاق میافتد دارد تبدیل به یک حرکت و فستیوال زیبای عاشورایی میشود که شایسته است این اقدام در تبریز نیز عملی شود. نبایستی مسئولین فرهنگی استان آذربایجان شرقی از این رسالت شانه خالی کنند. حتما باید الگوهای کامل دینی و عاشورایی ما در تبریز نمود عینی پیدا کند و گردشگر که در 2018 وارد تبریز می شود قطعا باید نمودهایی از تشیع اسلامی را در تبریز درک کند.
,آناج: حرف آخر ...
,آن چیزی که مرا بسیار آزرده میکند بخشی از کلام مولای متقیان علی(ع) است که میفرمایند: دشمنان در باطل خود آنچنان متحد ثابت قدم هستند که ما در حقیقت محض خود نیستیم. تمام آرزوی من این است که با توجه به رسالتی که بر عهدهمان گذاشته شده است به بینش و درک لازمی که ما را در دستیابی به هدف یاری خواهد کرد، دست یابیم. چون پذیرش هر مطلبی نیازمند بصیرت و بینش میباشد و این بصیرت و بینش حاصل نمیشود مگر اینکه زمینه را آماده کنیم.
,بخشی از بسترها برای کسب بینش لازم را خود فرد میتواند آماده کند. برای اینکه بصیرت پیدا کند و به بینش لازم برسد باید تحولات روحی و جسمی در وجود خود ایجاد کند تا لیاقت درک مقام ولایت در ما ایجاد شود. لیاقت درک تدابیر و فرمایشات مقام معظم رهبری در ما جریان یابد.
,برخی بسترها را نیز باید دستگاههای فرهنگی فراهم کنند. دستگاههای فرهنگی باید به نکتهای برسند که احساس کنند این حرکت فرهنگی یک حرکت تمام عیار برای احیای یک سری فرایض فراموش شده میباشد.
,همانطوری که زمینه عزاداری ماه محرم توسط تکیهها و خود نهادهای مردمی فراهم میشود، باید به همان وسعت زمینههای پویایی و شادابی جوانان یا تحرک و پویایی در زمینه تعلیم و تربیت جوانان هم باید ایجاد شود.
,فرهنگ عاشورا فقط گریه کردن نیت، به زبان ساده تر آیا احساس میکنیم که انفاق ما فقط باید در روز عاشورا در تکیه امام حسین(ع) باشد؟ در حالی که اگر به یک مدرسه کمک کنیم، مثلا یک وایتبرد بخریم که بچهها در آنجا راحتتر تحصیل کنند فرهنگ ما بهتر جا میافتد. این بستر هم باید ایجاد شود.
,به طور کلی میتوان گفت ما در مرحله احیا و ترمیم فرهنگ عاشورا هستیم. حتی در بحث نگهداری فرهنگ دفاع مقدس نیز موفق نبودهایم. اگر قرار باشد در تاریخ عرصههای مختلف انقلاب اسلامی را عیاربندی کنند یک نمونهاش بحث دفاع مقدس است که در این مورد هنوز به مرحله نگهداری نرسیدهایم و در جنبههای دیگر که قطعا خیلی عقبتر از دفاع مقدس هستیم، هنوز در مرحله احیا و ترمیم متوقف شده ایم. لذا نیازمند تحرکات اجتماعی و فرهنگی هستیم که در این راستا همه دستگاههای فرهنگی باید تلاش کنیم.
,,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه