احساس جوانی عشق / شعر

احساس جوانی عشق / شعر
سید ابراهیم سجادیزاده ، استاد و شاعر برجسته گنبدی در رابطه با ایام سوگواری اباعبدالله و شهدای کربلا ابیاتی را سروده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  قابوس نامه، این ابیات با عنوان "احساس جوانی عشق" به زیبایی به اتفاقات کربلا توأم با عشق به امام حسین (ع) اشاره می کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قابوس نامه، این ابیات با عنوان "احساس جوانی عشق" به زیبایی به اتفاقات کربلا توأم با عشق به امام حسین (ع) اشاره می کند., قابوس نامه،, قابوس نامه،, قابوس نامه،,

در محرم ،باغ رنگ ارغوانی می کند
عشق ازاین نام احساس جوانی می کند
پا به پای کاروانش می رود تا کربلا
با علی اکبر، در آن جا ،زندگانی می کند
عاشق شش ماهه اش با تیر در میدان عشق
عاشقانه، با تبسم ، هم زبانی می کند
هم دم آوای قرآن، در شب دلدادگی
با حسین)ع(وعاشقانش شادمانی می کند
می رود با مشک خالی تا فرات تشنگی
تشنگی را با نگاهی ، یادمانی می کند
شاهد گودالِ معراج امیر عاشقان
با امامش لحظه لحظه، جانفشانی می کند؟
کربلا و شام و کوفه یارِ راهِ زینب است
تا بگوید ، انقلاب آنچنانی می کند
منبر سجاد)ع( را زیر نظر دارد که او
دشمنان را مات ،ازآن خطبه خوانی می کند
باشهیدان هر کجا همراه و همدم می شود
تا شود ثابت، که کار آسمانی، می کند
عاشقی، در ساحل اروند پیدا می کند
در شلمچه با شهیدان، پاسبانی می کند
می شود غواص وبا دردانه ها پا می زند
در میان عاشقان پا در میانی می کند
می شود یارِ وفادارِ شهیدانِ حرم
در حرم ،با چشم آن ها دیده بانی می کند
می شود آوای جانسوزِ سرودِ آتشین
می سراید، عشق، کار جاودانی می کند
با نام حسین)ع( » سجاد « این غزل را مُهرکن
غیر از این ،هر واژه، نال ناتوانی می کند

, در محرم ،باغ رنگ ارغوانی می کند, در محرم ،باغ رنگ ارغوانی می کند,
, عشق ازاین نام احساس جوانی می کند, عشق ازاین نام احساس جوانی می کند,
, پا به پای کاروانش می رود تا کربلا, پا به پای کاروانش می رود تا کربلا,
, با علی اکبر، در آن جا ،زندگانی می کند, با علی اکبر، در آن جا ،زندگانی می کند,
, عاشق شش ماهه اش با تیر در میدان عشق, عاشق شش ماهه اش با تیر در میدان عشق,
, عاشقانه، با تبسم ، هم زبانی می کند, عاشقانه، با تبسم ، هم زبانی می کند,
, هم دم آوای قرآن، در شب دلدادگی, هم دم آوای قرآن، در شب دلدادگی,
, با حسین)ع(وعاشقانش شادمانی می کند, با حسین)ع(وعاشقانش شادمانی می کند,
, می رود با مشک خالی تا فرات تشنگی, می رود با مشک خالی تا فرات تشنگی,
, تشنگی را با نگاهی ، یادمانی می کند, تشنگی را با نگاهی ، یادمانی می کند,
, شاهد گودالِ معراج امیر عاشقان, شاهد گودالِ معراج امیر عاشقان,
, با امامش لحظه لحظه، جانفشانی می کند؟, با امامش لحظه لحظه، جانفشانی می کند؟,
, کربلا و شام و کوفه یارِ راهِ زینب است, کربلا و شام و کوفه یارِ راهِ زینب است,
, تا بگوید ، انقلاب آنچنانی می کند, تا بگوید ، انقلاب آنچنانی می کند,
, منبر سجاد)ع( را زیر نظر دارد که او, منبر سجاد)ع( را زیر نظر دارد که او,
, دشمنان را مات ،ازآن خطبه خوانی می کند, دشمنان را مات ،ازآن خطبه خوانی می کند,
, باشهیدان هر کجا همراه و همدم می شود, باشهیدان هر کجا همراه و همدم می شود,
, تا شود ثابت، که کار آسمانی، می کند, تا شود ثابت، که کار آسمانی، می کند,
, عاشقی، در ساحل اروند پیدا می کند, عاشقی، در ساحل اروند پیدا می کند,
, در شلمچه با شهیدان، پاسبانی می کند, در شلمچه با شهیدان، پاسبانی می کند,
, می شود غواص وبا دردانه ها پا می زند, می شود غواص وبا دردانه ها پا می زند,
, در میان عاشقان پا در میانی می کند, در میان عاشقان پا در میانی می کند,
, می شود یارِ وفادارِ شهیدانِ حرم, می شود یارِ وفادارِ شهیدانِ حرم,
, در حرم ،با چشم آن ها دیده بانی می کند, در حرم ،با چشم آن ها دیده بانی می کند,
, می شود آوای جانسوزِ سرودِ آتشین, می شود آوای جانسوزِ سرودِ آتشین,
, می سراید، عشق، کار جاودانی می کند, می سراید، عشق، کار جاودانی می کند,
, با نام حسین)ع( » سجاد « این غزل را مُهرکن, با نام حسین)ع( » سجاد « این غزل را مُهرکن,
, غیر از این ،هر واژه، نال ناتوانی می کند, غیر از این ،هر واژه، نال ناتوانی می کند,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه