گفتگوی خواندنی با آزاده ای که ۱۰ سال را در زندان های بعثی به سر برده است؛

پس از آزادی خانواده ام را نمیشناختم/ از ضرب و شتم توسط نیروهای بعثی تا چرخاندن اسرا در خیابان ها

پس از آزادی خانواده ام را نمیشناختم/ از ضرب و شتم توسط نیروهای بعثی تا چرخاندن اسرا در خیابان ها
دوران دفاع مقدس سراسر حماسه، شور و غیرت ایرانی و اسلامی است که در این راستا وجود هرکدام از رزمندگان آن به تنهایی گواه این سخن می باشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری اوشیدا؛ رزمندگان اسلام با حضور دلیرانه خود با تحمل رنج ها و سختی های فراوان و با فداکاری تمام تنها به دلیل نجات اسلام و حفاظت و پاسداری از کیان ایران اسلامی جان خود را خالصانه در طبق اخلاص گذاشتند تا با اهدای خون آسایش و آرامش را به مردمان ایران اسلامی ارمغان دهند.

امنیت امروز ایران اسلامی، مرهون خون پاک شهدای عزیزی است که دلاورمردانه جهت بزرگداشت عزت و غیرت ایران اسلامی جنگیدند و در این راه نه تنها از هیچ کوتاهی فروگذار نشدند بلکه حتی اگر دوباره آن صحنه ها تکرار شود مجدد جان و مال خود را بدون هرگونه چشمداشت فدای ارزش های اسلامی می کنند.

اسرای بسیاری در زندان های بعث بدون امید آزادی روزگار را به سر بردند اما هیچ گاه زیر بار ظلم نرفتند بلکه آزادانه و با غیرت در برابر مزدوران رژیم بعث ایستاده و با این کار جهانیان را حیرت زده کردند.

پس از آزادی خانواده ام را نشناختم

آزاده سیستانی به خبرنگار اوشیدا؛ گفت: با هدف حفاظت و صیانت از خاک میهن اسلامی و مقابله با کفر و ظلم و جلوگیری از تعدی دشمن تا دندان مسلح در جبهه های جنگ حضور یافتم تا با نثار جان خود امنیت را برای مردم هدیه آورم.

غلامرضا شهرکی افزود: شمار زیادی از جوانان سیستانی و بلوچستانی در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور داشتند و مردانه و دلاورانه به مبارزه با دشمن پرداختند و بدون هر گونه چشمداشت و ترس از جان، تنها با شور شهید شدن جنگیدند و در این راه بسیاری از آنان به آرزوی خود برای شهید شدن رسیدند.

وی با بیان اینکه، دشمن بعثی ۲ شهر سوسنگرد و خرمشهر را به اشغال درآورده بود و آبادان را نیز در محاصره داشت ادامه داد: در سال ۱۳۵۹ در حالی که به سمت توپخانه دشمن پیشروی می کردیم تنها به دلیل نرسیدن نیروهای کمکی و همچنین مجهز بودن دشمن به تسلیحات مدرن و پیشرفته حملات خود را شدید کرده بود که در حال پیشروی توسط هلی کوپترهای عراق به اسارت دشمن درآمدیم.

شهرکی بیان داشت: پس از اسارات به دست دشمن به بغداد و سپس به موصل انتقال داده شدیم و در آنجا در حالی که شماری از رزمندگان اسلام زخمی و مجروح بودند با ضرب و شتم و حملات وحشیانه سربازان عراقی مواجه شدیم.

وی ادامه داد: دوران اسارت سرشار از خاطرات تلخ و دردناک است به طوری که پس از اسارت به دست دشمن در خیابان های شهر چرخانده و از طریق بلندگو اعلام میکردند که اینها اسیران ما هستند و انواع بی احترامی را به ما روا داشتند.

آزاده سیستانی با عنوان اینکه، ۱۰ سال از عمرم را در زندان های بعث به سر بردم تصریح کرد: در سال های ابتدایی خانواده ام از اسارتم خبر دار نبود تا زمانی که نیروهای صلیب سرخ در آسایشگاه های اسرا حضور یافته و از این طریق توانستیم با خانواده های خود ارتباط برقرار کنیم.

وی خاطرنشان کرد: رزمندگان ایرانی همیشه عرق ملی خود را حفظ کردند به طوری که بارها از اسرا خواستند تا علیه امام و نظام اسلامی ایران در برابر دوربین های تلویزیون شعار داده و بی احترامی کنیم اما همیشه تحمل ضربات و کتک ها را بر توهین ترجیح دادیم و از اعتقادات خود دفاع کردیم.

شهرکی ابراز داشت: بالاخره پس از ۱۰ سال اسارت زمان آزادی فرا رسید و شادی تمام وجودم را دربر گرفته بود اما دیگر خانواده ام را نمیشناختم.

وی با اشاره به اینکه، آزادی از زندان های بعث و بازگشت به میهن و دیدار مجدد خانواده لذت بخش ترین لحظه زندگیم به شمار می آید تاکید کرد: به رغم وجود سختی های فراوان دوران جنگ و اسارت اگر زمان به گذشته باز گردد حتما در جبهه های نبرد حضور می یابم چرا که عزت و آبروی ایران اسلامی را از جانم عزیزتر میشمارم.

انتهای پیام/م

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری اوشیدا,
,
,
,
,
,
, پس از آزادی خانواده ام را نشناختم, پس از آزادی خانواده ام را نشناختم,
,
, اوشیدا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه