مادر شهید از 16 سال چشم انتظاری می‎گوید؛

پسرم شعار نداد، عمل کرد و وارد میدان شد/ پیکر عادل را در سومین روز شهادت سیدالشهدا به ‌آغوش کشیدم

پسرم شعار نداد، عمل کرد و وارد میدان شد/ پیکر عادل را در سومین روز شهادت سیدالشهدا به ‌آغوش کشیدم
مادر شهید عادل نجفی گفت: پسرم مرد میدان نبرد بود و به جای اینکه شعار دهد، به جنگ دشمن رفت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، سلام بر شهیدانی که رفتند تا جاودانه شوند و اهدافی که داشتند را عملی کنند و شعار انقلاب خمینی که بنیانش قیام حسینی است این چنین در عالم طنین انداز شده، پایدار باشد. هیهات من الذله...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

ایثار و از خود گذشتگی اباعبدالله الحسین چنان مخلصانه بود که قرن‌‌ها بعد جوانانی برای زنده نگه داشتن اسلام و مقابله با استکبار جان را در کف دست گرفته در جبهه‌‌های حق علیه باطل گمنام شدند و امروز خانواده‌‌هایی هستند که عاشقانه همچون زینب کبری صبر را سرلوحه زندگی خود قرار دادند.

,

مادر شهید عادل نجفی که در کنار مزار فرزندش با او مادرانه سخن می‌‌گفت دقایقی مهمان ما شد؛ سفره دل را باز کرد و از آخرین باری که فرزندش را در آغوش کشیده و راهی جبهه کرده بود تعریف کرد:

,

وقتی عادل را برای راهی کردن با اتوبوس به جبهه می‌‌بردیم گفت مادرجان دیگر لازم به آمدن تو تا آنجا نیست چون وقتی اشک‌‌های تورا می‌‌بینم یاد فرزندانی می‌‌افتم که در اهواز مادر و پدر خود را از دست داده‌‌اند، نفرتم از رژیم بعصی عراق چندین برابر می‌‌شود خواهش می‌‌کنم در خانه بمان و برای رزمندگان و فرزندت در جبهه دعا کن؛ من در خانه ماندم و به همراه پدرش رفت و دیگر نیامد! تا اینکه بعد از 16 سال پیکر مطهر و بیجانش را به آغوش کشیدم.

,

مادر شهید از حضور فرزندش در هیئت‌‌های عزادارای و عشق به امام حسین به ما می‌‌گوید: از کودکی با امام حسین(ع) انس گرفته بود و از همان دوران علم کوچک امام حسین(ع) را در دسته مسجد محله برمی‌داشت و همه ساله در عزاداری اباعبدالله(ع) فرصت را مغتنم می‌‌شمرد و برای نوکری امام حسین(ع) راهی هیئت می‌‌شد. عادل وقتی راهپیمایی مردم را در تلویزیون تماشا می‌‌کرد، می گفت: مردانگی به حضور در میدان است، اما اگر عملی نباشد هیچ اتفاق خاصی برای مملکت نمی‌‌افتد. وقتی تصمیمی می‌‌گرفت تا آن را به نتیجه نرسانده بود تلاش می‌‌کرد در اواخر آن روزها هم دنبال رفتن به جبهه بود که بالاخره رفت، پیکرش را در سومین روز شهادت اربابمان امام حسین(ع) آوردن و تنش بوی کربلا می‌‌داد.

,

اسدالله نجفی پدر شهید هم صندوق دلش را وا کرد و از فرزندش به ما گفت: عادل در نوجوانی پا به پای من در تظاهرات قبل از انقلاب شرکت می‌‌کرد، در روزهای آغازین جنگ با اصرار فراوان می‌‌خواست در جبهه‌‌ها حضور داشته باشد که ممانعت می‌‌کردم و می‌گفتم پسرم بگذار تا من در جبهه شرکت کنم تو جوانی و بهتر است که در میان خانواده بمانی، اما بالاخره با اصرارهای متعدد عادل را در اوایل سال 61 راهی جبهه کردیم و هر از گاهی 45 روز یکبار به دیدنمان می‌‌آمد اما آخرین بار که به جبهه رهسپار شد در عملیات رمضان شرکت کرده بود، از دوستانش پیگیر شدم بعضی گفتند به بازویش تیر خورده بود و برخی گفتند اسیر شده اما عاقبت بعد 16 سال با پلاک و چند تکه ازپیکرش آمد.

,

پدر شهید عنوان می‌کند: من سال‌های 61 و 63 در جبهه بودم و وقتی دیگر دیدم نمی‌توانم با حضورم خدمتی بکنم کارواشم را در اختیار سپاه گذاشتم تا بتوانم در جایگاهی دیگر خدمت رسانی کنم. امنیت امروز کشور را مدیدون شهداء و امام شهداء هستیم و باید دعا کنیم که شهداء از شفاعت کنندگان ما در پل صراط باشند.

,

اگر مومن مسلمان هستیم باید شاکر وجود رهبر باشیم که این چنین مدبرانه کشور را هدایت می کند ، امروز مدافعان حرم همان مدافعان 8 ساله انقلاب هستند که این بار از حریم انقلاب اسلامی و حریم امن الهی دفاع می کنند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه