یادداشت/محمد ایمانی
تیزی خنجر شمر را قهرمان صلح رقم زدند
تبادل پالس همدلی با دشمن در پوشش مذاکره و توافق با این مضمون که اگر برای حصول توافق همراهی نکنید انتخابات را از دست می دهیم!، کجا رنگ و بوی کربلایی دارد؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از “موج چهارم”:محمد ایمانی فعال سیاسی در یادداشت خود نوشت: عده ای یک روز پشت امام حسن (ع) را خالی می کردند یا به خیمه ی فرماندهی اش شبیخون می زدند و سجاده ی زیر پایشان را می ربودند و روز دیگر، حضرت را به خاطر صلح اجباری با معاویه “یا مذلّ المؤمنین” می خواندند!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, “موج چهارم”:, موج چهارم,* متن کامل یادداشت محمد ایمانی :
, * متن کامل یادداشت محمد ایمانی : ,به تعبیر استاد مطهری (ره) در آن بیان معروف، “مارکسیست ها می توانند حتی کرسی دانشگاه داشته باشند یا راهپیمایی ترتیب بدهند اما به شرط آن که همان مارکسیسم را تدریس کنند نه اینکه مارکسیسم را جای اسلام جا بزنند ؛ و به شرط آن که عکس لنین و استالین را سر دست بگیرند، چرا عکس آیت الله خمینی را بلند می کنند حال آن که دین را افیون توده ها و ارتجاعی می خوانند”؟
,صلح حدیبیه، حکمیت و صلح صفین و صلح امام حسن (ع)، هر سه مذاکره و صلح هستند و هر سه نیز به امضای ولی معصوم رسیده اند اما اولی بر آمده از بیعت رضوان مسلمین با پیامبر اعظم (ص) در شرایطی است که فاقد سلاح بودند و در محاصره ی مشرکین افتادند ؛ و دومین صلح بر آمده ازتحمیل همراهانی با رویکرد نافرمانی و خود رأیی که عصاره ی گفتمان آنها آمیزه ای از بلاهت و لجاجت و ساده لوحی در بدنه و آلودگی و زد و بند و قرار و مدار با جبهه ی مقابل در رأس فرماندهی خوارج بود.
,عده ای یک روز پشت امام حسن (ع) را خالی می کردند یا به خیمه ی فرماندهی اش شبیخون می زدند و سجاده ی زیر پایشان را می ربودند و روز دیگر، حضرت را به خاطر صلح اجباری با معاویه “یا مذلّ المؤمنین” می خواندند!
,این چنین بود که کار به داستان غمبار کربلا کشید ؛ آنجا که دشمن قدم به قدم در جنگ ؛ نرم و سخت پیش آمده بود و حالا به جای دعوت به جنگ و مذاکره و صلح، تسلیم مطلق و گردن نهادن به بیعت طاغوت زمانه (یزید) را طلب می کرد.
,امام حسین (علیه السلام)، عمر سعد را فرا خواند تا اتمام حجت و نصیحت کند و راه عذر را بر او ببندد، امام در همان شدت محاصره و تحریم و تنهایی، کجا حتی کلمه ای به عجز و ضعف یا همدلی با اردوگاه یزید سخن گفت؟
,کجای ادبیاتی نظیر “خزانه خالی است”، “آمریکا کدخداست”، “به امام نوشتم که آمریکا ابرقدرت است و بدون مذاکره و رابطه نمی توان ادامه داد”، “آمریکا می تواند تمام توان نظامی ما را ظرف ۵ دقیقه نابود کند”، “رفع تحریم ها و حل مشکل اشتغال و تولید و آب خوردن و آلودگی هوا متوقف به توافق است”، “من اوباما را بسیار مؤدب یافتم”، “دولت آمریکا معتدل است و می توان با او توافق کرد”، “ما نمی توانیم با قهر و انزوا در دنیا زندگی کنیم”، “نباید مقابل قدرت های بزرگ ایستاد، آن هم با شعارهایی که بعضاً تو خالی است”، “سایه و شبح جنگ را با توافق از سر کشور برداشتیم” و …، منطبق با داستان کربلا و درس امام حسین (ع) است؟
,تبادل پالس همدلی با دشمن در پوشش مذاکره و توافق با این مضمون که اگر برای حصول توافق همراهی نکنید انتخابات را از دست می دهیم!، کجا رنگ و بوی کربلایی دارد؟
,این که یک رجل سیاسی بگوید “جاهایی در زندگی من پیش آمد که گفتم از جنگ بیزارم ؛ یک بار آیت الله خامنه ای به من گفتند شما از جنگ قهرمان بیرون می آئید ؛ من گفتم نمی خواهم قهرمان جنگ باشم بلکه می خواهم قهرمان صلح باشم”، حال این موضوع چه نسبتی با سیره ی اولیای دین و امام حسین (ع) دارد ؛ بویژه آنجا که دشمن خباثت را به اوج می رساند و “هویت” شما را به عنوان موضوع معامله مطالبه می کند.
,حالا لوران فابیوس (وزیر خارجه دوره ی مذاکرات هسته ای فرانسه) در فصلنامه ی واشنگتن تصریح می کند، “سومین دستاورد برجام این است که به بروز تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران منجر شود، نتایج انتخابات اخیر امیدوار کننده است هر چند عدم قطعیت و تردید بسیاری وجود دارد اما باید پس از این با قاطعیت و سخت گیری عمل کنیم”.
,باید گفت که آنها جز به تسلیم و بیعت ما راضی نمی شوند و سرور آزادگان جهان با فدیه های بزرگی که در روز عاشورا داد به ما آموخت، “فمثلی لایبایع مثله” ؛ آنها که در عزت و آزادگی به من اقتدا کرده اند، با امثال یزید بیعت نمی کنند.
]
ارسال دیدگاه