گفتگو با دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان/رنگ برای من مفهومی ندارد
دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان گفت: رنگ برای من که مادرزادی نابینای مطلق هستم مفهومی ندارد حتی سیاه هم نیست چون رنگ سیاه وقتی معنی پیدا می کند که رنگ سفیدی هم باشد درحالی که من هیچ تصوری از هیچ رنگی ندارم, برای کسی که نابینا چشم به این دنیا گشوده، تصور دنیای دیدنی، تصوری بی مصداق است و در میان دنیای بی رنگی ها، شنیده ها زمینه ساز ترسیم و تصویر صحنه هایی است که با دنیای واقعی ، فرسنگها فاصله دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُرددانش؛ مثلث زندگی نابینایان “بو، “صدا” و “لامسه” است, نور برای شان هیچ معنایی ندارد,چه فرقی می کند که شب است یا روز است, گویا زمان مفهومش را در صدا به آنها می فهماند, مثلا روزها را با صدای طبیعت و شب ها را با سکوت و آرامشی خاص، برایشان ترجمه می کند, چه فرقی می کند که برق هست یا نیست، چراغ اتاقشان که همیشه خاموش است, تا حالا دستشان را برای کلید برق دراز نکرده اند, آبشار طلایی آسمان دیگر بماند، ستاره ها هم هیچ...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُرددانش؛,,
عصای سفیدشان، گوش هایشان و گاهی اوقات هم دست هایشان، چشم های بیدار آنها هستند که در غیاب چشم هایشان، هادی آنها شده اند, آنها اثبات کرده اند، بدون چشم هم می شود زندگی کرد, آنها مثال نقضی برای ضرب المثل ” شنیدن کی بود مانند دیدن “هستند.
,,
همه ما شنیدهایم که از زمانهای قدیم گفتهاند که "شنیدن کی بود مانند دیدن" اما حال جای سوال این است اگر اینطور باشد پس آن روشندلان چگونه میبینند؟ چگونه زندگی میکنند با چشمانی که هیچ چیزی جز سیاهی نمیبیند! چشمانی که اگر صبح شود روشنایی صبح و اگر شب شود تاریکی شب را نمیبیند اما همچون سایر انسانهای بینا به زندگی خود ادامه میدهد.
,,
امروزه نابینایان بسیاری را میشناسیم که اگر نگوییم بهتراز افراد بینا، لااقل در حد آنها، در تمام عرصههای مختلف علمی و هنری می درخشند و وجود این افراد است که ثابت کرده نابینا کسی نیست که از نعمت بینایی برخوردار نیست بلکه نابینایی در مفهوم وابستگی و درماندگی است.
,,
گاهی پیش خود می پنداریم بدون شک، زندگی برایمان غیرقابل تحمل می شد اگر نمی توانستیم دایره مردمک چشمانمان را در روشنی روز و در تیرگی شب، باز و بسته کنیم. با این حال هستند نابینایانی که هر روز با مشکلات فراوانشان دست و پنجه نرم می کنند اما مانند افراد سالم به زندگی ادامه می دهند یکی از این افراد کیانوش کریمی است.
,,
کیانوش کریمی دانشجوی ترم آخر رشته علوم تربیتی دانشگاه کردستان است متولد 72 و به گفته خودش از وقتی که به یاد دارد چشمانش بسته بوده و چیزی نمی دیده, مادرزادی نابینا بوده اما دلی دارد که پشت چشمهای بسته می تواند دنیارا به قشنگی چشم های باز ببیند.
,,
می گوید: 3 خواهر و 2 بردار هستیم که من و خواهرم مادرزادی از نعمت بینایی محروم بودیم از شرایط سخت زندگی برایمان گفت از اینکه مادرش که تنها حامی و پشتیبانی آنها بود فوت کرده است و چندین سال است که خواهرش با وضعیت نابینایی مسئولیت ادراه خانه را بر عهده دارد اینکه هم برایش مادری می کند هم خواهری.
,,
ادامه می دهد: اهل دهگلان هستیم اما زمانی که قرار بود برای اولین بار مدرسه بروم چون در شهرستان دهگلان مدرسه ویژه نابینایان نبود و ظرفیت پذیرش مدرسه نابینایان سنندج هم تکمیل شده بود مجبور شدیم کل خانه و زمین و ... را بیخیال شویم و به مریوان برویم, دوران ابتدایی را در مدرسه ویژه نابینایان به پایان رساندم اما دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدارس عادی سپری کردم. میپرسم سخت نبود همپای دانش اموزان عادی درس خواندن جواب می دهد: سخت که هست اما اگر انسان پشتکار داشته باشد هیچ کاری غیر ممکن نیست.
,,
برای خیلی هایمان که از نعمت بینایی برخورداریم، سخت است تصور این که کسی با این همه محدودیت، بتواند درس بخواند و کنکور بدهد و وارد دانشگاه شود و از آن به بعد، پا به پای دانشجویان عادی ادامه تحصیل دهد و امتحان ها را پشت سر گذارد و آخر سر هم فارغ التحصیل شود.
,,
کیانوش کریمی کنکور را با رتبه 78 پشت می گذارد و هر چند می توانست با این رتبه در دانشگاه های دیگری درس بخواند اما به دلیل شرایطی که داشت دانشگاه کردستان را انتخاب می کند و امروز دانشجوی ترم اخر رشته علوم تربیتی است.
,,
از حمایت های دانشگاه کردستان برای یک دانشجوی نابینا می پرسم می گوید: هر چند فقط تعداد بسیار محدودی از دانشگاه های کشور امکانات لازم برای دانشجویان نابینا را دارد اما در دانشگاه کردستان یک کتابخانه ویژه نابینایان دارد و در کنار آن هم کانونی برای ارائه خدمات به دانشجویان نابینا وجود دارد اما دانشگاه کردستان تنها یک وویس رکوردر برای ضبط کتاب و جزوات در اختیار من گذاشته است .
,,
این دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان از عدم مناسب سازی فضای دانشگاه برای نابینایان گلایه کرد و گفت: فقط یک قسمت صد متری موازاییک کاری مخصوص نابینایان در دانشگاه ایجاد شده است که این در مقابل فضای چندین کیلومتری دانشگاه کردستان اصلا قابل مقایسه نیست.
,,
کیانوش کریمی بیشتر شدن امکانات سخت افزاری را کمک بزرگی به دانشجویان معلول می داند و می گوید هر چقدر کتاب صوتی و جزوات بریل بیشتر شوند، محدودیت های ما هم کاهش پیدا می کند و بهتر و با کیفیت تر می توانیم درس بخوانیم.
,
دانشجویان روشندل چیز زیادی نمی خواهند و به همین کم قانعند و توانسته اند با شرایط موجود، پا به پای سالم ها درس بخوانند و پیشرفت کنند، اما نباید قناعتشان سبب شود که مسئولان مربوط، نسبت به مشکلاتشان بی توجه شوند و حرف و توجه به این قشر، به هفته گرامیداشت نابینایان محدود شود.
,
,
وی از کمک و همراهی تعدادی از دانشجویان دانشگاه کردستان برای ضبط کتاب ها و جزوات درسی تشکر کرد و گفت: تعدادی از این دانشجویان که حتی هم رشته ای و هم کلاسی و هم دانشکده ای من نیستند جزوه های من را می گیرند و با خواندن و ضبط انها اما نهایت همراهی را با من و امثال من دارند.
,,
این دانشجوی دانشگاه کردستان دامه می دهد: افراد نابینا برای انجام کارهای مختلف خود باید هزینه کنند این درحالی است که حمایت کننده ای نداریم آیا به نظر شما کمک 20 هزار تومانی در ماه می تواند کدام مشکل و درد من و امثال من را مرهم کند؟ با این مقدار ناچیز پول کدام هزینه ما تامین می شود؟ این مقدار پول جوابگوی کدام نیاز ماست؟
,,
دلمان به درد می اید از این همه هزینه های الکی و حیف و میل هایی که در بخش های مختلف کشور انجام میشود از فیش های نجومی برخی از میدیران و ... اما در مقابل از این همه تنگ نظری و تنگدستی برای حمایت از افرادی مانند کیانوش, آیا آقایون مسئولی که که مستمری 20 هزار تومانی برای حمایت از نابینایان را وضع کرده اند خودشان با این مقدار پول می توانند یک ساعت زندگی کنند؟ ... می توانند....؟؟؟؟؟(کلمات قاصرند از نهایت حمایتشان...)
,,
کیانوش کریمی دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان ادامه می دهد: هر چند همه معتقدند معلولیت محدودیت نیست اما من کاملا با این نظر مخالفم و این حرف فقط در حد شعار است چرا که مطمئنا زندگی یک نابینا و یک معلول یکسری محدودیت ها دارد اما اگر بتوانیم از تمام استعدادها و توانایی هایی که خداوند به من و امثال من داده است بهره بگیرم زندگیم می تواند مانند یک فرد عادی اما به سختی و کندی سپری شود.
,,
وی می گوید: به نظر شما این محدودیت نیست که من هر چند می توانم مانند یک فرد سالم رانندگی کنم اما نمی توانم گواهی نامه رانندگی دریافت کنم.
,,

, کیانوش کریمی در کنار درس خواندن نیز به ورزش علاقه دارد و عضو تیم گلبال استان و همچنین عضو تیم جوانان ایران است.
,,
با خود فکر میکنم که حتما حسرت دیدن دنیا و از آن مهم تر دیدن چهره عزیزانشان و حتی خودش بر دلش مانده باشد اما در پاسخ به سوال خبرنگار کُرددانش که دنیای پشت چشمان بسته برای کیانوش کریمی چه رنگی است؟ ایا دنیایی بی رنگ و خاموش است؟ جوابی میدهد که جای بسی تامل دارد,میگوید: رنگ برای من که مادرزادی نابینای مطلق هستم مفهومی ندارد حتی سیاه هم نیست چون رنگ سیاه وقتی معنی پیدا می کند که رنگ سفیدی هم باشد درحالی که من هیچ تصوری از هیچ رنگی ندارم, برای کسی که نابینا چشم به این دنیا گشوده، تصور دنیای دیدنی، تصوری بی مصداق است و در میان دنیای بی رنگی ها، شنیده ها زمینه ساز ترسیم و تصویر صحنه هایی است که با دنیای واقعی ، فرسنگها فاصله دارد.
,,
کیانوش کریمی دانشجوی نابینای دانشگاه کردستان لبخند از صورت گرمش محو نمیشود، با این که دنیا در برابر دیدگانش سویی ندارد برق نگاهش حرفهای بسیاری در خود نهان کرده وی بزرگترین آرزوی خود را شفای چشمان خواهر نابینایش عنوان کرد می پرسم مگر شما هم نابینا نیستید چرا این آرزو را برای خودتان ندارید جواب می دهد: من به زندگی نابیناییم عادت کرده ام اما این وضعیت برای خواهرم خیلی سخت است چون شرایط زندگی برای خانم هایی که نابینا هستند سخت تر است.
,,
تحصیل، اشتغال، نوع نگاه برخی افراد جامعه، نامناسب بودن اماکن شهری و حمل و نقل عمومی و ... بخشی از مشکلات هموطنان ما هستند که با عصای سفید به عنوان راهنما در کنار ما تردد می کنند، راه می روند و زندگی می کنند. مشکلاتی که دست و پنجه نرم کردن با آنها تنها با اراده پولادین نابینایان شدنی است کیانوش کریمی خواستار اجرای قانون 03/0 استخدام معلولین شد و گفت: بکارگیری نابینایان در مشاغلی که متناسب با توانایی آنها ست می تواند کمک بزرگی باشد که گوشه ای از مشکلات ما نابینایان را حل کند.
,,
میگوید: عصا سفیدان تنها یک روز در سال به یاد می آیند؟ اگر بخواهیم منصفانه به بندهایی از قانون معلولین و نابینایان اشاره کنیم باید اذهان کنیم بسیاری از بندها در کشور ما در قبال نابینایان اعمال نمیشود.
,,
,
مطمئنا رفع مشکلات نابینایان نیازمند یاری همه مسئولان مرتبط و غیر مرتبط است پس همه باید همت کنند برای فردایی روشن تر عصا سفیدان...
,,
تلاش برای کاویدن زندگی نابینایان نقبی به درون خود ماست برای سرک کشیدن به هزار توی وجودمان و درک گوشه ای از معمای هستی و چرایی زندگی.
,
یاد این بیت شعر می افتم که
به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست نبسته است کسی شاهراه دل ها را
,
,
نور روحبخش جان نه در دیدگان سر که دراندرون دل است, روشنایی زندگی آنها نه در برابر چشم تن که در اعماق جان شان نهفته است, دلهایشان روشن است و بی ریا و جسم بی چشم شان فارغ از همه دغل کاری ها و ناپاکی های دنیای ما , بدین سان عبارت زیبا ی” روشندل” تنها برازنده وجود مهربان و پر اراده و شکیبای آنهاست .
,
صاحب چشم خرد باید بود ور نه از دیده بیهوده چه سود
,
,
امروز فهمیدم که زندگی کیانوش کریمی و تمام نابینایان زندگی دیدنی است پر از نقش، پر از حرف، پر از ایده و فریاد...
,
شاید صدای عصای سفید امثال کیانوش کریمی شکرانه بینایی را به اصحاب بصر یادآور شود.
,,
تصور کن از این دنیا، از این دنیای بی پایان، فقط یک رنگ بشناسی تمام رنگ ها پنهان. تصور کن که در دستت شبیه من عصایی است و در نیای تاریکت غم بی انتهایی است، برای دیدن مادر، برای دیدن بابا، همیشه بوده یک حسرت، همیشه هست یه رویا.
,,
شکایت کن به جای من، از این موج ترحم ها، بیا بشکن سکوتم را، بسوزان آه مردم را، ، بگو هر چند محدودم ولی کز ناتوان هرگز، نخواهم ایستاد از پا، به سمت آسمان هرگز.
,,
من از احساس سرشارم ، از استعداد لبریزم تو اینها را نمی بینی و تنها اشک می ریزم. من از ناباوری هایت هزاران بار پژمردم، صعودم سخت آسان بود ولی راحت زمین خوردم، تو با آن باور زردت، ببین با من چه ها کردی تو امشب جای من بودی ولی حالا خوب می فهمی، که من جا مانده ام تنها ، در این امواج بی رحمی.
,,
و حالا چشمهایت را به روی زندگی وا کن، چقدر این زندگی زیباست به جای من تماشا کن، از این دنیای نازیبا به دنیای خودت برگرد، وز آن کابوس ترس آور، از آن تاریکی پردرد، ببین حتی تصور را، تحمل کردن آسان نیست، در این کابوس بی باران؛ نمان، گل کردن آسان نیست ولی در باورت جایی برای نسل من باز کن و با چشمی حقیقت بین مرا غرق تماشا کن.
,انتهای پیام/م
, انتهای پیام/م]
ارسال دیدگاه