فرازی از وصیت نامه شهید حمید رضا کمیجانی
عشقی جز شهادت در راه خدا ندارم
شهید حمیدرضا کمیجانی در وصیت نامه خود نوشته است : خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو و مقصودی جز راهی که تو خودت توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصومت به من نشان دادهای ندارم و عشقی جز شهادت در راه تو ندارم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، شهید حمید رضا کمیجانی در تاریخ ۴/۱/۱۳۴۷ در شهرستان کمیجان از توابع استان مرکزی در خانواده ای عالم زاده و متدین چشم به جهان گشود پس از سپری کردن دوران کودکی با شروع تحصیل دوران جدیدی را در زندگی خود آغاز کرد .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان،, سلام کمیجان،,وی تحصیلات را تا مقطع اول دبیرستان در کمیجان به پایان برد و پس از آن برای ادامه تحصیل در رشته علوم کشاورزی در دانشکده علوم کشاورزی کرج مشغول فعالیت و تحصیل شد.
شهید همواره دارای روحیه خوب و خوش اخلاق و با احساس مسئولیتی که در خود می دید همیشه در تلاش بود باری را از دوش پدر زحمت کش بردارد به همین دلیل در هنگام تحصیل خود در کرج به سر کار هم می رفت تا بلکه هزینه های تحصیل خود را تامین کند ، وی از کوچکترین فرصت برای کمک کردن به خانواده استفاده می کرد و هنگام برداشت محصول و... همواره کمکی بزرگ برای پدر خود بود.
شهید در زمینه های دینی و مذهبی از جمله شرکت در نماز جماعت و عزاداری ایام شهادت ائمه اطهار (ع) هیچ گاه سستی نکرد و بسیار علاقه به تلاوت قرآن داشت و قرآن زیاد تلاوت می کرد.
شهید در انجام فعالیت های اجتماعی نیز فعال بود و در پایگاه بسیج دانشکده کرج فعالیت های انقلابی بسیاری داشت از جمله شرکت در تظاهرات ها و پخش شعار های انقلابی و... را انجام می داد.
شهید کمیجانی در عملیات کربلای ۵ در شلمچه و در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۶۵ به شهادت رسید.
وصیت نامه حمیدرضا کمیجانی
بسمه تعالی
خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو و مقصودی جز راهی که تو خودت توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصومت به من نشان دادهای ندارم و عشقی جز شهادت در راه تو ندارم، امیدم به توست و غیر تو پناهگاهی ندارم.
هر چند بندهای معصیتکارم و بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکند منتها از درگاه لطف و کرمت ناامید هم نیستم و به فضل و کرمت چشم دوختهام. امیدی را که خودت به من ارزانی داشتهای تقدیمت میکنم.
جوانان ما باید قدر این نعمت بزرگ را بدانند و پیش از دامنگیرشان شود مرگ سرخ را استقبال کنند. هر کسی قدمی در راه خیر برداشت جهت سعادت خود برداشت و تو نیز قدمی بردار و با یکبار و دوبار آمدن نیز اکتفا مکن، هر چه کردی برای خود کردی اگر میخواهی کارهایت پسندیده باشد سعی کن رضایت رضای خدا باشد.
شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دستها نگه داشتند و ای برادر نگذار که به زمین بیافتد.
ای پدر و مادر مهربان و زحمتکش امید دارم مرا ببخشید چون از برای من زحماتی کشیدید و ای برادران و خواهران امیدوارم مرا ببخشید و من از تمام آشنایان حلالیت میخواهم امیدوارم مرا حلال نمایند. ضمناً از اقوام ، همرزمان و همکلاسان خود حلالیت میطلبم.
ای مادر عزیز اگر جنازه من به دست شما رسید مرا در کنار مزار شهدای کمیجان دفن نمایید و مادر عزیز و مهربانم و ای پدر گرانقدر و برادران عزیز و خواهران هرگز گریه نکنید و اگر گریهای میکنید برای مظلومیت امام حسین(ع) گریه کنید. این وصیت نامه را لحظاتی قبل از رفتن به عملیات نوشتهام. والسلام.
انتهای پیام/
وی تحصیلات را تا مقطع اول دبیرستان در کمیجان به پایان برد و پس از آن برای ادامه تحصیل در رشته علوم کشاورزی در دانشکده علوم کشاورزی کرج مشغول فعالیت و تحصیل شد.
,شهید همواره دارای روحیه خوب و خوش اخلاق و با احساس مسئولیتی که در خود می دید همیشه در تلاش بود باری را از دوش پدر زحمت کش بردارد به همین دلیل در هنگام تحصیل خود در کرج به سر کار هم می رفت تا بلکه هزینه های تحصیل خود را تامین کند ، وی از کوچکترین فرصت برای کمک کردن به خانواده استفاده می کرد و هنگام برداشت محصول و... همواره کمکی بزرگ برای پدر خود بود.
,شهید در زمینه های دینی و مذهبی از جمله شرکت در نماز جماعت و عزاداری ایام شهادت ائمه اطهار (ع) هیچ گاه سستی نکرد و بسیار علاقه به تلاوت قرآن داشت و قرآن زیاد تلاوت می کرد.
,شهید در انجام فعالیت های اجتماعی نیز فعال بود و در پایگاه بسیج دانشکده کرج فعالیت های انقلابی بسیاری داشت از جمله شرکت در تظاهرات ها و پخش شعار های انقلابی و... را انجام می داد.
,شهید کمیجانی در عملیات کربلای ۵ در شلمچه و در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۶۵ به شهادت رسید.
,وصیت نامه حمیدرضا کمیجانی
, وصیت نامه حمیدرضا کمیجانی, وصیت نامه حمیدرضا کمیجانی,بسمه تعالی
,خدایا تو شاهد باش که من هدفی جز تو و مقصودی جز راهی که تو خودت توسط پیامبر اکرم (ص) و امامان معصومت به من نشان دادهای ندارم و عشقی جز شهادت در راه تو ندارم، امیدم به توست و غیر تو پناهگاهی ندارم.
,هر چند بندهای معصیتکارم و بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکند منتها از درگاه لطف و کرمت ناامید هم نیستم و به فضل و کرمت چشم دوختهام. امیدی را که خودت به من ارزانی داشتهای تقدیمت میکنم.
,جوانان ما باید قدر این نعمت بزرگ را بدانند و پیش از دامنگیرشان شود مرگ سرخ را استقبال کنند. هر کسی قدمی در راه خیر برداشت جهت سعادت خود برداشت و تو نیز قدمی بردار و با یکبار و دوبار آمدن نیز اکتفا مکن، هر چه کردی برای خود کردی اگر میخواهی کارهایت پسندیده باشد سعی کن رضایت رضای خدا باشد.
,شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دستها نگه داشتند و ای برادر نگذار که به زمین بیافتد.
, شهیدان علم و پرچم اسلام را تا لحظه مرگ بالای دستها نگه داشتند و ای برادر نگذار که به زمین بیافتد.,ای پدر و مادر مهربان و زحمتکش امید دارم مرا ببخشید چون از برای من زحماتی کشیدید و ای برادران و خواهران امیدوارم مرا ببخشید و من از تمام آشنایان حلالیت میخواهم امیدوارم مرا حلال نمایند. ضمناً از اقوام ، همرزمان و همکلاسان خود حلالیت میطلبم.
,ای مادر عزیز اگر جنازه من به دست شما رسید مرا در کنار مزار شهدای کمیجان دفن نمایید و مادر عزیز و مهربانم و ای پدر گرانقدر و برادران عزیز و خواهران هرگز گریه نکنید و اگر گریهای میکنید برای مظلومیت امام حسین(ع) گریه کنید. این وصیت نامه را لحظاتی قبل از رفتن به عملیات نوشتهام. والسلام.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه