جدال سیاسی بر پایهی منطق «روکَمکُنی»؛
آیا سازمان خصوصیسازی اجازهی واگذاری ماشینسازی به شَستا را میدهد؟!
سازمان خصوصیسازی با گذشت بیش از 13 سال نتوانسته است ماشینسازی را به بخش خصوصی واگذار کند و حالا که پایِ شستا به قضیه باز شده است، با وقتکشی از احتمال پیدا شدن سرمایهگذار جدید سخن میگوید تا منافع دولت را تامین کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، در زیر سایهی عدد نحس سیزده، شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی خواهان مدیریت کارخانهی مادر صنعتی ماشینسازی تبریز است تا روح تازهای بر بدنهی این مجموعه دمیده شود اما همچنان سازمان خصوصیسازی در مقابل واگذاری ماشینسازی به شستا مقاومت میکند تا منافع خواص تامین گردد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,هرچند رئیس هیئت مدیره شستا بر روی عهد خود برای مدیریت ماشینسازی پابرجاست و از آمادگی تامین اجتماعی برای سرمایهگذاری در کارخانهی مادر آذربایجان سخن میگوید لکن رئیس سازمان خصوصیسازی با طرح دوبارهی حواشی از لزوم درآمدزایی هزار میلیارد تومانی برای دولت میگوید و با این ادعا که ماشینسازی مشتری داد، تا میتواند برای خود وقت میخرد.
,آن هنگامی که رونق اقتصادی بر بازار ایران حاکم بود و واحدهای تولیدی وضعیت مناسبتری را سپری میکردند احدی پیدا نشد تا ماشینسازی را به قیمت 90 میلیارد تومان صاحب شود و اکنون که رکود جامعه را فرا گرفته است رئیس سازمان خصوصیسازی میخواهد این کارخانه را به قیمت 630 میلیارد تومان به بخش خصوصی منتقل نماید.
, آن هنگامی که رونق اقتصادی بر بازار ایران حاکم بود و واحدهای تولیدی وضعیت مناسبتری را سپری میکردند احدی پیدا نشد تا ماشینسازی را به قیمت 90 میلیارد تومان صاحب شود و اکنون که رکود جامعه را فرا گرفته است رئیس سازمان خصوصیسازی میخواهد این کارخانه را به قیمت 630 میلیارد تومان به بخش خصوصی منتقل نماید.,ماجرای خستهکننده انتقال ماشینسازی به بخش خصوصی زمانی مرموزتر میشود که پایِ 8.5 هکتار زمین در بهترین منطقهی تبریز یعنی ائلگلی به وسط باز میشود و نگرانیها را از بابت واگذاری کارخانه به بخش خصوصی و احتمال ترجیح داده شدن فرعیات به اصل، افزایش میدهد.
,در این میان دولتمردان بیش از آنکه نگران صنعت آذربایجان و بیکاری جوانان باشند، در مسایل سیاسی غلط میزنند و به منظور ادامه حاکمیت همجناحیهایشان در این کارخانه، مسیر رونق ماشینسازی را سنگلاختر از قبل میکنند، نمونهی این مسایل را میتوان در قطع حمایت از مدیر قبلی و اعمال فشار بر او برای آوردن مدیران همجناحی مشاهده کرد.
,بر اساس آمارها در زمان مدیریت قبلی بیشترین میزان صادرات و تولید به ثبت رسید اما رکود اقتصادی موجب گشت تا بنگاههای اقتصادی کوچک که از اصلیترین مشتریهای کارخانجات محسوب میشدند یکی پس از دیگری ورشکسته شوند و محصولات به فروش نرسد؛ کاهش اعتبار دانشگاهها نیز از سویی دیگر دلیلی شد تا مراکز علمی هم نتوانند از دستگاههای ماشینسازی بهرهمند گردند و اوضاع بدتر از قبل شود.
,در چنین بحبوحهای تنها دولت میتوانست حامیِ ماشینسازی باشد اما مسایل سیاسی باعث شد تا مسئولین تقاضای 5 میلیارد تومان کمکِ مدیر قبلی را در اوایل سال 94 رد کنند و با بدتر شدن وضعیت، او در نهایت استعفاء را به ادامه فعالیت ترجیح دهد. خادمی 6 اسفند ماه کارخانه را ترک کرد و دقیقا 9 اسفند اعتبارات دولتی به مجموعه تزریق شد و تاکنون نزدیک 3.5 میلیارد تومان به حساب کارخانه واریز شده است تا حقوقِ کارکنان به موقع پرداخت گردد اما چرا این پولها آن زمان تزریق نمیشد تا کار امروز به اینجا نکشد؟
,رئیس سازمان خصوصیسازی میخواهد خود را بیتقصیر جلوه دهد و با همان عُرفِ «مامورم و معذور» مسیری را که از سالها قبل پیش گرفته و به نتیجهای ختم نشده، ادامه دهد اما در این جدالِ رو کم کنی، اقتصاد ایران است که متضرر میشود.
,بنابه اذعان اکثریت نمایندگان آذربایجانشرقی شستا بهتر از هر مجموعهی دیگری میتواند ماشینسازی را مدیریت نماید لکن از آنجایی که این کارخانه ابزاری برای پرداخت بدهی دولت به شرکت فولاد شده است، سازمان خصوصیسازی میخواهد بعد از 13 سال، همچنان فیلم واگذاری این مجموعه به بخش خصوصی ادامه یابد.
]
ارسال دیدگاه