اولین رویارویی جوانان انقلابی سنندج با گروه های سیاسی
یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ساختمان شهربانی سنندج مورد توجه گروه های سیاسی قرار می گیرد. گروه های سیاسی به هوادارن خود اعلام می کنند در صورت درگیری با نیروهای شهربانی و تسلط بر اسلحه خانه شهربانی می توانیم شهر را به تصرف خودمان در آوریم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، استان کردستان و علی الخصوص شهرستان سنندج از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی آبستن حوادث و اتفاقات ناگواری بوده است؛ البته حضور گروهک های سیاسی که گرایش کومونیستی داشته اند نیز در مسموم کردن فضای کردستان بی تأثیر نبوده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
گروه های سیاسی فعال در کردستان با به راه انداختن تبلیغات سوء بر علیه نظام نوپای اسلامی ایران در پی فریب مردم و جذب مردم به طرف خود بوده اند. گروهک های سیاسی ضمن ابراز مخالفت با مبانی انقلاب اسلامی و هم چنین سر دادن شعارهای خلقی در پی ایجاد هرج و مرج در کردستان بودند تا به این روش بتوانند به اهداف و مقاصد شوم خود برسند.
,,
البته جوانان انقلابی شهرستان سنندج خیلی زود کمیته انقلاب اسلامی را در شهرستان سنندج و سایر شهرستان ها تأسیس کردند و بدون هیچ چشم داشتی برای خدمت در این نهاد انقلابی اعلام آمادگی کردند.
,,
یکی از نهادهایی که تا آخرین لحظه عمر حکومت پهلوی در مقابل مردم می ایستد و تعداد زیادی از مردم را به شهادت می رساند، شهربانی بوده است. شهربانی سنندج نیز در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی تا آخرین لحظات در برابر مردم انقلابی سنندج ایستادگی می کند، ولی در نهایت تسلیم و نیروهایش به صورت مخفیانه مجبور به فرار از شهر می شوند.
,,
یک روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ساختمان شهربانی سنندج که در خیابان اصلی شهر قرار داشته مورد توجه گروه های سیاسی قرار می گیرد. گروه های سیاسی به هوادارن خود اعلام می کنند در صورت درگیری با نیروهای شهربانی و تسلط بر اسلحه خانه شهربانی می توانیم شهر را به تصرف خودمان در آوریم.
,,
نیروهای شهربانی در همان اوایل درگیری متواری می شوند. در این میان تعدادی از جوانان انقلابی شهر سنندج از جمله احمد جعفری ـ شاطر احمد ـ ، خسرو کمانگر و رمضان کردی قبل از هوادارن گروهک های سیاسی وارد شهربانی می شوند و اجازه نمی دهند احدی وارد شهربانی شود. اگر آن روز هواداران گروهک های سیاسی وارد شهربانی می شدند و سلاح و مهمات شهربانی به دست گروهک های سیاسی می افتاد، حمام خون در خیابان های سنندج به راه می افتاد، ولی هوشیای جوانان انقلابی مانع از شکل گیری یک فاجعه انسانی در شهر سنندج می شود.
,,
شاطر احمد با تلفن شهربانی با برادرش ـ عبدالله جعفری ـ تماس می گیرد و اوضاع شهربانی را برایش توضیح می دهد و از او می خواهد که به کمکش برود. عبدالله جعفری نیز سوار ماشین می شود و به طرف شهربانی حرکت می کند.
,,
عبدالله جعفری با ماشین سواری وارد محوطه شهربانی می شود و به کمک برادر و دوستانش می رود. سلاح و مهمات شهربانی در جعبه عقب و صندلی پشت ماشین قرار می گیرد و هر چهار نفر سوار ماشین می شوند و به سرعت از محوطه شهربانی خارج می شوند.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه