یاددداشت
مهمتر از استعفا
با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بام فارس؛ بعد از استعفای تعدادی از وزیران دولت از جمله وزیر ارشاد، حرف و حدیثهای مختلفی در فضای عمومی کشور به راه افتاد. حجتالاسلام محسنجعفری از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بام فارس؛ بعد از استعفای تعدادی از وزیران دولت از جمله وزیر ارشاد، حرف و حدیثهای مختلفی در فضای عمومی کشور به راه افتاد. حجتالاسلام محسنجعفری از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بام فارس؛ بعد از استعفای تعدادی از وزیران دولت از جمله وزیر ارشاد، حرف و حدیثهای مختلفی در فضای عمومی کشور به راه افتاد. حجتالاسلام محسنجعفری از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بام فارس؛ بعد از استعفای تعدادی از وزیران دولت از جمله وزیر ارشاد، حرف و , بام فارس؛ بعد از استعفای تعدادی از وزیران دولت از جمله وزیر ارشاد، حرف و , , بام فارس؛, بام فارس؛, بام فارس, بعد از استعفای تعدادی از وزیران دولت از جمله وزیر ارشاد، حرف و , حدیثهای مختلفی در فضای عمومی کشور به راه افتاد. حجتالاسلام محسنجعفری از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:, حدیثهای, مختلفی در فضای عمومی کشور به راه افتاد. , مختلفی در فضای عمومی کشور به راه افتاد. , حجتالاسلام محسنجعفری از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:, حجتالاسلام محسنجعفری از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:, از اساتید حوزه علمیه صفاشهر با نگاه متفاوت به این موضوع پرداخته است:,,
شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود.
حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟
آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟
آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟
آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟
آیا...
اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!
انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند.
آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود.
بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد.
فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!
حجتالاسلام محسنجعفری
انتهای پیام
شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود.
, شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود., شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود., شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود., شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود., شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود., شاید هیچ معضلی چون معضلات فرهنگی مهمترین دغدغه آگاهان یک جامعه را تشکیل ندهد. فرهنگ یک جامعه مانند هوایی است که تنفس میشود و شما توانی بر اصل بود و نبود آن ندارید و تنها میتوانید آن را پاکیزه یا آلوده قرار دهید. این هوا در همه شهرها و روستاها قابل تنفس است. بنابراین اصل فرهنگ در هر جامعهای امری قهری است و نمیتوان یک جامعه را بدون فرهنگ به تصویر کشید و سخن در نوع فرهنگ است. از سوی دیگر فرهنگ نیز در همه شئون یک جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، آموزش، تغذیه و روابط فردی، خانوادگی، خویشان و همشهریان تاثیر گذار است. نشاط و کامیابی و احساس رشد و پیشرفت نیز در فضای فرهنگی یک جامعه به وجود می آیند. در یک کلام فرهنگ خون جاری در رگهای یک جامعه است که مریضی و درمان از آن آغاز و بدان منتهی میشود.,,
حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟
, حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟, حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟, حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟, حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟, حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟, حال سئوال اساسی این هست که مشکل فرهنگ چگونه قابل حل است؟,آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟
, آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟, آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟, آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟, آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟, آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟, آیا مشکل در حجم کار فرهنگی است؟,آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟
, آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟, آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟, آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟, آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟, آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟, آیا بودجههای فرهنگی به تناسب نیازها نیست؟,آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟
, آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟, آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟, آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟, آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟, آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟, آیا مدیران نفوذی مغرض یا خودی ساده لوح تیشه بر ریشه فرهنگ میزنند؟,آیا...
, آیا..., آیا..., آیا..., آیا..., آیا..., آیا...,اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!
, اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!, اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!, اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!, اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!, اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!, اگر به همه این سئوالات پاسخ مثبت دهیم بازهم گره از کار فرهنگ باز نمیشود!,,
انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند.
, انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند., انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند., انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند., انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند., انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند., انسانی را فرض کنید عالم، شجاع، ثروتمند و توانا اما جهت دید مناسبی ندارد تا بتواند علم و شجاعت و ثروت و قدرت خود را در آن مسیر هزینه کند؛ پس بهناچار سرمایههای خود را هدر میدهد و دیگران نیز میتوانند سرمایه او را چپاول کنند و خودش را نیز به استثمار بگیرند.,,
آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود.
, آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود., آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود., آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود., آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود., آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود., آنچه در فرهنگ تعیین کننده و محرک است رویکرد فرهنگی است و فرهنگ با رویکرد صحیح میتواند بهعنوان یک پیوست فرهنگی به همه برنامههای کلان و خرد یک جامعه ضمیمه شود.,,
بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد.
, بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد., بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد., بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد., بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد., بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد., بنابراین با تغییر مدیر یک بخش فرهنگی نمیتوان راهی برای برون رفت از مشکلات فرهنگی یافت چون هر کسی که در کوچه بنبست قرار بگیرد ناچار محکوم به توقف است. اینکه کورکورانه و باری به هر جهت از برنامههای فرهنگی وارادتی الگو بگیریم و طوطیوار تکرار کنیم همان ولنگاری فرهنگی است که سرمایههای عظیم انسانی و مالی و زمانی را به بیراهه میکشاند. مدیر فرهنگی کسی است که با بصیرت و نگاه بلند بتواند این سرشاخههای فراوان نیروها و استعدادها را جهت داده و آن را در مسیر درست قرار دهد.,,
فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!
, فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!, فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!, فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!, فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!, فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!, فرهنگ نیازمند کسی است که اندیشه اش برآمده از فرهنگ دینی و باورش وامدار ارزشهای دینی است و تلاشش تا بلندای افق روشن دین ادامه یابد و در این نبرد فرهنگی، دشمن و خستگی هر دو را به زانو در آورد. پس با افتخار این مدیر معرفی میشود به نام مدیر انقلابی!,حجتالاسلام محسنجعفری
, حجتالاسلام محسنجعفری, حجتالاسلام محسنجعفری, حجتالاسلام محسنجعفری, حجتالاسلام محسنجعفری, حجتالاسلام محسنجعفری, حجتالاسلام محسنجعفری,,
انتهای پیام
, انتهای پیام, انتهای پیام, انتهای پیام, انتهای پیام, انتهای پیام, انتهای پیام,]
ارسال دیدگاه