شهید علی عسگری اولین شهید مدافع حرم چهارمحال و بختیاری

شهیدی از فرزندان نسل سوم انقلاب

شهیدی از فرزندان نسل سوم انقلاب
شهید علی عسگری، از فرزندان نسل سوم انقلاب است که برای حفظ حرم مقدس حضرت زینب (س) در کشور سوریه به مقابله با دشمنان تکفیری کمر همت بسته بود و در این راه حسینی به شهادت رسید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مشکات برین شهید علی عسگری، از فرزندان نسل سوم انقلاب است که برای حفظ حرم مقدس حضرت زینب (س) در کشور سوریه به مقابله با دشمنان تکفیری کمر همت بسته بود و در این راه حسینی به شهادت رسید.

شهید علی عسگری فرزند بهروز در دهم بهمن ماه سال 1362 در طاقانک به دنیا آمد و در دامان خانواده ای مومن پرورش یافت. علی تحصیلات ابتدایی را در سالد 1369 در دبستان شهید مطهری طاقانک آغاز کرد و در همان جا به پایان رساند. دوره تحصیلی راهنمایی را در مدرسه شهادت و دوره متوسطه را در دبیرستان رازی  طاقانک به اتمام رساند.

ماه نساء خدادادی مادر اولین شهید مدافع حرم استان چهارمحال و بختیاری در مصاحبه با مشکات برین اظهار کرد: علی فرزند پنجم خانواده بود آنچه از خصوصیات اخلاقی علی در دوران کودکی و نوجوانی بارزتر است تقید او به ترک محرمات و انجام واجبات دینی بود. شهید علی از همان دوران نوجوانی روحیه حق‌طلبی داشت به طوری که برای دفاع از مظلوم و امر به معروف و نهی از منکر با افراد شرور مقابله می‌کرد.

علی پس از تحصیلات متوسطه وارد کسب و کار شد تا به موقعیت اقتصادی اش رونق دهد به همین دلیل در پروژه های صنعتی شرکت کرد و در این عرصه تبحر یافت و استادکار ماهری شد. اما آنچه علی را در محیط کار و زندگی از دیگران متمایز می ساخت توجه به معنویات، رعایت مسائل شرعی و حفظ روحیه دینی و انقلابی بود.
 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مشکات برین,
,
,
,
, مشکات برین,
,
,
,
, ,
,

نقطه عطف زندگی

مادر شهید عسگری افزود: شهید علی صدای خوبی داشت و مداح و موذن شایسته ای بود و همین ارادت او به اهل بیت بود که در سال 83 راهی سفر کربلا شد و همین سفر بود که مسیر زندگی اش را تغییر داد در همین راستا بود که با  مجاهدین عراقی در مسجد کوفه آشنا شد و در کنار آنها به مبارزه با دشمنان آمریکایی پرداخت و پس ازمدتی به ایران بازگشت و تا پایان تسخیر عراق توسط آمریکا چند بار دیگر به  عراق سفر کرد و همراه مجاهدان عراقی  با دشمنان آمریکایی مبارزه نمود. پس از آزاد شدن عراق از چنگ آمریکا به ایران بازگشت و باز هم با شرکت در ساخت و سازهای پروژه های صنعتی و ساختن بناهای عام المنفعه و مذهبی کمک کرد. علی انسان ولایت مداری بود و به خاطر علاقه وافر به رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای گاهی می شد که برای  شرکت در نماز جمعه ای که به امامت رهبر بود به تهران می رفت.

دمشق میعاد شهادت

فاطمه عسگری خواهر شهید مدافع حرم در گفت و گو با مشکات برین گفت: علی با آغاز بیداری اسلامی سفرهای زیادی به کشورهای عراق، لبنان و سوریه داشت. در لبنان با نیروهای حزب الله همکای داشت و پس از تعرض مزدوران تکفیری و سلفی و تروریست ها به سوریه، با هدایت نیروهای حزب الله  برای کمک به مردم مظلوم سوریه و حفاظت از حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شد. علی در سوریه فعالیت های گوناکونی برای مردم  مظلوم آن دیار انجام داد. هم  خدمات فنی و مهندسی که در آن مهارت داشت ارائه داد هم در امدادرسانی به مجروحان و آوارگان سوری و سکنی دادن آنها و رساندن مایحتاج و مواد غذایی بسی کوشش کرد و هم با قلبی اندوهگین به غسل و کفن و دفن شهدا پرداخت و با نماینده ولی فقیه در سوریه همکاری کرد و علاوه‌بر این در تشکیل و سازماندهی هیئت های مذهبی در محرم و صفر سال 91 و مداحی و نوحه خوانی سر از پا نشناخت. در این مدت در سوریه خواب و آرام نداشت و با تمام توان می کوشید. سرانجام در ساعت 3 بعدازظهر روز دوشنبه دهم بهمن ماه سال 1391 همزمان با سالگرد تولد حضرت رسول و سالروز تولد خودش پس از نبردی جانانه در حفاظت از حرم حضرت زینب در دمشق و کشتن بیش از ده نفر از تروریست ها، هدف تیراندازی های تکفیری قرار گرفت و به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود نائل شد.

,
,
,
,
,
,
, مشکات برین,
,
,
, ,
,

خاطره ای از برادر شهید

حاج ابراهیم عسگری برادر شهید علی عسگری در مصاحبه با مشکات برین گفت: در سال 85 در سیرجان کار می کردیم روز عاشورا شهید گفت: حاجتی دارم و می خواهم برای حاجتم گوسفند قربانی کنم در منزل یکی از دوستان گوسفندی تهیه و ذبح شد وقتی داشتیم گوشت را تقسیم می کردیم که بین مردم توزیع کنیم شهید گفت: دیشب خواب دیدم سوره صف را از اول تا آخر با صوت زیبایی می خواندم تعبیرش چیست؟ وقتی به کتاب مراجعه کردیم دیدیم که امام صادق (ع) فرمودند: هر کس سوره صف را در خواب قرائت کند سرنوشت او ختم به شهادت می شود.

امام جماعت حرم حضرت رقیه نقل می کند: سه روز قبل از شهادت شهید عسگری با چند تن از مجاهدین لبنانی پیش ما آمدند به او گفتم آقای عسگری چند ماه است که سوریه هستی یک سفر به ایران برو سری به خانواده و پدر و مادرت بزن شهید عسگری با نگاه معنادار و لبخند ملایمی که بر چهره اش جاری بود جواب داد: آیا فکر می کنید من به اراده خودم به اینجا آمده ام؟ من مولایم امام حسین (ع) را در خواب دیدم حکم جهاد در سوریه به من داده و نتیجه آن را هم که شهادت است به من وعده داده و بازگشتی در کار من نیست.

یکی از دوستان شهید می گوید: دو روز قبل از آخرین سفر شهید به سوریه، با هم بر سر یک کوهی رفتیم و یک رقعه حاجت نوشتیم و آن را بر داخل گلوله ای از گل گذاشتیم و آن را به داخل قنات انداختیم و آمدیم مشغول دعای کمیل روی کوه بودیم که یکباره شهابی بزرگ از آسمان به سوی ما آمد و تمام کوه را روشن کرد، من هراسان شده بودم شهید عسگری گفت: این نشانه قبولی حاجات ما بوده، به او گفتم مگر حاجت تو چه بود؟ گفت: من به جز شهادت حاجتی ندارم.

,
,
, مشکات برین,
,
,
,
,
دلنوشته های خواهر برای برادر شهیدش

زهرا عسگری خواهر شهید در گفت و گو با مشکات برین تنها به چند جمله حرف دل اکتفا می کند: علی جان آرزوی ما جشن دامادیت بود/ اما آرزوی تو پرواز به سوی آسمان ها/ چه زیباست رخت دامادیت/ چه عاشقانه و غریبانه به آرزویت رسیدی.

علی جان خوشا به حالت که پرواز را در جوانی تجربه کردی و زود آسمانی شدی، اگرچه آنکه از دامنش به معراج رفتی دلتنگ توست و دوستانت دلگیر دوریت هستند. چون گل، زیبا زیستی و کوتاه اما باغ و باغبان هنوز هستند و باغ و هر آنچه در آن است در انتظار باغبان.

می رود و من پشتش آب نمی ریزم وقتی هوای رفتن دارد دریا را هم به پایش بریزی بر نمی گردد.
,
,
, مشکات برین,
,
,
,
,

دست نوشته هایی از شهید
,
,
, ,
 
,
, ,
 
,
, ,

وصیت نامه شهید علی عسگری شهید مدافع حرم
 
,
,
,
حسبی الله نعم الوکیل نعم المولی ونعم النصیر ماشاالله لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم توکلت علی الحی الذی لایموت الحمدلله الذی لم یتخذ صاحبة ولا ولدا ولم یکن له شریک فی الملک ولم یکن له ولی من الذل وکبره تکبیرا...من علی عسگری فرزند بهروز پس از سپاس خداوند عزوجل و نثار درود بر محمد و آل محمد شهادت  می دهم که خدایی به جز خدای یگانه نیست شهادت می دهم که  محمد (ص) پیامبر و آخرین فرستاده خداست شهادت می دهم که قرآن کتاب آسمانی و دستور زندگی من بود.

اما اکنون که این وصیت نامه را می خوانید نمی دانم که خداوند مرگم را چگونه رقم زده ولی تمام آرزویم و تلاش شبانه روزیم بر این بود که شامل آیه شهدا عند ربهم یرزقون باشم اما خدا می داند که  برای شامل شدن بر این آیه با تمام توان تلاش کرده ام امید است که خداوند قبولم کرده باشد. برادران و خواهران آیا نشنیده اید که رسول خدا  فرمود: هر کس ندای فریادخواهی مسلمانی را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نیست آیا ندای فریادخواهی ملت های مظلوم و مسلمان را نمی شنوید شاید تصور کنید که می گویم بیشتر از توان خود را هزینه کنید اما آیا به کمترین میزان نیز که حفظ حرمت و ابهت انقلاب و مملکتمان می باشد نمی توانید هزینه کنید آیا اگر مقداری از مایحتاج زندگی بر ما کاسته شد باید سراسیمه شده و به جان هم بیفتیم عزیزانم راه را غلط نروید راه همان است که  رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای مارا بر آن هدایت می کند.

هوشیار باشید که دشمن ریشه ما را هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید. بنده همیشه آرزو داشتم که در زمان سید الشهدا باشم و در رکابش جهاد می کردم اما دیدم که الان هم فرق با آن زمان نمی کند شیعیان در سرزمین شام در ظلم و ستم هستند حتی بارگاه احیاگر عاشورا حضرت زینب کبری مورد تعرض لشگر کفر واقع شده الان که این وصیت نامه را می خوانید امیدوارم حضرت زینب مرا به عنوان پاسدار حرمت بارگاه مبارکش و مدافع شیعیان مظلومش پذیرفته باشد.برادران وخواهران به شما وصیت می کنم از رهنمودهای رهبر والا مقام و فرزانه یمان آیت الله العظمی امام خامنه ا ی راه را بجویید برای مادیات زیاد خود را به زحمت نیندازید و قدری فکر آخرت باشید این مشکلات به قول مرجع عالیقدر آیت الله بهجت که روحش قرین رحمت خدا باد گرفتاری های قبل از ظهور امام زمان برای مسلمانان می باشد عزیزانم اندکی صبر سحر نزدیک است.

اما همشهریان گرامی، دوستان و آشنایان و اقوام در این مدت در زندگی فراز و نشیب های زیادی کشیده ام که غالبا براساس بعضی سوءتفاهم هایی بوده که بعضی عزیزان مرتکب شده اند همه شما را حلال می کنم اما تعدادی از شما نیز بر گردن من حق داشتید با تمام توان و امکان تلاش کرده ام که رضایت شما حاصل شود و به نظر خودم توانستم بیشتر دین ها را ادا کنم و رضایت حاصل کنم اما آنهایی که بر گردن من حق دارند به یگانگی خدا سوگندتان می دهم که یا حلالم کنید یا از پدر و برادرانم بخواهید تا جبران کنند  چون من قصدم بر این نبوده که دینی بر گردنم باشد و خودتان را شامل این حدیث کنید که می فرماید در روز قیامت منادی فریاد می زند  کسانی که از خدا طلبکار هستند برخیزند تعدادی از مردم بر می خیزند از  آنها  سوال  می شود  شما  چه کار کرده اید که از خداوند طلبکارید می گویند ما بندگانش را به خاطر خدا حلال کردیم و اکنون از خدا طلبکاریم.

اما پدر و مادر عزیز اگر خونم در راه خدا ریخته شد اندوهگین نباشید شادی کنید که این آرزوی اولیای خدا بود آیا نه این است که همه دیر یا زود خواهند رفت پس فقط صبر کنید و به یاد اهل بیت سید الشهدا سوگواری کنید و در آمرزش من هم دعا کنید و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
علی عسگری


,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
انتهای پیام/
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه