یادداشت؛

علی (ع) و حراست از اموال مسلمین

علی (ع) و حراست از اموال مسلمین
امام اول شیعیان(ع) در عتاب صریحشان به دردانه فرزند، یک پیام دیگر را هم مطرح نموده و تاریخ را به کنکاش در ابعاد آن فرا می خوانند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یادداشت اختصاصی مرآت- در کتاب تهذیب‌ الاحکام به نقل از "علی‌ بن‌ ابی‌ رافع"‌ آمده است: «من‌ خزانه‌دار علی ‌بن ‌ابیطالب(ع)‌ و کاتبش بودم، در بیت‌المال‌ او گردنبند مرواریدی‌ وجود داشت‌ که‌ غنیمت‌ جنگ‌ بصره‌ بود. دختر علی(ع)‌ [کسی] را نزد من‌ فرستاد و پیغام‌ داد؛ شنیده‌ام؛ در بیت‌المال‌ امیرمومنان، گردنبندی‌ است‌ که‌ در اختیار تو می‌باشد. دوست‌ دارم؛ آن‌ را به‌ من‌ عاریه‌ بدهی‌ تا در ایام‌ عید قربان، خود را با آن‌ بیارایم.
به‌ وی پیغام‌ دادم: ای‌ دختر امیرمومنان! [منظور شما] عاریه‌ مضمونه‌ [عاریه‌ای‌ که‌ باید برگردد] است؟
گفت: بلی؛ عاریه‌ای‌ ضمانت‌ شده‌ که‌ پس‌ از سه‌ روز، برمی‌گردد. پس‌ آن‌ را به‌ ایشان‌ دادم.
امیرمومنان‌ آن‌ را بر گردنش دید و پرسید: «من‌ این‌ صار الیک‌ هذاالعقد؟ از کجا این‌ گردنبند به‌ دست‌ تو رسیده؟»
گفت: از علی‌ بن‌ ابی‌ رافع‌ خزانه‌دار بیت‌المال‌ امیرمومنان‌ عاریه‌ گرفتم‌ تا در ایام‌ عید، به‌ عنوان‌ زینت، از آن‌ استفاده‌ کنم‌ و سپس‌ آنرا بازگردانم.
امیرمومنان‌ به‌ دنبال‌ من‌ فرستاد، نزدش‌ رفتم.
به‌ من‌ فرمود: «اتخون‌ المسلمین‌ یابن‌ ابی‌ رافع؟! آیا به‌ مسلمانان‌ خیانت‌ می‌کنی‌ ای‌ پسر ابی‌رافع»
گفتم: به‌ خداوند پناه‌ می‌برم‌ از اینکه‌ به‌ مسلمانان، خیانت‌ ورزم.
فرمود: «کیف‌ اعرت‌ بنت‌ امیرالمومنین‌ العقد الذی‌ فی‌ بیت‌ مال‌ المسلمین‌ بغیر اذنی‌ و رضاهم‌؛ چگونه‌ گردنبندی‌ را که‌ از بیت‌المال‌ مسلمانان‌ بوده‌ بدون‌ اذن‌ من‌ و رضایت‌ [مسلمانان] به‌ دختر امیرمومنان‌ عاریه‌ داده‌ای؟!»
گفتم: یا امیرمومنان! او دختر شماست، از من‌ درخواست‌ کرد آن‌ را به‌ او عاریه‌ بدهم‌ تا با آن‌ خود را زینت‌ کند، من‌ هم‌ به‌ او عاریه‌ داده‌ام؛ عاریه‌ ضمانت‌شده‌ای‌ که‌ باید برگردد. سپس‌ آن‌ را در اموال‌ خود ضمانت‌ کرده‌ام‌ و بر گردن‌ من‌ آمده‌ که‌ آن‌ را به‌ طور سالم‌ به‌ جایش‌ برگردانم!
فرمودند: «فرده‌ من‌ یومک، و ایاک‌ ان‌ تعود لمثل‌ هذا فتنالک‌ عقوبتی! ثم‌ قال: اولی‌ لابنتی‌ لو کانت‌ اخذت‌ العقد علی‌ غیر عاریهٔ‌ مضمونهٔ‌ مردودهٔ‌ لکانت‌ لذا اول‌ هاشمیهٔ‌ قطعت‌ یدها فی‌ سرقهٔ‌؛ همین‌ امروز آن‌ را بازگردان، مبادا چنین‌ کاری‌ از تو تکرار شود تا گرفتار عقوبت‌ من‌ گردی! سپس‌ فرمود: سوگند می‌خورم‌ اگر دخترم، آن‌ گردنبند را بدون‌ عاریه‌ مضمونه‌ گرفته‌ بود، نخستین‌ زن‌ هاشمی‌ بود که‌ دستش‌ به‌ عنوان‌ سرقت، بریده‌ می‌شد.»
سخن‌ [علی(ع)] به‌ دخترش‌ رسید، به‌ [پدر] گفت: من‌ دختر و پاره‌ تن‌ شما هستم، پس‌ چه‌ کسی‌ برای‌ پوشیدن‌ آن‌ از من‌ سزاوارتر است!
حضرت‌ در جواب‌ دختر فرمود: «یا بنت‌ علی‌ بن‌ ابی‌طالب! لا تذهبن‌ بنفسک‌ عن‌ الحق، اکل‌ نسأ المهاجرین‌ تتزین‌ فی‌ هذالعید بمثل‌ هذا؟! ای‌ دختر علی‌ ابن‌ ابی‌طالب! از حق‌ کناره‌گیری‌ مکن، آیا همه‌ زنان‌ مهاجران، در این‌ عید، با چنین‌ گردنبندی‌ خود را می‌آرایند؟»
پسر ابو رافع‌ می‌گوید: [گردنبند] را از [دختر امام(ع)] گرفته‌ و به‌ جای‌ نخست‌ بازگرداندم.»
این ماجرای درس آموز، واجد نکات بسیار مهمی است که حقیر تنها به بیان قطره ای از آن اقیانوس بیکران می پردازم: اینکه عاریه مضمونه ای با رعایت همه جهات شرعی از مسئول مورد وثوق امیرمومنان به امانت گرفته شود تا سه روز بعد به همان فرد عودت یابد؛ شاید در نگاه عده ای ظاهربین که ژرفای حقایق را نمی بینند، امری معمول باشد و می شد از کنارش با اغماض عبور کرد ولی اگر همین موضع را از دیدگاه عدالت علوی نگریست، با فضیلتی از فضائل مولای متقیان مواجه خواهیم شد که آنحضرت؛ سخت گیری بر اقرباء و خویشان در مسیر صیانت از حریم بیت المال مسلمانان را نه یک استثناء بلکه حکمی کلی می دانند تا همگان وزن شان را در ترازوی عدالت علی(ع) بسنجند و البته به مدعیانی فاسد چونان ولید و... که انتظارات نادرستی از حضرتش دارند، به صراحت پیام می دهند: روزگار حکمرانی علی ابن ابیطالب(ع)، هنگام تکرار تعدی زرپرستان و زورمندان عهد خلفای دوم و سوم به حق خزائن مسلمانان نیست و نزدیک تر از دخت علی به او کیست که با وجود دریافت عاریه ای ضمانتی، سایه آفتاب عدل امامت را همچون عقابی بر سر ببیند!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

امام اول شیعیان(ع) در عتاب صریحشان به دردانه فرزند، یک پیام دیگر را هم مطرح نموده و تاریخ را به کنکاش در ابعاد آن فرا می خوانند: مسئولی که بار سنگین پاسداری از حقوق امت اسلام را عهده دار است، نباید در برابر وابستگان به حاکمیت، مماشات کند و امتیاز ویژه ای برای آنان قائل گردد. به یقین داستان شکایت امیرالمومنین از شخصی یهودی و رد ادعای مطروحه توسط آن بزرگوار بواسطه کمبود ادله در محکمه ای که قاضی اش را شخصا منصوب فرموده بودند، شنیده اید. مثالهای مذکور در کنار سایر مصادیق ناب از حیات شهید عدالت، تنها شمه ای اندک از عدل پروری شهسوار هدایت و گویای دقت نظر مولی الموحدین در رعایت حقوق مردم است.

,

نزدیک کردن آهنی گداخته به دستان جناب عقیل ابن ابیطالب(ع)، شاهدی روشن بر منشای عدالت طلبانه وصی پیامبر اعظم(ص) در مردود شمردن هرگونه ویژه خواهی در زمان زعامت آن امام همام می باشد.
مباحثی که نگاشتم؛ حقیقتی ملموس و واضح را به متولیان امور گوشزد می کند که انتساب به زمامدار، در منظومه فکری و عملی حضرت علی علیه السلام، مانعی در مسیر برخورد عادلانه با متعدیان نبوده و به عقیده نگارنده: چنان قرابتی، نه در شمار علل مخففه مجازات بلکه در راس عوامل مشدده جزای خاطیان است.
علی هذا باید با معدود افرادی که بعضا دارای سوابق مثبت هم هستند ولی در قضایای اختلاس های چند هزار میلیاردی، پرداختی های نجومی و... مرتکب تخلفات خیانت بار با سوء استفاده از جایگاه مسئولیت شان گشتند، به شدت برخورد کرد و شهرتشان را به عنوان عامل تشدید کننده مجازات در نظر گرفت. این صلابت آگاهانه، برای پیشبرد اهداف والای انقلاب اسلامی و ریشه کنی مفاسد اقتصادی، برکات بسیار ارزشمندی در بر خواهد داشت. ان شاء الله.
به قلم شهاب الدین بنائیان

,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه