سونامی فقر درپتکی؛
اسماعیل کودک رودباری؛بازیهای کودکانه را در تاریکی چشمانش جستجو می کند
اسماعیل کودک رودباری که چشمانش براثر فقر ونداری بی تفاوتی من و شما و فیش نجومی کارکنان وزارت بهداشت تقریبأنابینا شده است تا نامهربانی و بی تفاوتی خیلی از ما ها رو نسبت به محرومین نبیند، به گفته مادرش تا ۴ماهگی بینایی خود را داشت اما نبود پزشک باعث شد که دنیای این کودک زیر تیغ محرومیت تارشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از”رودبار ما“، شهرجازموریان در ۶۵کیلومتری شهرستان رودبار جنوب قرار دارد از جازموریان ۷۰کیلومتر را که بپیمایی به منطقه محروم میل فرهاد خواهی رسید هرچه به طرف میل فرهاد می روی عمق ودرد محرومیت بیشتر می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودبار ما, رودبار ما,پتکی روستایی محروم با جاده ای خاکی درمنطقه میل فرهاد بخش جازموریان شهرستان رودبار جنوب است که با گذشت ۳۷ سال از انقلاب اسلامی هنوز از نعمت راه روستایی مناسب برخوردار نیست و می توان آن را نمادی واقعی و ملموس از فقر و محرومیت تاریخی در رودبار جنوب قلمداد کرد.
,روستای پتکی علاوه بر همه مشکلات خاص خود از نظر بهداشت در وضع بسیار بدی به سر میبرد. بیماریهایی از قبیل عفونتهای دستگاه گوارشی و بیماریهای چشمی به دلیل مصرف آب غیر بهداشتی در بین آنها به وضوح دیده میشود.
,واژه ای نیست تا بتواند توصیف کننده قطرات اشک غلتیده بر صورت مادران فقیر باشد،شعری را نمیتوان یافت که سوزناکی دستهای خالی را بیان کند. قلمی نیست که بتواند پریشانی مستضعفان دردمند را بازتاب دهد.
,



, ای ساکنان پُر زرق و برق کوچههای بیخیالی، اینک چراغ خانه هم وطن مستضعف تو، از بینوایی و نداری خاموش است و پسرک معصوم، شب هنگام به جای بازی، دنیای تاریکی را در بغل میگیرد.
اینک در جای جای میهن اسلامی ما، هستند افرادی که در اثر پدیده شوم فقر و نداری، روزشان شب است و شبشان، برزخی تمامنما.
راستی! چه کسی می تواند به فریادهای خاموش مستضعفان پاسخ دهد؟ چه کسی می تواند باری از رنج بی کران مستضعفان را بر دوش کشد؟
چه نیکوست در این دریای بی کرانه زندگی، نگاهمان به دستهایی باشد که فریاد بیصدایش ما را به خود میخواند.
طی هفته گذشته تعدادی دمپائی که اهدائی خیرین تهرانی بود توسط گروه تبلیغی _فرهنگی بیان در روستای بسیارمحروم پتکی در بین کودکان پابرهنه این روستا توزیع شد چرا که مدتها بود آنها دمپائی پاره و کهنه به پا داشتند.
اری،در روزگاری که فیشهای نجومی کلیدواژه رسانههای خبری شده است، مردمانی از جنس درد در دورترین نقطه جنوب کرمان زندگی میکنند، که داشتن یک جفت دمپائی نو می شود همه ی دنیای یک دختر بچه ی کپر نشین در روستای دورافتاده جنوب کرمان کاش کسی هم پیدا می شد تا بیماری آنها را همانند تاول پاهایشان التیام بخشد.
ای ساکنان پُر زرق و برق کوچههای بیخیالی، اینک چراغ خانه هم وطن مستضعف تو، از بینوایی و نداری خاموش است و پسرک معصوم، شب هنگام به جای بازی، دنیای تاریکی را در بغل میگیرد.
,اینک در جای جای میهن اسلامی ما، هستند افرادی که در اثر پدیده شوم فقر و نداری، روزشان شب است و شبشان، برزخی تمامنما.
,راستی! چه کسی می تواند به فریادهای خاموش مستضعفان پاسخ دهد؟ چه کسی می تواند باری از رنج بی کران مستضعفان را بر دوش کشد؟
,چه نیکوست در این دریای بی کرانه زندگی، نگاهمان به دستهایی باشد که فریاد بیصدایش ما را به خود میخواند.
,طی هفته گذشته تعدادی دمپائی که اهدائی خیرین تهرانی بود توسط گروه تبلیغی _فرهنگی بیان در روستای بسیارمحروم پتکی در بین کودکان پابرهنه این روستا توزیع شد چرا که مدتها بود آنها دمپائی پاره و کهنه به پا داشتند.
,اری،در روزگاری که فیشهای نجومی کلیدواژه رسانههای خبری شده است، مردمانی از جنس درد در دورترین نقطه جنوب کرمان زندگی میکنند، که داشتن یک جفت دمپائی نو می شود همه ی دنیای یک دختر بچه ی کپر نشین در روستای دورافتاده جنوب کرمان کاش کسی هم پیدا می شد تا بیماری آنها را همانند تاول پاهایشان التیام بخشد.
,


#ما_همه_مسئولیم ؛اسماعیل با اینکه تقریبا نابینا شده بود ولی نو بودن دمپائی رو در پای خودش حس می کرد چون قبل از این با پای برهنه روی خاک و سنگریزه ها راه می رفت و پاهایش آسیب دیده بود ولی حالا…

,

, #ما_همه_مسئولیم ؛اسماعیل با اینکه تقریبا نابینا شده بود ولی نو بودن دمپائی رو در پای خودش حس می کرد چون قبل از این با پای برهنه روی خاک و سنگریزه ها راه می رفت و پاهایش آسیب دیده بود ولی حالا…
,

, انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه