چرا بحران آب جدی گرفته نمی شود؟!
باید پرسید چرا نفت و انرژی هسته ای و ... را ملی کرده ایم و بپای آن هزینه های بسیار می دهیم اما برای ملی شدن آب یک اراده و تصمیم قاطع ملی برپایه منافع ملت ایران گرفته نمی شود؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یار خراسانی، روند افزایشی مصرف آب در همه بخشها نگران کننده است. در بخش شرب و صنعت در نقطه سر به سر و بحرانی و در بخش کشاورزی نگران کننده تر.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یار خراسانی,در صورت ادامه خشکسالی ها و کاهش نزولات آسمانی و روند کنونی مصرف به باور همه کارشناسان حوزه آب بسیاری از آبخوان ها و دشت های بحرانی استان خراسان رضوی و از جمله دشت کاشمر و خلیل آباد، کمتر از 10 سال دیگر عمر مفید خواهند داشت و ما متاسفانه همچنان بیشتر از میزان آبی که قرار است به سفره زیرزمینی نفوذ کند برداشت میکنیم و ادامه این روند و بیلان منفی دشت ها یعنی پایان زودرس این ذخیره الهی و بحران آفرینی!
,ادامه این بحران آفرینی خود ساخته نیز یعنی ایجاد تنش های آبی و بروز بحرانهای اجتماعی است که هر از گاهی در گوشه و کنار کشور شاهد آن هستیم.
,از حدود دو دهه قبل هشدارها و فریادهای دلسوزانه اساتید بزرگ دانشگاه و متخصصان حوزه آب و اهل فن بلند شده بود اما متاسفانه توجهی بدان نشد و هنوز هم آنگونه که باید و شاید توجهی نمی شود. امروز شاهدیم که بحران آب از مرز هشدارها گذشته و وارد مرحله ای فراتر از بحران شده است.
,بدون شک جنگ های آینده بر سر آب خواهد بود بخصوص در منطقه بحرانی خاورمیانه و بویژه در کشور ما که چندین سال است با بحران خشکسالی مواجه می باشد. اگر امروز طرحی ضربتی و اقدامی اساسی بر پایه مطالعات دقیق برای نجات آب انجام ندهیم معلوم نیست چه بلائی بر سر کشاورزی و زندگی و حیات ما بیاید. بلائی که خود بانی و مسبب آن بوده ایم و البته همه میدانیم اثرات این بلای خودخواسته را.
,نیم نگاهی به وضعیت تولید و مصرف آب شاید زنگ خطر را برای بسیاری از افراد زودتر به صدا درآورده است. ذکر یک نمونه در حوزه آب شرب کافیست تا به عمق فاجعه خاموشی که در حال رخداد است پی ببریم.
,در شهرستان خلیل آباد از حدود 30 سال قبل پروسه تولید و توزیع و مصرف آب شرب با چالش مواجه بوده است. افت چشمگیر سطح آب های زیرزمینی منطقه و کاهش دبی چاهها و منابع تولید آب شرب از یکسو و اقدام غیرکارشناسی - هرچند خیرخواهانه- تامین و توزیع آب شرب روستاهای پایین دست از منابع شرب مشترک شهری در بالادست شهر خلیل آباد آنهم از طریق یک خط انتقال طولانی آبرسانی با توجه به افزایش جمعیت و بالا رفتن سرانه مصرف در شهر و روستا به تدریج تبدیل به یکی از مشکلات عمده در تامین آب شرب در سالهای اخیر شده است.
,فاصله 15 کیلومتری منابع تولید تا آخرین مصرف کننده روستائی هم چنین وجود سایر مشترکین شهری و روستائی در مسیر خط انتقال، تامین آب شرب دامها در روستاهای پایین دست بویژه نقاب و میرآباد از شبکه آب شرب (بدلیل نرخ پائین آب بهاء) و آمار بالای وجود دام سبک و سنگین در این روستاها ( طبق آمار دامپزشکی حدود 4000 راس دام سنگین و 16000 دام سبک) که آماری بیش از حد متعارف نسبت به سایر نقاط روستائی میباشد، آبیاری غیر مجاز و بعضاً شبانه مزارع و باغات که متاسفانه باز هم بدلیل اقدام غیرکارشناسی و کاملا احساسی واگذاری بیش از 600 فقره انشعاب به باغات در دوران قبل از تشکیل شرکتهای آب و فاضلاب صورت گرفته است، مشکلات آبرسانی در خلیل آباد را دو چندان کرده است.
,با تامین اعتبار لازم و تفکیک منابع آب شرب شهر و روستا و ایجاد منابع تولید پایدار برای روستاهای نقاب و میرآباد و کلاته شادی و... از همان سالهای ابتدائی امکان آن بود تا به علت اصلی این چالش پایان داد و در نتیجه امروز شاهد بروز مشکل تامین فشار آب توامان هم برای شهر و هم برای روستا نبود.
,عمده مشکل در این بخش نبود آمار دقیق مصرف جهت برنامه ریزی دقیق برای تامین آب است. اینها بخش کوچکی از مشکل تامین و مصرف آب آن هم در بخش شرب شهرستان است که سهم اندکی در حدود 6 درصد منابع آب شهرستان را در بر میگیرد.
,البته در دوسال اخیر اقدامات خوبی برای تحقق جدایی منابع آب شهر و روستا برداشته شده است که اولین آنها پیگیری حفر چاه جدید جهت روستاهای پائین دست و دومین آن هم اتصال شبکه روستای نقاب به شبکه مجتمع آبرسانی روستائی بالادست توسط آبفای روستائی و نیز حفر و تجهیز چاه جدید آب شرب شهر خلیل آباد توسط آبفای شهری می باشد که در صورت تامین اعتبار و تکمیل پروژه های آبرسانی و قطع انشعابات روستائی از شبکه آب شرب شهری خلیل آباد شاهد افت فشار آب در شهر و روستاهای مجاور نخواهیم بود.
,اما نگرانی بیشتر که درآینده نه چندان دور در صورت تداوم خشکسالی ها و مصرف بی رویه آب تبدیل به بحرانی فرا منطقه ای خواهد شد مصرف حدود 90 درصدی آب در بخش کشاورزی است در حالی که به گفته وزیر نیرو میزان بهره وری در این بخش کمتر از 35 درصد است و البته می توان این راندمان را تا دو برابر در این بخش افزایش داد.
,یکی از راهکارهای علمی و فنی بهره وری بهتر و صرفه جوئی عملی در مصرف آب، استفاده از روشهای نوین آبیاری است که جهاد کشاورزی پیگیری ها و تلاش های موثری در زمینه فراهم آمدن شرایط اشتغال فارغ التحصیلان بخش کشاورزی و نیز آموزش فن آوری های نوین به نسل جوان کشاورز و بهره برداران سنتی کشاورزی انجام داده است. و یکی از ملزومات استفاده از این روشها احداث استخرهای استاندارد ذخیره آب و بهره برداری چند منظوره است که میتوان با هدف باز دهی و سوددهی بیشتر اقدامات جانبی مانند پرورش شیلات را نیز در آنها انجام داد.
,اما آنچه در سالهای اخیر در منطقه شاهدش هستیم احداث بی رویه استخرهای ذخیره آب غیراستاندارد بدون هماهنگی با جهاد کشاورزی و آب منطقه ای عملا با هدفی غیر از ایجاد تاسیسات آبیاری تحت فشار می باشد. در حال حاضر در منطقه شاهد احداث استخرهای به اصطلاح ذخیره آب کشاورزی آنهم بعضا در ابعاد بالاتر از صد متر و عمق بیش از سی متر !!! هستیم که قرار بوده است با همین اهداف و ذخیره سازی به منظور مدیریت در زمان و نیز مدیریت بهینه مصرف آب کشاورزی مورد بهره برداری قرار گیرند.
,سوالی که مطرح میشود این است که براستی چه تعداد از حدود 1000 استخر احداث شده در حال حاضر برای آبیاری تحت فشار استفاده میشوند و چه میزان در مصرف آب صرفه جوئی شده است؟ اگر بهره برداری اصولی از این استخرها صورت نگیرد و الزامی برای اجرای طرحهای آبیاری تحت فشار نباشد و این استخرها صرفا با هدف احتکار آب و تجارت با آب مورد استفاده قرار گیرد ادامه این روند لطمه ای جبران ناپذیر به سفره زیرزمینی آب منطقه خواهد زد.
,یک تحقیق میدانی و گزارش آماری لازم است تا روشن کند که چه تعداد از این استخرها استاندارد بوده و اصولا بر پایه چه مجوز و سند و مطالعه و تحقیقات با این حجم و ابعاد و عمق حفر شده اند؟
,متاسفانه در خوش بینانه ترین حالت آمار در حدود 10 درصد میباشد. جدا از درصد تبخیر سطحی آب که در منطقه ما در حدود 1500 میلی متر در سال است با یک حساب ساده میتوان به این رقم رسید که معادل مصرف یکسال آب شرب 8 روستای شهرستان خلیل آباد فقط تبخیر میشود ضمن اینکه آسیبی که در خصوص عدم جذب آبهای سطحی به حفظ رطوبت طبیعی زمین وارد میشود نیاز به تحقیق علمی دیگری دارد.
,بدون شک ادامه این روند و بهره برداری غیر اصولی از آب در یک دهه بعد چالشی بزرگ در آینده این دیار خواهد بود و ضربه ای جبران ناپذیر به سفره آب زیر زمینی منطقه وارد میکند.
,آب این نعمت الهی در حقیقت باید جزء انفال بحساب آید یعنی ثروتی متعلق به عموم مردم بوده و همچنین بعنوان سرمایه ای ملی محافظت شود. باید مانند نفت البته نه در انحصار کامل دولت اما شامل نظارتی شدیدتر در میزان استخراج و نحوه مصرف توسط بهره برداران بوده و نباید از آن فقط بعنوان یک کالای تجاری صرف بهره برداری و سودجوئی شود.
,باید پرسید چرا نفت و انرژی هسته ای و ... را ملی کرده ایم و بپای آن هزینه های بسیار می دهیم اما برای ملی شدن آب یک اراده و تصمیم قاطع ملی برپایه منافع ملت ایران گرفته نمی شود تا این سرمایه الهی که متعلق به همه مردم ایران است بدرستی حفظ شود. این مسیری است که با ادامه وضعیت فعلی بحران آب نهایتا بدانجا خواهیم رسید. پس چرا امروز این تصمیم گرفته نمیشود.؟ بدون اتکا براقتصاد نفتی مانند بسیاری از کشورها میتوان به حیات ادامه داد اما براستی میشود بدون آب زندگی کرد؟
,باید مدیریت صحیح بر منابع آب چه توسط دولت، چه توسط نهادهای منتخب نخبگان و فرهیختگان از مردم یکبار برای همیشه و قاطعانه و با نظارت دستگاه قضا و دادستانی محترم بعنوان مدعی العموم اجرا شود تا جلوی تجارت منفعت طلبانه با آب که رحمت الهی است و مخصوص همه بندگان خداست گرفته شود و به عنوان کالایی که بازیچه اغراض شخصی و اهداف سودجویانه نباشد.
,اگر دنبال پایداری سفره های آب زیرزمینی و به تبع آن ادامه حیات و زندگی و تولید و تلاش و نشاط و پویایی و آرامش و آسایش و امنیت و رفاه هستیم و اگر می خواهیم یک دهه بعد دچار بحران های اجتماعی و امنیتی که بدلیل بحران بی آبی بوجود می آیند و از هم اکنون صدای پای آن در بعضی از نقاط بگوش میرسد نباشیم باید به فکر چاره ای اساسی باشیم.
,با 10 درصد کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی از طریق مدیریت بهینه بر مصرف و صرفه جوئی و اختصاص آن به بخش شرب مشکل آب شرب در بخش مسکونی حل خواهد شد! آیا چنین اراده ای وجود دارد؟
,باید همه متولیان در حوزه منابع آب و مسئولین دلسوز در حوزه جهادکشاورزی با همکاری همه جانبه مردم فکری اساسی برای این چالش اساسی بردارند. خطری که امنیت کشور ما را تهدید میکند نه از بیرون مرزها و مزدوران و جرثومه های فسادی چون داعش و تکفیری و تهدیدهای فرامنطقه ای قدرتهای بظاهر بزرگ است، بلکه تهدید اصلی از درون مرزها و بواسطه از بین رفتن منابع پایدار و تهدید پایه های اصلی وحدت ملی و توسعه و پیشرفت کشور که آب مهمترین آنهاست می باشد. باید با عزمی ملی و مدیریتی جهادگونه چون دوران دفاع مقدس که همه خالصانه حفظ کشور و امنیت آن را بر هر چیزی ارحج میدانستند بسیج شویم و دست در دست هم گذاشته و نگذاریم وارد مرحله فراتر از بحران شویم. و این محقق نمیشود مگر با برنامه ریزی بر پایه دانش روز جهانی و تدبیر دولتمردان و جلب امید و اعتماد و همکاری جامعه ایرانی به عنوان رکن اصیل توسعه ی این مرز پر گهر...
,دهه چهارم انقلاب ان شاء ا... دهه پیشرفت و عدالت و توسعه بنیادین این مملکت است، به امید سرفرازی و بهروزی ایران اسلامی در سایه الطاف الهی و در پناه اهل بیت (ع)....
,نویسنده: محسن اولیائی.مدیر امور آبفای خلیل آباد
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه