آیا یک کارگر میتواند در موعد مقرر بازنشسته شود؟
باوجود اینکه کارگران پس از سال ها انجام کارهای طاقت فرسا و سخت باید علاقه زیادی به بازنشستگی داشته باشند اما دقیقا جریان عکس این مسئله است و غالب کارگران تمایلی به بازنشستگی ندارند و تلاش میکنند تا بتوانند بیشتر در محل کار خود بمانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش کار ایرانی بازنشستگی و خدمات آن یکی از حقوق و مطالبات بر حق کارگران است که کارفرمایان باید به آن اهیمت زیادی بدهند چرا که یک کارگر سال ها عمر خود را گذاشته و در مشاغل کارگری که عموما کارهای یدی و سختی است زندگی خود را سپری کرده است اما به دلیل مشکلات اقتصادی کارفرمایان تمایلی به بازنشستگی ندارند چرا که می دانند اگر بازنشسته شوند نمی تواند حقوق و مطالباتشان را پیگیری کند و بدست بیاورند.
وحید مولایی کارگر کارخانه سیمان که 30 سال است در این کارخانه کار می کند گفت: زمانی که با وجود کار کردن و نیروی ثابت بودن در محل کار، کارفرما نمی تواند حقوق ها را بدهد پس چگونه انتظار هست که کارگرانی که موعد بازنشستگی شان رسیده بروند و کارفرما بتواند با آنها تسویه کند و حقوق و سنوات و... آنها را بدهد و در پرداخت آن مشکلی نداشته باشد.
وی اظهار کرد: کارگران وقتی در محل کارشان هستند و مدام پی گیر حقوق و مطالباتشان هستند باز هم به نتیجه نمی رسند چه رسد به اینکه بخواهند محل کار را ترک کنند.
باید یادآور شد که برخی از واحدهای تولیدی به دلیل عدم وجود مدیرانی مدبر و توانمند، مشکلات زیادی را برای چرخه اقتصادی کشور و کارگران آن کارخانه به وجود آوردند که این زیان ها با تغییرات مدیریتی می تواند جبران شود اما به علت اینکه مدیران به طور کلی علاقه چندانی به واگذار کردن صندلی و میز ریاست خود به دیگر افراد نیستند این کار کمتر صورت می گیرد و این مدیران همواره علل عقب ماندگی در کار ها را به شرایط و موقعیت نسبت می دهند و با فرافکنی به زعم خودشان مشکل را حل می کنند.
احمد خان محمدی دیگر کارگری که در کارخانه نساجی فعالیت می کند عنوان کرد: کالاهایی که کارخانه تولید می کند به درد بازار مصرف نمی خورد چرا که قیمت هایش بالاست و کالاهای وارداتی و قاچاق با همین کیفیت قیمت پایین تری دارد.
وی افزود: مدیران به علت هزینه بالای به روز کردن امکانات و همچنین کاهلی در افزودن به علم و دانش فنی خود در زمینه تخصصشان نمی توانند مدیریت مناسبی داشته باشند و به تبع آن رفته رفته مشتریان خود را از دست می دهند و هر روز بیش از گذشته توان اقتصادی خود را از دست داده و به دنبال آن واحد تولید رو به ورشکستگی می رود و اولین قشری که از آن ضربه می بیند کارگر است.
دسته دیگری از کارخانه ها هستند که نه تنها مدیرانی ناکارمد دارند بلکه به طور کلی برای ایجاد رونق اقتصادی و انجام تولیدات راه اندازی نشده و هدف کارفرمایان آن صرفا سود حاصل از گرفتن وام های بانکی بر روی کارخانه و تسهیلات برای تولید کنندگان است که باز هم اولین قشری که آسیب می بیند کارگران هستند.
این دو دسته از مدیران، اعتماد به مدیران لایق و باهوش را از بین برده و باعث خیانت به همکاران خود می شوند و چه بهتر است که قانون راه حل هایی جدی برای مقابله با آنها داشته باشد و از طریق آن به کارگر و در واقع به کل سیستم اقتصاد کشور کمک شود تا کارگران تا این حد از رسیدن زمان بازنشستگی خود وحشت زده و ناامید نباشند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ارسال دیدگاه