اعلمی امروز؛ هاشمی دیروز
شخصی که شخصیت سیاسی وی مدیون نقدهای تند به هاشمی است، به دیدار رئیس مجمع تشخیص رفته و از وی تمجید کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، تغییر شخصیت افراد در طی سال ها و با توجه به موقعیت های مختلف، مساله ای است که نمونه های کثیری از آن در رومد سیاست ورزی ماکیاولی بارها و بارها دیده شده است. اما نمونه جالب توجه این تغییر ماهیت دیروز و بعد از دیدار اکبر اعلمی با آیت الله هاشمی رفسنجانی دیده شد
,
روز گذشته خبری منتشر شد که برای آن هایی که هنوز در حافظه تاریخی خود انتخابات مجلس ششم و وقایع آن را به یاد می آورند کمی گران بود. اکبر اعلمی نماینده تبریز در همان مجلس. مردی که در میان توده های مردمی چندان شناخته شده نبود. اما فقط و فقط یک برگ A4 پشت و رو و توزیعش بین مردم او را بدل به رای اول تبریزی ها کرد. بک کپی از مقاله ای که اعلمی در یکی از روزنامه ها نوشته بود و با ساختارشکنی تمام نقدی در حد نزدیکی به توهین و تمسخر برای اکبر هاشمی رفسنجانی محتوای آن بود.
,
نام مقاله «از بهرمان رفسنجان تا تبریز آذربایجان!» بود. یک نوشته چهار پاراگرافی. بن مایه آن نوشته، جمله ای از هاشمی رفسنجانی بود که در سخنرانی اش در اولین سفر به تبریز در منصب ریاست جمهوری گفته بود: «تبریز یک دهکده بزرگ است.» اعلمی، هاشمی را به اصلیت بهرمانی اش رجوع داد و جملات ساختار شکنانه بیان کرد: «در سال ۱۳۶۸ رئیس جمهوری وقت آقای هاشمی رفسنجانی طی دیداری که از تبریز داشتند در شورای اداری استان، تبریز را یک دهکده بزرگ نامیدند و حتی هشترود را به گونه ای با رفسنجان مقایسه نمودند که در اذهان برخی از حاضران، شائبه تحقیر کردن را پدید آورد. مردم آذربایجان به این قبیل مسائل بسیار حساسند و به دل می گیرند تا جایی که هنوز هم در محافل خصوصی و عمومی از این اظهارات آقای هاشمی به تلخی یاد می کنند. لذا با ارائه پاسخ مناسب به چنین سوالاتی، از آنان دلجویی خواهد شد.»
,
اکبر اعلمی در جواب این سوال خبرنگار که دلیل این گفته هاشمی را در چه می بینید، پنج فرض مطرح می کند:
,
۱- بی اطلاعی ایشان از تفاوت های موجود بین شهر و دهکده و عدم آگاهی نسبت به معیارهای شهری و روستایی.
,
۲- حقیر و کوچک بودن تبریز در حد یک دهکده.
,
۳- رنجش خاطر از نحوه استقبال تبریزی ها از او و در نتیجه اظهار این که چنین استقبالی بامدنیت و شهرنشینی سازگاری ندارد و فقط در شأن یک دهکده است.
,
۴- اظهار تعجب از مواجه شدن با شهری که مغایر با انتظاراتش از نظر توسعه اقتصادی پیشرفت چندانی نداشته است.
,
۵- رنجش خاطر از نحوه استقبال تبریزی ها از او و در نتیجه عارض شدن عصبانیت و تحقیر و تصغیر تبریز.
,
و نتیجه می گیرد: «به اعتقاد من گزینه های یک و دو کاملاً مردود است. زیرا: اولاً ،آقای هاشمی خود اهل دهی به نام بهرمان است. چنان چه می دانید بهرمان یکی از دویست و نه دهات دهستان نوق واقع در رفسنجان محسوب می شود. از این رو نمی توان پذیرفت که آقای رفسنجانی با ساختار ده نشینی بیگانه باشد. ثانیاً ،بهرمان که مانند دور دست ترین روستاهای تبریز دارای مردم شریف و نجیب و سخت کوشی است از جنبه خصوصیات طبیعی و از لحاظ ترکیب های اقتصادی و سازمان اداری بسیار کوچک و ضعیف می باشد تا جایی که به موجب سرشماری عمومی کشاورزی ۱۳۶۷ مرکز آمار استان کرمان، کل استعداد آن عبارت است از هفتاد خانوار بهره بردار از یک حلقه چاه عمیق، هفت تراکتور، یک موتور پمپ آب و چهار الاغ و کره الاغ. لذا از آنجا که آقای هاشمی از چنین روستایی به مقام ریاست جمهوری و موقعیت والای کنونی رسیده است بعید می دانم که تفاوت میان ده و شهر را نداند و یا از عنوان دهکده برای تحقیر یک شهر بزرگ استفاده نماید.» اعلمی در نتیجه گیری خود از آن قضیه ها، همه را ابطال می کند الا گزینه سوم و می گوید این گفته هاشمی به خاطر استقبال سرد از وی در تبریز بوده است.
,
اعلمی در همان مصاحبه شعار «مخالف هاشمی ،مخالف رهبری است ،مخالف رهبری ،دشمن پیغمبر است» را یک غلو بزرگ و بدعتی خطرناک بر می شمرد و این شعارها را به روحیه شخصی هاشمی رفسنجانی مربوط می داند و ادامه می دهد: «به واسطه همین روحیات است که وقتی آقای کرباسچی مجسمه و تندیسی را به منظور بزرگداشت او می سازد خوشحال و خرسند می شوند.».
,
همین گفته های یک صفحه ای، پل پیروزی اکبر اعلمی با رایی بالا به عنوان نماینده اول تبریز در مجلس ششم شد.
,
بعد از اعلمی، خیلی ها آمدند و بر علیه هاشمی گفتند و به نظر می رسد در فضای عمومی جامعه که گفتن علیه هاشمی می توانست برگ برنده سیاسی باشد، «عالی جناب سرخپوش» ها نوشته شد.
,
چهارده سال از آن روزها می گذرد. اعلمی به دیدار هاشمی رفسنجانی رفته است. شخصی که شخصیت سیاسی اش را مدیون توهیم به هاشمی است، به دیدارش رفته و تمجیدهایی در خود از او کرده است.
,
اعلمی در این دیدار گفته: در این دیدار صمیمانه که آقای شیخ قدرت علیخانی هم حضور داشت، نکات و پیشنهاداتی را با ایشان در میان گذاشتم؛ از جمله اینکه به دو کتاب کالبد شکافی چهار انقلاب برینتون و مزرعه حیوانات اثر جرج اورول که در نقد انقلاب اکتبر 1917 روسیه به نگارش درآمده اشاره کردم . همچنین گفتم که وضع امروز ما نتیجه و محصول تصمیمات و رفتارهای دیروز همه ماست و در گذشته اشتباهات زیادی رخ داده و در نتیجه لازم است منصفانه نسبت به نقد آن اقدام و از اشتباهات گذشته اعلام برائت شود.
,
به گفته اعلمی، وی در این دیدار پیشنهاد تشکیل حزبی فراگیر را به هاشمی رفسنجانی ارائه کرد و خطاب به او گفت: با رد صلاحیت شدن از سوی شورای نگهبان، شما عاقبت به خیر شدید و برای شما فرصت و ظرفیت جدیدی در میان بسیاری از مردم و حتی و منتقدان سابق شما ایجاد شد و در نتیجه هماکنون میتوانید در چارچوب قانون اساسی موجود، اصلاحات مورد نظر مردم را مطرح و به شیوههای مختلف آن را پیگیری کنید و لذا پیشنهاد میکنم که با تشکیل یک حزب فراگیر از فرصت ایجاد شده در جهت پیشبرد حقوق و منافع مردم حداکثر استفاده را ببرید.
,
اعلمی خطاب به هاشمی رفسنجانی ادامه داد: شما مسئولیت مجمعی را عهده دارید که باید مصلحت نظام را کشف کند و اگر مصلحت نظام را مساوی با مصالح کشور و ملت بدانید لازم است در قالب سفرهای استانی بدون تشریفات مرسوم و پرهزینه و انجام دیدارهای بیپیرایه با اقشار مختلف مردم به کشف مصالح مردم و کشور بپردازید و در این مورد پیشنهاد میشود اولویت اول را به سفر به استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، لرستان، کردستان و مازندران بدهید.
,
وی افزود: در ادامه این دیدار پیشنهاد کردم که با شیوههای مختلف درباره نظریه ولایت فقیه و نظرات معارض با آن و همچنین برخی برداشتهای نادرست در این رابطه و خطرات و پیامدهای ناشی از آن و نیز ظرفیتهای اجرای نشده قانون اساسی بویژه اصول مندرج در فصل حقوق ملت مورد موشکافی عالمانه شود.
,
این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در پایان اظهار کرد: آقای هاشمی دو کتاب مورد اشاره بنده را مطالعه کرده بود. برخی پیشنهادات مطرح شده مورد توجه ایشان قرار گرفت و نقطه نظرات خود را در مورد آنها ارائه دادند.
,
منبع: تبریز بیدار
, تبریز بیدار]
ارسال دیدگاه