پارتی بازی، حکایت تلخ بی عدالتی هایی که حق را ناحق می کند

پارتی بازی، حکایت تلخ بی عدالتی هایی که حق را ناحق می کند
واقعیت دردناک جامعه ما اینست که تحصیلکرده های با سواد بیکار هستند و افراد با تحصیلات پایین در ادارات مشغول هستند! و این یعنی همان بی عدالتیکه حق را ناحق و بیسوادان را پشت میزنشین کرده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تیار، اندر حکایات تلخ بیکاری و مسئله اشتغال جوانان و تلخ تر از آن در حکایت پارتی بازی هر چه گفته شود کم است به طوری که همه از این موضوع دل پری دارند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیار,

وضعیت بیکاری و پیامدهایی که این آسیب اجتماعی در جامعه به دنبال دارد بسیار خطرناک و آسیب زاست چرا که تا زمانی که مشکل بیکاری در کشور حل و فصل نشود، هیچ یک از تصمیمات فرهنگی امکان تحقق نخواهد داشت.

,

بیکاری و مسئله اشتغال معضلی است که سال ها به سوهان روح جوانان و خانواده هایی تبدیل شده است که با هزاران امید و آرزو از همه چیز می زنند تا فرزندشان تحصیل کند و وارد دانشگاه  شود.

,

بحران بیکاری بین قشر تحصیل کرده به آنجا رسیده که جوانان تحصیل کرده از یک سو باید نگاه های نگران پدر و مادر و گاهی هم زخم و زبان های اطرافیان را تحمل کنند و هم درد بی پولی و عدم استقلال و ازدواج و ... را.

,

به عبارت ساده‌تر در حالی که به نظر می‌رسد کارجویان تحصیلکرده باید شرایط مناسب‌تری را برای ورود به بازار کار کشور داشته باشند اما آمارها می‌گویند چنین نیست و هجوم دهه‌های اخیر جوانان به دانشگاه‌ها و دریافت مدارک گوناگون تحصیلی نتوانسته است کمک چندانی به آنها در ورود به عرصه بازار کار کشور داشته باشد که البته این مسئله مربوط به همه تحصیلکرده‌ها نیست و افراد بسیار زیادی نیز اگر وارد دانشگاه نمی‌شدند، امروز نمی‌توانستند در جایگاه‌های مناسب شغلی قرار بگیرند.

,

روی دیگر سکه نیز بازبودن درهای دانشگاه است که امروز بسیاری از جوانان می توانند بدون کنکور برای مقطع لیسانس وارد دانشگاه شوند و همین امر به تعداد تحصیل کرده های بیکار و مشکلات می افزاید.

,

تحصیل کرده هایی که با توجه به  درجه تحصیلشان حاضر نیستند در شغل های پست تر از نظر تحصیلی مشغول به کار شوند و شاید هم بتوان به نوعی به آنها حق داد چرا چند سال از بهترین سال های عمرشان را به امید زندگی بهتر و جایگاه اجتماعی بالاتر به تحصیل علم اختصاص داده اند مانند فرد لیسانسی که مجبور است بعنوان آبدارچی در بانک کار کند.

,

دردآورترین قسمت داستان آنجاست که تحصیلکرده های با سواد بیکار هستند و افراد با تحصیلات پایین در ادارات مشغول هستند! و این یعنی همان بند پ که حق را ناحق و بیسوادان را پشت میزنشین کرده است.

,

در مملکت ما برای یافتن کار بیشتر از توانایی‌های شغلی و تحصیلی و مهارت‌ها و لیاقت‌های شخصی باید پارتی داشت. درس و مدرک و مهارت‌های شغلی فقط شرایط لازم هستند نه شرط کافی، شرط کافی داشتن قوم و خویش و پارتی در محیط کار مورد نظر کاری است، مگر قرار باشد معجزه‌ای اتفاق افتد.

,

یکی از مصادیق بی‌عدالتی در جامعه ما، بی‌عدالتی در جذب نیروی کار است. امری که درد ناشی از آن سال‌هاست که پیکر اجتماع ما را رنجور و افسرده ساخته است و علی‌رغم اینکه این درد به طرق مختلف انعکاس می‌یابد و راه حل آن نیز ارائه می‌شود. معذلک هیچ‌یک از مسئولین مربوطه به این مسئله توجه جدی نمی‌کند و در پی راه رفع درد ومداوای عرضه شده نیست روزانه چندین خبر از اطرافیان شنیده می شود که فلان کس در فلان اداره با مدرک پایین استخدام شده و هم اکنون به دنبال خرید مدرک است و این یعنی فاجعه.

,

موضوعی که ذکر شد در اکثر ادارات بدون اغماض دیده می شود بطوریکه این گفته ورد زبان همه شده که قبل از مدرک باید به دنبال پارتی باشی چرا که اگر پارتی داشته باشی مدرک مهم نیست.

,

امیدواریم مسئولین امر به این معضل آسیل زا کمی جدی تر بیندیشند چرا که مسئله اشتغال و ازدواج جوانان می تواند بسیاری از مشکلات پیش روی جامعه را بکاهد.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه