باغ معروف یا باغ محروم؟
اینجا هم تبریز بود اگر مسئولین می دیدند!
چرخی در این باغ محروم می زنیم و دردها را از نزدیک میبینم.باغ معروف را با نامهربانی های مسئولین در حق آن ترک می کنم و با خود می گویم اینجا هم تبریز بود اگر مسئولین می دیدند
, ,
درد فقر و استضعاف و محرومیت از در و دیوار اینجا می بارد با مردمانش کلام شدیم مهمان نوازاند و خونگرم. دلشان پر است اما محجوب اند و باحیا. جمعیتی نزدیک به ۱۷ هزار نفر دارد که اکثرا مهاجراند این هم خود نکته ای است شهرکی با این جمعیت چگونه دهستان می شود! از مشکلاتشان جویا می شویم. لب به زبان می گشاید تازه می می فهمم چرا اینجا زمان ایستاده است.
,,
می گویند آب باغ معروف قبلها از لوله آب انتقالی میاندوآب به تبریز تامین می شد بدون تصفیه که بعد از مدتی به دلیل خرابی موتور انتقال آب و ناتوانی مردم در پرداخت حق آب قطع شد. قسمتی هم از آب چاه تامین می شود آبی شور که نیاز شرب مردم را هم تامین نمی کند. قطعی مکرر آب مردم را از اصلی ترین کارهای بهداشتی بازداشته است! مسئولی گفته بود که گاز را در زمستان برای شهروندان مقروض قطع نخواهیم کرد اما اینجا شهروندانی که گازشان قطع شده بود کم نبود.کمیته امداد و بهزیستی با آن مقرری ناچیز هم تنها ۱۰ درصد مستضعفین اینجا را پوشش داده اند.
,,
سخن از تحصیل فرزندان شد و گفتند چون در مقطع دبیرستان برای دختران اینجا دبیرستانی نیست مجبور به ترک تحصیل می شوند و راه خانه نشینی را بر می گزینند. علیرغم تحصیل ۲۵۰۰ دانشآموز، در بخش آموزش و پرورش خدمات قابل توجهی به چشم نخورده و روزانه بیش از ۵۰۰ دانش آموز برای ادامه تحصیل به تبریز رفت و آمد میکنند. در این بین دانش آموزانی وجود دارند که با گذشت یک و نیم ماه از آغاز سال تحصیلی، یا نتوانستهاند ثبت نام کنند و یا قادر به تهیه کتابهای درسی نیستند. ترس از سگان ولگرد هم برای فرزندان بماند که تا کنون چند خانواده را با مشکلات روبرو کرده است.
,,
شنیده بودم که معضلات اعتیاد و اخلاقی در اینجا رواج دارد. با تاسف فراوان تایید می کنند و گله می کنند چرا اینجا یک پاسگاه ندارد از ساختمان نیمه کاره می گونید که بهانه کمبود اعتبار رها شده است و امنیت جانی و اخلاقی مردم هم حتما باید معطل تامین اعتبار باشد. جولان اعتیاد بیداد می کند و یاد حرف آن مقام مسئول می افتم که از خالی شدن استان و تبریز از معتاد متجاهر حرف زده بود حال بیاییند ببیند شاید در حرفشان تجدید نظر کنند! شاید جایزه هایی که آن مقام مسئول برای نشان دادن معتادان متجاهر در نظر گرفته بود به اندازه مورد نیاز نباشد.
,,

, ,
از نبود امکانات بهداشتی هم به شدت گلایه می کنند و از درمانگاهی می گویند که تا وقت اداری باز است و اگر کسی ناخوش احوالی داشته باشد باید جاده پرخطر به تبریز را به جان بخرد. از آمبولانسی می گویند که قولش را یکی از نمایندگان بلند پایه مجلس داد اما خبری از آمبولانس نشد ولی آن نماینده نائب رئیس شد!
,,
اینجا مردمانی بودند که با پول یارانه گذران عمر می کردند و زندگی اجاره نشینی در خانه هایی ۱۲ الی ۲۵ متری دارند!! شوهران و برادرانی که در حوادث کاری از پای افتاده اند و بیمه های بیکاری و از کار افتادگی که واریز نمی شود. از سهم کارخانه ها و کارگاهایی که همسایگی باغ معروف را اشغال کرده اند دود و آلودگی است نه اشغال. از پتروشیمی و پالایشگاه و نیروگاهی گفتند که خاطره های سیاه برای مردم باغ معروف دارند.
,,
ابتدایی ترین درخواستشان الحاق به تبریز است چرا که شاید در چتر زیر تبریز شیک و پیک مسئولین بدانند که اینجا هم تبریز است و التفاتی کنند! چگونه است که حدودات تبریز را تا سهلان پیش می برند اما بیخ گوش تبریز را نمی بینند. اگر تبریز ۲۰۱۸ مهم است و برای آبرو داری حتی حاضر به سرمایه گذاری در دیگر شهرهای آذربایجان به آن بهانه هستیم چرا این باغِ معروف جایی در این بودجه ها ندارد؟ چرا شهرکی با این جمعیت نه شهر می شود و نه تبریز الحاق می شود؟ آن مقام مسئول در تهران درک نمی کند که اینجا کجاست و گرنه در طرح جامع تبریز حدود تبریز را به سمت گسل گسترش نمی داد!
,,
چرخی در این باغ محروم می زنیم و دردها را از نزدیک میبینم.باغ معروف را با نامهربانی های مسئولین در حق آن ترک می کنم و با خود می گویم اینجا هم تبریز بود اگر مسئولین می دیدند!
]
ارسال دیدگاه