مقاله/ زلیخا غلامی
سد ذی القرنین
زلیخا غلامی در مقالهای نوشت: یکی از کتب تاریخی که البته در رشته زبان و ادبیات فارسی تدریس و تحصیل می شود کتاب تاریخ جهانگشای جوینی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ این کارشناس دانشگاهی نوشت: رشته زبان و ادبیات فارسی رشته جالبی است هم شعر و ادب است هم فقه و فلسفه، هم درس اخلاق است و هم الهیات و خلاصه اینکه از هر علمی شمهای در بردارد اما بخش مهمی از ادبیات فارسی تاریخ است .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال, ؛ , ؛ ,تواریخی که هم شیرینیهای زبان فارسی را دارند و هم مرجع بسیار خوبی برای مطالعات تاریخی . یکی از کتب تاریخی که البته در رشته زبان و ادبیات فارسی تدریس و تحصیل می شود کتاب تاریخ جهانگشای جوینی است. ضمن مطالعه این کتاب وزین به مطلب جالبی برخوردم که احساس وظیفه کردم تمام آنچه که به ذهنم رسیده را به قلم آورم و تحلیل خودم را بیان کنم ، دیگر قضاوت با مخاطب معقول؛
,این کتاب در خصوص حمله مغول و نحوه شکست ایران از مغولهاست که توسط یک ایرانی که وزیر قوم مغول بوده یعنی عطاء ملک جوینی نگاشته شده است. عطاء ملک موارد زیادی از دلایل شکست ایرانیان در برابرمغول ها را مطرح میکند اما من همان دلیل اولیه را میآورم .
,قبل از ذکر آن دلیل فقط نگاه کوتاه و مختصری به ویرانیهای قوم مغول خواهم داشت.
,حمله مغول بیش از خسارتهای اقتصادی، صدمات فرهنگی و روحی برجای گذاشت. در این حمله مراکز علمی و فرهنگی مانند کتابخانههای بسیاری سوزانده و ویران شد. شهرهای بزرگ بسیاری از بین رفت و به دنبال آن مراکز رشد و پرورش فکری به حداقل رسید. میلیونها انسان بیگناه با فجیعترین صورت ممکن کشته شدند و کاهش جمعیت و به اسارت گرفتن و فرستادن صنعتگران ایرانی به مغولستان باعث رکود اقتصادی در ایران گردید . تخریب قناتها و آبراهههایی که در طول قرنها ساختهشده، سبب رکود کشاورزی شد.
, .,نسلکشیها گاهی تا بدان جا پیش میرفت که مردم یک منطقه ازنظر نژادی کاملاً از بین میرفتند مثل مردم شهر کلات نادری که نسل ایرانی آنان منقرض و یک نسل جدید با ایلوتبار مغولی در این مناطق ایجاد گردید.
, .,چنگیز پس از فتح بامیان دستور داد که علاوه بر مردم جانوران را هم بکشند و کسی را به اسارت نگیرند و بچه در شکم مادر زنده باقی نگذارند .سپاه مغول به دستور چنگیز شهر را چنان ویران کردند که دیگرکسی نتواند در آنجا سکونت کند.
, ., .,و بدتر اینکه گاهی خود مردم در سقوط شهرهایشان پیشدستی میکردند ؛ مردم ری و اصفهان که حنفی و شافعی بودند با یکدیگر اختلاف داشتند.وقتی شافعیها شنیدند مغول به شهرشان نزدیک شدهاند بهجای اتحاد و تلاش برای دفاع از شهر نزد مغولان رفتند و گفتند ما دروازههای شهر را برای شما باز میکنیم به شرطی اینکه شما هنگامیکه داخل شهر شدید حنفیها را بکشید و مغول وقتی وارد شدند اول حنفیها و بعد شافعیها را بهطور مساوی از دم تیغ گذراندند و شهر را ویران کردند.
,وقتی دختر چنگیز به شهر نیشابور رسید چون نیشابوریان همسرش را کشته بودند دستور داد شهر را به آتش بکشند و 7 روز بر ویرانههای آن آب بستند و سپس در آن جو کاشتند
,مغولها در قساوت قلب ممتاز بودند و شکنجههایشان در تمام جهان بینظیر بود ( البته امروز داعش روی مغول را سفید کرده )شکنجههایی چون مثله کردن آتش زدن و ...
,و اما آن دلیل :
,از اواسط سدهی ششم هجری جماعتی از ترکان زردپوست شمال چین در ولایت کاشغر و ختن دولتی بزرگ به نام دولت قراختائیان ) این شهرها در چین امروزی قرار دارند ) تشکیل داده بودند که بودائی مذهب بودند. و گاهگاهی به سرحدات خوارزمشاهیان حمله میکردند و روستاهای مرزی را غارت میکردند. لذا خوارزمشاهیان برای اینکه راه آنان را سد کنند طی یک قرارداد که مابین آنها و قراختاییان ( که در شرق بلاد اسلامی و همسایگان جنگجوی ایران بودند) منعقدشده بود متعهد شده بودند هرساله مبلغی بهعنوان غرامت (باج ) به قراختاییان پرداخت نمایند.
, ) ,در تاریخ جهانگشا جوینی میخوانیم که این روال ادامه داشته تا زمان سلطان محمد خوارزمشاه..."چون نوبت اتسز خوارزمشاه به پسر او تکش رسید ،تکش برقرار، مال قراری ادا میکرد و تحری رضای او (ختاییان )به همه وجوه رعایت مینمود و در مرض موت پسران را وصیت کرد با کورخان مکاوحت نکنند و سر از قراری که مقرر است نتابند چه او سدی بزرگ است که ماورای او خصمان درشتاند ،چون نوبت ملک به سلطان محمد رسید برقرار یکچندی مال میگذارد و میان ایشان مورد مسافات روشن بود... ".(جوینی.1375 : ج 2 .ص 89 )
,تکش هنگام مرگ به پسرانش ازجمله سلطان محمد وصیت میکند که بههیچوجه با کورخان (نام عمومی امرای سلسله ٔ قراختائیان که در ماوراءالنهر امارت داشتهاند)دشمنی نکنند .و به تعهدشان در برابر آنان عمل کنند چراکه آنان سدی بزرگ هستند در مقابل دشمنانی بزرگتر .
,سلطان محمد مدتی به این قرار عمل کرد اما پس از مدتی بهواسطه غروری که داشت و برایش قابلتحمل نبود که به قراختاییان باج دهد این مهم را مهمل گذاشت .تا اینکه جنگی بین این دو روی داد.سلطان محمد سه بار با قراختائیان جنگ کرد و توانست در سال ۶۰۷ قراختائیان را از ماوراءالنهر براندازد و بخارا و سمرقند را تصرف کند و به همسایگی مغولستان برسد.و این همسایگی شوم مصیبتهایی را بر سر ایرانیان آورد که هیچگاه در تاریخ نظیر نداشته است.
,و آن قسمت جالبتر پیشبینی پیر مردی است که وقتی جشن و پایکوبی مرم را جهت پیروزی سلطان محمد بر قراختایان میبیند گریه میکند وقتی از او دلیل گریه و غم را میپرسند جواب میدهد که ای غافلان ورای این قوم که شکست خوردند طایفهای هستند که در انتقامکشی سخت لجوجاند و در تعداد بیش از قوم یاجوج و ماجوج و حقیقتاً این قوم ( قراختائیان ) مثل سد ذی القرنین[1 در برابر ما و ایشان بودند و حالا که این سد برداشته شد هیچگاه این سرزمین روی آسایش نمیبیند من امروز برای اسلام عزاداری میکنم .(این قسمت سادهنویسی شده از اصل کتاب تاریخ جهانگشا صفحه 80 است)؛
, [1 ,امروز اما در این زمان برای برخی این سؤال پیش میآید چرا ما باید از اسد دفاع کنیم چرا جوانانمان در ان سوی مرزهای ایران باید شهید شوند اصلاً حضور ایران در محور مقاومت چه لزومی دارد ؟و هزاران چرای دیگر؛ البته قضاوت در مورد این مسئله را بر عهدهی مخاطبان میگذارم اما بد نیست این دو معادله را روبروی هم قرار دهیم شاید جوابی برای سؤالهایمان پیدا کردیم.
,با این تفاوت بزرگ که قراختائیان دشمن ایران بودند اما دشمنی بهمراتب ضعیفتر از مغول و محور مقاومت برادران دینی و همپیمانان ما در تمام عرصههای جهان
, با این تفاوت بزرگ که قراختائیان دشمن ایران بودند اما دشمنی بهمراتب ضعیفتر از مغول و محور مقاومت برادران دینی و همپیمانان ما در تمام عرصههای جهان,امروز برکسی پوشیده نیست که داعش دستپرورده اسرائیل و آمریکاست و اگر در سوریه و عراق نتوانیم آنها را شکست دهیم باید در همدان و کرمانشاه با آنها بجنگیم و آنوقت معلوم نیست چه بلایی بر سر زیرساختهای کشور میآید چه تعداد از هموطنانمان کشته میشوند و چه فجایعی هزار بار بدتر از حمله مغول بر سرمان میآید
,این سخن امام خمینی رحمهالله علیه بیشباهت به حرف آن پیرمرد تاریخ جهانگشا نیست که در خصوص اسرائیل فرمودند: «از اسرائیل، این دشمن اسلام و عرب جانبداری نکنید، که این افعى افسرده اگر دستش برسد بر صغیر و کبیر شما رحم نمىکند».
, .,مقاله از: زلیخا غلامی
,,
- [1]سد ذی القرنین سدی بود که فردی با همین نام از مس و آهن ساخت و جلوی پیشروی قوم ویرانگر یاجوج و مأجوج را گرفت.
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه