روایتی دیگر در مسیر اربعین؛
این طرف عباس آن سو هم حسین
بین الحرمین، دروازه ای روی زمین دارد اما دروازه اصلی آن در آسمانها نهفته شده است. حال دیگر می دانم در این خیابان دنبال چه می گردم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز، در کنار اتوبان کنونی کربلا – بغداد، مزاری منسوب به عون بن عبدالله است. بنا بر روایتی، وی همان عون بن عبدالله بن جعفر طیار فرزند زینب کبری(س) است که در روز عاشورا به شهادت رسید .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز،,امروز به این مکان غریب رفتیم. جایی که ایرانی ها نمی روند.
,غربت همه جایش را گرفته، از میان نخلستان ها 10 کیلومتری می رویم تا به مزار امام عون برسیم. دیوارهای آجری قدیمی، ضریح کوچک، تا می رسیم امام جماعت قامت نماز ظهر را بسته و جماعتی برپا شده است. از پل کنار مزار امام عون گنبد امام حسین علیه السلام مشخص است. پس از زیارت عزم زیارت کانون نور می کنیم.
,کانون نور، بین الحرمین…
,اینجا هرکسی به زبان خودش!
,روضه خوان روضه ای نمی خواند، هرکس ذکر توی دلش را لب می گیرد. گروهی یا فردی…
,در بین الحرمین غوغایی است
, در بین الحرمین غوغایی است,زمان، بادی است که میوزد؛ هم هست و هم نیست. آنان را که ریشه در خاک استوار دارند از طوفان هراسی نیست. جنگ میآمد تا مردانِ مرد را بیازماید و نبرد عاشورا آمده بود تا از این زمین دروازهای به شما باز شود.
,کمی می نشینم و با خود فکر می کنم:
,جنگ بر پا شده بود تا از این زمین دروازهای به بهشت باز شود و ما به آن قافلهای ملحق شود که قرار است وقایع آخرالزمان را رقم زنند.
,می بینم چقدر زیبا گفت مرتضای جبهه ها، آری جنگ معبر خود به کربلا را باز کرده بود و دیگر کربلایی ها هم فارسی می خوانند . اینجا همه ادعای اخوت و برادری دارند.
,بین الحرمین، دروازه ای روی زمین دارد اما دروازه اصلی آن در آسمانها نهفته شده است. حال دیگر می دانم در این خیابان دنبال چه می گردم.
,با خودم می گویم لوح محفوط همین جاست. بین الحرمین. چرا که حبیب و زهیر و بریر و وهب همه اینجا آسمانی شدند.
,اینجا ناخودآگاه یاد روز عاشورا می افتی، شقایق ها در آن روز پژمرده شدند
,

, زمان به سان بادی است که به نخلستان آسیبی نمیرساند؛ غبار و خس و خاشاک را جا به جا میکند. از خود میپرسیدم: کدام ماندگارتر است؟ کاخ های مرمرین یزید و ملک ری که شمر و عمر سعد به طمعش فاجعه بزرگ عاشورا را رقم زدند و یا خیمه گاه بی آلایش حسین!!!
,دیدم که اینهمه جز بهانهای برای وجود و ظهور آدمی بیش نیست، همانسان که حجابهای ظلمت و نور نیز بهانهی تجلی حقیقتاند. دیدم که عاشورا بر پا شده است تا حتی اصغر شش ماهه به ما بیاموزد که تبعیت از ولیتان راه و رسمی دارد و آن بی چون و چرایی و خلوص نییت است.
,همهی عالم بهانهی ظهور همین حقیقت است. دیدم که عاشورا بر پا شده است تا از این خاک دروازهای به بهشت باز شود و مردترین مردان در حسرت قافلهی عشق نمانند… و چنین شد.
,سوختهدلی و سوختهجانی را جز از بازار پرآتش عشق نمیتوان خرید، چرا که جز پروانگان بیپروای عشق، کسی جرأت بال سپردن به شعلهی این شمع را ندارد .درست کاری که عباس کرد سمت راستمان عباس است و سمت چپمان حسین. به رسم وفا سلامی به عباس می دهیم.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه