معرفی کتاب/ "دختران آفتاب" روایت میکند؛
حقوقی که خود زنان از آن بیخبرند
"دختران آفتاب" رمانی است که از نگاهها، اندیشهها و شبهاتی حول زنان روایت میکند و کلیدهای خوبی از نیازهای تربیتی فرزندان را در اختیار والدین قرار میدهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، "دختران آفتاب" بیشتر از آنکه یک رمان باشد، یک روایت است. روایتی از نگاهها، اندیشهها و شبهاتی است که بین یک جمع دخترانه در طول یک سفر دهروزه مطرح میشود. دخترانی که هر روزه با بعضی از آنها روبهرو میشویم و از آنها پیش فرضها و ذهنیتهایی برای خودمان میسازیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,بهتر است بگوییم که "دختران آفتاب" بیش از آنکه یک روایت باشد؛ تحقیق و پژوهشی وسیع پیرامون حقوق، وظایف و مشکلات زنان است. حقوقی که حتی خود زنان نیز از آن بیخبرند و مشکلاتی که اکثر جامعه ما نسبت به آن بیتوجهند و احکامی که تجزیه و تحلیل مناسبی از آنها نشده و متهم به کهنگی شدهاند.
,کتاب "دختران آفتاب" با استفاده از سبک «داستانمقاله» به بررسی و نقد و رد و اثبات مؤلفهها و مباحث و شبهات حوزهی زن و خانواده و جامعه میپردازد و میتوان گفت از موفقیت زیادی در این زمینه برخوردار است.
,

,
کتاب فرازوفرودهای خوبی دارد، ریزداستانهای جالبی در زمان اردو اتفاق میافتد و داستان زندگی بچهها و تجربیاتشان دیدنی است. گم شدن عاطفه یا حضور برادرش همزمان با برگزاری اردو در مشهد، داستان بمبگذاری در حرم امام رضا و شهادت جمع کثیری از مردم در روز عاشورا که مریم آن را اینگونه روایت میکند نیز جالب است:
"کفشها را گرفتم. کفشهای خودم را گذاشتم روی زمین تا پایم کنم. دوباره صدای فاطمه آمد. صاف و شفاف!
,
,
- الهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.
,رویم را برگرداندم بهسمت صدا. صدای مهیبِ شدیدی زمین و زمان را به هم ریخت. یا فاطمهی زهرا! احساس کردم چیزی جلوی صورتم منفجر شد. موجی از گرما از روی سروصورتم گذشت. چشمهایم سوخت و گوشهایم تیر کشید. بیاختیار فریاد زدم: یا فاطمهی زهرا! تازه بعد از آن بود که فهمیدم صدای انفجار از توی حرم بوده است... به یاد خواب دیشب افتادم. آتش! فاطمه!...»
,این پژوهش و تحلیل از سوی سه نویسنده، امیر حسین بانکی، بهزاد دانشگر، محمدرضا رضایتمند» صورت گرفته و به صورت یک رمان ۴۷۸صفحهای ارائه شده است.
]
ارسال دیدگاه