گفتگوی اختصاصی صاحب نیوز با عیسی خان جعفری؛
جگرکی که خادم حضرت امام (ره) شد/ در منزل من اسراف نشود/ امام هیچ اعتقادی به رابطه با آمریکا نداشت
می گوید در قم مغازه جگرکی داشتم و تا پیشنهاد خادمی حضرت امام (ره) را از خواهرم شنیدم مغازه را رها کردم و خادم حضرت امام (ره) شدم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، طی یک تماس تلفنی از دفتر خطیب جمعه نجف آباد با خبر شدم که خادم حضرت امام خمینی (ره) به اصفهان می آید و به منزل یکی از بازماندگان ۸ سال دفاع مقدس می رود. با این که ساعت ورودشان به اصفهان دیر وقت بود تصمیم گرفتم که ایشان را از نزدیک ببینم و با ایشان گفت و گویی انجام دهم.
, صاحب نیوز، ,منزل عباس وحدتی آزاده و جانباز ۴۰ درصد در انتهایی ترین خیابان ملک شهر قرار داشت؛ بعدها فهمیدم که همه آزادگان در این خیابان زندگی می کنند. آسفالت کوچه ها و خیابان ها هنوز درست نشده بود و چراغ های کم نور خیابان محدود بود.
,وارد منزل ایشان شدم پیر مردی با چهره ای بشاش و نورانی، عرق چینی بر سر و با چشمانی سبز و تسبیحی که بر دست داشت در بالای اتاق نشسته بود. همه بر روی مبل نشسته بودند؛ اما او به سیره امامش خمینی کبیر بر روی زمین نشسته بود. او خادم حضرت امام(ره) عیسی خان جعفری بود. خیلی دوست داشتم او را از نزدیک ببینم و دیدار او برایم در خاطراتم ثبت شد.
,حاج عیسی جعفری فرزند اسدالله پیرمرد فرزانه ای است که در میان مردم ایران به «خادم امام» شهرت دارد. حاج عیسی در سال ۱۳۰۶ در روستایی نزدیک قم به نام ابرجس متولد شد.
,وی قبل از پیروزی انقلاب در قم دکان جگرکی داشت.
,با پیروزی انقلاب و اقامت حضرت امام (ره) در جماران، مرحوم حاج احمدآقا که در جستجوی فردی مطمئن بود تا بتواند امور دفتر و منزل حضرت امام را به او بسپارد، از طریق خواهر حاج عیسی که اقلیم خانم نام داشت و مدتها در نجف خدمتگزار بیت حضرت امام بود، حاج عیسی را به تهران فرا خواند و او با رها کردن کار و کسب و منزل خود به تهران آمد و از سال ۱۳۶۰ جزو اولین افرادی شد که به خدمت صادقانه در دفتر حضرت امام(ره) نائل گردید.
,حاج عیسی همین طور که دانه های تسبیح را با انگشت هایش جابجا می کرد و زیر لب ذکر می گفت به حرف های ماهم گوش می داد. منزل آقای وحدتی شلوغ شد چون تعدادی از آزادگانی که در همسایگی منزل ایشان بودند برای دیدار عیسی خان به منزل ایشان آمدند.
,عیسی خان با حرفهای زیبایش مرا به وجد آورد در ابتدای کلامش گفت: امیدواریم که کار شما برای رضای خدا باشد و خدا همه شما را موفق بدارد.
,گپ و گفت اختصاصی صاحب نیوز را با وی بخوانید.
,
صاحب نیوز - عیسی خان چطور شد که خادم حضرت امام (ره) شدید؟
در سال ۴۲ که حضرت امام (ره) از زندان آزاد شدند از تهران به قم آمدم و وقتی که به خدمت امام رسیدم دیدم کوچه و محله پر از جمعیت است. دیدم مردم با چه ولعی حضرت امام (ره) را عیادت میکنند. من هم همین کار را کردم و نماز جماعت خواندم و پس از ۸ روز به تهران رفتم. ۵۵ ساله بودم که ساکن تهران شدم و خدمت حضرت امام (ره) رسیدم.
,
صاحب نیوز - چه کسی شما را برای خادمی حضرت امام (ره) گزینش کرد؟
وقتی تهران زندگی میکردم حاج احمد آقا گفت: کسی را میخواهیم که در خدمت حضرت امام (ره) باشد. من خواهری داشتم که در نجف خدمت حضرت امام (ره) بود. از او درباره من پرسیده بودند و پس از آن با من تماس گرفتند من هم خوشحال شدم. کلید مغازه را به شاگردم دادم و به او گفتم خودت کاسبی کن، من رفتم جماران.
,
صاحب نیوز - ارتباط شما با حضرت امام (ره) چگونه بود؛ چقدر به هم نزدیک بودید؟
من از حاج احمدآقا به حضرت امام (ره) نزدیکتر بودم. حضرت امام (ره) هرچه لازم داشتند به من می گفتند تا برای ایشان تهیه کنم. اگر یک روز ایشان را نمی دیدم دلم می گرفت چون ایشان بسیار با خلوص و مهربان بودند. به حضرت امام (ره) گفته بودم که هر وقت کاری داشتید به من بگویید. ایشان گفتند لحظه به لحظه از خانم به من خبر دهید.
,
یک بار خانم حضرت امام (ره) برای جراحی به اتاق عمل رفتند. ایشان به من ۲۰ هزار تومان دادند و گفتند که به مردم مستحق بدهید و از اتاق عمل بیرون رفتند؛ من فکر کردم که این پول را برای مردم داده اند اما بعد از آن ۲۰ هزار تومان مستحق را به من دادند.
,
صاحب نیوز - از خاطرات آن دوران برایمان صحبت کنید.
یک شب حاج احمد آقا به همراه مسوولین و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای به منزل حضرت امام (ره) دعوت شدند. حضرت امام (ره) گفتند: من باید شامم را با همسرم بخورم.
حضرت امام (ره) همیشه می گفتند موفقیتهایی که به دست آوردم به واسطه همسرم بوده است و این برای من خیلی عجیب بود.
حضرت امام(ره) همیشه نیمههای شب بیدار میشدند؛ نماز و قرآن می خواندند. اکثرا نزدیک صبح به شدت گریه میکردند و من از پشت شیشه ایشان را میدیدم. پس از آن با مردم ملاقات داشتند. حضرت امام (ره) به خواندن نماز اول وقت بسیار علاقمند بودند.
,
,
,
یک روز حضرت امام (ره) در حال قدم زدن بودند و من عطسه کردم، ایشان گفتند: «یرحمکم الله» و من گفتم: «سبحان الله» و حضرت امام (ره) بسیار خندیدند.
من برادر زاده ای دارم که طلبه بود. او خیلی دلش می خواست آقا را از نزدیک ملاقات کند. آمد به نزد آقا و گفت: آقاجان دعا کنید من شهید شوم و دفعه آخری بود که به جبهه رفت و به شهادت رسید و دعای آقا در حق او مستجاب شد.
,
صاحب نیوز - شنیده ایم که حضرت امام (ره) در زندگی به مساله اسراف بسیار اهمیت می دادند. شما از این موضوع خاطره ای دارید؟
حضرت امام (ره) بسیار مواظب بودند در زندگی اسراف نشود. آن زمان ها خیار کیلویی ۲۰ تومان بود و به قیمت آن زمان گران بود. ایشان گفتند: نخرید. یک روز مردم را دید که به مغازه می روند ولی به علت گرانی چیزی نمی خرند و دست خالی برمی گردند، حضرت امام (ره) آنها را دیدند و ناراحت شدند وجمله ای که بارها از ایشان شنیدم را گفتند: در منزل من اسراف نشود. اسراف حرام است و گناه دارد.
,
یک بار حضرت امام (ره) دیدند یک لامپ ۱۰۰ ولت در اتاقشان روشن است آن لامپ را خاموش کردند. من در مدت ۸ سالی که خادم حضرت امام (ره) بودم شگفتی هایی از ایشان دیدم و باور کردم که انسان های معنوی همیشه به خدا نزدیک ترند.
فرش زیر پای حضرت امام (ره) کهنه شده بود؛ چند بار می خواستند آن را عوض کنند؛ اما حضرت امام (ره) اجازه ندادند و گفتند: این ۵۰ سال عمر زیادی نیست و دقیقاً همان ۵۰ سال بعد از این صحبت زندگی کردند.
,
صاحب نیوز - درباره عبادات و انجام فرائض دینی حضرت امام (ره) چه می دانید؟
حضرت امام(ره) روزهای دوشنبه به حمام میرفتند و غسل میکردند و پس از حمام غیبشان می خورد. من به حاج احمد آقا گفتم حاجی، امام نیستند وقتی در اتاق را باز کردم، حضرت امام گفتند چه کسی هستید؟ وارد نشوید. من هیچگاه نفهمیدم او کیست.
,
یک بار بدون صف نانی از نانوایی خریدم و به حضرت امام(ره) دادم. حضرت امام(ره) گفتند: این نان را از کجا و چگونه خریدید؟!! گفتم بدون صف خریدم هیچ وقت بدون صف نان نخر و مانند دیگران در صف بایست.
,
صاحب نیوز - پس از ۸ سال همنشینی با رهبر کبیر انقلاب اسلامی آخرین لحظات عمر و رحلت حضرت امام (ره) بر شما چگونه گذشت؟
در اواخر عمر ایشان در بیمارستان پزشکان دستگاهی به دست امام بسته بودند یک شب ۵/۲ شب میخواستم خدمت حضرت امام (ره) برسم. گفتم خدایا چه کنم هر چه در زدم دیدم جواب نمیدهند؛ دیدم حضرت امام (ره) بر روی تخت نیستند هر چه گشتیم پیدایشان نکردیم. با این دستگاهی که به دستشان بود به اتاقی دیگر رفته بودند و به راز و نیاز مناجات با خدا مشغول شدند.
,
من پس از رحلت ایشان حضرت امام (ره) را شستم و کفن امام را بستم. مردم هجوم آوردند و کفن را باز کردند و دوباره حضرت امام (ره) را در یک لنگ پیچیدند و ایشان را به جماران آوردند.
,وقتی لنگ را عقب زدم، دیدم گونه های حضرت امام (ره) سیاه شده است سریع بند کفن را بستم و ایشان را بر سر مزار شهدا و برای دیدار خانواده شهدا بردند.
,
صاحب نیوز - خاطره ای از دوران پس از رحلت حضرت امام (ره) ندارید؟
خاطرات زیادی دارم برای مثال بعد از رحلت حضرت امام (ره) خانمی التماس کرد که در اتاق حضرت امام (ره) را باز کنید تا دو رکعت نماز بخوانم . از او پرسیدیم که چه شده است؛ گفت: روزی به خدمت حضرت امام (ره) آمدم تا برای بچه دار شدن من دعا کند و چند ماه بعد حامله شدم. حضرت امام (ره) به واقع در درگاه خداوند بنده خوبی بود که خدا دعایش را مستجاب کرد.
,
صاحب نیوز - پس از رحلت حضرت امام(ره) از منزل ایشان خارج شدید، ارتباط شما با مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای چگونه است؟
پس از رحلت حضرت امام به قم بازگشتم. یک روز خدمت حضرت مقام معظم رهبری رسیدم. ایشان به من گفتند حاج عیسی چرا دیگر به سراغ ما نمی آیید، بیایید این جا ما دلمان برای شما تنگ می شود.عیسی خان جعفری ناگفته هایی را هم بیان کرد که نزد ما امانت ماند.
,
صاحب نیوز - نظر حضرت امام(ره) درباره آمریکا چه بود؟
امام امریکا را مثل سگ درندهای میدانست که اگر پا روی دمش بگذاریم پارس میکند و در کل ایشان هیچ اعتقادی به رابطه با آمریکا نداشت و اگر کسی خلاف این بگوید دروغ گفته است.
,
اگر امام به دلیلی غیر از اسلام و دین و قرآن قیام میکرد هیچ کس به سخنان وی گوش نمی داد؛ حرف هایی که این روزها به نقل از امام مطرح میشود بر علیه نظام و دین است؛ لذا نباید به این حرفها اهمیت داد.
]
ارسال دیدگاه