مادر شهید زین الدین:
مهدی رتبه 4 کنکور پزشکی را با دفاع از میهن معاوضه کرد/ عشق به اهل بیت (ع) را با شیر دادن به مهدی و مجید آموختم
زینب اسلام دوست گفت: مهدی در رشته پزشکی دانشگاه شیراز، با رتبه 4 پذیرفته شد اما به دلیل حضور در جبهههای حق علیه باطل حفظ ناموس و میهن خود را اقدم به تحصیل قرار داد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قم فردا، مدتی بود که قصد دیدار و مصاحبه با مادر شهیدان زین الدین را داشتم و به دنبال آدرس منزل این شهیدان بودم، متوجه شدم تغییر مکان دادهاند و چند سالی است که از خیابان شهدایی که حوادث مختلف و قیام مبارزان رژیم شاهنشاهی را دیده بود به منزل جدیدی نقل مکان کردهاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قم فردا,
قرارشد برای انجام مصاحبه با خانم اسلام دوست مادر شهید زین الدین به منزلشان بروم که به دلایل مختلف این دیدار میسر نمیشد و پس از تلاشهای فروان و نهایی شدن زمان دیدار بالاخره در یک روز پاییزی به منزل شهیدان زین الدین رفتم و به یکی از آرزوهای همیشگیام که دیدار با خانواده محترم و دوست داشتنی شهداست دست پیدا کردم.
مادر شهیدان زین الدین درب منزل را برایم باز کرد و تا حیاط خانه به استقبالم آمد من را به داخل منزل دعوت کرد، ابتدای درب ورودی منزل، عکس شهید مهدی زین الدین در کنار قاب وان یکاد قرار گرفته بود که نظر مرا به خود جلب کرد، جوانی در چهرهاش موج میزد، اما با این سن کم فرمانده لشکری بود که رشادتها و جانفشانیهای زیادی را در طول جنگ انجام داده بود.
,
,
بر روی دیوارهای منزل شهید زین الدین عکسهای زیاد و مختلفی به چشم میخورد که بیشتر آنها سهم مهدی است و یک عکس هم از مرحوم عبدالرزاق زین الدین پدرشهیدان زین الدین وجود داشت، به غیر از عکسهای مهدی که دیوارهای خانه به آنها عادت کرده بودند و شاید تنها قسمتی از فراغ مادر را پر میکرد، نقاشی زیبایی هم از مهدی و مجید در طبقه بالای منزل قراردارد که نظر من رابه خود جلب کرد.
,

,
حس کنجکاوی من سبب شد که از مادر شهیدان زین الدین بپرسم چرا مجید در میان این همه عکس سهمی برای خود ندارد و فقط یک نقاشی از او به یادگار مانده است، خانم اسلام دوست که بغض راه گلویش را گرفته بود گفت «مجید از اول دوست داشت گمنام بماند و گمنام هم شهید شود، مجید میدانست که شهید میشود و چند روز پیش از شهادتش به بهانههای مختلف همه عکسهای خود را از آلبوم خودمان و اقوام جمع آوری کرد و همراه خود برد، و دیگر هم نیاورد»
برای اینکه با یادآوری خاطرات آن ایام، خانم اسلام دوست را در ابتدای مصاحبه غمگین نکنم به سراغ اصل مصاحبه و علت حضور خودم در منزل آنها رفتم، میخواهم علت ماندگاری پسران شما را برای نسل جوان بازگو کنم و اینکه چرا با گذشت 30 سال هنوز نام مهدی میآید، همه به یاد حماسهها و از خودگذشتگیهای این جوان شجاع میافتند؟
,
,
نقل مکان از تهران به خرم آباد
, نقل مکان از تهران به خرم آباد,مادرشهیدان زین الدین در ابتدای مصاحبه از زندگی مهدی آغاز کرد و گفت: مهدی در سال 1338 در شهر تهران متولد شد و فرزند سوم خانواده ما بود و از مجید 5 سال بزرگتر بود، دوران طفولیت مهدی در تهرانی گذشت که رژیم شاهنشانی در آن حکومت میکرد و ساواک هم حضور داشت به خاطر محیط و فضای آن روزهای تهران که مرکز حکومت رژیم شاه بود سختی زیادی را متحمل میشدیم و نمیتوانستیم به مبارزههای انقلابی علیه رژیم شاه بپردازیم.
,
همسرم سعی میکرد که از مال حلال برای ما هزینه کند من زمانی که فرزندانم را حامله بودم سعی میکردم که با هرکسی رفت و آمد نداشته باشم چون در آن دوران بینمازی و بیدینی و محیط خوبی در جامعه حاکم نبود، پس از فشارهای زیادی که از رژیم شاه محتمل شدیم، زمانی که قرار شد تا فرزندانم به مدرسه بروند به خرم آباد نقل مکان کردیم که فضای بهتری نسبت به تهران داشت و همسرم در آنجا مغازه کتابفروشی راه انداخت و اعلامیههای امام خمینی (ره) را توزیع میکرد و به فعالیتهای خود در زمینه مبارزه با رژیم شاهنشاهی ادامه داد.
مال و نان حلال مهمترین موضوعی بود که در زندگی به آن اهمیت میدادیم
,
, مال و نان حلال مهمترین موضوعی بود که در زندگی به آن اهمیت میدادیم,
در دورانی که مهدی و مجید به مدرسه میرفتند سعی میکردیم که با هرکسی رفت و آمد نداشته باشند و مراقب آنها بودیم، همسرم سعی میکرد که مال حلال به منزل بیاورد، من اعتقاد دارم که برای تربیت صحیح یک فرزند 99 درصد مادر وظیفه دارد و یک درصد سهم پدر است که تهیه مال حلال برای فرزندان و خانواده وظیفه یک درصدی پدر را شامل میشود.
,مهدی در دوران مدرسه از نبوغ خاصی برخوردار بود در سال پنجم ابتدایی معلم او به پدرش گفت که باید مهدی سال ششم را جهشی بخواند و به کلاس هفتم برود و مهدی هم همین کار را با موفقیت انجام داد.
,همزمان با حضور ما در خرمآباد آیتالله مدنی (ره) هم در این شهر حضور داشت و مهدی و مجید به مسجد و درس اخلاق و جلسه قرآن آیت الله مدنی میرفتند و ما هم با خانواده شهید مدنی رفت و آمد داشتیم.
,عشق به اهل بیت (ع) را من با شیر دادن به مهدی و مجید آموختم
,در منزل خود جلسات قرآن تشکیل میدادم و این سبب شد تا مهدی و مجید قرآن را به خوبی فرابگیرند و نیازی نداشتند که به مکتب بروند، مهدی و مجید عاشق اهل بیت (ع) بودند و عشق به اباعبدالله (ع) و حضرت زهرا (س) در وجود آنها بود، به نظرم این عشق را من با شیردادن به آنها آموختم.
,فرزندانم از لحاظ درسی همیشه جز نفرات اول بودند، مهدی که به کلاس یازدهم رسید از نظر شعور سیاسی و دینی به آن درجهای رسیده بود که هنگامی که حزب رستاخیز، دفتر تائید حکومت شاه را به مدرسه آورند مهدی آن را امضا نکرد و سبب شد که از مدرسه اخراج شود.
,

, شهید مهدی زین الدین رتبه 4 کنکور پزشکی را با دفاع از میهن خود معاوضه کرد
, شهید مهدی زین الدین رتبه 4 کنکور پزشکی را با دفاع از میهن خود معاوضه کرد,پس از اینکه مهدی از دبیرستان اخراج شد خدمت آیتالله مدنی (ره) رسید و ایشان اقدام وی را تائید کرد، آیت الله مدنی به مهدی گفت که تغییر رشته بدهد و در رشته طبیعی به ادامه تحصیل بپردازد. مهدی با تغییر رشته از ریاضی به طبیعی به ادامه تحصیل پرداخت و در کنکور شرکت کرد که در رشته پزشکی دانشگاه شیراز، با رتبه 4 پذیرفته شد اما به دلیل حضور در جبهههای حق علیه باطل حفظ ناموس و میهن خود را اقدم به تحصیل قرار داد.
,به دلیل مبارزههای همسرم علیه رژیم شاه، ساواک او را همراه خود برد و بازجویی کرد و وی را تبعید کردند و پس از مدتی مشخص شد که او را به شهر سقز تبعید شده است. من هم به همراه فرزندانم به سقز نقل مکان کردیم، ما به مدت 7 ماه در سقز بودیم که در این مدت سختی زیادی را متحمل شدیم، آیتالله نوری همدانی هم جزء تبعیدکنندگان رژیم شاه بود که در سقز حضور داشتند.
,در این مدتی که در سقز تبعید بودیم روال زندگی عادی خود را داشتیم من جلسات قرآن را در منزل خویش برگزار میکردم و فرزندانم به مدرسه میرفتند و در کنار آن به مبارزه علیه رژیم شاه میپرداختند.
,ابتدای سال 57 تظاهراتی در شهر سقز ایجاد شد و همسرم داخل تظاهرکنندگان میرود و به این وسیله فرار میکند و به شهر قم میآید و به ما پیام داد که به شهر قم نقل مکان کنیم و در خیابان ارم قم منزلی را اجاره کردیم، در آن زمان مجید که تنها 13 سال سن داشت به دلیل فعالیتهای علیه رژیم شاه، نیروهای ساواک او را دستگیر کردند و به زندان بردند.
,همسرم در آن ایام فراری بود و اگر رژیم شاه او را میدید دستگیرش میکرد که به دلیل بیتابیهای من که نگران وضعیت مجید بودم، همسرم خود را به رژیم شاه معرفی کرد و به جای مجید به زندان رفت که هم سلول آیتالله ربانیشیرازی و بقیه علما شد.
,مادر شهیدان زینالدین با اشاره به نبوغ و استعدادهای مهدی، میگوید: مهدی در جبهه اقداماتی را انجام میداد که واقعاً ابتکاری بود، وی جنگ در روز و کندن خندق را در جنگ 8 ساله با صدام ابداع کرد که در شرایط سخت جنگی کمک رزمندگان بود.
,به دلیل لیاقت و شجاعت مهدی در سن 23 سالگی فرمانده لشکر شد
, به دلیل لیاقت و شجاعت مهدی در سن 23 سالگی فرمانده لشکر شد,مهدی در سال 59 و ابتدای جنگ به جبهههای حق علیه رژیم صدام اعزام شد و در عملیاتهای غائله کردستان، غائله خلق مسلمان و گنبد نقش موثری را ایفا کرد و در تشکیل سپاه قم جز افراد مؤسس و مؤثر بود و اطلاعات و عملیات را برعهده گرفت.
,جنگ که شروع شد مهدی داوطلبانه به جبهه رفت و به دلیل لیاقتی که داشت به عنوان فرمانده تیپ انتخاب شد و پس از آن به دلیل صلاحیتهای بالای ایشان به عنوان فرمانده لشکر علی بن ابی طالب (ع) انتخاب شد که در آن زمان 23 سال سن داشت، مهدی در همان سن و سال و در ایام جنگ ازدواج کرد، 2 سال از ازدواج وی گذشته بود که در سن 25 سالگی زمانی که فرزندش 2 ساله بود به شهادت رسید.
,مجید دوست داشت گمنام بماند
, مجید دوست داشت گمنام بماند,مجید همه عکسهای خود را از آلبومها جمعآوری کرد و نمیخواست که کسی متوجه شود که برادرش فرمانده جنگ است او نمیخواست که کسی بداند به شهادت رسیده است و میگفت که نمیخواهم روز شهادت من عکسی از من باقی بماند چون میدانست که به شهادت میرسد و قصد داشت که گمنام بماند.
,هنگامی که مهدی و مجید به شهادت رسیدند همسرم زودتر از من در جریان قرار گرفته بود و در ابتدا به من گفت که پسرانم زخمی شدهاند و سپس فرمود که به شهادت رسیدند، مهدی و مجید برای من تفاوتی نداشتند و هردوی آنها را به یک اندازه دوست داشتم اما پدرشان به مجید علاقه بیشتری داشت مهدی صلابت خاصی داشت، مجید مهربان و شوخ و با اخلاق بود.
,برای ساختن یک منزل باید همه عوامل وجود داشته باشد تا کار ساخت منزل شکل بگیرد برای تربیت یک فرزند نمونه هم باید همه عواملی که در تربیت بچهها وجود دارد مثل شناخت خداوند و ائمه (ع) و مسائل مادی باید در کنار هم قرار بگیرد تا فرزندانی همانند مهدی و مجید تربیت شوند و گل جامعه شوند.
,مهدی در زندگی خود چند گذشت را انجام داد، یکی اینکه با امضا نکردن دفتر حزب رستاخیز از مدرسه اخراج شد، گذشت دوم او این بود که در آزمون کنکور با رتبه 4 در رشته پزشکی و بهترین دانشگاه ایران پذیرفته شد اما برای حفظ اسلام از درس هم گذشت و فداکاری انجام داد.
,

, تنها هدف مهدی انجام تکلیف الهی و رضای خداوند بود
, تنها هدف مهدی انجام تکلیف الهی و رضای خداوند بود,
سخنرانیهای مهدی برای نسل جوان بسیار مفید است، در یکی از صحبتهای خویش میگوید"اگر ما پیروز شویم یا شکست بخوریم مهم نیست مهم آن است که ما به تکلیف خود عمل کنیم، مهم رسیدن به معرفت خدا و اهل بیت (ع) است وقتی انسان سیره زندگانی ائمه (ع) را میخواند متوجه میشود امام حسین (ع) برای چه خانواده خود را با خود به جنگ میبرد و علت آن این بود که ما باید تکلیف خود را انجام دهیم و مهدی هم تنها هدفش انجام دادن تکلیف الهی خود بود."
امروز بیداری اسلامی که در منطقه ایجاد شده به علت خون پاک شهدا است، شهداها از همه چیز خود گذشتند زن و فرزند و درس و همه امکانات موجود را فدا کردند تابه تکلیف الهی خود عمل کنند تا اسلام ودین خدا پابرجا بماند، جوانان ما امروز باید از شهیدان زین الدین الگو بگیرند که فقط خدا را دیدند و با خدا معامله کردند، خداوند مشتری شهدا شد و آنها هم جان و مال خود را برای خدا گذاشتند و خدا هم بهای آن را با بهشت میدهد و رستگاری شامل حال شهدا میشود.
,
,
,
گزارش از سیداحمد نجفیاردبیلی
]
ارسال دیدگاه