طاهره انقلاب هم پَر کشید!
بانو حدیدچی مهاجری بود که در راه دفاع از آرمان و عقیدهاش از هشت فرزند قد و نیم قد خود دست کشید و به دنبال ادای تکلیف سوریه و عراق و لبنان و فرانسه را درنوردید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آرمان زنان، در خبرها آمد که بانوی مبارز انقلاب مرضیه حدیدهچی (دباغ) از بین ما رفت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آرمان زنان,مرضیه حدیدچی دباغ همان خواهر طاهره دباغ که عشق به امام با تار و پود وجودش تنیده شده بود؛ مبارزه را همگام با آیتالله سعیدی آغاز کرده بود. شکنجههای هولناک ساواک در عشق او به امام و ارادهاش در پیروی از خط امام خللی وارد نکرد. ضجههای او در مقام یک مادر وقتیکه شاهد شکنجه دختر نوجوانش بود و دیوانهوار خود را به در دیوار زندان میکوبید به عنوانی سندی از استقامت پایداری زن ایرانی در تاریخ ثبتشده است.
,او یک مادر بود و در زندانهای ساواک نیز عشق مادرانه خود را نثار دختران جوان و نوجوان مسلمانی میکرد که در معرض وسوسههای گروه های معاند منافق و مارکسیست قرار داشتند تا مبادا در دام وسوسههای انها گرفتار شوند.
,او مهاجری بود که در راه دفاع از آرمان و عقیدهاش از هشت فرزند قد و نیم قد خود دست کشید و به دنبال ادای تکلیف سوریه و عراق و لبنان و فرانسه را درنوردید. افتخاری خادمی و محافظت از امام در فرانسه را شاید بتوان مزد هجرت طاهره دباغ دانست.
,با پیروزی انقلاب به ایران آمد و در مقام اولین فرمانده سپاه همدان به پاسداری از انقلابی مشغول شد که عمر خود را برای پیروزی آن وقف کرده بود و بعد از آن مدتی نیز در مقام نماینده مردم همدان در مجلس به خدمت مشغول بود.
,او طاهرهی انقلاب بود؛ نمادی از استقامت، اراده شجاعت و حضور عفیفانه و فعالانه زن در فرهنگ اسلامی؛ شاید به همین خاطر بود که وقتی امام (ره) تزلزل در پایههای نظام کمونیستی را دیده و خواستند به وسیله نامهای تاریخی سران کمونیسم را به اسلام و معنویت دعوت نمایند، در کنار عالم فرهیخته و فرزانهای همچون آیتالله جوادی آملی وی را نیز بهعنوان نمادی از زن مسلمان همراه نمودند تا سفیران ابلاغ پیام ایشان به گرباچف باشند.
,طاهره دباغ، مرضیه حدیدهچی، زینب احمدی نیلی نامهایی است که بعضی واقعی و بعضی مستعار این بانوی مبارز انقلاب با آنها شناخته میشود.
,او مجاهدی بود که با خدا معامله کرده بود، با فراز و فرودهای انقلاب همراه شده بود، رنج شکنجه و مشقت آوارگی از خانه و کاشانه را به جان خریده بود، سختترین آموزشهای چریکی را دیده بود، مدتزمانی طولانی بین او و هشت فرزندش جدایی افتاده بود؛ اما وقتی درخت انقلاب به ثمر نشست؛ هیچ سهمی برای سالهای مبارزه از سفره انقلاب برای خود نخواست و شاید به همین خاطر بود که وقتی مجلس را ترک کرد برای گذران امور زندگیاش هیچ منبع درآمدی نداشت و به مسافرکشی روی آورد. ساده و بیادعا و بدون غرور به خاطر گذشته پرباری که پشت سر گذاشته بود و مدتی را هم اینگونه سپری کرد.
,دیگر قطار زندگی مرضیه حدیدهچی به ایستگاه آخر رسید اما کتاب خاطرات و سرگذشت این بانوی مقاوم و فداکار در اختیار نسلهای امروز و آینده است.
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه