یادداشت طنز/ محمدرضا فتحی نجفی
سیستم حاج جوادی، کار راهانداز خوبیست!
ما از حاج جوادها چند صد هزار تومان وام میگیریم بدون هیچی و مدیران یا دوستان ایشان از بانکها وام میگیرند چند صد میلیارد تومان بدون هیچی! این هیچی ما با آن هیچی آنها با هم در! بیحساب![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، ما ذهن خودمان را درگیر سوالات فنی(!) و فلسفی(!) نمیکنیم تا مثلا” دنبال جواب این سوال باشیم که اول، مرغ بوده یا تخممرغ؟! یا مثلا” چرا تخممرغ باید شانه داشتهباشد در حالیکه یک لاخ مو هم ندارد؟! خب به ما چه ربطی دارد؟! برای ما مهم اینست که سوپری سرکوچهمان، تخممرغ را با ما کیلویی حساب کند نه عددی و ایضا” تخممرغ داخل شانه را سالم تحویلمان دهد و نه شکسته.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام جغتای,
موضوع اصلی این است که کار ما راه بیفتد چون میدانیم که تقدم و تاخر در پیدایش اولیه مرغ یا تخممرغ بر روی قیمت آن، هیچ تاثیری ندارد و نیز از بعد فلسفی(!)، وجود شانه تخممرغ ممکن است، نشانهای نمادین بر آرزوهای فنا شدهی جمیع سرهای کچل تخممرغان عالم در سوپریها باشد که کوچکترین تاثیری بر طعم و مزهی املت ندارد. پس هرگونه ورود به حیطهی سوالات فنی(!) و فلسفی(!) میتواند ما را از اصل موضوع دور کند!
دو تا حاج محمدجواد میشناسیم از آن محمدجوادهای مشتی و با مرام. یعنی به معنای واقعی کلمه، «جواد» هستند. سخی، اهل جود و گشاده دست. این دو حاج جواد حکما” در تمام فصول، بانکهای ما بشمار میآیند.
بلا دور باشد از شما – هر وقت بیپول میشویم، خدمت یکی از ایشان رسیده و عرض میکنیم:
«حاجی! پول هست؟!» حاج جواد نه میپرسد؛ کی میخوای پس بدی، نه میگوید؛ هنوز حساب قبلی رو صفر نکردی، نه فرمایش میکند؛ وثیقه چی داری؟ نه دستور میدهد؛ چکاش را بنویس، نه شرط میگذارد؛ سفتهاش را بیار، نه سوال میکند؛ ضامنات کیست؟ و نه امروز، وعده فردا میدهد. این فیلم و سیانسها را ندارد. فقط دو کلام، ختم کلام: «شماره کارت؟!»
چند دقیقهی بعد، وجه درخواستی تمام و کمال بدون کسر مالیات بر ارزش افزوده(!) در حسابمان واریز شدهاست. تازه، کل حقالزحمهی دستگاه خودپرداز را هنوز عرقش خشک نشده خود حاج جواد پرداخت میکنند که آن را هم به حساب بدهکاریمان منظور نمیکنند.
نکتهاش اینجاست که حاج جوادها میدانند، بازپرداخت این وام یحتمل از جانب ما دیر و زود میشود بلکه به احتمال اقوی، سوخت و سوز هم خواهد شد لیکن باز هم به ما اعتماد(!) کرده و «نه» نمیگویند.
ما این سیستم وامدهی را «سیستم حاج جوادی» نامگذاری کردهایم که شاید در کتاب رکوردهای گینس، ثبت آن را دیده باشید! در این سیستم، اصل و مبنا بر «پرداخت وام به دوستان، آشنایان و فامیل وابسته» است. حالا اگر بخواهیم بدنبال جوابی فنی(!) و فلسفی(!) برای این پرسش باشیم که این سیستم وامدادن را حاج جوادها اول بصورت خرد، پایهگذاری کرده و بعد بانکها آن را به صورت کلان تعمیم دادهاند یا نه، اول بانکها میلیاردی وام داده و سپس حاج جوادها از آن الگوبرداری کردهاند، حاصلی جز دور شدن از اصل موضوع و اتلاف وقت نخواهد داشت.
اصل موضوع این است که ما از حاج جوادها چند صد هزار تومان وام میگیریم بدون هیچی و مدیران یا دوستان ایشان از بانکها وام میگیرند چند صد میلیارد تومان بدون هیچی! این هیچی ما با آن هیچی آنها با هم در! بیحساب!
مهم اینست که کار ما و آنها هر دو، راه افتاده است پس زندهباد سیستم حاج جوادی که کار راهانداز خوبیست بقیهش هم به ما چه!!!
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه