یادداشت/

پاسخ استاد شهید مرتضی مطهری به پسرش علی مطهری؛می دانید چرا سخنرانی شما لغو شده است؟

پاسخ استاد شهید مرتضی مطهری به پسرش علی مطهری؛می دانید چرا سخنرانی شما لغو شده است؟
اقای علی مطهری از زبان فلسفی وعالمانه پدرتان تکرار می کنیم شاید به حرمت پدر از لجاجت دست بردارید و اینقدربا احساسات وعواطف دینی توده مردم بازی نکنید .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رهیاب:از آنجایی که پس از لغوقانونی همایش غیر مجازی که در مشهد مقدس توسط یک تشکل بدون مجوز وغیر قانونی درشرف برگذاری بود ، ومتعاقب لغو این همایش سخنرانی آقای علی مطهری نیز لغو گردیده ، واین امر قانونی وعادی توسط رسانه های همسو با آن تشکل غیر مجاز وحامی دولت ، بطور غیر عادی وبه منظور انحراف اذهان وافکار عمومی ازمطالبات اصلی ودغدغه های ملّی وانقلابی اکثریت توده مردم ، که بعلت بی تدبیری وسوء مدیریت اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی وسیاسی نگرانی ونارضایتی های توده مردم را بدنیال داشته ، در بوق کرنا گذاشته شد وفریاد کو آزادی بیان سرداده اند ، ودر راستای عمل به توصیه های شهید والامقام علامه مرتضی مطهری که  پاسخگویی به بازیهای سیاسی وتبلیغاتی ودرحقیقت ضد آزادی ومغایر با آزدی بیان واندیشه را ضروری دانسته اند ؛ برآن شدیم که دراین یادداشت ، به نیّت وقصد دفاع از اصل آزادی وآزادی بیان ، از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری پاسخ علی مطهری و دولتمردان ورسانه های حامی اوداده شود .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رهیاب,
 
نگارنده درخوشه چینی از خرمن اندیشمندان مسلمان وانقلابی وآزاد اندیش آموخته وخود نیز براین باور است که ، « آزادی » از مهمترین وپیچیده ترین مباحث فلسفه سیاسی وعلوم سیاسی است . ودر عین حال اختلاف برانگیز ترین وپرچالش ترین مباحث اجتماعی فرهنگی روزگار است . ضمن اینکه در جای خود اصل آزادی وگفتگو وتبادل نظرومباحثه ومجادله پیرامون آن نیز ، از زیباترین ودل انگیز ترین ودرعین حال خطرساز ونزاع  برانگیز ترین مباحث محافل سیاسی ووفرهنگی است . طوریکه در عصر پرچالش ما ، مسلح ومجهز بودن به ایمان و تقوا ، بصیرت دینی وسیاسی، احتیاط واعتدال از لوازم ورود به این مقوله حساس وحیاتی است .
 
 مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای مدظله العالی ، در دیداری که با حدود ۱۵۰ تن از اندیشمندان ، نخبگان ، اساتید حوزه و دانشگاه ، پژوهشگران و مؤلفان آثار علمی ، درشب سه شنبه 23/8/1391 درچهارمین نشست اندیشه های راهبردی جمهوری اسلامی داشتند ، بطور اختصاصی به بحث و بررسی درخصوص ابعاد مختلف موضوع «آزادی» پرداختند . و در این رابطه با اشاره به منابع فراوانی که درباره آزادی در منابع اسلام وجود دارد فرمودند  : « با وجود این منابع ، ‌امروز خلاءهای فراوانی در باب آزادی داریم . که باید با تفکر و اندیشه ورزی و پاسخ دادن به همه مسائل و سؤالات مطرح در مقوله آزادی ، به سمت منظومه سازی حرکت کنیم  . وسپس با نقد تفکری که آزادی را رهایی مطلق از هر چیزی می داند افزودند : (  نباید هنگام بحث درباره آزادی ، ‌از محدودیت ها ترسید .[1]»  )
 
قبل از ورود به ماهیت بحث ، جای دارد که تعجب خودرا از اینکه آقای علی مطهری که بر کرسی نایب رئیسی مجلس شورای اسلامی تکیه زده وادعای دکترای الهیات ومعارف اسلامی را دارد ، واز همه مهمتر فرزند علامه شهیدی است که منبع تولید فکرواندیشه ناب اسلامی وانقلابی بوده ، چگونه این امر ابتدایی وبدیهی را نمی داند ، که آزادی در تمام نقاط دنیا به حکم دین ، عقل ، قانون ، اخلاق و عرف محدود ومقیّد می گردد .
 
یعنی در سراسر دنیا هرکس نمی تواند ، به دلخواه خودش هر کاری که دوست داشت یا هوس کرد ، بلافاصله آنرا انجام دهد . لذا دولتمردان و سیاست مدارها و قانونگذاران در هر کشور ، به تناسب فرهنگ و آداب ورسوم حاکم بر کشور متبوع خویش و متناسب با سیاسیتها و ایدئولوژی حاکم و تفکر غالب در آن سرزمین و هماهنگ با میزان باورها و اعتقادات مردم و عرف متعارف و سنتهای رایج ،  به منظور جلوگیری از هر گونه هرج ومرج و بی بند باری اجتماعی ، و به قصد استقرار و ثبات نظم و امنیّت در حوزه جغرافیایی و در راستای حفظ حقوق شهروندی ، همواره مستعد بوده و هستند تا با وضع قوانین مدون ، روابط اجتماعی انسانها که ناشی از طبیعت و فطرت  اجتماعی آنهاست را به درستی تعریف و قانونمند سازند . و برای آن حد ومرز و خط قرمز تعیین نمایند .
 
دین مبین اسلام از بدو ظهور ، به فکر ساماندهی این مهم ومهارامیال وساوس وغرائزانسان ، که محکوم به زندگی اجتماعی و حسن معاشرت با همنوعان خود است بوده  وبا وضع قاعده یا قانونی بنام  « لاضرر ولاحرج »  ، که منشاء و مآخذ آن نیز ، حدیث نبوی است ، ومعنی ومفهوم آن این است که : « که ضرر زدن به خود و یا به دیگری در اسلام نفی شده است ، و همچنین حکم ضرری در شریعت جعل نشده است . آزادیهای فردی واجتماعی را محدود ومقید نموده است .
 
 
در حقیقت به منظور تأمین امنیّت اجتماعی و حفظ نظم عمومی وجلوگیری از اضرار دیگران و نفی حرج از شهروندان و اینکه ؛ هرکسی با افعال خود موجب ضرر و زیان دیگر شهروندان را فراهم نکند و از آزادی سوء استفاده نشود ، برای هر رفتار و کردار و گفتار و سکوت و فعل وترک و فعل که ممکن است ، در طول حیات دنیوی از هر انسانی در هر زمینه ای حادث شود، خط قرمز و حدود و ثغوری تعیین می گردد ، و متعاقب آن آزادیها محدود می شوند و در نتیجه ، هر کس هر چیزی را که اراده کند و یا هر چه را هوس کند و یا هر چه را دلش خواست نمی تواند انجام دهد  ویا بیان کند . و یا هر چه را که دوست نداشت و به مزاجش سازگار نبود ، نمی تواند ، انجام ندهد .
 
 آری همانطوریکه رهبر فرزانه انقلاب فرموده اند : « نباید هنگام بحث درباره آزادی ، ‌از محدودیت ها ترسید » در بحث آزادی و ومحدودیت های آن ، قیاس و تطبیق و چشم و هم چشمی جایگاهی ندارد . چرا که بنا به مطالب گفته شده ، فلسفه و چرایی خط قرمزهایی که در مسیر آزادی گذاشته شده ؛  متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم و ایدئولوژی ملت ها و منطبق با  اصول وسیاسیتهای کلی و آرمان های هر قوم و مبتنی بر حفظ ارزش ها ونفی ضد ارزشها و در راستای  بایدها و نبایدهای قانون اساسی و دین مذهب هر کشور تعیین می گردد . بنابراین هر کشوری در مسیر آزادی محدودیت و خط و قرمزهای مخصوص خود را دارد .
 
  لذا آثار حقوقی و اجتماعی این خط قرمزها و محدود و منطقی نمودن آزادیهای فردی و اجتماعی انسانها ، متوجه عموم فعل انفعالات انسان وتمامی فعالیتهای فردی و اجتماعی او، اعم از مادی و معنوی می شود .و مختص به فعالیت در رشته یا زمینه خاصی و یا مخصوص گروه خاصی از جوامع انسانی نیست .
 
تا به اینجا خواستیم به آقای علی مطهری به زبان ساده بگوئیم ، که آزادی به معنی بی بند باری وهرج مرج ، که هرکس هوس کرد برود پشت تریبون وبه امام شیعیان اهانت کند ، درجمهوری اسلامی ایران وجود ندارد . وحالا که شما حتی از مطالعه کتابهای پدرتان محروم بوده اید ویا شاید غرور مانع مراجعت شما به کتابهای پدر شده ، ماکه با افتخار خودرا خوشه چین خرمن پدر والامقامتان میدانیم ، اینک آنچه با زبان ساده ما در مطالب پیش گفته شده بیان گردیده ، را از زبان فلسفی وعالمانه پدرتان تکرار می کنیم شاید به حرمت پدر از لجاجت دست بردارید و اینقدربا احساسات وعواطف دینی توده مردم بازی نکنید .                                                    
 
استاد شهید مرتضی مطهری درتعریف وتشریح مفهوم آزادی فرموده است :
 
 «« برای مفهوم آزادی، یک معنای سلبی که عبارت است از نبودن مانع، بیان می کند . یعنی اینکه انسان از هر قید و بندی که جلو رشد و تکامل و فعالیتهای او به سوی کمال را می گیرد، رها باشد . «[آزادی] یعنی جلوی راهش را نگیرند، پیش رویش مانع ایجاد نکنند . ممکن است یک موجود زنده امنیت داشته باشد، عوامل رشد هم داشته باشد، ولی در عین حال موانعی جلو رشدش را بگیرند ... انسانهای آزاد، انسانهایی هستند که با موانعی که در جلو رشد و تکامل شان هست، مبارزه می کنند . انسانهایی هستند که تن به وجود مانع نمی دهند .» (مطهری، 1372: 270)[2]
 
با توجه به این فرمایش استاد شهید ، چون آقای علی مطهری در سخنرانی ها ومصاحبه هایش  حق وحرمت امام شیعیان را رعایت نکرده ، واین حق وحرمت را برای جونان در هاله ای ازابهام قرارداده ودردل آنها شعله شبهه وتشکیک روشن کرده ودر حقیقت این امر یک مانع رشد وتعالی برای جوانان محسوب میشود ، پس به توصیه استاد باید با آن مبارزه کرد . واین مانعی که در مسیر آزادی جوانان جویای حق ایجاد شده را برداشت .
 
 استاد شهید در ادامه در تعریف وتبیین آزادی بیان فرموده است : «« اما این که به نام آزادی بیان، افکار ضد دین را در پوشش اسلام، عرضه کنند ممنوع است . البته منحصر در کتب نیست ، بلکه همان طور که کتب ضلال هست، نطق و خطاب و فیلم ضلال هم هست که همگی مانند غذای مسموم می باشند و مقیاس ضلالتش از اثر و نتیجه اش که عاید روح بشر می شود معلوم می شود و هم خود افراد موظفند غذای روح خود را کنترل کنند و هم مسؤولین اجتماع از آن نظر که مدیر و مسؤول جامعه اند وظیفه دارند مراقب اغذیه روحی اجتماع باشند .» (مطهری، 1370الف: 49 - 50[3])
 
 
«« البته باید توجه کرد برخورد آراء و عقاید، غیر اغوا واغفال است . اغفال یعنی کاری توام با دروغ و تبلیغات نادرست . بر همین مبناست که خرید و فروش کتب ضلال در اسلام تحریم شده است ; یعنی کتاب های ضد دین و ضد اسلام دو دسته اند: برخی بر یک منطقه و تفکر خود را عرضه می کنند که این جا محل آزادی است و مبارزه با اینها باید در قالب ارشاد و هدایت و عرضه منطق صحیح باشد . اما گاه مساله دروغ و اغفال در میان است، مثلا اگر کسی درباره رئیس حکومت دروغ هایی بنویسد آیا آزادی ایجاب می کند اجازه پخش آنها را بدهیم؟ یا اگر کسی آیه ای یا مطلب تاریخی را به صورت تحریف شده در کتابش آورد تا نتایج دلخواهش را بگیرد، آیا ممانعت از نشر این کتاب، ممانعت از آزادی بیان است؟ آزادی ابراز نظر و عقیده ; یعنی آنچه که کسی واقعا بدان معتقد است بگوید، نه اینکه به این نام دروغگویی کند .[4]»»
 
«« بر این اساس استاد شهید مرتضی مطهری ،  از کسانی که به بهانه آزادی بیان و عقیده، به عقاید خرافی احترام می گذارند و لب به اعتراض نمی گشایند، انتقاد می کنند . به نظر ایشان در واقع این نوع حرکت، احترام به اسارت است نه احترام به آزادی . احترام به آزادی این است که با این عقاید که فکر نیست بلکه عقیده است یعنی صرفا تقلید و انعقاد است مبارزه شود . (رک: مطهری، 1370ب: 152)  »»
 
 نکته بسیار جالب وفوق العاده حائز اهمیت ،که در حقیقت کلید معمای لغو وپاسخ سوالات علی مطهری وتمامی رسانه ها ودلتمردان حامی اودرآن نهفته است ، در این مطلب است که شهید مطهری فرموده : «« من مکرر گفته ام که هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی می کنند، مقاله می نویسند، نه تنها متاثر نمی شوم که خوشحال هم می شوم ; زیرا کار اینها باعث می شود چهره اسلام بیشتر نمایان شود . در سال های اخیر، کسروی، توده ای ها، و ... علیه اسلام و واقعا به طور غیر مستقیم به اسلام خدمت کردند ; زیرا مسائلی که سالها در اثر عدم اعتراض و تشکیک در پرده ابهام قرار گرفته بود، دوباره مطرح شد و علما به آشکار ساختن حقایق پرداختند . یک دین زنده هرگز از این حرف ها بیمی ندارد . آن وقت بیم است که حامیان دین آن قدر مرده باشند که عکس العمل نشان ندهند، همانطور که وقتی در اوایل مشروطیت به نظام جزایی اسلام حمله شد، یک نفر دفاع نکرد . به نظر من تنها راه درست برخورد با افکار مخالف همین است، و الا اگر بخواهیم جلوی تفکر و آزادی را بگیریم، جمهوری اسلامی را شکست داده ایم . و مثلا زیر پوشش اسلام، افکار مارکسیستی را نشات گرفته از اسلام قلمداد نماید بلکه استادی که واقعا خود، مارکسیست است باید بیاید، ما هم منطق خودمان را عرضه می کنیم و هیچ کس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد .
 
بله بدون تردید ما هم با گفته استاد شهید موافق وهم عقیده ایم . چرا که اگر مخالف ودشمن شناسنامه داری در جایگاه ولباس مارکسیستی ،  لیبرالیستی  ، سکولاریستی ،  اومانیستی ،  وهابی واعتزالی بحثی را مطرح کند ویا سعی در ایجاد تشکیک وشبهه وچالش نماید ، ویا مقاله و کتابی بنویسد ، چون مخاطبین از هویت وماهیت فکری وعقیدتی وسیاسی  صاحب سخن ویا صاحب قلم آگاه هستند ، ومی دانند که کلام وبیان ونوشته های او ، از ضمیر ومغز واندیشه یک مخالف تراوش کرده وآن مخالف دارد عقاید خودرا منتشر ویا از آن دفاع می کند . لذا در چنین شرایطی دلیل وموجبی برای نگرانی وبیم واضطراب وجود ندارد ، وایضاً چنین رفتاری را هرگز تهدید فرض نمی کنیم  ، وبالتبع به فکر تعطیلی وبهم زدن چنین مراسم یا همایش ویا جمع آوری آثار منتشره  ویا لغو سخنرانی های مورد نظر نخواهیم بود ، بلکه با روی بازاز آن استقبال کرده و چنین شرایطی را فرصتی مغتنم  دانسته  و ازاین فرصت  برای اثبات حقانیت اسلام ناب محمدی ومکتب شیعی ومبانی فکری وعقیدتی نظام مقدس جمهوری اسلامی وبصیرت افزایی وتقویت بنیه فکری جوانان انقلابی  استفاده بهینه نموده وخوف ضرراحتمالی را ازبین خواهیم برد .
 
اما مسئله این است که علی مطهری ، در ظاهر هیچ یک از شاخص ها ونشانه های یک مخالف شناسنامه دار ویا شکاک مثل کسروی وتوده ای های مورد نظر پدرشهیدش را ندارد ؛ ویا تحت عنوان یک مارکسیست یا لیبرالیسم وسا سکولاریسم ویا اومانیسم ویا وهابی ویا اعتزالی وامثالهم خطابه نمی خواند وسخنرانی نمی کند ، که بنابه توصیه پدر بزرگوارش بیمناک نباشیم . ایشان در مقام ولباس یک دوست ودرجایگاه نایب رئیس مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران ظاهر می شود وبا سابقه ای که از سخنرانی های اووجود دارد ، دراین جایگاه ومنصب ومقام ایجاد تشکیک وشبهه می نماید وحق را برای جوانان وپویندگان راه حق مشتبه ومسیر رشد وتعالی آنهارا ناهموار می سازد ، که این خود رفتاری ضد آزادی است . اینجاست که خوف تحریف حقیقت و خوف به انحراف کشاندن واغفال جوانان انقلابی تشنه معارف ناب متصور است وبنا به توصیه استاد شهید که در مطالب پیش گفته آمده باید با آن مقابله کرد .
 
از مطالب پیش گفته مستفاد می شود که فاصله علی مطهری با استاد شهید مرتضی مطهری چقدرنگران کننده است . لذا به نظر می رسد آز آنجایی که آقای علی مطهری هیچ اندوخته ی انقلابی  وسابقه مبارزاتی ودفاع از انقلاب اسلامی در کارنامه اش ندارد ، وهرچه دارد همه از نام واعتبار وآبروی پدر شهید بزرگوارش است ؛ وحالاکه تفاوت راه وافتراق اندیشه او با این پدراندیشمند وجلیل القدر آشکار شده ، بنابراین لازم وضروری است کسانیکه به صرف اعتبار پدر ، به این فرد اعتماد کرده ، در تصمیم خود تجدید نظر کنند .
 
 
بنابراین ، به حکم آزادی ودر راستای احترام وتکریم آزادی وبه حکم عقل ودین وقانون ، به کسی که با سخنان موهن ونسنجیده حق امام شیعیان را بر امام دوستان وحدود نیم میلیارد شیعه مشتبه می کند ومانع رشد وتعالی آنها می شود  نباید اجازه سخنرانی داد .
 
 
والسلام
 
 
[1] سایت خبری انصار حزب الله : http://www.yalasarat.com/vdcg3x9t.ak9wx4prra.html
 
[2] پگاه حوزه - دوازدهم اردیبهشت 1383، شماره 129 - مطهری و ارزش شناخت آزادی http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3814/4137/25478
 
[3] همان
 
[4] پگاه حوزه - دوازدهم اردیبهشت 1383، شماره 129 - مطهری و ارزش شناخت آزادی http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3814/4137/25478
,
 
نگارنده درخوشه چینی از خرمن اندیشمندان مسلمان وانقلابی وآزاد اندیش آموخته وخود نیز براین باور است که ، « آزادی » از مهمترین وپیچیده ترین مباحث فلسفه سیاسی وعلوم سیاسی است . ودر عین حال اختلاف برانگیز ترین وپرچالش ترین مباحث اجتماعی فرهنگی روزگار است . ضمن اینکه در جای خود اصل آزادی وگفتگو وتبادل نظرومباحثه ومجادله پیرامون آن نیز ، از زیباترین ودل انگیز ترین ودرعین حال خطرساز ونزاع  برانگیز ترین مباحث محافل سیاسی ووفرهنگی است . طوریکه در عصر پرچالش ما ، مسلح ومجهز بودن به ایمان و تقوا ، بصیرت دینی وسیاسی، احتیاط واعتدال از لوازم ورود به این مقوله حساس وحیاتی است .
 
 مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای مدظله العالی ، در دیداری که با حدود ۱۵۰ تن از اندیشمندان ، نخبگان ، اساتید حوزه و دانشگاه ، پژوهشگران و مؤلفان آثار علمی ، درشب سه شنبه 23/8/1391 درچهارمین نشست اندیشه های راهبردی جمهوری اسلامی داشتند ، بطور اختصاصی به بحث و بررسی درخصوص ابعاد مختلف موضوع «آزادی» پرداختند . و در این رابطه با اشاره به منابع فراوانی که درباره آزادی در منابع اسلام وجود دارد فرمودند  : « با وجود این منابع ، ‌امروز خلاءهای فراوانی در باب آزادی داریم . که باید با تفکر و اندیشه ورزی و پاسخ دادن به همه مسائل و سؤالات مطرح در مقوله آزادی ، به سمت منظومه سازی حرکت کنیم  . وسپس با نقد تفکری که آزادی را رهایی مطلق از هر چیزی می داند افزودند : (  نباید هنگام بحث درباره آزادی ، ‌از محدودیت ها ترسید .[1]»  )
 
قبل از ورود به ماهیت بحث ، جای دارد که تعجب خودرا از اینکه آقای علی مطهری که بر کرسی نایب رئیسی مجلس شورای اسلامی تکیه زده وادعای دکترای الهیات ومعارف اسلامی را دارد ، واز همه مهمتر فرزند علامه شهیدی است که منبع تولید فکرواندیشه ناب اسلامی وانقلابی بوده ، چگونه این امر ابتدایی وبدیهی را نمی داند ، که آزادی در تمام نقاط دنیا به حکم دین ، عقل ، قانون ، اخلاق و عرف محدود ومقیّد می گردد .
 
یعنی در سراسر دنیا هرکس نمی تواند ، به دلخواه خودش هر کاری که دوست داشت یا هوس کرد ، بلافاصله آنرا انجام دهد . لذا دولتمردان و سیاست مدارها و قانونگذاران در هر کشور ، به تناسب فرهنگ و آداب ورسوم حاکم بر کشور متبوع خویش و متناسب با سیاسیتها و ایدئولوژی حاکم و تفکر غالب در آن سرزمین و هماهنگ با میزان باورها و اعتقادات مردم و عرف متعارف و سنتهای رایج ،  به منظور جلوگیری از هر گونه هرج ومرج و بی بند باری اجتماعی ، و به قصد استقرار و ثبات نظم و امنیّت در حوزه جغرافیایی و در راستای حفظ حقوق شهروندی ، همواره مستعد بوده و هستند تا با وضع قوانین مدون ، روابط اجتماعی انسانها که ناشی از طبیعت و فطرت  اجتماعی آنهاست را به درستی تعریف و قانونمند سازند . و برای آن حد ومرز و خط قرمز تعیین نمایند .
 
دین مبین اسلام از بدو ظهور ، به فکر ساماندهی این مهم ومهارامیال وساوس وغرائزانسان ، که محکوم به زندگی اجتماعی و حسن معاشرت با همنوعان خود است بوده  وبا وضع قاعده یا قانونی بنام  « لاضرر ولاحرج »  ، که منشاء و مآخذ آن نیز ، حدیث نبوی است ، ومعنی ومفهوم آن این است که : « که ضرر زدن به خود و یا به دیگری در اسلام نفی شده است ، و همچنین حکم ضرری در شریعت جعل نشده است . آزادیهای فردی واجتماعی را محدود ومقید نموده است .
 
 
در حقیقت به منظور تأمین امنیّت اجتماعی و حفظ نظم عمومی وجلوگیری از اضرار دیگران و نفی حرج از شهروندان و اینکه ؛ هرکسی با افعال خود موجب ضرر و زیان دیگر شهروندان را فراهم نکند و از آزادی سوء استفاده نشود ، برای هر رفتار و کردار و گفتار و سکوت و فعل وترک و فعل که ممکن است ، در طول حیات دنیوی از هر انسانی در هر زمینه ای حادث شود، خط قرمز و حدود و ثغوری تعیین می گردد ، و متعاقب آن آزادیها محدود می شوند و در نتیجه ، هر کس هر چیزی را که اراده کند و یا هر چه را هوس کند و یا هر چه را دلش خواست نمی تواند انجام دهد  ویا بیان کند . و یا هر چه را که دوست نداشت و به مزاجش سازگار نبود ، نمی تواند ، انجام ندهد .
 
 آری همانطوریکه رهبر فرزانه انقلاب فرموده اند : « نباید هنگام بحث درباره آزادی ، ‌از محدودیت ها ترسید » در بحث آزادی و ومحدودیت های آن ، قیاس و تطبیق و چشم و هم چشمی جایگاهی ندارد . چرا که بنا به مطالب گفته شده ، فلسفه و چرایی خط قرمزهایی که در مسیر آزادی گذاشته شده ؛  متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم و ایدئولوژی ملت ها و منطبق با  اصول وسیاسیتهای کلی و آرمان های هر قوم و مبتنی بر حفظ ارزش ها ونفی ضد ارزشها و در راستای  بایدها و نبایدهای قانون اساسی و دین مذهب هر کشور تعیین می گردد . بنابراین هر کشوری در مسیر آزادی محدودیت و خط و قرمزهای مخصوص خود را دارد .
 
  لذا آثار حقوقی و اجتماعی این خط قرمزها و محدود و منطقی نمودن آزادیهای فردی و اجتماعی انسانها ، متوجه عموم فعل انفعالات انسان وتمامی فعالیتهای فردی و اجتماعی او، اعم از مادی و معنوی می شود .و مختص به فعالیت در رشته یا زمینه خاصی و یا مخصوص گروه خاصی از جوامع انسانی نیست .
 
تا به اینجا خواستیم به آقای علی مطهری به زبان ساده بگوئیم ، که آزادی به معنی بی بند باری وهرج مرج ، که هرکس هوس کرد برود پشت تریبون وبه امام شیعیان اهانت کند ، درجمهوری اسلامی ایران وجود ندارد . وحالا که شما حتی از مطالعه کتابهای پدرتان محروم بوده اید ویا شاید غرور مانع مراجعت شما به کتابهای پدر شده ، ماکه با افتخار خودرا خوشه چین خرمن پدر والامقامتان میدانیم ، اینک آنچه با زبان ساده ما در مطالب پیش گفته شده بیان گردیده ، را از زبان فلسفی وعالمانه پدرتان تکرار می کنیم شاید به حرمت پدر از لجاجت دست بردارید و اینقدربا احساسات وعواطف دینی توده مردم بازی نکنید .                                                    
 
استاد شهید مرتضی مطهری درتعریف وتشریح مفهوم آزادی فرموده است :
 
 «« برای مفهوم آزادی، یک معنای سلبی که عبارت است از نبودن مانع، بیان می کند . یعنی اینکه انسان از هر قید و بندی که جلو رشد و تکامل و فعالیتهای او به سوی کمال را می گیرد، رها باشد . «[آزادی] یعنی جلوی راهش را نگیرند، پیش رویش مانع ایجاد نکنند . ممکن است یک موجود زنده امنیت داشته باشد، عوامل رشد هم داشته باشد، ولی در عین حال موانعی جلو رشدش را بگیرند ... انسانهای آزاد، انسانهایی هستند که با موانعی که در جلو رشد و تکامل شان هست، مبارزه می کنند . انسانهایی هستند که تن به وجود مانع نمی دهند .» (مطهری، 1372: 270)[2]
 
با توجه به این فرمایش استاد شهید ، چون آقای علی مطهری در سخنرانی ها ومصاحبه هایش  حق وحرمت امام شیعیان را رعایت نکرده ، واین حق وحرمت را برای جونان در هاله ای ازابهام قرارداده ودردل آنها شعله شبهه وتشکیک روشن کرده ودر حقیقت این امر یک مانع رشد وتعالی برای جوانان محسوب میشود ، پس به توصیه استاد باید با آن مبارزه کرد . واین مانعی که در مسیر آزادی جوانان جویای حق ایجاد شده را برداشت .
 
 استاد شهید در ادامه در تعریف وتبیین آزادی بیان فرموده است : «« اما این که به نام آزادی بیان، افکار ضد دین را در پوشش اسلام، عرضه کنند ممنوع است . البته منحصر در کتب نیست ، بلکه همان طور که کتب ضلال هست، نطق و خطاب و فیلم ضلال هم هست که همگی مانند غذای مسموم می باشند و مقیاس ضلالتش از اثر و نتیجه اش که عاید روح بشر می شود معلوم می شود و هم خود افراد موظفند غذای روح خود را کنترل کنند و هم مسؤولین اجتماع از آن نظر که مدیر و مسؤول جامعه اند وظیفه دارند مراقب اغذیه روحی اجتماع باشند .» (مطهری، 1370الف: 49 - 50[3])
 
 
«« البته باید توجه کرد برخورد آراء و عقاید، غیر اغوا واغفال است . اغفال یعنی کاری توام با دروغ و تبلیغات نادرست . بر همین مبناست که خرید و فروش کتب ضلال در اسلام تحریم شده است ; یعنی کتاب های ضد دین و ضد اسلام دو دسته اند: برخی بر یک منطقه و تفکر خود را عرضه می کنند که این جا محل آزادی است و مبارزه با اینها باید در قالب ارشاد و هدایت و عرضه منطق صحیح باشد . اما گاه مساله دروغ و اغفال در میان است، مثلا اگر کسی درباره رئیس حکومت دروغ هایی بنویسد آیا آزادی ایجاب می کند اجازه پخش آنها را بدهیم؟ یا اگر کسی آیه ای یا مطلب تاریخی را به صورت تحریف شده در کتابش آورد تا نتایج دلخواهش را بگیرد، آیا ممانعت از نشر این کتاب، ممانعت از آزادی بیان است؟ آزادی ابراز نظر و عقیده ; یعنی آنچه که کسی واقعا بدان معتقد است بگوید، نه اینکه به این نام دروغگویی کند .[4]»»
 
«« بر این اساس استاد شهید مرتضی مطهری ،  از کسانی که به بهانه آزادی بیان و عقیده، به عقاید خرافی احترام می گذارند و لب به اعتراض نمی گشایند، انتقاد می کنند . به نظر ایشان در واقع این نوع حرکت، احترام به اسارت است نه احترام به آزادی . احترام به آزادی این است که با این عقاید که فکر نیست بلکه عقیده است یعنی صرفا تقلید و انعقاد است مبارزه شود . (رک: مطهری، 1370ب: 152)  »»
 
 نکته بسیار جالب وفوق العاده حائز اهمیت ،که در حقیقت کلید معمای لغو وپاسخ سوالات علی مطهری وتمامی رسانه ها ودلتمردان حامی اودرآن نهفته است ، در این مطلب است که شهید مطهری فرموده : «« من مکرر گفته ام که هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی می کنند، مقاله می نویسند، نه تنها متاثر نمی شوم که خوشحال هم می شوم ; زیرا کار اینها باعث می شود چهره اسلام بیشتر نمایان شود . در سال های اخیر، کسروی، توده ای ها، و ... علیه اسلام و واقعا به طور غیر مستقیم به اسلام خدمت کردند ; زیرا مسائلی که سالها در اثر عدم اعتراض و تشکیک در پرده ابهام قرار گرفته بود، دوباره مطرح شد و علما به آشکار ساختن حقایق پرداختند . یک دین زنده هرگز از این حرف ها بیمی ندارد . آن وقت بیم است که حامیان دین آن قدر مرده باشند که عکس العمل نشان ندهند، همانطور که وقتی در اوایل مشروطیت به نظام جزایی اسلام حمله شد، یک نفر دفاع نکرد . به نظر من تنها راه درست برخورد با افکار مخالف همین است، و الا اگر بخواهیم جلوی تفکر و آزادی را بگیریم، جمهوری اسلامی را شکست داده ایم . و مثلا زیر پوشش اسلام، افکار مارکسیستی را نشات گرفته از اسلام قلمداد نماید بلکه استادی که واقعا خود، مارکسیست است باید بیاید، ما هم منطق خودمان را عرضه می کنیم و هیچ کس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد .
 
بله بدون تردید ما هم با گفته استاد شهید موافق وهم عقیده ایم . چرا که اگر مخالف ودشمن شناسنامه داری در جایگاه ولباس مارکسیستی ،  لیبرالیستی  ، سکولاریستی ،  اومانیستی ،  وهابی واعتزالی بحثی را مطرح کند ویا سعی در ایجاد تشکیک وشبهه وچالش نماید ، ویا مقاله و کتابی بنویسد ، چون مخاطبین از هویت وماهیت فکری وعقیدتی وسیاسی  صاحب سخن ویا صاحب قلم آگاه هستند ، ومی دانند که کلام وبیان ونوشته های او ، از ضمیر ومغز واندیشه یک مخالف تراوش کرده وآن مخالف دارد عقاید خودرا منتشر ویا از آن دفاع می کند . لذا در چنین شرایطی دلیل وموجبی برای نگرانی وبیم واضطراب وجود ندارد ، وایضاً چنین رفتاری را هرگز تهدید فرض نمی کنیم  ، وبالتبع به فکر تعطیلی وبهم زدن چنین مراسم یا همایش ویا جمع آوری آثار منتشره  ویا لغو سخنرانی های مورد نظر نخواهیم بود ، بلکه با روی بازاز آن استقبال کرده و چنین شرایطی را فرصتی مغتنم  دانسته  و ازاین فرصت  برای اثبات حقانیت اسلام ناب محمدی ومکتب شیعی ومبانی فکری وعقیدتی نظام مقدس جمهوری اسلامی وبصیرت افزایی وتقویت بنیه فکری جوانان انقلابی  استفاده بهینه نموده وخوف ضرراحتمالی را ازبین خواهیم برد .
 
اما مسئله این است که علی مطهری ، در ظاهر هیچ یک از شاخص ها ونشانه های یک مخالف شناسنامه دار ویا شکاک مثل کسروی وتوده ای های مورد نظر پدرشهیدش را ندارد ؛ ویا تحت عنوان یک مارکسیست یا لیبرالیسم وسا سکولاریسم ویا اومانیسم ویا وهابی ویا اعتزالی وامثالهم خطابه نمی خواند وسخنرانی نمی کند ، که بنابه توصیه پدر بزرگوارش بیمناک نباشیم . ایشان در مقام ولباس یک دوست ودرجایگاه نایب رئیس مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران ظاهر می شود وبا سابقه ای که از سخنرانی های اووجود دارد ، دراین جایگاه ومنصب ومقام ایجاد تشکیک وشبهه می نماید وحق را برای جوانان وپویندگان راه حق مشتبه ومسیر رشد وتعالی آنهارا ناهموار می سازد ، که این خود رفتاری ضد آزادی است . اینجاست که خوف تحریف حقیقت و خوف به انحراف کشاندن واغفال جوانان انقلابی تشنه معارف ناب متصور است وبنا به توصیه استاد شهید که در مطالب پیش گفته آمده باید با آن مقابله کرد .
 
از مطالب پیش گفته مستفاد می شود که فاصله علی مطهری با استاد شهید مرتضی مطهری چقدرنگران کننده است . لذا به نظر می رسد آز آنجایی که آقای علی مطهری هیچ اندوخته ی انقلابی  وسابقه مبارزاتی ودفاع از انقلاب اسلامی در کارنامه اش ندارد ، وهرچه دارد همه از نام واعتبار وآبروی پدر شهید بزرگوارش است ؛ وحالاکه تفاوت راه وافتراق اندیشه او با این پدراندیشمند وجلیل القدر آشکار شده ، بنابراین لازم وضروری است کسانیکه به صرف اعتبار پدر ، به این فرد اعتماد کرده ، در تصمیم خود تجدید نظر کنند .
 
 
بنابراین ، به حکم آزادی ودر راستای احترام وتکریم آزادی وبه حکم عقل ودین وقانون ، به کسی که با سخنان موهن ونسنجیده حق امام شیعیان را بر امام دوستان وحدود نیم میلیارد شیعه مشتبه می کند ومانع رشد وتعالی آنها می شود  نباید اجازه سخنرانی داد .
 
 
والسلام
 
 
[1] سایت خبری انصار حزب الله : http://www.yalasarat.com/vdcg3x9t.ak9wx4prra.html
 
[2] پگاه حوزه - دوازدهم اردیبهشت 1383، شماره 129 - مطهری و ارزش شناخت آزادی http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3814/4137/25478
 
[3] همان
 
[4] پگاه حوزه - دوازدهم اردیبهشت 1383، شماره 129 - مطهری و ارزش شناخت آزادی http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3814/4137/25478
,
 
,
نگارنده درخوشه چینی از خرمن اندیشمندان مسلمان وانقلابی وآزاد اندیش آموخته وخود نیز براین باور است که ، « آزادی » از مهمترین وپیچیده ترین مباحث فلسفه سیاسی وعلوم سیاسی است . ودر عین حال اختلاف برانگیز ترین وپرچالش ترین مباحث اجتماعی فرهنگی روزگار است . ضمن اینکه در جای خود اصل آزادی وگفتگو وتبادل نظرومباحثه ومجادله پیرامون آن نیز ، از زیباترین ودل انگیز ترین ودرعین حال خطرساز ونزاع  برانگیز ترین مباحث محافل سیاسی ووفرهنگی است . طوریکه در عصر پرچالش ما ، مسلح ومجهز بودن به ایمان و تقوا ، بصیرت دینی وسیاسی، احتیاط واعتدال از لوازم ورود به این مقوله حساس وحیاتی است .
,
 
,
 مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای مدظله العالی ، در دیداری که با حدود ۱۵۰ تن از اندیشمندان ، نخبگان ، اساتید حوزه و دانشگاه ، پژوهشگران و مؤلفان آثار علمی ، درشب سه شنبه 23/8/1391 درچهارمین نشست اندیشه های راهبردی جمهوری اسلامی داشتند ، بطور اختصاصی به بحث و بررسی درخصوص ابعاد مختلف موضوع «آزادی» پرداختند . و در این رابطه با اشاره به منابع فراوانی که درباره آزادی در منابع اسلام وجود دارد فرمودند  : « با وجود این منابع ، ‌امروز خلاءهای فراوانی در باب آزادی داریم . که باید با تفکر و اندیشه ورزی و پاسخ دادن به همه مسائل و سؤالات مطرح در مقوله آزادی ، به سمت منظومه سازی حرکت کنیم  . وسپس با نقد تفکری که آزادی را رهایی مطلق از هر چیزی می داند افزودند : (  نباید هنگام بحث درباره آزادی ، ‌از محدودیت ها ترسید .[1]»  )
,
 
,
قبل از ورود به ماهیت بحث ، جای دارد که تعجب خودرا از اینکه آقای علی مطهری که بر کرسی نایب رئیسی مجلس شورای اسلامی تکیه زده وادعای دکترای الهیات ومعارف اسلامی را دارد ، واز همه مهمتر فرزند علامه شهیدی است که منبع تولید فکرواندیشه ناب اسلامی وانقلابی بوده ، چگونه این امر ابتدایی وبدیهی را نمی داند ، که آزادی در تمام نقاط دنیا به حکم دین ، عقل ، قانون ، اخلاق و عرف محدود ومقیّد می گردد .
,
 
,
یعنی در سراسر دنیا هرکس نمی تواند ، به دلخواه خودش هر کاری که دوست داشت یا هوس کرد ، بلافاصله آنرا انجام دهد . لذا دولتمردان و سیاست مدارها و قانونگذاران در هر کشور ، به تناسب فرهنگ و آداب ورسوم حاکم بر کشور متبوع خویش و متناسب با سیاسیتها و ایدئولوژی حاکم و تفکر غالب در آن سرزمین و هماهنگ با میزان باورها و اعتقادات مردم و عرف متعارف و سنتهای رایج ،  به منظور جلوگیری از هر گونه هرج ومرج و بی بند باری اجتماعی ، و به قصد استقرار و ثبات نظم و امنیّت در حوزه جغرافیایی و در راستای حفظ حقوق شهروندی ، همواره مستعد بوده و هستند تا با وضع قوانین مدون ، روابط اجتماعی انسانها که ناشی از طبیعت و فطرت  اجتماعی آنهاست را به درستی تعریف و قانونمند سازند . و برای آن حد ومرز و خط قرمز تعیین نمایند .
,
 
,
دین مبین اسلام از بدو ظهور ، به فکر ساماندهی این مهم ومهارامیال وساوس وغرائزانسان ، که محکوم به زندگی اجتماعی و حسن معاشرت با همنوعان خود است بوده  وبا وضع قاعده یا قانونی بنام  « لاضرر ولاحرج »  ، که منشاء و مآخذ آن نیز ، حدیث نبوی است ، ومعنی ومفهوم آن این است که : « که ضرر زدن به خود و یا به دیگری در اسلام نفی شده است ، و همچنین حکم ضرری در شریعت جعل نشده است . آزادیهای فردی واجتماعی را محدود ومقید نموده است .
,
 
,
 
,
در حقیقت به منظور تأمین امنیّت اجتماعی و حفظ نظم عمومی وجلوگیری از اضرار دیگران و نفی حرج از شهروندان و اینکه ؛ هرکسی با افعال خود موجب ضرر و زیان دیگر شهروندان را فراهم نکند و از آزادی سوء استفاده نشود ، برای هر رفتار و کردار و گفتار و سکوت و فعل وترک و فعل که ممکن است ، در طول حیات دنیوی از هر انسانی در هر زمینه ای حادث شود، خط قرمز و حدود و ثغوری تعیین می گردد ، و متعاقب آن آزادیها محدود می شوند و در نتیجه ، هر کس هر چیزی را که اراده کند و یا هر چه را هوس کند و یا هر چه را دلش خواست نمی تواند انجام دهد  ویا بیان کند . و یا هر چه را که دوست نداشت و به مزاجش سازگار نبود ، نمی تواند ، انجام ندهد .
,
 
,
 آری همانطوریکه رهبر فرزانه انقلاب فرموده اند : « نباید هنگام بحث درباره آزادی ، ‌از محدودیت ها ترسید » در بحث آزادی و ومحدودیت های آن ، قیاس و تطبیق و چشم و هم چشمی جایگاهی ندارد . چرا که بنا به مطالب گفته شده ، فلسفه و چرایی خط قرمزهایی که در مسیر آزادی گذاشته شده ؛  متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم و ایدئولوژی ملت ها و منطبق با  اصول وسیاسیتهای کلی و آرمان های هر قوم و مبتنی بر حفظ ارزش ها ونفی ضد ارزشها و در راستای  بایدها و نبایدهای قانون اساسی و دین مذهب هر کشور تعیین می گردد . بنابراین هر کشوری در مسیر آزادی محدودیت و خط و قرمزهای مخصوص خود را دارد .
,
 
,
  لذا آثار حقوقی و اجتماعی این خط قرمزها و محدود و منطقی نمودن آزادیهای فردی و اجتماعی انسانها ، متوجه عموم فعل انفعالات انسان وتمامی فعالیتهای فردی و اجتماعی او، اعم از مادی و معنوی می شود .و مختص به فعالیت در رشته یا زمینه خاصی و یا مخصوص گروه خاصی از جوامع انسانی نیست .
,
 
,
تا به اینجا خواستیم به آقای علی مطهری به زبان ساده بگوئیم ، که آزادی به معنی بی بند باری وهرج مرج ، که هرکس هوس کرد برود پشت تریبون وبه امام شیعیان اهانت کند ، درجمهوری اسلامی ایران وجود ندارد . وحالا که شما حتی از مطالعه کتابهای پدرتان محروم بوده اید ویا شاید غرور مانع مراجعت شما به کتابهای پدر شده ، ماکه با افتخار خودرا خوشه چین خرمن پدر والامقامتان میدانیم ، اینک آنچه با زبان ساده ما در مطالب پیش گفته شده بیان گردیده ، را از زبان فلسفی وعالمانه پدرتان تکرار می کنیم شاید به حرمت پدر از لجاجت دست بردارید و اینقدربا احساسات وعواطف دینی توده مردم بازی نکنید .                                                    
,
 
,
استاد شهید مرتضی مطهری درتعریف وتشریح مفهوم آزادی فرموده است :
,
 
,
 «« برای مفهوم آزادی، یک معنای سلبی که عبارت است از نبودن مانع، بیان می کند . یعنی اینکه انسان از هر قید و بندی که جلو رشد و تکامل و فعالیتهای او به سوی کمال را می گیرد، رها باشد . «[آزادی] یعنی جلوی راهش را نگیرند، پیش رویش مانع ایجاد نکنند . ممکن است یک موجود زنده امنیت داشته باشد، عوامل رشد هم داشته باشد، ولی در عین حال موانعی جلو رشدش را بگیرند ... انسانهای آزاد، انسانهایی هستند که با موانعی که در جلو رشد و تکامل شان هست، مبارزه می کنند . انسانهایی هستند که تن به وجود مانع نمی دهند .» (مطهری، 1372: 270)[2]
,
 
,
با توجه به این فرمایش استاد شهید ، چون آقای علی مطهری در سخنرانی ها ومصاحبه هایش  حق وحرمت امام شیعیان را رعایت نکرده ، واین حق وحرمت را برای جونان در هاله ای ازابهام قرارداده ودردل آنها شعله شبهه وتشکیک روشن کرده ودر حقیقت این امر یک مانع رشد وتعالی برای جوانان محسوب میشود ، پس به توصیه استاد باید با آن مبارزه کرد . واین مانعی که در مسیر آزادی جوانان جویای حق ایجاد شده را برداشت .
,
 
,
 استاد شهید در ادامه در تعریف وتبیین آزادی بیان فرموده است : «« اما این که به نام آزادی بیان، افکار ضد دین را در پوشش اسلام، عرضه کنند ممنوع است . البته منحصر در کتب نیست ، بلکه همان طور که کتب ضلال هست، نطق و خطاب و فیلم ضلال هم هست که همگی مانند غذای مسموم می باشند و مقیاس ضلالتش از اثر و نتیجه اش که عاید روح بشر می شود معلوم می شود و هم خود افراد موظفند غذای روح خود را کنترل کنند و هم مسؤولین اجتماع از آن نظر که مدیر و مسؤول جامعه اند وظیفه دارند مراقب اغذیه روحی اجتماع باشند .» (مطهری، 1370الف: 49 - 50[3])
,
 
,
 
,
«« البته باید توجه کرد برخورد آراء و عقاید، غیر اغوا واغفال است . اغفال یعنی کاری توام با دروغ و تبلیغات نادرست . بر همین مبناست که خرید و فروش کتب ضلال در اسلام تحریم شده است ; یعنی کتاب های ضد دین و ضد اسلام دو دسته اند: برخی بر یک منطقه و تفکر خود را عرضه می کنند که این جا محل آزادی است و مبارزه با اینها باید در قالب ارشاد و هدایت و عرضه منطق صحیح باشد . اما گاه مساله دروغ و اغفال در میان است، مثلا اگر کسی درباره رئیس حکومت دروغ هایی بنویسد آیا آزادی ایجاب می کند اجازه پخش آنها را بدهیم؟ یا اگر کسی آیه ای یا مطلب تاریخی را به صورت تحریف شده در کتابش آورد تا نتایج دلخواهش را بگیرد، آیا ممانعت از نشر این کتاب، ممانعت از آزادی بیان است؟ آزادی ابراز نظر و عقیده ; یعنی آنچه که کسی واقعا بدان معتقد است بگوید، نه اینکه به این نام دروغگویی کند .[4]»»
,
 
,
«« بر این اساس استاد شهید مرتضی مطهری ،  از کسانی که به بهانه آزادی بیان و عقیده، به عقاید خرافی احترام می گذارند و لب به اعتراض نمی گشایند، انتقاد می کنند . به نظر ایشان در واقع این نوع حرکت، احترام به اسارت است نه احترام به آزادی . احترام به آزادی این است که با این عقاید که فکر نیست بلکه عقیده است یعنی صرفا تقلید و انعقاد است مبارزه شود . (رک: مطهری، 1370ب: 152)  »»
,
 
,
 نکته بسیار جالب وفوق العاده حائز اهمیت ،که در حقیقت کلید معمای لغو وپاسخ سوالات علی مطهری وتمامی رسانه ها ودلتمردان حامی اودرآن نهفته است ، در این مطلب است که شهید مطهری فرموده : «« من مکرر گفته ام که هرگز از پیدایش افراد شکاک در اجتماع که علیه اسلام سخنرانی می کنند، مقاله می نویسند، نه تنها متاثر نمی شوم که خوشحال هم می شوم ; زیرا کار اینها باعث می شود چهره اسلام بیشتر نمایان شود . در سال های اخیر، کسروی، توده ای ها، و ... علیه اسلام و واقعا به طور غیر مستقیم به اسلام خدمت کردند ; زیرا مسائلی که سالها در اثر عدم اعتراض و تشکیک در پرده ابهام قرار گرفته بود، دوباره مطرح شد و علما به آشکار ساختن حقایق پرداختند . یک دین زنده هرگز از این حرف ها بیمی ندارد . آن وقت بیم است که حامیان دین آن قدر مرده باشند که عکس العمل نشان ندهند، همانطور که وقتی در اوایل مشروطیت به نظام جزایی اسلام حمله شد، یک نفر دفاع نکرد . به نظر من تنها راه درست برخورد با افکار مخالف همین است، و الا اگر بخواهیم جلوی تفکر و آزادی را بگیریم، جمهوری اسلامی را شکست داده ایم . و مثلا زیر پوشش اسلام، افکار مارکسیستی را نشات گرفته از اسلام قلمداد نماید بلکه استادی که واقعا خود، مارکسیست است باید بیاید، ما هم منطق خودمان را عرضه می کنیم و هیچ کس هم مجبور نیست منطق ما را بپذیرد .
,
 
,
بله بدون تردید ما هم با گفته استاد شهید موافق وهم عقیده ایم . چرا که اگر مخالف ودشمن شناسنامه داری در جایگاه ولباس مارکسیستی ،  لیبرالیستی  ، سکولاریستی ،  اومانیستی ،  وهابی واعتزالی بحثی را مطرح کند ویا سعی در ایجاد تشکیک وشبهه وچالش نماید ، ویا مقاله و کتابی بنویسد ، چون مخاطبین از هویت وماهیت فکری وعقیدتی وسیاسی  صاحب سخن ویا صاحب قلم آگاه هستند ، ومی دانند که کلام وبیان ونوشته های او ، از ضمیر ومغز واندیشه یک مخالف تراوش کرده وآن مخالف دارد عقاید خودرا منتشر ویا از آن دفاع می کند . لذا در چنین شرایطی دلیل وموجبی برای نگرانی وبیم واضطراب وجود ندارد ، وایضاً چنین رفتاری را هرگز تهدید فرض نمی کنیم  ، وبالتبع به فکر تعطیلی وبهم زدن چنین مراسم یا همایش ویا جمع آوری آثار منتشره  ویا لغو سخنرانی های مورد نظر نخواهیم بود ، بلکه با روی بازاز آن استقبال کرده و چنین شرایطی را فرصتی مغتنم  دانسته  و ازاین فرصت  برای اثبات حقانیت اسلام ناب محمدی ومکتب شیعی ومبانی فکری وعقیدتی نظام مقدس جمهوری اسلامی وبصیرت افزایی وتقویت بنیه فکری جوانان انقلابی  استفاده بهینه نموده وخوف ضرراحتمالی را ازبین خواهیم برد .
,
 
,
اما مسئله این است که علی مطهری ، در ظاهر هیچ یک از شاخص ها ونشانه های یک مخالف شناسنامه دار ویا شکاک مثل کسروی وتوده ای های مورد نظر پدرشهیدش را ندارد ؛ ویا تحت عنوان یک مارکسیست یا لیبرالیسم وسا سکولاریسم ویا اومانیسم ویا وهابی ویا اعتزالی وامثالهم خطابه نمی خواند وسخنرانی نمی کند ، که بنابه توصیه پدر بزرگوارش بیمناک نباشیم . ایشان در مقام ولباس یک دوست ودرجایگاه نایب رئیس مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران ظاهر می شود وبا سابقه ای که از سخنرانی های اووجود دارد ، دراین جایگاه ومنصب ومقام ایجاد تشکیک وشبهه می نماید وحق را برای جوانان وپویندگان راه حق مشتبه ومسیر رشد وتعالی آنهارا ناهموار می سازد ، که این خود رفتاری ضد آزادی است . اینجاست که خوف تحریف حقیقت و خوف به انحراف کشاندن واغفال جوانان انقلابی تشنه معارف ناب متصور است وبنا به توصیه استاد شهید که در مطالب پیش گفته آمده باید با آن مقابله کرد .
,
 
,
از مطالب پیش گفته مستفاد می شود که فاصله علی مطهری با استاد شهید مرتضی مطهری چقدرنگران کننده است . لذا به نظر می رسد آز آنجایی که آقای علی مطهری هیچ اندوخته ی انقلابی  وسابقه مبارزاتی ودفاع از انقلاب اسلامی در کارنامه اش ندارد ، وهرچه دارد همه از نام واعتبار وآبروی پدر شهید بزرگوارش است ؛ وحالاکه تفاوت راه وافتراق اندیشه او با این پدراندیشمند وجلیل القدر آشکار شده ، بنابراین لازم وضروری است کسانیکه به صرف اعتبار پدر ، به این فرد اعتماد کرده ، در تصمیم خود تجدید نظر کنند .
,
 
,
 
,
بنابراین ، به حکم آزادی ودر راستای احترام وتکریم آزادی وبه حکم عقل ودین وقانون ، به کسی که با سخنان موهن ونسنجیده حق امام شیعیان را بر امام دوستان وحدود نیم میلیارد شیعه مشتبه می کند ومانع رشد وتعالی آنها می شود  نباید اجازه سخنرانی داد .
,
 
,
 
,
والسلام
,
 
,
 
,
[1] سایت خبری انصار حزب الله : http://www.yalasarat.com/vdcg3x9t.ak9wx4prra.html
,
 
,
[2] پگاه حوزه - دوازدهم اردیبهشت 1383، شماره 129 - مطهری و ارزش شناخت آزادی http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3814/4137/25478
,
 
,
[3] همان
,
 
,
[4] پگاه حوزه - دوازدهم اردیبهشت 1383، شماره 129 - مطهری و ارزش شناخت آزادی http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3814/4137/25478
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه