گفتوگوی ویژه آناج با نویسنده "خط مقدم"؛
"خط مقدم" روایت از مردی با آرزوهای دور برد ... / در نوشتن از شهدا، دنبال پیشینه سازی برای خودمان نباشیم
غفاری گفت: شهید تهرانی مقدم به عنوان مرد موشکی ایران دارای نقاط برجسته ی بسیاری در زندگی، بخصوص روابط خانوادگی خویش است که می تواند الگوی راستینی برای مخاطبان باشد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، پدیده جنگ تحمیلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از گستردهترین حوزههای تفکر، اندیشه وپژوهش را فراروی اندیشمندان و پژوهشگران این کشور قرار داده است، تا ابعاد پیچیده و ناشناختهای از فرهنگ و اندیشههای مذهبی و ملی مردم ایران را مورد پژوهش قرار دهند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,از جمله آثار بکری که در این عرصه خلق شده است، کتاب "خط مقدم" نوشتهی فائزه غفاری است که اخیرا توجه خیلی از مردم را به خود جلب کرده است. بدین بهانه گفتوگویی ترتیب دادهایم با نویسندهی این اثر که مشروح آن را در ذیل میخوانید؛
,فائزه غفاری حدادی فارغ التحصیل دانشگاه شهید بهشتی تهران است. به گفتهی خود او، علیرغم علاقهی وافری که به حوزه ادبیات داشته است در اثر جبر روزگار مسیر تحصیلی خود را تغییر داده و وارد رشتهی زیست شناسی شد.
,وی ضمن حفظ الفت خود با قلم و فعالیت در نشریات دانشگاهی، پس از فراغت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، مسیر ادبیات را به طور جدی در پیش گرفت. تا جایی که این علاقهی ادبی به تالیف آثاری چون خط مقدم (زندگینامه شهید تهرانی مقدم) و دو کتاب دیگر انجامید.
,آناج: ورود به حوزهی ادبیات دفاع مقدس را از چه زمانی و چگونه آغاز کردید؟
, آناج: ورود به حوزهی ادبیات دفاع مقدس را از چه زمانی و چگونه آغاز کردید؟,برای ورود به این مبحث روند طبیعی کار را طی کردم؛ اما میتوانم بگویم در دوران نوجوانی تمامی کتابها و نشریات و مجلههای مربوط به شهدا و روایت فتح را در اختیار داشتم، هیچ وقت از این وادی دور نبودم.
,

, دلیل اصلی من برای نوشتن، علاقهای بود که به این حوزه داشتم. به طوریکه هرگاه دست به قلم می شدم از شهدا مینوشتم و احساس میکنم خود ایشان بودند که مرا به این مسیر سوق میدادند.
,به خاطر دارم اولین اتفاق مربوط به مصاحبهای بود که حاج آقا پیکانی با پدرم انجام داد تا خاطرات شهیدی را جمع آوری کنند. ایشان از پدرم درخواست کرد که نویسندهی متعهدی را برای این کار معرفی کند؛ پدرم دلنوشتهی مرا که در موضوع همسر شهید تجلایی بود، به عنوان نمونه به آقای پیکانی داد؛ ایشان بدون اینکه بدانند پدرم دختر خود را به او معرفی کرده است با نوشتهی من موافقت کرده و پیشنهاد داد در کلاسهایی که آنها برگزار میکنند شرکت کنم. آن کلاسها برای من بسیار مفید بود و من مطالب بسیاری از استاد قاسم پور آموختم. در آن دوره بود که از من به عنوان نفر اول کلاس خواستند اولین کتاب خود را در مورد شهید ناصر شروع کنم.
,آناج: لطفا از فرآیند تدوین کتاب بگویید که برای به ثمر نشستن یک اثر، چه مراحلی را باید پشت سر نهاد؟
, آناج: لطفا از فرآیند تدوین کتاب بگویید که برای به ثمر نشستن یک اثر، چه مراحلی را باید پشت سر نهاد؟,به نظر من اگر کسی بخواهد کار تاثیر گذار بنویسد، ابتدا باید خود او از موضوعی که میخواهد بنویسد تاثیر گرفته باشد، تا زمانی که آن موضوع خود نویسنده را تحت تاثیر قرار نداده باشد و در زندگی خود نویسنده اثر نگذاشته باشد، چطور میتواند با نوشته خود در زندگی مخاطب اثر بگذارد؟! اگر احساس کنم سوژه میتواند زندگی مرا تحت تاثیر قرار بدهد، تصمیم میگیرم بان پرداخت کنم؛ در واقع اولین مرحله شناخت سوژه است.
,من به سوژههایی پرداخت میکنم که بتوانند مرا تحت تاثیر قرار بدهند
,ممکن است سوژههای مختلفی به من پیشنهاد شود ولی از جوانب مختلف نتوانم با آن ارتباط برقرار کنم، یا تحت تاثیر آن قرار بگیرم، لذا به آن ورود نمیکنم. اما اگر سوژه مرا تحت تاثیر قرار بدهد، بعد از آن سعی میکنم با آن آشنا شوم و پاسخهای لازم را برای سوالاتم بیابم. تا مرحلهای این کار را نجام میدهم که احساس کنم به یک شناخت نسبی از سوژه مورد نظر رسیدهام و ناخود آگاه یک ارتباط ویژه بین نویسنده و سوژه (مخصوصا اگر سوژه شهید باشد) ایجاد میشود و بعد از ایجاد این ارتباط معنوی ویژه(که گاه چند ماه به طول میانجامد)، کار شروع میشود.
,روزی که می خواهم کار را شروع کنم، در ابتدا چکیدهای در مورد روند انجام کار مینویسم قالبهای مورد نظر را در آن تبیین می کنم. در آغاز هرکاری از خود شهدا کمک میگیرم و با وضو مشغول نوشتن میشوم.
,در ابتدای کار به کندی و با آرامش پیش میروم تا اگر جایی احساس کردم قالب پیش بینی شده موثر نمیافتد، به نقطه اول کار برگردم و قالب دیگری را برای آن انتخاب کنم.
,آناج: به نظر شما ادبیات پایداری با چه خلاء ها و کمبودهایی مواجه است؟
, آناج: به نظر شما ادبیات پایداری با چه خلاء ها و کمبودهایی مواجه است؟,به نظر من خلاء اصلی نقش بانوان در دفاع مقدس است که آن هم در حضور زنان در خود جبهه خلاصه نمیشود بلکه منظور من اتفاقات پشت جبهه است. باید بگویم جنگ یک تلاش دسته جمعی است و اگر شخصی در جبهه حضور یافته، در حقیقت یک خانواده را با خود در جهاد و جنگ درگیر کرده است. برای مثال "دختر شیلا" کتابی است که به خوبی نقش همسر شهید را به تصویر میکشد ... زنی که به نوبه خود در سنگر جبهه و جنگ بوده، اگر چه در خط مقدم حضور نداشته ولی به اندازه کسی که در خط مقدم بود، ایفای نقش کرده است.
, در زمینه ادبیات پایداری اغلب مخاطبان ما کسانی هستند که ارتباطی با نسل هشت سال دفاع مقدس نداشته و همه آن ها حتی بعد از صدور قطعنامه و در دهه هفتاد متولد شده اند. این مخاطبان بیشتر از این جهت می توانند با آن دوران ارتباط برقرار کنند که زندگی آرام خود را با زندگی آنان مقایسه کنند تا بتواند زحمات آن دوران را بفهمند. در این میان وقتی از نقش بانوان در دفاع مقدس سخن می گوییم، این سخن میتواند بانوان نسل حاضر را تحت تاثیر قرار دهد که این امر به نوبهی خود بسیار حائز اهمیت است.
,با پرداختن به نقش بانوان در دفاع مقدس، میتوانیم زنان عصر حاضر را تحت تاثیر قرار بدهیم
,برای مثال وقتی تازه عروسی با وجود آگاهی به خطرات جنگ، با اعزام تازه داماد خود به جبهه موافقت می کند، این موضوع فقط برای یک تازه عروس قابل درک است. واقعا در اوایل عروسی هر عروسی از دامادش درخواست کند که فعلا به جبهه نرو ، 90 درصد از دامادها از رفتن به جبهه سست می شوند اما هیچ یک از همسران شهدا انگونه عمل نکردند. اگر این حقایق برای نسل جدید بیان بشود آنان می توانند ارتباط خوبی را با نسل دفاع مقدس برقرار کنند.
,گاه نسل جدید بین خود و دوران دفاع مقدس فاصلهی زیادی را احساس میکنند و شهدا و رزمندگان و همسران و خانواده هایشان را دور از دسترس تلقی میکنند در حالی که اگر یک کتاب درست نوشته شود، تاثیر خود را خواهد گذاشت چون احساسات انسانها پایدار است و یک فرد در بیست قرن قبل همان اندازه همسرش را دوست داشت که ما الان دوست دارم.
,

, آناج: به نظر شما در بستر جبههی مقاومت می توان نسبت به کاهش فاصله بین نسل جدید و رزمندگان و شهیدان، ورود کرد؟
, آناج: به نظر شما در بستر جبههی مقاومت می توان نسبت به کاهش فاصله بین نسل جدید و رزمندگان و شهیدان، ورود کرد؟,کتابهایی که درخصوص شهدای جبهه مقاومت نوشته شدهاند دچار شعارزدگی هستند
,من احساس می کنم نباید در این حوزه شتاب زده عمل کرد، باید قدری پخته تر و کارشناسانه تر اقدام کرد. زیرا این قضیه هنوز تازه است و تمام ابعاد آن جا نیافتاده است و برای حصول درک کامل از آن به زمان نیاز داریم تا تفکر جایگزین شعار شود. ما خیلی خوب شعار می دهیم و کتاب هایی هم که در مورد مدافعان حرم به چاپ میرسد هرچند بسیار ارزشمندند اما دچار شعارزدگی هستند تا تفکر.
,پرداختن به جبهه مقاومت نیازمند زمان و فرصت بیشتری است
,البته من با شعار مخالف نیستم اما باید برای مردم تبیین کنیم که چرا جوانان از زندگی خود می گذرند و در راه کدام آرمان و عقیده فدا میشوند؟ درواقع وقتی کتابی در این خصوص مینویسیم باید توجه داشته باشیم که اگر شخصی بعد از بیست قرن آن را مطالعه کرد، بتواند با کتاب ارتباط برقرار کند و این اتفاق نمی افتد مگر اینکه زمان بیشتری برای آن صرف کنیم.
,آناج: در حوزه ادبیات پایداری بیشتر دوست دارید به کدام مقوله ها پرداخت کنید؟
, آناج: در حوزه ادبیات پایداری بیشتر دوست دارید به کدام مقوله ها پرداخت کنید؟,من بیشتر تمایل دارم کتابهایی به روایت همسر بنویسم. تصمیم دارم به زندگی شهدایی ورود کنم که علاوه بر جریان جنگ و شهادت در سایر ابعاد زندگی نیز حرف برای گفتن دارند و من میتوانم به صورت چندجانبه با آنها ارتباط برقرار کنم.
,دوست دارم ابعاد مغفول زندگی شهدا را به رشته تحریر دربیاورم
,به نظر من در این خصوص کم کاری کردهایم؛ از رشادتها و شجاعتهای شهدا بسیار گفتهایم اما به جوانب دیگر شخصیت و زندگی آنها پرداخت نکردهایم. بهتر است ابعاد کلی زندگی شهدا برای نسل جدید بیان شود و توجه آنان به این نکته نیز جلب شود که شهدا در زندگی خود کار و هنر خاصی داشتند و به راحتی میتوانستند از لحاظ اقتصادی و... رشد کنند و با توجیههای گوناگون از رفتن به جبهه سرباز زنند اما این کار را نکردند؛ من به این دسته از شهیدان علاقهی خاصی دارم و میخواهم ابعاد دور از نظر زندگی آنان را به رشته تحریر دربیاورم.
,آناج: از کتاب "خط مقدم برایمان بگویید و از فرآیند کار و رابطهای که با شهید و خانوادهی ایشان برقرار کردید؛
, آناج: از کتاب "خط مقدم برایمان بگویید و از فرآیند کار و رابطهای که با شهید و خانوادهی ایشان برقرار کردید؛,"خط مقدم" و پرداختن به زندگانی شهید تهرانی مقدم، هم از نظر روحی و هم به لحاظ حرفه ای، پروژه بسیار سنگینی بود. فشار کار ناشی از این پروژه تا حدی زیاد بد که حتی یادآوری آن نیز نوعی فشار روانی را بر من تحمیل می کند.
,خود شهید تهرانی مقدم اجازه ی نوشتن و ثبت فعالیت های موشکی را دادند
,وقتی میدیدم فردی شبانه روز تلاش میکند، شب بیداری های پی در پی و طولانی را تحمل میکند، دوماه است که خانواده خود را ندیده است و همهی این شرایط را به خاطر رسیدن به آرمانی مقدس و داوطلبانه میپذیرد، ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری می ساخت. اخلاص و کارهای شبانه روزی دوستان و همکاران شهید نیز برایم خیلی جالب بود اما تا کنون این مراتب اخلاص، فداکاریها و تلاش جایی بیان نشده و مورد بحث قرار نگرفته است. به طوریکه حتی خانوادههای این اشخاص هم نفهمیدند عزیزانشان در مجموعه موشکی مشغول چه کار و فعالیتی هستند. جالب تر اینکه به افردا فعال در قسمت موشکی تاکید می کردند هر چیزی امروز (ولو خودتان را) فراموش کنید؛ این درواقع نشان از میزان بالای حساسیت و ضرورت محرمانه ماندن فعالیت های موششکی را نشان میدهد. با این حال خود شهید تهرانی مقدم اجازه ی نوشتن و ثبت فعالیت های موشکی را دادند که این رخصت با دورنگری که ایشان داشتند خیلی بجا بود.
,مردی با آرزوهای دور برد ...
,کتابی که در مورد ایشان نوشتم به عنوان مردی با آرزوهای دور برد است، این عنوان به نوعی تایید کننده دوراندیشی شهید است که برای من بسیار جالب بود و چرا که این خصوصیت موجب شده بود در همه مرحله ها یک قدم از بقیه جلوتر باشد.
,

, گروهی در مطالعات 9 ساله خود به گردآوری اطلاعاتی در خصوص فعالیت های موشکی آن زمان پرداختند که من تمام مصاحبه های انجام شده توسطط این گروه را مطالعه کردم و دیدم که در نقاط مختلف کشور با مسئولین و افراد مربوطه به گفت و گو نشسته اند و گاه تا نوبت مصاحبه مقامات یک سال منتظر ماندهاند! من با دیدن این مصاحبه ها و زحمات که نشان از اهمیت و عظمت کار مورد نظر داشت، تصمیم گرفتم همه را به سرانجام برسانم هرچند که نگران بودم نکند من نتوانم به عنوان آخرین زنجیره، وظیفه خود را به خوبی انجام بدهم.
,البته خود ما نیز در ابتدا آگاهی چندانی در خصوص قضیه موشکی نداشتیم و بقیه نیز تا زمانی که کتابی این چنین را مطالعه نکنند نمی توانند به اهمیت از خودگذشتگی انسان هایی پی ببرند که در آن برهه خاص از زمان دست به چنین کارهای بزرگی زدند در حالی که همگان تصور می کردند ایران قدرت ورود به عرصه موشکی را ندارد. اما مردان خدا با اتکا به نیروی ایمان و اخلاص، باور داشتند که می توانند و توانستند.
,من باید این حقایق را بیان می کردم و احساس می کنم اگر عنایت شهیدان نبود، من نمی توانستم حقیقتی به این عظمت را به گونهای به رشته ی تحریر دربیاورم که برای مخاطب قابل درک باشد و مخاطب آن ها را افسانه و تخیل نویسنده نپندارد.
,"خط مقدم" را ده ها بار بازنویس کردیم
,یکی دیگر از عواملی که پروژه را دشوارتر میساخت، مستند بودن آن است؛ یعنی من نمی توانستم شاخ و برگی به موضوع بدهم و باید تمام جزئیات عین آنچه اتفاق افتاده است نوشته می شد. این نیز میسر نمی شد مگر اینکه راویان(به غیر از شهید تهرانی مقدم و شهید پیرانیان همه زنده هستند) بارها آن را می خواندند و ایرادات در مورد صحت و سقم مطلب را مشخص می کردند. راویان آن دوره بارها کتاب را خواندند و اشکالات همدیگر و کمبودها و نقض های همدیگر را گفتند. درواقع کار کردن با راویان زنده بسیار سخت بود چون روایت باید مستند و باور پذیر بیان می شد. این کتاب بارها و بارها توسط افراد مختلف خوانده شد و پس از اتمام تالیف، بازنویسی آن حدود دو سال طول کشید.
,"خط مقدم" به روایت شهید تهرانی مقدم از ابتدای تاسیس موشکی تا انتهای آن میپردازد
,"خط مقدم" به جریانات دو سال از زندگی شهید بزرگوار پرداخته است؛ هرچند در ابتدا که کار را به من سپردند قرار بر این بود محدودیت زمانی در نظر نگیرند و هدف صرفا بیان مستند فعالیت شهدای موشکی ایران بود، ولی من بعد از خواندن و و دیدن حجم مصاحبه ها به این نتیجه رسیدم، ما اگر بخواهیم این مطالب را در قالب کتاب دربیاوریم، مطالب زیادی از قلم خواهند افتاد. من حیفم می آمد دوران زندگی پربار شهید را در یک کتاب 500 صفحه ای جا بدهم و نگاه از دور به موضوعات زندگی ایشان داشته باشم؛ چون این موجب می شد نتوانم شهید تهرانی مقدم را به عنوان الگوی راستین به مخاطب معرفی کنم. حال آنکه به نظر من بهتر است جوانان به جای دورنماهایی که از زندگانی شهدا دارند به شهید نزدیک شوند. خود من ترجیح می دادم فقط به برهه کوتاهی از زندگانی این شهید بپردازم ولی در عوض تا حد مطلوب به شخصیت ایشان نزدیک شوم. لذا به شرح دو سال از زندگی شهید یعنی از ابتدای تاسیس موشکی تا انتهای آن(تابستان 1363 تا 21 دی ماه سال 1365) اکتفا کردیم.
,شهیدی که از سن 19 تا 52 سالگی یک روز بدون اتفاق خاص نداشت
,وی در سن 52 سالگی شهید شد و به واقع از سن 19 تا 52 سالگی یک روز بدون اتفاق خاص نداشت، یعنی در این سال ها مدام در حال تلاش بود؛ تلاش هایی که به نتایج مهم منتهی می شد.
,من بعد از خواندن مصاحبه های مربوط به این کتاب احساس کردم خلایی در ارتباط با نقش خانواده های این شهدا در گفت و گوهای انجام شده وجود دارد و برای همین مصاحبه با خانواده شهید را به عهده من گذاشتند و من از خانواده ایشان بسیار سپاسگزارم که با روی باز و با مهربانی از من استقبال کردند . من همسر شهید را به عنوان شخصیتی یافتم که سنگر پشت جبهه را به خوبی اداره می کند تا شوهرش بتواند به راحتی در جبهه موشکی فعالیت کند؛ لذا مناسب دیدم روایتی از خانواده شهید تهرانی را نیز در کتاب بگنجانم.
,قسمت اعظم کتاب را خاطرات همسر شهید تشکیل می دهد/ دلنوشته هایی که سندهای دفاع مقدس است
,البته شاید خیلی از افراد وقتی کتاب را به عنوان مستند تاسیس تاریخچه موشکی می خوانند، آن را متنی مردانه و کاملا نظامی تصور کنند در حالیکه "خط مقدم"، کتابی کاملا احساسی، داستانی و خانوادگی است. درواقع "خط مقدم" رمانی است که با شخصیت ها جلو می رود و به اتمام می رسد، پر از اتفاقات جذاب و رابطه احساسی با خانواده است و همسر شهید با دست نوشته هایش داستان را جلو می برد. البته همسر شهید دست نوشته هایش را پیشتر به شهید تهرانی نشان نداده بود. به عبارت دیگر این مطالب محتوای دفتر خاطرات شخصی همسر شهید بود که هنگام دلتنگی می نوشت و شما خاطره هر روز از این دفتر خاطرات را بخوانی سخن از دلتنگی برای همسر نوشته شده است. آن زمان ایشان تازه عروس بودند و فقط شش ماه از عروسی آن ها سپری شده بود، این خاطرات برای خودشان دل نوشته بود و حتی این مطالب را به شهید نیز نشان ندادند. این دل نوشته ها را همسر شهید سخاوتمندانه در اختیار من گذاشت و با چاپ آن در کتاب موافقت نمود.
,قسمت اعظم این کتاب مربوط به نامه هایی است که بین شهید و همسر ایشان رد و بدل شدند و این نامه ها سندی برای دفاع مقدس ما به شمار می روند و حکایت از اهداف شهدا و آرمان های ایشان دارد که در اوج محبت نسبت به خانواده به میدان جنگ قدم می نهادند.
,

, تلاقی اقدار نظامی و رأفت عاشقانه در مرد موشکی ایران
,شهید در هر نامه ای نوشته است: روی زیبای تو را از دور میبوسم، تو نیستی و من اینجا احساس دلتنگی می کنم... ببینید چگونه آن شخصیت نظامی و مقتدر جبهه با خانواده خود در اوج رافت و لطافت سخن می گوید! این ها همان ابعاد مغفول مانده خاطرات شهیدان هستند.
,ناگفته نماند که من تنها 10 درصد از اطلاعات به دست آمده در مصاحبه ها را جهت تالیف "خط مقدم" مورد استفاده قرار داده ام. 90 درصد باقی نیز می تواند در قالب کتاب های دیگر محقق شود.
,آناج: آیا اثر جدیدی در دست کار دارید؟
, آناج: آیا اثر جدیدی در دست کار دارید؟,کتابی به نام "خورشید که غرق نمی شود" نوشتهام که اکنون در دست چاپ است. این اثر در مورد زندگانی شهید محمد شمس، از شهدای غواص تبریز است که در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید. هر چند ایشان نیز از شهدای 18 ساله می باشد ولی این شهید نیز یک مثال نقضی است برای کسانی که می گویند شهدای 18 ساله و کم سن و سال کاملا احساسی وارد جنگ شده اند. من از دست نوشته ها و وصیت ایشان تحت تاثیر قرار گرفتم.
,آناج: تاثیرگذارترین کتابی که تاکنون خوانده اید، کدام کتاب بوده است؟
,آخرین کتابی که تاثیر زیادی در من داشت، کتاب "زقاق پنجاه و شش" تالیف هانی خرم شاهی بود که در خصوص اخراج عراقی هایی که ریشه ایرانی داشتند و جنایاتی که صدام علیه شیعیان در عراق انجام داده نوشته شده است. سوژه این کتاب کاملا برای من بکر بود و توصیه می کنم اگر کسی می خواهد رذالت و پستی صدام را ببیند این اثر را مطالعه کند.
,آناج: حرف آخر ...
,در نوشتن از شهدا، دنبال پیشینه سازی برای خودمان نباشیم
,من از نویسندگان یا نهادهایی که می خواهند برای اولین بار در مورد شهدا کتاب بنویسند، تقاضا دارم نخواهیم با کتاب نوشتن برای خودمان پیشینه درست کنیم بلکه کیفیت کار را مورد تاکید قرار بدهیم که خیلی مهمتر از کمیت است. ما نباید کیفیت را فدای کیمت نکنیم و باید زمان بیشتری به نویسنده بدهیم. گاه پروژهای را بر عهده من نهاده و تنها یک سال برای انجام آن به من فرصت دادند در حالی که من روا نمیدانم کارهایی که یک شهید در طول یک عمر انجام داده در یک سال بنویسیم. اگر کتابهایی که در مورد شهدا می نویسیم به نحو احسن به انجام برسد دیگر هیچ نیازی نخواهد بود که دوباره در مورد آن شهید کتاب نوشته شود. ما در برابر تک تک شهدا مسئول هستیم و شاید شهید در قیامت از ما شاکی باشد که نتوانستیم زحمت و جان نثاری هایشان را بیان کنیم.
,نهادها و مسئولین فرصت کافی در اختیار نویسندگان قرار بدهند
,مسئولیت ما در برابر شهدا زیاد است و نمی توان با کتاب ها و مطالبی سطحی مخاطب امروز را جذب کرد؛ کتاب ها باید عمق پیدا کرده و در لایه های درونی ذهن شهید کند و کاو کند و بتواند عقاید و آرمان های او را بیان کند. با چند ماه کار سطحی نمی توان این کار را انجام داد و باید نهادها و مسئولین در مورد پیشنهاد خود به نویسندگان تجدید نظر کرده و فرصت بیشتری به آنان بدهند. و نویسنده ها نیز این موضوعات را بر خود سخت بگیرند و به راحتی از آن ها عبور نکنند. شاید برخی جاها با کوتاه نویسی و خلاصه نویسی توانسته اند با مخاطب ارتباط برقرار کنند ولی هر کوتاه نویسی نمی تواند این کارآیی را داشته باشد بلکه این کار ترفندهایی دارد؛ اولا باید نویسنده با شهید ارتباط برقرار کرده باشد، دوما باید در انتخاب کلمات دقت کرده و آن واژگانی را به کار ببریم که قدرت کافی برای انتقال مفهوم را داشته باشند.
,,
گفتوگو از: رویا سلمانی
]
ارسال دیدگاه