قله مقاومت مردمی اندیمشک در چهارم آذر بود
مصاحبه با عباس اسلامی پور نویسنده دفاع مقدس ، عضو هیت موسس موسسه ی فرهنگی هنری طلوع غدیر جنوب اندیمشک و عضو کمیته فرهنگی هیت امنا کنگره شهدای اندیمشک مستقر در اهواز.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اندیمشک جوان:جناب آقای اسلامی به عنوان اولین سؤال لطفا خاطره خودرا از بمبارن ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک بیان کنید ؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اندیمشک جوان,من در پاسخ به سوال شما خاطره ای از ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک را بیان می کنم تا از این طریق هم به سوال شما و دوستانی که در مدت زمان و تعداد هواپیماهایی که در این روز شهرستان اندیمشک را بمباران کردند ابهام دارند ؛ پاسخ دهم ، دقیقاً من یادم هست که سه شنبه ۴ آذر ۱۳۶۵ در مدرسه ی شهید مطهری کوی شهداء بودیم زنگ آخر بود و ما درس عربی داشتیم و اگر اشتباه نکنم معلمان آقای احمدزاده بودند که حدود ساعت ۱۱:۴۰ تا ۱۱:۴۵ دقیقه پدافند شهرستان اندیمشک شروع به تیراندازی کرد معلم مشغول درس دادن بود گفتند طبق معمول موشک باران دیگر حالا یک چند دقیقه ای می گذرد و تمام می شود ما هم به درس مان ادامه می دهیم . ۵ الی ۶ دقیقه ای که گذشت دیدند اوضاع و احوال فراتر از یک موشک انداختن توسط دشمن هست و بیشتر از این هاست ، معلم مان بنده ی خدا خیلی دستپاچه شده بود یک لحظه می گفت بروید بعد می گفت بماند و بروید کنار دیوار ، خیلی مشوش بود تا اینکه مدیر مدرسه ، مدرسه را تعطیل کرد . مدرسه شهید مطهری آن زمان که الان دبیرستان حضرت معصومه (س) است دقیقاً جنب بهشت زهرا بود آن موقع کانال هایی داشت که الان پوشیده شده اند بعضی از بچه ها داخل این کانال ها رفته بودند . من با دوتا از دوستاهایم با دوچرخه بودیم یکی از این دوستان مان پاهایش مشکل داشت و درست نمی توانست راه برود و دوچرخه داشت ما پریدیم روی دوچرخه و آمدیم خیابان پاسداران و از آنجا جلوی مسجد امام حسین (ع) شاید اگر بگویم در این جا سایه ی هواپیما ها را احساس کردم غلو نکرده ام اینقدر معلوم بود که بالای سر ما هستند سایه ی هواپیماها به شهر افتاده بود و در این جا مقداری پایین آمده بودند و دیوار صوتی شکسته شد این دوست ما هم بنده خدا همانطوری که با دوچرخه رکاب می زد خیلی دستپاچه شد و حالا شدیدتر رکاب می زد تا رسیدیم جلوی خانه ی ما به جلوی خانه ی ما که رسیدیم نگاه مون به قسمت راه آهن بود امتداد خانه ی ما پانصد شصد متر که به راه آهن نگاه کنیم همان قسمت تعمیرات راه آهن که در اصطلاح محلی به آن دپو می گویند مشخص است اولین جایی که بمباران شد همان دپو بود دقیق مثل صحنه های فیلم که آتش به شکل مخروطی شکلی بالا می رود همان طور اتفاق افتاد در همین فاصله ما همسایه ای داشتیم که مصالح ساختمانی می فروخت و به او عمو رجب می گفتیم ایشان به جلوی خانه ی ما که رسید به دلیل عجله ای که داشت دوچرخه اش شکسته شد آن را به داخل خانه ی ما انداخت و با عجله به سمت خانه اش رفت تا به خانواده اش برسد و ببیند چه اتفاقی افتاده است بعد از این که اولین نقطه را زد ، دوتا دوست من هم از من جدا شدند و رفتند سمت خانه هایشان من آمدم داخل خانه یک اتاق نزدیک در خانه داشتیم وارد آنجا که شدم دو سه تا از خانم های همسایه آنجا جمع شده بودند موقع ایی که هواپیماها می آمدند و می رفتند احساس می کردم در گهواره ای هستیم که با حرکت هواپیماها تاب می خورد در این مدت زمان مادر من مرتب آیه الکرسی می خواند و خانم های دیگر صلوات می فرستادند . ساعت از یک قطعاً گذشته بود که سر و صداها نشست . حالا من در اینکه مدت زمان بمباران یک ساعت و نیم یا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه است یک مقداری شک دارم ولی مطمئناً از ساعت یک گذشته بود در مورد تعداد هواپیماها نیز باید بگویم دوتا هواپیما که نمی آیند و یک ساعت داخل شهر بچرخند . آقای چیت فروش دوسال پیش که به اندیمشک تشریف آوردند نیز به نوعی به این مسایل اشاره داشتند که تعداد هواپیماها کم تر از پنجاه تا نبوده اند و هر هواپیمای نظامی هم فقط برای بمباران کردن یک دقیقه وقت می خواد که باز با محاسبه ی تعداد و وقتی که ایشان از لحاظ نظامی بیان کردند مدت زمان این بمباران بالغ بر یک ساعت و نیم می شود که همان چیزی است که ما بیان می کنیم .
آن ها هوشمندانه اندیمشک را انتخاب کردند .
چرا شهرستان اندیمشک با این وسعت مورد حمله ی نیروهای عراقی قرار گرفت ؟
در این خصوص دیدگاهی دارم و آن هم مهمترین هدف شکستن خط مقاومت مردم بود چرا که بگویم دشمن در واقع انهدام و تخریب آن ها را مد نظر داشت مهم ترین نقطه ای که می توانیم به آن اشاره کنیم بحث خط راه آهن است که اگر این خط راه آهن منهدم می شد می توانست حلقه ی اتصال شمال کشور را با جبهه های جنوبی را قطع کند . نابودی مخازن نفتی که در اندیمشک قرار داشتند نیز می توانست ما را از لحاظ اقتصادی به مخاطره بیندازد ، حتی جاده ی زمینی که اندیمشک شاهراه سه استان است ، پایگاه چهارم شکاری که بین دزفول و اندیمشک است نیز از محورهایی بودند که مورد توجه توجه دشمن بود ، نابودی برق استان خوزستان نیز که سبب می شد جامعه ی ما را به لحاظ انرژی برق تحت الشعاع قرار بدهد و نیز از بین بردن نیروی انسانی که در اطراف اندیمشک و در پادگان ها بود همان طور که شما استحضار دارید چیزی در حدود ۲۰ پادگان در اطراف اندیمشک وجود داشت که هر کدام از این ها عقبه ی یک لشکر یا تیپی بود و آن ها استعدادها ی آن یگان نظامی محسوب می شدند پس همه ی آن شرایط دست به دست هم داده بودند که اندیمشک انتخاب شده ی با تدبیری از سوی عراق باشد و آن ها هوشمندانه اندیمشک را انتخاب کردند . به علاوه حوادث سال ششم جنگ تحمیلی از جمله نامگذاری آن سال به نام سال پیروزی از سوی امام راحل و نیز اعزام سراسری سپاه محمد(ص) ایمن هجوم می توانست در ایجاد تزلزل روحی مردم موثر باشد
ما می بینیم مردم استقامت کردند و شهر را ترک نکردند و در تشییع شهداء شرکت کردند و مصداق جمله ی امام خمینی (ره) شدند که در موردشان فرمودند : که اندیمشک بمباران می شود و بعدش مردم می گویند جنگ جنگ تا پیروزی
از دیدگاه شما چرا ثبت و ضبط بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ به عنوان یک ضرورت لازم است ؟
ببینید هر کشور یا شهری در تاریخ اش نقاط استقامتی اش را پررنگ تر می کند مثلاً ما در حادثه ی کربلا نیز که نگاه می کنیم بعد از آن حادثه ای که برای حضرت زینب (س) به وجود آمد ایشان فرمودند : ما رایت الا جمیلاً . ما نمی خواهیم بگویم آن بمباران بد و درد آور شهادت نداشت اشک و آه نداشت ،بی خانمانی نداشت بله همه ی این ها را داشت بالاخره ۵۴ هواپیما بیش از یک ساعت و نیم اگر بیایند و هر جایی از شهر را بزنند چه نقاط مسکونی و چه نقاط اقتصادی بالاخره هم خسارات مادی به وجود می آید و هم عواطف رو تحت الشعاع خودش قرار می دهد اما مهم ترین نکته ی ما بعد از این واقع این است که ما می بینیم مردم استقامت کردند و شهر را ترک نکردند و در تشییع شهداء شرکت کردند و مصداق جمله ی امام خمینی (ره) شدند که در موردشان فرمودند : که اندیمشک بمباران می شود و بعدش مردم می گویند جنگ جنگ تا پیروزی . ما از این منظور که یک نقطه ی مقاومتی و در واقع حماسه ای است اذعان داریم که باید به این روز پرداخته شود و به عنوان روزی که مردم در آن صحنه ی مقاومت خود را ترسیم نمودند در تاریخ بماند و برای نسل آینده بیشتر بازگو شود که چه اتفاقی در این روز در شهرستان اندیمشک افتاده و دارای چه پیشینه ای است و کمرش در حقیقت در زیر بار جنگ علاوه بر اینکه خم نشد بلکه مانند سرو ایستاد و هم درون شهر و هم بیرون شهر به عنوان گردان حمزه سیدالشهداء توانست بار بزرگی از جنگ را بر دوش بکشد،همین گردان حمزه پس از این واقعه هولناک در دو عملیات کربلای چهار و کربلای پنج حضور موثر دارد یعنی دشمن به هدف غایی خود یعنی دلسرد نمودن مردم از جنگ تحمیلی و عدم توجه به آرمان های انقلاب و امام راحل نرسیدع لذا اعتقاد ما این است که باید به این روز بیشتر پرداخته شود و به عنوان روز مقاومت حماسه ی مردم اندیمشک ثبت شود .
یک نقطه مغفول دیگر ما بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک بود که توسط موسسه ی غدیر بازروایی و بازشناسی شد
اولین نهاد یا مرکزی که در سطح شهرستان ، استان و کشور که بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ را معرفی کرد چه نهاد یا مرکزی بود و در چه سالی این جریان آغاز شد ؟
در این مورد در ابتدا من باید به عقب برگردم و یک توضیحی را خدمت شما عرض کنم ما در سال ۱۳۷۰ که موسسه ی فرهنگی هنری طلوع غدیر اندیمشک را راه اندازی کردیم ایده ما این بود که کارهایی که مغفول مانده است را با پیگیری زنده بکنیم از جمله این کارها در زمانی که مشغول ثبت و ضبط خاطرات شهدا بودیم یکی از رزمندگان گردان حمزه به من گفتند حالا که شما در این زمینه فعالیت می کنید ما یک فرمانده ی داریم به نام توکل قلاوند که متأسفانه کمتر کسی درباره ایشان صحبت کرده است ما هم با این دید که ایشان باری از جنگ را به دوش کشیده اند ، درمورد ایشان شروع به پژوهش کردیم و هرچه که بیشتر کنکاش می کردیم بیشتر متوجه جایگاه ایشان می شدیم و متوجه شدیم که ایشان در عملیات فتح المبین در زمینه شناسایی برای خودشان یک توانمندی های فوق العاده ی داشته بود که توانسته بود در آن مقطع حساس بسیار به کمک جنگ بیاید این راجع به شهیدی بود که ما درباره ش کار کردیم و دوستان نیز در حال آماده کردن مجموعه کتابی در مورد ایشان می باشند علاوه بر اینکه ما در همان سال ۱۳۷۵ توانسته ایم شب خاطره ی تحت عنوان گمنام ترین سردار با محوریت سردار توکل قلاوند برگزار کنیم و در یکی از میادین شهر هم چیزی در حدود سیصد متر تصویر نقاشی ایشان به علاوه ی جمله ی از وصیت نامه اش به تصویر درآمد و بدین ترتیب ما توانستیم شهید توکل قلاوند را به جامعه معرفی کنیم و بگوییم ایشان هم ردیف سردارانی بزرگ بوده است که به واسطه ایشان با اندیمشک آشنا شدند و حتی برادرشان نقل می کرد که شهید زین الدین بارها به خانه ی ما آمده و درآنجا استراحت می کرد و یا آن خاطره ی معروف که یک روز سردار احمد متوسلیان به سپاه اندیمشک می آید و می گویید این توکل قلاوند کیست ؟ می گویند چرا ؟ می گوید که به ما گفته اند توکل قلاوند منطقه دشت عباس را مثل کف دستش می شناسد و ما الان اکنون برای عملیاتی که می خواهیم در آنجا انجام دهیم به ایشان نیاز داریم . این بحث شهدای شاخص بود که در همان سال ۱۳۷۵ یک ویژه نامه به نام سروهای حماسه که مختص فرمانده هان شهرستان اندیمشک بود توسط روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ رسید و در اختیار مردم قرار گرفت .
یک نقطه مغفول دیگر ما بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک بود که توسط موسسه ی غدیر بازروایی و بازشناسی شد و رسیدیم به اینکه باتوجه به حجم مقاوتی که توسط مردم شده و حجم بمب بارانی که شده این حادثه از نقاطی است که جای کار دارد که باید به عنوان یکی از نقاط مهم دفاع مقدس مطرح شود نه تنها در جغرافیای اندیمشک بلکه در جغرافیای دفاع مقدس باید به آن بیشتر پرداخته شود و در واقع سنگ بنای این اقدام را موسسه غدیر در اویل دهه ۷۰ گذاشت و بنده برای نخستین بار در سال ۱۳۷۲ در روزنامه اطلاعات یک مقاله و یک خاطره در روزنامه نسیم صبح در همین رابطه داشتم که در همان جا شروع طرح موضوع در مطبوعات و رسانه ها شکل گرفت .
روند ثبت این روز در تقویم را شرح دهید ؟
ما سال ۱۳۸۲ یک نامه سرگشاده به وزیر وقت ارشاد که آن موقع جناب آقای مسجدجامعی بود نوشتیم و همین مطالبه را از ایشان کردیم که یک حادثه ای با این وسعت و با این شکل اتفاق افتاده است شما عنایت بفرمایید در شورای فرهنگی عمومی مطرح کنید تا مصوب شود این گردش کار انجام شد تا دبیرخانه شورا هم رفت آنان پیشنهاد دادند در هفته دفاع مقدس این روز عنوان شود اما اصرا ما بر ثبت همان روز در تقویم به صورت مستقل و به نام ” حماسه مقاومت مردم اندیمشک ” بوده و هست.البته هم اکنون با تشکیل جلسات خوبی در شهرستان با جدیت امام جمعه وفرماندار و نیز دوستان اندیمشکی ساکن اهواز که در قالب هیت امنا کنگره یک هزار شهید در مرکز استان فعال هستند و حقیر هم جزء کوچکی از این مجموعه هستم مستندات خوبی جمع آوری شده و آقای طیبی هم به عنوان پیگیری کننده موضوع اسناد قابل توجهی را گردآوری نموده است که ان شالله با تکمیل اسناد بار دیگر موضوع از شورای فرهنگ عمومی و انقلاب فرهنگی درخواست می شود
شما برای اینکه این روز در تقویم دفاع مقدس ثبت و ضبط شود چه پیشنهادهایی دارید و برنامه های آتی موسسه در این زمینه به چه صورتی است ؟
ما در این زمینه تاکنون کتاب اندیمشک در باران آتش را به چاپ رسانده ایم که توسط حسین بذرافکن از نویسندگان اندیمشک به چاپ رسیده و به عنوان یک کاری که در ادبیات داستانی به چاپ رسید در سال های پیش نیز یک برنامه رادیویی تحت عنوان اندیمشک در باران آتش توسط صدای مرکز خوزستان پخش شد ، توسط سیمای مرکز خوزستان نیز مستند ۴ آذر چند سالی پخش شد و پیگیری های خوبی انجام شد در بخش گزارش های خبری که ما در چند سال باز از شبکه خوزستان و حتی شبکه یک داشتیم ، همه ی اینها حاصل تلاش دوستانی بوده که در موسسه غدیر بودند ما در این قضیه حقیقتاً یه پیشنهادات مشخصی را در حوزه ی فضاسازی تبلیغاتی ، آثار مکتوب و بصری داریم . اولین پیشنهاد ما در واقع ثبت این روز به عنوان روز حماسه مقاومت مردم اندیمشک در تقویم کشوری و دیدار مردم با مقام معظم رهبری در این روز که به عنوان روز حماسه مردم اندیمشک انجام شود به عنوان حرکتی که می تواند خودش به ثبت این واقعه کمک کند ، بحث بعدی ما در لایه های دیگر هم باید اینجا همتی شود مثلاً به عنوان مثال ما می توانیم آن را در کتب درسی بیاوریم حالا اگر روش کار کتب درسی سخته و نمی شود آن را در شورای عالی کتب درسی مستند کرد حداقل در پیک های دانش آموزی که توسط آموزش و پرورش استان صورت می گیرد ، می شود به عنوان یکی از فصلش آن را با توجه به ابعادش بیاوریم در خود شهرستان هم مسؤولین اجرای می توانند مراسماتی که می خواهند انجام بدهند را در این روز انجام دهند مثلاً یک کارخانه مهمی می خواهد احداث شود و یا پروژه مهمی یا جشنواره ای می خواهد برپا شود همه ی این ها را می توانند در این روز انجام دهند که به نوعی مردم و جامعه بیرونی شهرستان هم متوجه اهمیت این روز بشوند ، مربیان قصه گوی مان در کانون فرهنگی را به این قصه حساس کنیم ، روحانیون مان بر روی منابر و در مدارس به این مسئله بپردازند و در دانشگاه پیام نور و آزاد شهر رشته ادبیات پایداری را با توجه به تقش ممتاز شهرستان اندیمشک راه اندازی بکنیم .
در کنار آن ما باید بتوانیم در ابعاد شعر ، قصه ، رمان و حتی فیلم نامه وارد بشویم و در آن زمینه فعال باشیم و در برنامه ریزی درازمدت خود جهت گیری فرهنگی شهر را به این قله مقاومت معطوف سازیم . این امر با یک برنامه ریزی ساختاری از مدارس،حوزه ها و نخبگان جامعه شکل می گیرد.
برنامه مراسم چهارم آذر در اهواز را توضیح دهید
برای دومین سال کمیته فرهنگی هیت امنا کنگره یک هزار شهید اندیمشک ،مراسم چهارم آذر در سالن امام خامنه ای مجمتع فرهنگی فجر روز سه شنبه سوم آذر ساعت ۱۸:۳۰ با حضور نماینده محترم ولی فقیه در استان و با حضور جمع بزرگ خانواده های اندیمشکی ساکن اهواز به فضل خدای سبحان برگزار می شود.البته در این مراسم قرار است از مستند چهارم آذر که توسط صدا و سیمای مرکز خوزستان و با کارگردانی آقای شهابی تهیه شده رونمایی شود. امیدواریم در این مراسم که آیت الله دکتر حیدری امام جمعه موقت اهواز سخنرانی خواهد نمود مورد استقبال عزیزان اندیمشکی واقع شود.
حرف آخر ؟
در انتها باید بگویم که همه ی ما باید نسبت به این قضیه حساس باشیم تا بتوانیم آن را به مردم معرفی کنیم و باید برای فردامان فکری بکنیم تا گرد زمان بر روی آن نپاشد .
مصاحبه و تنظیم : مریم لطیفی
من در پاسخ به سوال شما خاطره ای از ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک را بیان می کنم تا از این طریق هم به سوال شما و دوستانی که در مدت زمان و تعداد هواپیماهایی که در این روز شهرستان اندیمشک را بمباران کردند ابهام دارند ؛ پاسخ دهم ، دقیقاً من یادم هست که سه شنبه ۴ آذر ۱۳۶۵ در مدرسه ی شهید مطهری کوی شهداء بودیم زنگ آخر بود و ما درس عربی داشتیم و اگر اشتباه نکنم معلمان آقای احمدزاده بودند که حدود ساعت ۱۱:۴۰ تا ۱۱:۴۵ دقیقه پدافند شهرستان اندیمشک شروع به تیراندازی کرد معلم مشغول درس دادن بود گفتند طبق معمول موشک باران دیگر حالا یک چند دقیقه ای می گذرد و تمام می شود ما هم به درس مان ادامه می دهیم . ۵ الی ۶ دقیقه ای که گذشت دیدند اوضاع و احوال فراتر از یک موشک انداختن توسط دشمن هست و بیشتر از این هاست ، معلم مان بنده ی خدا خیلی دستپاچه شده بود یک لحظه می گفت بروید بعد می گفت بماند و بروید کنار دیوار ، خیلی مشوش بود تا اینکه مدیر مدرسه ، مدرسه را تعطیل کرد . مدرسه شهید مطهری آن زمان که الان دبیرستان حضرت معصومه (س) است دقیقاً جنب بهشت زهرا بود آن موقع کانال هایی داشت که الان پوشیده شده اند بعضی از بچه ها داخل این کانال ها رفته بودند . من با دوتا از دوستاهایم با دوچرخه بودیم یکی از این دوستان مان پاهایش مشکل داشت و درست نمی توانست راه برود و دوچرخه داشت ما پریدیم روی دوچرخه و آمدیم خیابان پاسداران و از آنجا جلوی مسجد امام حسین (ع) شاید اگر بگویم در این جا سایه ی هواپیما ها را احساس کردم غلو نکرده ام اینقدر معلوم بود که بالای سر ما هستند سایه ی هواپیماها به شهر افتاده بود و در این جا مقداری پایین آمده بودند و دیوار صوتی شکسته شد این دوست ما هم بنده خدا همانطوری که با دوچرخه رکاب می زد خیلی دستپاچه شد و حالا شدیدتر رکاب می زد تا رسیدیم جلوی خانه ی ما به جلوی خانه ی ما که رسیدیم نگاه مون به قسمت راه آهن بود امتداد خانه ی ما پانصد شصد متر که به راه آهن نگاه کنیم همان قسمت تعمیرات راه آهن که در اصطلاح محلی به آن دپو می گویند مشخص است اولین جایی که بمباران شد همان دپو بود دقیق مثل صحنه های فیلم که آتش به شکل مخروطی شکلی بالا می رود همان طور اتفاق افتاد در همین فاصله ما همسایه ای داشتیم که مصالح ساختمانی می فروخت و به او عمو رجب می گفتیم ایشان به جلوی خانه ی ما که رسید به دلیل عجله ای که داشت دوچرخه اش شکسته شد آن را به داخل خانه ی ما انداخت و با عجله به سمت خانه اش رفت تا به خانواده اش برسد و ببیند چه اتفاقی افتاده است بعد از این که اولین نقطه را زد ، دوتا دوست من هم از من جدا شدند و رفتند سمت خانه هایشان من آمدم داخل خانه یک اتاق نزدیک در خانه داشتیم وارد آنجا که شدم دو سه تا از خانم های همسایه آنجا جمع شده بودند موقع ایی که هواپیماها می آمدند و می رفتند احساس می کردم در گهواره ای هستیم که با حرکت هواپیماها تاب می خورد در این مدت زمان مادر من مرتب آیه الکرسی می خواند و خانم های دیگر صلوات می فرستادند . ساعت از یک قطعاً گذشته بود که سر و صداها نشست . حالا من در اینکه مدت زمان بمباران یک ساعت و نیم یا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه است یک مقداری شک دارم ولی مطمئناً از ساعت یک گذشته بود در مورد تعداد هواپیماها نیز باید بگویم دوتا هواپیما که نمی آیند و یک ساعت داخل شهر بچرخند . آقای چیت فروش دوسال پیش که به اندیمشک تشریف آوردند نیز به نوعی به این مسایل اشاره داشتند که تعداد هواپیماها کم تر از پنجاه تا نبوده اند و هر هواپیمای نظامی هم فقط برای بمباران کردن یک دقیقه وقت می خواد که باز با محاسبه ی تعداد و وقتی که ایشان از لحاظ نظامی بیان کردند مدت زمان این بمباران بالغ بر یک ساعت و نیم می شود که همان چیزی است که ما بیان می کنیم .
,آن ها هوشمندانه اندیمشک را انتخاب کردند .
,چرا شهرستان اندیمشک با این وسعت مورد حمله ی نیروهای عراقی قرار گرفت ؟
,در این خصوص دیدگاهی دارم و آن هم مهمترین هدف شکستن خط مقاومت مردم بود چرا که بگویم دشمن در واقع انهدام و تخریب آن ها را مد نظر داشت مهم ترین نقطه ای که می توانیم به آن اشاره کنیم بحث خط راه آهن است که اگر این خط راه آهن منهدم می شد می توانست حلقه ی اتصال شمال کشور را با جبهه های جنوبی را قطع کند . نابودی مخازن نفتی که در اندیمشک قرار داشتند نیز می توانست ما را از لحاظ اقتصادی به مخاطره بیندازد ، حتی جاده ی زمینی که اندیمشک شاهراه سه استان است ، پایگاه چهارم شکاری که بین دزفول و اندیمشک است نیز از محورهایی بودند که مورد توجه توجه دشمن بود ، نابودی برق استان خوزستان نیز که سبب می شد جامعه ی ما را به لحاظ انرژی برق تحت الشعاع قرار بدهد و نیز از بین بردن نیروی انسانی که در اطراف اندیمشک و در پادگان ها بود همان طور که شما استحضار دارید چیزی در حدود ۲۰ پادگان در اطراف اندیمشک وجود داشت که هر کدام از این ها عقبه ی یک لشکر یا تیپی بود و آن ها استعدادها ی آن یگان نظامی محسوب می شدند پس همه ی آن شرایط دست به دست هم داده بودند که اندیمشک انتخاب شده ی با تدبیری از سوی عراق باشد و آن ها هوشمندانه اندیمشک را انتخاب کردند . به علاوه حوادث سال ششم جنگ تحمیلی از جمله نامگذاری آن سال به نام سال پیروزی از سوی امام راحل و نیز اعزام سراسری سپاه محمد(ص) ایمن هجوم می توانست در ایجاد تزلزل روحی مردم موثر باشد
,ما می بینیم مردم استقامت کردند و شهر را ترک نکردند و در تشییع شهداء شرکت کردند و مصداق جمله ی امام خمینی (ره) شدند که در موردشان فرمودند : که اندیمشک بمباران می شود و بعدش مردم می گویند جنگ جنگ تا پیروزی
,از دیدگاه شما چرا ثبت و ضبط بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ به عنوان یک ضرورت لازم است ؟
,ببینید هر کشور یا شهری در تاریخ اش نقاط استقامتی اش را پررنگ تر می کند مثلاً ما در حادثه ی کربلا نیز که نگاه می کنیم بعد از آن حادثه ای که برای حضرت زینب (س) به وجود آمد ایشان فرمودند : ما رایت الا جمیلاً . ما نمی خواهیم بگویم آن بمباران بد و درد آور شهادت نداشت اشک و آه نداشت ،بی خانمانی نداشت بله همه ی این ها را داشت بالاخره ۵۴ هواپیما بیش از یک ساعت و نیم اگر بیایند و هر جایی از شهر را بزنند چه نقاط مسکونی و چه نقاط اقتصادی بالاخره هم خسارات مادی به وجود می آید و هم عواطف رو تحت الشعاع خودش قرار می دهد اما مهم ترین نکته ی ما بعد از این واقع این است که ما می بینیم مردم استقامت کردند و شهر را ترک نکردند و در تشییع شهداء شرکت کردند و مصداق جمله ی امام خمینی (ره) شدند که در موردشان فرمودند : که اندیمشک بمباران می شود و بعدش مردم می گویند جنگ جنگ تا پیروزی . ما از این منظور که یک نقطه ی مقاومتی و در واقع حماسه ای است اذعان داریم که باید به این روز پرداخته شود و به عنوان روزی که مردم در آن صحنه ی مقاومت خود را ترسیم نمودند در تاریخ بماند و برای نسل آینده بیشتر بازگو شود که چه اتفاقی در این روز در شهرستان اندیمشک افتاده و دارای چه پیشینه ای است و کمرش در حقیقت در زیر بار جنگ علاوه بر اینکه خم نشد بلکه مانند سرو ایستاد و هم درون شهر و هم بیرون شهر به عنوان گردان حمزه سیدالشهداء توانست بار بزرگی از جنگ را بر دوش بکشد،همین گردان حمزه پس از این واقعه هولناک در دو عملیات کربلای چهار و کربلای پنج حضور موثر دارد یعنی دشمن به هدف غایی خود یعنی دلسرد نمودن مردم از جنگ تحمیلی و عدم توجه به آرمان های انقلاب و امام راحل نرسیدع لذا اعتقاد ما این است که باید به این روز بیشتر پرداخته شود و به عنوان روز مقاومت حماسه ی مردم اندیمشک ثبت شود .
,یک نقطه مغفول دیگر ما بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک بود که توسط موسسه ی غدیر بازروایی و بازشناسی شد
,اولین نهاد یا مرکزی که در سطح شهرستان ، استان و کشور که بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ را معرفی کرد چه نهاد یا مرکزی بود و در چه سالی این جریان آغاز شد ؟
,در این مورد در ابتدا من باید به عقب برگردم و یک توضیحی را خدمت شما عرض کنم ما در سال ۱۳۷۰ که موسسه ی فرهنگی هنری طلوع غدیر اندیمشک را راه اندازی کردیم ایده ما این بود که کارهایی که مغفول مانده است را با پیگیری زنده بکنیم از جمله این کارها در زمانی که مشغول ثبت و ضبط خاطرات شهدا بودیم یکی از رزمندگان گردان حمزه به من گفتند حالا که شما در این زمینه فعالیت می کنید ما یک فرمانده ی داریم به نام توکل قلاوند که متأسفانه کمتر کسی درباره ایشان صحبت کرده است ما هم با این دید که ایشان باری از جنگ را به دوش کشیده اند ، درمورد ایشان شروع به پژوهش کردیم و هرچه که بیشتر کنکاش می کردیم بیشتر متوجه جایگاه ایشان می شدیم و متوجه شدیم که ایشان در عملیات فتح المبین در زمینه شناسایی برای خودشان یک توانمندی های فوق العاده ی داشته بود که توانسته بود در آن مقطع حساس بسیار به کمک جنگ بیاید این راجع به شهیدی بود که ما درباره ش کار کردیم و دوستان نیز در حال آماده کردن مجموعه کتابی در مورد ایشان می باشند علاوه بر اینکه ما در همان سال ۱۳۷۵ توانسته ایم شب خاطره ی تحت عنوان گمنام ترین سردار با محوریت سردار توکل قلاوند برگزار کنیم و در یکی از میادین شهر هم چیزی در حدود سیصد متر تصویر نقاشی ایشان به علاوه ی جمله ی از وصیت نامه اش به تصویر درآمد و بدین ترتیب ما توانستیم شهید توکل قلاوند را به جامعه معرفی کنیم و بگوییم ایشان هم ردیف سردارانی بزرگ بوده است که به واسطه ایشان با اندیمشک آشنا شدند و حتی برادرشان نقل می کرد که شهید زین الدین بارها به خانه ی ما آمده و درآنجا استراحت می کرد و یا آن خاطره ی معروف که یک روز سردار احمد متوسلیان به سپاه اندیمشک می آید و می گویید این توکل قلاوند کیست ؟ می گویند چرا ؟ می گوید که به ما گفته اند توکل قلاوند منطقه دشت عباس را مثل کف دستش می شناسد و ما الان اکنون برای عملیاتی که می خواهیم در آنجا انجام دهیم به ایشان نیاز داریم . این بحث شهدای شاخص بود که در همان سال ۱۳۷۵ یک ویژه نامه به نام سروهای حماسه که مختص فرمانده هان شهرستان اندیمشک بود توسط روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ رسید و در اختیار مردم قرار گرفت .
,یک نقطه مغفول دیگر ما بمباران ۴ آذر ۱۳۶۵ اندیمشک بود که توسط موسسه ی غدیر بازروایی و بازشناسی شد و رسیدیم به اینکه باتوجه به حجم مقاوتی که توسط مردم شده و حجم بمب بارانی که شده این حادثه از نقاطی است که جای کار دارد که باید به عنوان یکی از نقاط مهم دفاع مقدس مطرح شود نه تنها در جغرافیای اندیمشک بلکه در جغرافیای دفاع مقدس باید به آن بیشتر پرداخته شود و در واقع سنگ بنای این اقدام را موسسه غدیر در اویل دهه ۷۰ گذاشت و بنده برای نخستین بار در سال ۱۳۷۲ در روزنامه اطلاعات یک مقاله و یک خاطره در روزنامه نسیم صبح در همین رابطه داشتم که در همان جا شروع طرح موضوع در مطبوعات و رسانه ها شکل گرفت .
,روند ثبت این روز در تقویم را شرح دهید ؟
,ما سال ۱۳۸۲ یک نامه سرگشاده به وزیر وقت ارشاد که آن موقع جناب آقای مسجدجامعی بود نوشتیم و همین مطالبه را از ایشان کردیم که یک حادثه ای با این وسعت و با این شکل اتفاق افتاده است شما عنایت بفرمایید در شورای فرهنگی عمومی مطرح کنید تا مصوب شود این گردش کار انجام شد تا دبیرخانه شورا هم رفت آنان پیشنهاد دادند در هفته دفاع مقدس این روز عنوان شود اما اصرا ما بر ثبت همان روز در تقویم به صورت مستقل و به نام ” حماسه مقاومت مردم اندیمشک ” بوده و هست.البته هم اکنون با تشکیل جلسات خوبی در شهرستان با جدیت امام جمعه وفرماندار و نیز دوستان اندیمشکی ساکن اهواز که در قالب هیت امنا کنگره یک هزار شهید در مرکز استان فعال هستند و حقیر هم جزء کوچکی از این مجموعه هستم مستندات خوبی جمع آوری شده و آقای طیبی هم به عنوان پیگیری کننده موضوع اسناد قابل توجهی را گردآوری نموده است که ان شالله با تکمیل اسناد بار دیگر موضوع از شورای فرهنگ عمومی و انقلاب فرهنگی درخواست می شود
,شما برای اینکه این روز در تقویم دفاع مقدس ثبت و ضبط شود چه پیشنهادهایی دارید و برنامه های آتی موسسه در این زمینه به چه صورتی است ؟
,ما در این زمینه تاکنون کتاب اندیمشک در باران آتش را به چاپ رسانده ایم که توسط حسین بذرافکن از نویسندگان اندیمشک به چاپ رسیده و به عنوان یک کاری که در ادبیات داستانی به چاپ رسید در سال های پیش نیز یک برنامه رادیویی تحت عنوان اندیمشک در باران آتش توسط صدای مرکز خوزستان پخش شد ، توسط سیمای مرکز خوزستان نیز مستند ۴ آذر چند سالی پخش شد و پیگیری های خوبی انجام شد در بخش گزارش های خبری که ما در چند سال باز از شبکه خوزستان و حتی شبکه یک داشتیم ، همه ی اینها حاصل تلاش دوستانی بوده که در موسسه غدیر بودند ما در این قضیه حقیقتاً یه پیشنهادات مشخصی را در حوزه ی فضاسازی تبلیغاتی ، آثار مکتوب و بصری داریم . اولین پیشنهاد ما در واقع ثبت این روز به عنوان روز حماسه مقاومت مردم اندیمشک در تقویم کشوری و دیدار مردم با مقام معظم رهبری در این روز که به عنوان روز حماسه مردم اندیمشک انجام شود به عنوان حرکتی که می تواند خودش به ثبت این واقعه کمک کند ، بحث بعدی ما در لایه های دیگر هم باید اینجا همتی شود مثلاً به عنوان مثال ما می توانیم آن را در کتب درسی بیاوریم حالا اگر روش کار کتب درسی سخته و نمی شود آن را در شورای عالی کتب درسی مستند کرد حداقل در پیک های دانش آموزی که توسط آموزش و پرورش استان صورت می گیرد ، می شود به عنوان یکی از فصلش آن را با توجه به ابعادش بیاوریم در خود شهرستان هم مسؤولین اجرای می توانند مراسماتی که می خواهند انجام بدهند را در این روز انجام دهند مثلاً یک کارخانه مهمی می خواهد احداث شود و یا پروژه مهمی یا جشنواره ای می خواهد برپا شود همه ی این ها را می توانند در این روز انجام دهند که به نوعی مردم و جامعه بیرونی شهرستان هم متوجه اهمیت این روز بشوند ، مربیان قصه گوی مان در کانون فرهنگی را به این قصه حساس کنیم ، روحانیون مان بر روی منابر و در مدارس به این مسئله بپردازند و در دانشگاه پیام نور و آزاد شهر رشته ادبیات پایداری را با توجه به تقش ممتاز شهرستان اندیمشک راه اندازی بکنیم .
,در کنار آن ما باید بتوانیم در ابعاد شعر ، قصه ، رمان و حتی فیلم نامه وارد بشویم و در آن زمینه فعال باشیم و در برنامه ریزی درازمدت خود جهت گیری فرهنگی شهر را به این قله مقاومت معطوف سازیم . این امر با یک برنامه ریزی ساختاری از مدارس،حوزه ها و نخبگان جامعه شکل می گیرد.
,برنامه مراسم چهارم آذر در اهواز را توضیح دهید
,برای دومین سال کمیته فرهنگی هیت امنا کنگره یک هزار شهید اندیمشک ،مراسم چهارم آذر در سالن امام خامنه ای مجمتع فرهنگی فجر روز سه شنبه سوم آذر ساعت ۱۸:۳۰ با حضور نماینده محترم ولی فقیه در استان و با حضور جمع بزرگ خانواده های اندیمشکی ساکن اهواز به فضل خدای سبحان برگزار می شود.البته در این مراسم قرار است از مستند چهارم آذر که توسط صدا و سیمای مرکز خوزستان و با کارگردانی آقای شهابی تهیه شده رونمایی شود. امیدواریم در این مراسم که آیت الله دکتر حیدری امام جمعه موقت اهواز سخنرانی خواهد نمود مورد استقبال عزیزان اندیمشکی واقع شود.
,حرف آخر ؟
,در انتها باید بگویم که همه ی ما باید نسبت به این قضیه حساس باشیم تا بتوانیم آن را به مردم معرفی کنیم و باید برای فردامان فکری بکنیم تا گرد زمان بر روی آن نپاشد .
,مصاحبه و تنظیم : مریم لطیفی
,]
ارسال دیدگاه