طنزی به لهجه دشتستانی

طنزی به لهجه دشتستانی
سرانجام بعد از مدت ها از حکایت و داستان های جالب شهردار و شورای شهر، شورای شهر با هفت رای موافق سعید شمالی را از سمت خود برکنار کند و مش غلوم شهر ما در پی این اقدام مطلبی جهت مطالعه شما مخاطبین نوشته است که در ادامه می خوانید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ناصرون " حکایت داستان مش غلوم از این قرار بی که مش غلوم بدبخت از همون بچگی دندونهاش لق میزدن و از اونجایی که مش غلوم عادت یا بهتره بگم عاشق شیرینی بی ای دندونها هر روز کرموتر و لق بیشتر میزدن اصلا به هیچ صراطی هم رازی نمی شد که دکتر بره.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون " ,

تا وقتی که راضیش کردن که یه سری ور دکتر بره حالا تازه وره دکتر هم که رفت می گوش میکه، هر روز حکایتی داشت سی خوشا تا اینکه ای وضعیت او بدرد و ناله کشی تا جایی که ناله هاش دیگران هم آزار میدا، تا اینکه خانوادش تصمیم گرفتند خودشون بزور هم که واویده درمونش کنند خلاصه وزور بردنش دکتر ودندون خرابوشه کشیدن.

,

خلاصه با کشیدن دندون فاسد هم مش غلوم خوش راحت واوی وهم بقیه اما همه می فهمیدن که دندونهای رو به فاسده او زیاده و با کشیدن یک دندون مشکلش حل نویمو و تا دیر نواویده باید باقیش را حداقل درست کنه تا خسارتش هم به مش غلوم کمتر بو و هم به بقیه .

,

وقتی که مو این حکایت راشنیدم یاد شهر خومون افتادم و حکایت شهرداری و شهردار و شورای شهرمون بی تشبیه به حکایت مش غلوم نبی.

,

وقتی فهیمدم سی شهرمون (ولش کو بماند)تصمیم گرفتند و یه دندون لقی را کاشتند دندونی که از روز اول پر حاشیه بی هر روز سی ما پر خاطره بی از قفل و زنجیر تا کامیون گلی تا چرخ فلک مرگ وهزار حکایت اما  مردم بی اطلاع  گفتیم حتما کمکش میکنند.

, قفل و زنجیر تا کامیون گلی تا چرخ فلک مرگ, قفل و زنجیر تا کامیون گلی تا چرخ فلک مرگ,

آخه منتخبل خومون انتخابش کردنه و این لقی را از این دندون میگیرن ولی جالب بی از همون روز اول جرل شروع واوی دندون لقی هم مثل قصه مش غلوم بجای درمون هر روز خوش با خوردن نقل و نبات تو مجالسل خونگی لق و لق تر ویمی تاجایی که درد این لقی و خوش هم رسی و معلوم بی دیه کار از کار گذشته و چارهای جز کشیدنش نی.

,

بنظر میرسی که دیه خوشم راضی و کشیدنش بی ولی وُ ری خوش نمی اُورد تا اینکه جمع دکترل که 9 نفر بیدن با یه تصمیم شورایی با رای اکثریت  7نفرشون این دندون را کشیدند تا خونه آروم واوو و بجاش موقتی یه دندون جوون و تازه نهادند که فعلا این دهان آروم واوُ.

,

خلاصه گپ زیاد هسی ولی نویمو بزنیش منم داستانمونه تا اینجا بیشتر نمیگم تا روزهای آینده و یه مشغولم دیه هوای شهرمونه داشته بوهین اوضاش خرابه مثل جمعه بازار برازجون ...

,

انتهای پیام/.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه