سرمقاله های روزنامه های امروز
روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود پرداختند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سرمقاله روزنامه های امروز بدین شرح است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
همه چیزطبیعی است!
حسین شمسیان در کیهان نوشت:
چند روز قبل فیلمی از سخنان معاون سازمان محیط زیست پخش شد که در آن، وی آلودگی هوای شهری مثل تهران را امری«طبیعی» میدانست و از اینکه افرادی نسبت به آن اعتراض میکنند متعجب بود! وی اعتقاد داشت همان طور که برف و کولاک طبیعی است و نباید از کشته شدن چند نفر در نتیجه کولاک تعجب کرد، حق نداریم به خاطر بیماری و مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا تعجب کنیم، چون طبیعی است! وی در آخر هم گفته بود کسانی که موضوع آلودگی هوا و تهدید سلامت مردم در اثر آن را دنبال میکنند، اهداف دیگری دارند!
بدیهی است که در ماجرای ریزگردها و مشکلات فراوانی که برای برخی از شهرها و استانها پدید آوردهاند نمیتوان و نباید همه تقصیرها را به گردن دولت انداخت ولی این انتظار از دولت بوده و هست که تا حد ممکن برای مقابله با این پدیده خطرآفرین دست به اقدامی بزند، نه آن که همه ماجرا را طبیعی قلمداد کند. اما درباره آلودگی هوا داستان دیگری در میان است و نباید آلودگی هوای شهرها را آنگونه که معاون سازمان محیطزیست ادعا میکند، «امری طبیعی»! قلمداد کرده و مسئولیت دولت برای مقابله با آن را نادیده گرفت. اگر این موضوع طبیعی است، پس اساسا چرا تشکیلات عریض و طویلی به نام سازمان حفاظت از محیط زیست داریم!؟ مگر ما سازمان برف و کولاک داریم که این یکی را داشته باشیم!؟ اگر طبیعی است، لابد در همه شهرهای بزرگ دنیا هم همین وضعیت ساری و جاری است و عده زیادی به خاطر آلودگی هوا راهی بیمارستانها میشوند و جان خود را از دست میدهند و البته همزمان با آن، مسئولان مربوطه، در سفر خارجی به سر میبرند و به دیدار و مجاملات سیاسی مشغولند!
اما هدف این نوشتار،پرداختن به مسئله محیط زیست و نحوه مدیریت آن در دولت یازدهم نیست بلکه این مقدمه به عنوان نمونه بیان شد تا بیش از گذشته گویای واژه «تدبیر» در دولت یازدهم آشنا باشد. چیزی که وعدهاش داده شد و مردم به آن وعده اعتماد کردند و حالا خبری از آن نیست! متاسفانه این روند خطرناک یعنی غافلگیری و درماندگی در برابر بدیهیترین مسائل جاری و بعضا قابل پیشبینی، آنقدر در دولت نهادینه شده و آنقدر مصادیق متعددی دارد که شنیدن سخنانی از این دست، دیگر کسی را متعجب نمیکند! به این دو نمونه توجه کنید:
1- برف و سرما واقعا پدیدهای طبیعی است. اما غافلگیر شدن از پدیدهای طبیعی و کاملا فصلی هم طبیعی است!؟ دهها کشور در جهان، با دمایی به مراتب سردتر از سردترین نقاط کشور ما وجود دارد و سرمای زمستانی، منجر به تلفات انسانی و قطع گاز و فلج شدن فعالیتها نمیشود. اما چرا یک برف و سرمای پائیزی دولت را غافلگیر میکند!؟ آیا دستیابی به سامانههای هواشناسی و اطلاع از وضعیت هوا تا این اندازه مشکل است!؟ اینکه در طول تابستان داغ مردم از نعمت گاز بهرهمند باشند، هنر چندانی نیست و حاصل زیرساختهای گذشته است. هنر آن است که در سرمای استخوانسوز زمستان، خانه مردم گرم باشد. اعلام قطعی آب و برق و گاز و تسلیم در برابر این رخدادهای طبیعی که وزیر نفت و نیرو و دهها شرکت و سازمان نمیخواهد! این اتفاق در حالی میافتد که رئیسجمهور یازدهم مرداد ماه سال جاری و در اوج فصل گرما اعلام کرده بود:« اینکه برای نخستین بار به مردم گفته شد نگران قطعی گاز نباشید بسیار مهم است. این یعنی امنیتی که ما میگوییم»! و حالا تنها سه ماه بعد از آن سخنان، مردم امنیت مورد نظر را به سردترین شکل ممکن درک میکنند!
2- هرساله خیل مشتاقان سید و سالار شهیدان از اقصی نقاط جهان خود را به عراق میرسانند تا در راهپیمایی میلیونی و عظیم اربعین شرکت کنند. سهم مردم ایران در این رخداد جهانی بینظیر و ممتاز است و مشتاقان روز به روز بیشتر میشوند. این موضوع هم موضوعی کاملا قابل پیشبینی است و حتی میتوان شمار شرکت کنندگان را تا مرز بسیار نزدیکی به واقعیت تخمین زد. فارغ از همه زحمات و تسهیلاتی که نهادهای مختلف برای آسایش مردم در این همایش عظیم متحمل میشوند، و با قدردانی از همت مردم مناطق مرزی که جانانه به زوار حضرت امام حسین (ع)خدمت میکنند، غافلگیری دستگاههای عریض و طویل دولتی در این موضوع به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. اینکه از مدتها قبل و بدون در نظر گرفتن ظرفیتها مردم به مرزهای خاص تقسیمبندی شوند و بعد همان تقسیمکنندهها مردم را بازگردانند!، اینکه تا لحظه آخر ثبت نام در سامانههای کممصرف و کمفایده به زائران تحمیل شود، اینکه مردم پشت مرز را از مهران در شمال غرب کشور به چذابه و شلمچه در جنوب سوق دهند ، اینکه بیمه اختیاری را اجباری کنند و ... همه و همه نشان از فقدان تدبیر و غافلگیری در برابر رخدادی کاملا قابل پیشبینی و قابل برنامه ریزی دارد! رخداد باشکوهی که از یکسال قبل قابل پیشبینی بوده و باید برای آن تدبیری اندیشیده میشد البته قابل قبول است که بخشی از مشکلات پدید آمده در مرزها بیرون از اراده و حوزه اختیار دولت بوده است.
3- به جز برخی از این غافلگیریها، نمونههای زیادی را هم میتوان برشمرد که دولت به مردم وعده داد و تدبیری برای اجرای آن بکار نبست! به عنوان نمونه، در اوج تبلیغات انتخاباتی، دکتر روحانی در جمع هوادارانش در ورزشگاه شهید شیرودی اعلام کرد هرکس به دنبال بازگشت عزت به پاسپورت ایرانی است و هرکس به دنبال بازگرداندن اعتبار به پول ملی است، به من رای بدهد. حالا قریب چهار سال از آن وعده پرشور و هیجان و آن سخنرانی آتشین میگذرد. چهار سال از روزگاری که نرخ برابری هر دلار 2550 تومان بود. اکنون چند روزی است هر دلار، حدود 3800 تومان معامله میشود و روزنامه ارگان دولت یعنی ایران اعلام کرده منتظر دلار 4000 تومانی باشید! پاسپورت ایرانی که در سال 2013 در رتبه 86 جهانی قرار داشت،اکنون به رتبه 98 سقوط کرده است! این بیتدبیری دولت در مقابله با دلار را چگونه میتوان ارزیابی کرد!؟ دهها کشور معتبر جهان - که هیچ یک مثل ما با مشکلات ناشی از تحریم مواجه نیستند- برای مبادلات خود ، پیمانهای پولی دوجانبه بستهاند و عملا دلار را از چرخه تبادل خود حذف کردهاند، اما دولتمردان ما، علی رغم این همه کارشکنی و دشمنی آمریکا، کماکان به امید روزنه گشایشی از آن سو نشستهاند و با اصلیترین شرکای تجاری کشورمان هم هیچ پیمان دوجانبهای منعقد نکردهاند! آن هم در شرایطی که برخی از آن کشورها برای این امر، چندبار تقاضا کردهاند!
به این فهرست بازهم میتوان اضافه کرد.مواردی مثل توزیع تحقیرآمیز سبد کالا که زبان وندی شرمن را دراز کرد، تعطیلی مسکن مهر علی رغم وعدههای پیشین، ولع خرید هواپیما از آمریکا و اروپا به جای اجرای سیاست کلی نظام مبنی بر ضرورت گسترش حمل و نقل ریلی و...
این نمونهها که مشتی از خروار و اندکی از بسیار است، نشان از آن دارد که تدبیر مورد ادعا، چیزی جز طنزی تلخ نبود و در قبال پیشبینیترین حوادث و رخدادها، اثری از آن دیده نمیشود. برعکس گویی ارادهای قوی وجود دارد تا هر رخداد معمولی، خوشحالکننده و امیدآفرین را به نقطهای تلخ تبدیل کند! آیا این وضعیت عادی است و باید باور کرد که کسانی توانایی تقسیم تعدادی مسافر در سه مرز مشخص را ندارند!؟ توانایی پیشبینی وضعیت هوای کشور برای یک هفته آینده را ندارند!؟
سالها قبل یک موسسه پژوهشی آمریکایی در تحقیقات گستردهای - که به خیال خام خودشان برای ضربه زدن به نظام مقدس اسلامی انجام داده بود-به این نتیجه روشن و اتفاقا درست رسیده بود که رکن اصلی ضربهناپذیری نظام ایران،حمایت بیدریغ مردم از حاکمیت و اطاعت از شخص اول ایران یعنی رهبر معظم انقلاب است. آن موسسه ضمن ارائه دهها راهکار مختلف، تاکید کرده بود مادامی که این پیوند بین مردم و حاکمیت برقرار است، آن راهکارها تاثیری نخواهد داشت و بعد پیشنهاد داده بود برای کمرنگ کردن این رابطه، باید موج نارضایتی عمومی در کشور ایجاد شود و این ممکن نیست جز با اخلال و اختلال در سادهترین امور زندگی روزمره مردم! و بعد هم توصیه کرده بود افرادی بینشان و دور از سیاست بهترین گزینهها برای سوق دادن به لایههای میانی و گره انداختن در کار مردم هستند.
چند سال قبل و در بحبوحه تصویب تحریمهای ظالمانه علیه مردم ایران، هیلاری کلینتون -که حالا این روزها سوژه دلدادگی روزنامههای زنجیرهای و نماد فرشته نجات شده است!- با وقاحت هرچه تمامتر گفته بود باید با اعمال تحریمهای وسیع، مردم ایران را به عصیان و شورش علیه نظام وا داریم!
هرچند کلینتون ناکام، این آرزو را به گور خواهد برد، اما نمیتوان همه چیز را خوشبینانه تحلیل کرد و همه حوادث تلخ و سخت را برای مردم،در کادوی «طبیعی» بودن بستهبندی کرد. به نظر میرسد دولت در ماههای پایانی، از اینکه بازهم همهچیز را به گردن دولت قبل بیندازد شرمنده شده و تصمیم گرفته موضوع را به گردن نظام طبیعت بیندازد! البته این هم تدبیری است!
,
, حسین شمسیان در کیهان نوشت:,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, , دولت، جلسه دارد!, جلسه ,
,
, حسین قدیانی در وطن امروز نوشت: ,
یادداشت پیش رو در این مجال اندک چالش هوای چند درجه زیر صفر روز های گذشته و حادثه تصادف دوقطار و شکل و شمایل مدیریت بحران» را بررسی می کند.
1 - سازمان هواشناسی از یک هفته قبل، آغاز موج سرمای شدید، بارش برف و کولاک را برای نیمه شمالی کشور پیش بینی و ضمن هشدار اعلام می کند روز های چهارشنبه و پنج شنبه
(3 و 4 آذر) این موج سرما به اوج خود می رسد.
2 - خبر های ظهر پنج شنبه درباره برف و کولاک از استان های شمالی به ویژه در مازندران، اما انگار حال و هوای خوبی ندارد. بخش های خبری صدا وسیما و خبرگزاری ها این تیتر را انتخاب می کنند: «بارش برف شدید مازندران را فلج کرد» .
قطع برق و گاز در چند شهر استان مازندران و قطع برق ده ها روستا در این استان، کام مردمان این منطقه را که این روز ها به طعم نارنگی و پرتقال ترش و شیرین شده بود، تلخ می کند. مردم حدود یک شبانه روز را در سرمای چند درجه زیر صفر سپری می کنند و وقتی خبرنگار به سراغشان می رود با عصبانیت می گویند مگر هواشناسی پیش بینی نکرده بود پس چرا مسئولان کاری نکردند؟
استاندار مازندران اما در بخش های خبری سیما در ساعات 14 و 21 روز پنج شنبه تلاش می کند که همه مشکلات را به فراهم نبودن زیرساخت ها و این گونه مسائل مرتبط کند و حتی در برابر این پرسش گوینده خبر که مگر هواشناسی پیش بینی نکرده بود، کمی عصبانی می شود...
البته در این شرایط ادبیات غافلگیری فقط برای مسئولان بومی مازندران نبود. همان روز پنج شنبه ساعت 18:30 «سعیدی» معاون امور پیش بینی و پیشگیری سازمان مدیریت بحران کشور در گفت وگو با شبکه خبر می گوید: «زیرساخت ها آماده سرمای سخت نیست و ما تا این حد آمادگی لازم را نداشتیم»
این جمله آقای مسئول، با تعریف سازمان پدافند غیرعامل از «مدیریت بحران» فاصله جدی دارد. مگر خودتان مدیریت بحران را این گونه تعریف نکردید؟ «فرایند پیش بینی و پیشگیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع بحران...» این که آقای مسئول عنوان کند: «تا این حد آمادگی سرما را نداشتیم» با سازوکار و ساحت «مدیریت بحران» همخوانی ندارد. چرا که به طور طبیعی در سرمای کمتر از این حد که مشکلی پیش نمی آید و «داستان مدیریت بحران» به کار نمی آید.
به هیچ عنوان این قصد را ندارم که تمام تقصیر ها را به گردن این بخش بیندازیم و به طور قطع مشکلات فراوان ما در بخش زیرساخت انرژی مهمترین چالش موجود در این مسئله است که رفع مشکلات آن با یک روز و دو روز برطرف نمی شود.
3 - صبح جمعه؛ حادثه هولناک برخورد دو قطار در مسیر ریلی مشهد - سمنان.
جدا از بررسی دلیل حادثه که مدیرعامل راه آهن کشور آن را تغییرشیفت و خطای انسانی عنوان می کند و این خطا چه فاجعه و مصیبت دردناکی برای ده ها خانواده و کشور به وجود آورد، اما قطاری که در مسیر حدود 5 کیلومتری ایستگاه متوقف می شود بنابر گفته آقای مدیرعامل به علت سرمای شدید دچار یخ زدگی سیستم ترمز و توقف قطار می شود. این توقف با وجود اعلام به مرکز کنترل اما باز هم اتفاقی را که نباید رقم می زند؛ اتفاقی مرگبار...
باز هم سرما و عدم تدارک سیستم های فنی، چنین حادثه تلخی را رقم زده است. خدا را شکر که ما در کشور از این گونه سرما و یخبندان کم داریم و گرنه معلوم نبود از این دست بحران ها چقدر گریبانمان را می گرفت. اما فاجعه بزرگتر از یک نقص در یک سیستم فنی قطار است؛ شاید باورش سخت باشد که با تغییر شیفت و این که فرد جایگزین از سابقه قرمز شدن چراغ بی اطلاع بوده است چنین حادثه هولناکی رخ داده است.
آقایان مسئول! مگر ساز و کار این گونه موقعیت ها و علت یابی روشن شدن چراغ قرمز از قبل پیش بینی نشده است؟ مگر سیستم ها و عملکرد های مشخصی د ر چنین شرایطی تعریف نشده است؟ مگر می توان به همین سادگی و با فرض این که شاید برودت هوا باعث روشن شدن چراغ قرمز شده است، با جان مردم بازی کرد؟
امروز خطای انسانی رخ داده است و در پی آن ده ها هموطن عزیزمان دیگر میان ما نیستند و خانواده هایی چند، به همین سادگی سوگوار شدند اما وقت آن فرارسیده است که فکرو تدبیری به حال این سیستم های مدیریتی معیوب و مدیریت بحران ناکارآمد کنیم...
بسیج، انقلابیگری مبارزه با فساد و اشرافیگری
دکتر یدالله جوانی در جوان نوشت:
«بسیج، انقلابی و خدمتگزار»، شعار امسال بسیج است و بر همین اساس، روز شنبه ششم آذرماه مصادف با ششمین روز از هفته بسیج، با نام «بسیج، انقلابیگری، مبارزه با فساد و اشرافیگری» نامگذاری شده است.
اگر ماهیت و رسالت بسیج از یک طرف و خطر فساد و اشرافیگری برای نظام اسلامی به عنوان یک تهدید بزرگ از طرف دیگر، مورد توجه جدی مسئولان و کارگزاران نظام قرار گیرد، آنگاه اهمیت این نامگذاری و ضرورت توجه جدی به آن مشخص میشود. برای رسیدن به فهم و درک درست از بسیج و ماهیت آن، تمرکز بر کلید واژههای توصیفی حضرت امام (ره) به عنوان مؤسس بسیج، از این نهاد انقلابی کفایت میکند. کلیدواژههایی چون:
1 ـ «بسیج؛ شجره طیبه و درخت تناور پرثمری است که شکوفههای آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق میدهد...»
2 ـ «بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان گمنامی است که پیروانش بر گلدستههای رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند.»
3 ـ «بسیج میقات پابرهنگان و معراج پاک اندیشه اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشانی در گمنامی و بینشانی گرفتهاند.»
4 ـ «بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان، از اولین و آخرین امضا نمودهاند.»
آری براساس همین توصیف از ماهیت بسیج است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی با توجه به کار ویژه این لشکر مخلص خدا در طول هشت سال دفاع مقدس، نقشه راه سلامت، سعادت، عزت، استقلال و پیشرفت کشور را چنین ترسیم نمودند: «خلاصه کلام اگر بر کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی طنینانداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد شد و الا هر روز باید منتظر حادثه ماند.»
بهطور قطع میتوان گفت؛ تفکر بسیجی مورد نظر حضرت امام (ره) براساس آن توصیفها از بسیج، تفکری جامعالاطراف برای نوآوریها، بنبستشکنیها و برداشتن تمامی موانع از سر راه انقلاب تا رسیدن به حیات طیبه و تحقق تمدن نوین اسلامی به عنوان آرمان اصلی انقلاب اسلامی است. با نگاهی اینچنینی به بسیج از منظر حضرت امام (ره)، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی که پرچمدار مکتب روحالله است، در وصف بسیج میفرمایند: «بسیج یک حقیقت منحصربهفرد در نظام جمهوری اسلامی است که حاکی از نهایت توانایی مکتب و تفکر عمیق و ماندگار انقلاب اسلامی در این سرزمین است.» معظمله با نگاهی کارکردی به این حقیقت منحصر به فرد میفرماید: «بسیج عبارت است از مجموعه عظیمی از انسانهایی که در میدان خطر، در میدان مجاهدت و در میدان تلاش، آنجایی که به گذشت، به اغماض از استراحت و آسایش و به اخلاص در اقدام و عمل احتیاج دارد، پیشقدم است.»
بدون تردید، میدان مبارزه با فساد و اشرافیگری، یکی از آن میدانهای پرخطری است که اکنون براساس نیاز انقلاب، بسیج باید به آن وارد شود. دشمنانی که طی 37 سال گذشته، با توطئههای گوناگون موفق به شکست انقلاب اسلامی و فرو ریختن جمهوری اسلامی نشدند، اینک امید دارند با ترویج فساد و اشرافیگری در کشور این انقلاب توحیدی با آرمان تمدنسازی را، از حرکت باز دارند. تمامی دلسوزان انقلاب اسلامی و نظام دینی و استقلال کشور، این خطر را باید جدی بگیرند. برای فهم و درک از میزان این خطر، تأمل در فتنه سال 88 کفایت میکند. جریان اشرافی شکل گرفته در دوران بعد از انقلاب اسلامی، عامل اصلی داخلی در پدیدآوردن فتنه 88 است. جریانی که برای رسیدن به دنیای خود، با بیگانه همراه شد و خواسته یا ناخواسته، ابزاری شد در دست دشمنان ملت. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، طی 27سال گذشته، این جریان و افراد آن را، با کلید واژههایی چون: نوکیسهها، صاحبان ثروتهای بادآورده، رانتخواران و خاصهخواران توصیف نمودهاند. معظم له در دوره اصلاحات فرمودند، اگر منظور از اصلاحات، مبارزه با فقر، فساد، تبعیض و بیعدالتی باشد، ما هم با این اصلاحات موافق هستیم. متأسفانه در آن دوره اصلاحطلبان، به جای مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و بیعدالتی، اصل نظام اسلامی و تغییر ساختارها را نشانه رفتند.
با توسعه فساد و تقویت فرهنگ اشرافیگری در کشور، مقام معظم رهبری در سال 1380، فرمان هشت مادهای مبارزه با مفاسد را خطاب به رؤسای قوای سهگانه صادر کردند. در عمل این فرمان و رهنمودهای بعدی در خصوص مبارزه با فساد جدی گرفته نشد. در سال 1388، فتنه 88 با حمایت جریان اشرافیت، علیه جمهوریت و اسلامیت نظام شکل گرفت. وقتی فساد 3 هزار میلیارد تومانی در اواخر دولت دهم رخ نمود، مقام معظم رهبری با اشاره به این پدیده تلخ در جمهوری اسلامی، فرمودند، اگر آنچه تاکنون درخصوص مبارزه با فساد گفته شده بود جدی گرفته میشد، امروز شاهد چنین پروندههایی نبودیم. در دولت یازدهم موضوع حقوقهای نجومی، زنگ خطر فساد در سیستم اداری کشور را به صدا در آورد. مقام معظم رهبری از این پدیده با عناوینی چون؛ حمله به ارزشها، خیانت به آرمانها، برداشتهای غیر منصفانه و نامشروع یاد کردند، ضرورت برخورد جدی با این پدیده را، در چندین نوبت متذکر شدند. به رغم همه این رهنمودها و تذکرات، به دلایل گوناگون هنوز یک مبارزه جدی و فراگیر با جریان سازمان یافته فساد و جریان اشرافیت مولود این فساد، شکل نگرفته است. تأمل در خطرات ناشی از این فسادها و اشرافیگری، نشان میدهد یکی از نیازهای فوری امروز کشور، مبارزه با فساد و اشرافیگری است. جریان فساد و اشرافیگری، در نقطه مقابل جریان انقلاب است و مانع بزرگی بر سر راه تحقق آرمانهای انقلاب به حساب میآید. اکنون این جریان، با تمام توان خود به دنبال اجراییکردن نظریه سازش با استکبار است. بررسیها نشان میدهد در پشت صحنه نظریه سازش با امریکا، جریان اشرافیت قرار دارد. امریکاییها از طریق نفوذ در ایران و تقویت خط سازش با موقعیتبخشی به صاحبان این نگاه، به دنبال محدودسازی قدرت جمهوری اسلامی و مهار ایران هستند. بنابراین مبارزه با جریان فساد سازمانیافته در کشور و خطر اشرافیگری در جمهوری اسلامی، یک ضرورت قطعی و اجتنابناپذیر است. برای این مبارزه، بسیج مسئولیت دارد. همان نوع رسالت و مسئولیتی که بسیج در دوران دفاع مقدس برای رفع تجاوز دشمن خارجی و برقراری امنیت کشور داشت، اکنون چنین رسالت و مسئولیتی را در راستای مبارزه با فساد و اشرافیگری بر عهده دارد. بسیج به تعبیر مقام معظم رهبری، آن نیروی مؤمن و مجاهد با بصیرتی است که همواره در صحنه برای دفاع از ارزشها و مقابله با توطئهها و ضدارزشها، حضوری فعال و مؤثر دارد. امروز برای دفاع و حفظ جمهوری اسلامی به عنوان مهمترین ارزش، باید با فساد و اشرافیگری مبارزه کرد. این مبارزه باید یک مبارزه مردمی باشد، همانطور که دفاع از کشور در دفاع مقدس، یک دفاع مردمی بود.
بسیج مظهر مردم سالاری دینی است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان، مسئولان و جمعی از بسیجیان در روز چهارشنبه گذشته به مناسبت هفته بسیج، با توصیف بسیج به عنوان مظهر مردمسالاری دینی، در تعریف دقیق مردمسالاری فرمودند: مردم، سالار زندگی خود براساس دین اسلام هستند. براساس این تعریف دقیق از مردمسالاری از یک طرف و تجلی این مردمسالاری در بسیج برای حضور در تمامی صحنهها، از طرف دیگر بسیج با حضور قانونمند و تعریف شده در مبارزه با فساد و اشرافیگری، میتواند کمک بزرگی به دستگاهها و نهادهای متولی این امر، خصوصاً دستگاه قضایی بنماید.
برای رسیدن به این نقطه مطلوب و شکلدهی به نهضت مبارزه با فساد و اشرافیگری در کشور به کمک نیروهای بسیجی، سازمان بسیج باید در جستوجوی راهکارهای قانونی و مؤثر باشد. بنابراین براساس سرفصل اعلامی از سوی مقام معظم رهبری در دیدار بسیجیان در هفته گذشته مبنی بر تشکیل هیئتهای اندیشهورزی در راستای اجرای صحیح مأموریتها، باید چگونگی مبارزه با فساد و اشرافیگری، یکی از موضوعهای با اولویت بسیج در این هیئتهای اندیشهورزی باشد. به طور مشخص در این هیئتهای اندیشهورزی، با هدف برنامهریزی دقیق برای استفاده از ظرفیت بسیج در راستای مبارزه با فساد و اشرافیگری، میتوان محورهای زیر را مورد بررسی قرار داد:
1 ـ چالشهای حقوقی و قانونی مبارزه با فساد و اشرافیگری و راهکارهای مناسب برای رفع این چالشها.
2 ـ چگونگی گفتمانسازی برای تبدیل مبارزه با فساد به یک مطالبه عمومی
3 ـ چگونگی تقویت نظارت عمومی براساس اصل امر به معروف و نهی از منکر با هدف مبارزه با فساد و اشرافیگری.
یادداشت پیش رو در این مجال اندک چالش هوای چند درجه زیر صفر روز های گذشته و حادثه تصادف دوقطار و شکل و شمایل مدیریت بحران» را بررسی می کند.
1 - سازمان هواشناسی از یک هفته قبل، آغاز موج سرمای شدید، بارش برف و کولاک را برای نیمه شمالی کشور پیش بینی و ضمن هشدار اعلام می کند روز های چهارشنبه و پنج شنبه
(3 و 4 آذر) این موج سرما به اوج خود می رسد.
2 - خبر های ظهر پنج شنبه درباره برف و کولاک از استان های شمالی به ویژه در مازندران، اما انگار حال و هوای خوبی ندارد. بخش های خبری صدا وسیما و خبرگزاری ها این تیتر را انتخاب می کنند: «بارش برف شدید مازندران را فلج کرد» .
قطع برق و گاز در چند شهر استان مازندران و قطع برق ده ها روستا در این استان، کام مردمان این منطقه را که این روز ها به طعم نارنگی و پرتقال ترش و شیرین شده بود، تلخ می کند. مردم حدود یک شبانه روز را در سرمای چند درجه زیر صفر سپری می کنند و وقتی خبرنگار به سراغشان می رود با عصبانیت می گویند مگر هواشناسی پیش بینی نکرده بود پس چرا مسئولان کاری نکردند؟
استاندار مازندران اما در بخش های خبری سیما در ساعات 14 و 21 روز پنج شنبه تلاش می کند که همه مشکلات را به فراهم نبودن زیرساخت ها و این گونه مسائل مرتبط کند و حتی در برابر این پرسش گوینده خبر که مگر هواشناسی پیش بینی نکرده بود، کمی عصبانی می شود...
البته در این شرایط ادبیات غافلگیری فقط برای مسئولان بومی مازندران نبود. همان روز پنج شنبه ساعت 18:30 «سعیدی» معاون امور پیش بینی و پیشگیری سازمان مدیریت بحران کشور در گفت وگو با شبکه خبر می گوید: «زیرساخت ها آماده سرمای سخت نیست و ما تا این حد آمادگی لازم را نداشتیم»
این جمله آقای مسئول، با تعریف سازمان پدافند غیرعامل از «مدیریت بحران» فاصله جدی دارد. مگر خودتان مدیریت بحران را این گونه تعریف نکردید؟ «فرایند پیش بینی و پیشگیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع بحران...» این که آقای مسئول عنوان کند: «تا این حد آمادگی سرما را نداشتیم» با سازوکار و ساحت «مدیریت بحران» همخوانی ندارد. چرا که به طور طبیعی در سرمای کمتر از این حد که مشکلی پیش نمی آید و «داستان مدیریت بحران» به کار نمی آید.
به هیچ عنوان این قصد را ندارم که تمام تقصیر ها را به گردن این بخش بیندازیم و به طور قطع مشکلات فراوان ما در بخش زیرساخت انرژی مهمترین چالش موجود در این مسئله است که رفع مشکلات آن با یک روز و دو روز برطرف نمی شود.
3 - صبح جمعه؛ حادثه هولناک برخورد دو قطار در مسیر ریلی مشهد - سمنان.
جدا از بررسی دلیل حادثه که مدیرعامل راه آهن کشور آن را تغییرشیفت و خطای انسانی عنوان می کند و این خطا چه فاجعه و مصیبت دردناکی برای ده ها خانواده و کشور به وجود آورد، اما قطاری که در مسیر حدود 5 کیلومتری ایستگاه متوقف می شود بنابر گفته آقای مدیرعامل به علت سرمای شدید دچار یخ زدگی سیستم ترمز و توقف قطار می شود. این توقف با وجود اعلام به مرکز کنترل اما باز هم اتفاقی را که نباید رقم می زند؛ اتفاقی مرگبار...
باز هم سرما و عدم تدارک سیستم های فنی، چنین حادثه تلخی را رقم زده است. خدا را شکر که ما در کشور از این گونه سرما و یخبندان کم داریم و گرنه معلوم نبود از این دست بحران ها چقدر گریبانمان را می گرفت. اما فاجعه بزرگتر از یک نقص در یک سیستم فنی قطار است؛ شاید باورش سخت باشد که با تغییر شیفت و این که فرد جایگزین از سابقه قرمز شدن چراغ بی اطلاع بوده است چنین حادثه هولناکی رخ داده است.
آقایان مسئول! مگر ساز و کار این گونه موقعیت ها و علت یابی روشن شدن چراغ قرمز از قبل پیش بینی نشده است؟ مگر سیستم ها و عملکرد های مشخصی د ر چنین شرایطی تعریف نشده است؟ مگر می توان به همین سادگی و با فرض این که شاید برودت هوا باعث روشن شدن چراغ قرمز شده است، با جان مردم بازی کرد؟
امروز خطای انسانی رخ داده است و در پی آن ده ها هموطن عزیزمان دیگر میان ما نیستند و خانواده هایی چند، به همین سادگی سوگوار شدند اما وقت آن فرارسیده است که فکرو تدبیری به حال این سیستم های مدیریتی معیوب و مدیریت بحران ناکارآمد کنیم...
,
یادداشت پیش رو در این مجال اندک چالش هوای چند درجه زیر صفر روز های گذشته و حادثه تصادف دوقطار و شکل و شمایل مدیریت بحران» را بررسی می کند.
1 - سازمان هواشناسی از یک هفته قبل، آغاز موج سرمای شدید، بارش برف و کولاک را برای نیمه شمالی کشور پیش بینی و ضمن هشدار اعلام می کند روز های چهارشنبه و پنج شنبه
(3 و 4 آذر) این موج سرما به اوج خود می رسد.
2 - خبر های ظهر پنج شنبه درباره برف و کولاک از استان های شمالی به ویژه در مازندران، اما انگار حال و هوای خوبی ندارد. بخش های خبری صدا وسیما و خبرگزاری ها این تیتر را انتخاب می کنند: «بارش برف شدید مازندران را فلج کرد» .
قطع برق و گاز در چند شهر استان مازندران و قطع برق ده ها روستا در این استان، کام مردمان این منطقه را که این روز ها به طعم نارنگی و پرتقال ترش و شیرین شده بود، تلخ می کند. مردم حدود یک شبانه روز را در سرمای چند درجه زیر صفر سپری می کنند و وقتی خبرنگار به سراغشان می رود با عصبانیت می گویند مگر هواشناسی پیش بینی نکرده بود پس چرا مسئولان کاری نکردند؟
استاندار مازندران اما در بخش های خبری سیما در ساعات 14 و 21 روز پنج شنبه تلاش می کند که همه مشکلات را به فراهم نبودن زیرساخت ها و این گونه مسائل مرتبط کند و حتی در برابر این پرسش گوینده خبر که مگر هواشناسی پیش بینی نکرده بود، کمی عصبانی می شود...
البته در این شرایط ادبیات غافلگیری فقط برای مسئولان بومی مازندران نبود. همان روز پنج شنبه ساعت 18:30 «سعیدی» معاون امور پیش بینی و پیشگیری سازمان مدیریت بحران کشور در گفت وگو با شبکه خبر می گوید: «زیرساخت ها آماده سرمای سخت نیست و ما تا این حد آمادگی لازم را نداشتیم»
این جمله آقای مسئول، با تعریف سازمان پدافند غیرعامل از «مدیریت بحران» فاصله جدی دارد. مگر خودتان مدیریت بحران را این گونه تعریف نکردید؟ «فرایند پیش بینی و پیشگیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع بحران...» این که آقای مسئول عنوان کند: «تا این حد آمادگی سرما را نداشتیم» با سازوکار و ساحت «مدیریت بحران» همخوانی ندارد. چرا که به طور طبیعی در سرمای کمتر از این حد که مشکلی پیش نمی آید و «داستان مدیریت بحران» به کار نمی آید.
به هیچ عنوان این قصد را ندارم که تمام تقصیر ها را به گردن این بخش بیندازیم و به طور قطع مشکلات فراوان ما در بخش زیرساخت انرژی مهمترین چالش موجود در این مسئله است که رفع مشکلات آن با یک روز و دو روز برطرف نمی شود.
,
,
,
,
,
,
,
,
3 - صبح جمعه؛ حادثه هولناک برخورد دو قطار در مسیر ریلی مشهد - سمنان.
جدا از بررسی دلیل حادثه که مدیرعامل راه آهن کشور آن را تغییرشیفت و خطای انسانی عنوان می کند و این خطا چه فاجعه و مصیبت دردناکی برای ده ها خانواده و کشور به وجود آورد، اما قطاری که در مسیر حدود 5 کیلومتری ایستگاه متوقف می شود بنابر گفته آقای مدیرعامل به علت سرمای شدید دچار یخ زدگی سیستم ترمز و توقف قطار می شود. این توقف با وجود اعلام به مرکز کنترل اما باز هم اتفاقی را که نباید رقم می زند؛ اتفاقی مرگبار...
باز هم سرما و عدم تدارک سیستم های فنی، چنین حادثه تلخی را رقم زده است. خدا را شکر که ما در کشور از این گونه سرما و یخبندان کم داریم و گرنه معلوم نبود از این دست بحران ها چقدر گریبانمان را می گرفت. اما فاجعه بزرگتر از یک نقص در یک سیستم فنی قطار است؛ شاید باورش سخت باشد که با تغییر شیفت و این که فرد جایگزین از سابقه قرمز شدن چراغ بی اطلاع بوده است چنین حادثه هولناکی رخ داده است.
آقایان مسئول! مگر ساز و کار این گونه موقعیت ها و علت یابی روشن شدن چراغ قرمز از قبل پیش بینی نشده است؟ مگر سیستم ها و عملکرد های مشخصی د ر چنین شرایطی تعریف نشده است؟ مگر می توان به همین سادگی و با فرض این که شاید برودت هوا باعث روشن شدن چراغ قرمز شده است، با جان مردم بازی کرد؟
امروز خطای انسانی رخ داده است و در پی آن ده ها هموطن عزیزمان دیگر میان ما نیستند و خانواده هایی چند، به همین سادگی سوگوار شدند اما وقت آن فرارسیده است که فکرو تدبیری به حال این سیستم های مدیریتی معیوب و مدیریت بحران ناکارآمد کنیم...
,
,
,
,
,
, بسیج، انقلابیگری مبارزه با فساد و اشرافیگری, بسیج,
,
, دکتر یدالله جوانی در جوان نوشت:,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
حسن کاظمی قمی در ایران نوشت:
عملیات تروریستی در منطقه «حله» عراق که منجر به شهادت مظلومانه شمار زیادی از زوار اربعین حسینی شد، در تداوم تلاشی است که امروزه از سوی جریانهای تکفیری و وهابی با هدف جلوگیری از انتشار پیام عظیم اربعین حسینی صورت میگیرد. عملیات حله عراق از منظر نوع عملیات، میزان تلفات انسانی و وجه خشونت بار آن، شباهت زیادی به عملیات چند ماه گذشته «کراده» عراق داشت که آثار تخریبی و ویرانگر بسیاری بر جای گذاشت و نشان داد که حادثه حله اولین نوع از این دست اقدامات تروریستی نیست. اما این عملیات از چند منظر قابل توجه است؛
- حادثه تروریستی حله، نه یک عملیات نظامی پیچیده بلکه یک عملیات تروریستی انتحاری بود که طی آن یک تانکر نفتی به یک منطقه فاقد امنیت و حفاظت و در یک تجمع مردمی بی دفاع وارد شده و خسارات انسانی بسیاری بر جای گذاشت.
- منطقهای که این عملیات تروریستی در آن صورت گرفته است، از نظر نظامی در حلقههای اول و دوم امنیتی که در ایام اربعین از سوی دولت عراق پیشبینی شده بود، قرار نداشت. چه آنکه مراسم باشکوه اربعین که با راهپیمایی زوار، قریب به یک ماه طول کشید، در کمال آرامش و امنیت برگزار شد. یعنی شاهد کمترین حوادث ناامنی در این دوره بودیم که خود نشان میدهد دولت عراق با کمک نیروهای مردمی و کمکهای مستشاری ایران همزمان با عملیات بزرگ آزادسازی موصل توانست امنیت این راهپیمایی عظیم را تأمین کند.
- در نظر گرفتن ساختار ساده عملیات تروریستی حله و پذیرش مسئولیت انجام آن از سوی تروریست های داعش، نشان میدهد که داعش به دنبال یک خودنمایی بود. این زمانی معنادار میشود که بدانیم واقعیات منطقه نشان از روند رو به نزول قدرت و نفوذ جریان تکفیری داعش دارد و نیروهای عراقی به طور منسجم همچنان مناطق اشغال شده را بازپس میگیرند و داعش راهی جز فرار یا مقاومت ندارد. بنابراین، این گروه در شرایط عقبنشینی آشکارش بعد از عملیات آزادسازی موصل، تلاش میکند روند سقوط و تضعیف قدرت خود را بپوشاند و برای اثبات بقایش به یک عملیات وحشیانه اقدام کند.
- مسأله مهمتر، پیام راهپیمایی بزرگ اربعین است که در مراسم اخیر با حضور حدود 20 میلیون زائر از داخل عراق و کشورهای مختلف برگزار شد. این در حالی است که هر سال شاهد تغییر کمی و کیفی حضور مردم هستیم. حضوری که بیش از هر چیز نشان از وحدت و انسجام رو به افزایش امت اسلامی دارد و ثابت میکند که صفوف آنها فارغ از گرایشهای سنی و شیعی منسجمتر میشوند. بنابراین یکی از اهدافی که این نوع عملیاتهای جنایت آمیز گروههای تکفیری دنبال میکنند، ایجاد رعب و وحشت در میان زوار برای جلوگیری از تکرار چنین گردهماییهای باشکوه سالانه اربعین است.
- از منظر دیگر گروههایی که با عراق جدید پس از سال 2003 مشکل داشتند چه در قالب اشغالگران امریکایی در عراق و چه برخی بازیگران منطقه ای، سناریوی ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی را در دستور کار قرار دادهاند تا مانع از شکوفایی دولت عراق و همبستگی آن با بازیگران مهمی چون جمهوری اسلامی شوند. در نتیجه یکی از اهداف این عملیات، ایجاد بیثباتی از سوی دشمنان است تا موقعیت و پیوندی که میتواند در همگرایی عراق با قدرتهایی چون ایران شکل گیرد، از میان برود.
این تلاشها در حالی است که ایران طی سالهای اخیر در صف مبارزه آشکار با جریانهای افراطی منطقه بویژه عراق و سوریه قرار داشته است. حضوری که به کاستن از خطرات حملات تروریستی در کشورهای همسایه و جلوگیری از سرایت آن به داخل مرزهای کشور انجامیده است. در واقع ایران تاکنون توانسته است با وجود همه مشکلاتی که با حمایت پیدا و پنهان برخی از قدرتهای منطقهای برای ناامنسازی منطقه صورت میگیرد، حضور قوی و مؤثری در مبارزه با سناریوی جریانهای تروریستی داشته باشد و وقایعی چون حادثه تروریستی حله که کمی بعد از مراسم اربعین صورت گرفت، نشان از آن دارد که این حضور همچنان باید با همراهی کشورهای گرفتار گروههای تروریستی تقویت شود.
حسن کاظمی قمی در ایران نوشت:
عملیات تروریستی در منطقه «حله» عراق که منجر به شهادت مظلومانه شمار زیادی از زوار اربعین حسینی شد، در تداوم تلاشی است که امروزه از سوی جریانهای تکفیری و وهابی با هدف جلوگیری از انتشار پیام عظیم اربعین حسینی صورت میگیرد. عملیات حله عراق از منظر نوع عملیات، میزان تلفات انسانی و وجه خشونت بار آن، شباهت زیادی به عملیات چند ماه گذشته «کراده» عراق داشت که آثار تخریبی و ویرانگر بسیاری بر جای گذاشت و نشان داد که حادثه حله اولین نوع از این دست اقدامات تروریستی نیست. اما این عملیات از چند منظر قابل توجه است؛
- حادثه تروریستی حله، نه یک عملیات نظامی پیچیده بلکه یک عملیات تروریستی انتحاری بود که طی آن یک تانکر نفتی به یک منطقه فاقد امنیت و حفاظت و در یک تجمع مردمی بی دفاع وارد شده و خسارات انسانی بسیاری بر جای گذاشت.
- منطقهای که این عملیات تروریستی در آن صورت گرفته است، از نظر نظامی در حلقههای اول و دوم امنیتی که در ایام اربعین از سوی دولت عراق پیشبینی شده بود، قرار نداشت. چه آنکه مراسم باشکوه اربعین که با راهپیمایی زوار، قریب به یک ماه طول کشید، در کمال آرامش و امنیت برگزار شد. یعنی شاهد کمترین حوادث ناامنی در این دوره بودیم که خود نشان میدهد دولت عراق با کمک نیروهای مردمی و کمکهای مستشاری ایران همزمان با عملیات بزرگ آزادسازی موصل توانست امنیت این راهپیمایی عظیم را تأمین کند.
- در نظر گرفتن ساختار ساده عملیات تروریستی حله و پذیرش مسئولیت انجام آن از سوی تروریست های داعش، نشان میدهد که داعش به دنبال یک خودنمایی بود. این زمانی معنادار میشود که بدانیم واقعیات منطقه نشان از روند رو به نزول قدرت و نفوذ جریان تکفیری داعش دارد و نیروهای عراقی به طور منسجم همچنان مناطق اشغال شده را بازپس میگیرند و داعش راهی جز فرار یا مقاومت ندارد. بنابراین، این گروه در شرایط عقبنشینی آشکارش بعد از عملیات آزادسازی موصل، تلاش میکند روند سقوط و تضعیف قدرت خود را بپوشاند و برای اثبات بقایش به یک عملیات وحشیانه اقدام کند.
- مسأله مهمتر، پیام راهپیمایی بزرگ اربعین است که در مراسم اخیر با حضور حدود 20 میلیون زائر از داخل عراق و کشورهای مختلف برگزار شد. این در حالی است که هر سال شاهد تغییر کمی و کیفی حضور مردم هستیم. حضوری که بیش از هر چیز نشان از وحدت و انسجام رو به افزایش امت اسلامی دارد و ثابت میکند که صفوف آنها فارغ از گرایشهای سنی و شیعی منسجمتر میشوند. بنابراین یکی از اهدافی که این نوع عملیاتهای جنایت آمیز گروههای تکفیری دنبال میکنند، ایجاد رعب و وحشت در میان زوار برای جلوگیری از تکرار چنین گردهماییهای باشکوه سالانه اربعین است.
- از منظر دیگر گروههایی که با عراق جدید پس از سال 2003 مشکل داشتند چه در قالب اشغالگران امریکایی در عراق و چه برخی بازیگران منطقه ای، سناریوی ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی را در دستور کار قرار دادهاند تا مانع از شکوفایی دولت عراق و همبستگی آن با بازیگران مهمی چون جمهوری اسلامی شوند. در نتیجه یکی از اهداف این عملیات، ایجاد بیثباتی از سوی دشمنان است تا موقعیت و پیوندی که میتواند در همگرایی عراق با قدرتهایی چون ایران شکل گیرد، از میان برود.
این تلاشها در حالی است که ایران طی سالهای اخیر در صف مبارزه آشکار با جریانهای افراطی منطقه بویژه عراق و سوریه قرار داشته است. حضوری که به کاستن از خطرات حملات تروریستی در کشورهای همسایه و جلوگیری از سرایت آن به داخل مرزهای کشور انجامیده است. در واقع ایران تاکنون توانسته است با وجود همه مشکلاتی که با حمایت پیدا و پنهان برخی از قدرتهای منطقهای برای ناامنسازی منطقه صورت میگیرد، حضور قوی و مؤثری در مبارزه با سناریوی جریانهای تروریستی داشته باشد و وقایعی چون حادثه تروریستی حله که کمی بعد از مراسم اربعین صورت گرفت، نشان از آن دارد که این حضور همچنان باید با همراهی کشورهای گرفتار گروههای تروریستی تقویت شود.
حسن کاظمی قمی در ایران نوشت:
عملیات تروریستی در منطقه «حله» عراق که منجر به شهادت مظلومانه شمار زیادی از زوار اربعین حسینی شد، در تداوم تلاشی است که امروزه از سوی جریانهای تکفیری و وهابی با هدف جلوگیری از انتشار پیام عظیم اربعین حسینی صورت میگیرد. عملیات حله عراق از منظر نوع عملیات، میزان تلفات انسانی و وجه خشونت بار آن، شباهت زیادی به عملیات چند ماه گذشته «کراده» عراق داشت که آثار تخریبی و ویرانگر بسیاری بر جای گذاشت و نشان داد که حادثه حله اولین نوع از این دست اقدامات تروریستی نیست. اما این عملیات از چند منظر قابل توجه است؛
- حادثه تروریستی حله، نه یک عملیات نظامی پیچیده بلکه یک عملیات تروریستی انتحاری بود که طی آن یک تانکر نفتی به یک منطقه فاقد امنیت و حفاظت و در یک تجمع مردمی بی دفاع وارد شده و خسارات انسانی بسیاری بر جای گذاشت.
- منطقهای که این عملیات تروریستی در آن صورت گرفته است، از نظر نظامی در حلقههای اول و دوم امنیتی که در ایام اربعین از سوی دولت عراق پیشبینی شده بود، قرار نداشت. چه آنکه مراسم باشکوه اربعین که با راهپیمایی زوار، قریب به یک ماه طول کشید، در کمال آرامش و امنیت برگزار شد. یعنی شاهد کمترین حوادث ناامنی در این دوره بودیم که خود نشان میدهد دولت عراق با کمک نیروهای مردمی و کمکهای مستشاری ایران همزمان با عملیات بزرگ آزادسازی موصل توانست امنیت این راهپیمایی عظیم را تأمین کند.
,
,
,
- در نظر گرفتن ساختار ساده عملیات تروریستی حله و پذیرش مسئولیت انجام آن از سوی تروریست های داعش، نشان میدهد که داعش به دنبال یک خودنمایی بود. این زمانی معنادار میشود که بدانیم واقعیات منطقه نشان از روند رو به نزول قدرت و نفوذ جریان تکفیری داعش دارد و نیروهای عراقی به طور منسجم همچنان مناطق اشغال شده را بازپس میگیرند و داعش راهی جز فرار یا مقاومت ندارد. بنابراین، این گروه در شرایط عقبنشینی آشکارش بعد از عملیات آزادسازی موصل، تلاش میکند روند سقوط و تضعیف قدرت خود را بپوشاند و برای اثبات بقایش به یک عملیات وحشیانه اقدام کند.
- مسأله مهمتر، پیام راهپیمایی بزرگ اربعین است که در مراسم اخیر با حضور حدود 20 میلیون زائر از داخل عراق و کشورهای مختلف برگزار شد. این در حالی است که هر سال شاهد تغییر کمی و کیفی حضور مردم هستیم. حضوری که بیش از هر چیز نشان از وحدت و انسجام رو به افزایش امت اسلامی دارد و ثابت میکند که صفوف آنها فارغ از گرایشهای سنی و شیعی منسجمتر میشوند. بنابراین یکی از اهدافی که این نوع عملیاتهای جنایت آمیز گروههای تکفیری دنبال میکنند، ایجاد رعب و وحشت در میان زوار برای جلوگیری از تکرار چنین گردهماییهای باشکوه سالانه اربعین است.
- از منظر دیگر گروههایی که با عراق جدید پس از سال 2003 مشکل داشتند چه در قالب اشغالگران امریکایی در عراق و چه برخی بازیگران منطقه ای، سناریوی ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی را در دستور کار قرار دادهاند تا مانع از شکوفایی دولت عراق و همبستگی آن با بازیگران مهمی چون جمهوری اسلامی شوند. در نتیجه یکی از اهداف این عملیات، ایجاد بیثباتی از سوی دشمنان است تا موقعیت و پیوندی که میتواند در همگرایی عراق با قدرتهایی چون ایران شکل گیرد، از میان برود.
,
,
,
این تلاشها در حالی است که ایران طی سالهای اخیر در صف مبارزه آشکار با جریانهای افراطی منطقه بویژه عراق و سوریه قرار داشته است. حضوری که به کاستن از خطرات حملات تروریستی در کشورهای همسایه و جلوگیری از سرایت آن به داخل مرزهای کشور انجامیده است. در واقع ایران تاکنون توانسته است با وجود همه مشکلاتی که با حمایت پیدا و پنهان برخی از قدرتهای منطقهای برای ناامنسازی منطقه صورت میگیرد، حضور قوی و مؤثری در مبارزه با سناریوی جریانهای تروریستی داشته باشد و وقایعی چون حادثه تروریستی حله که کمی بعد از مراسم اربعین صورت گرفت، نشان از آن دارد که این حضور همچنان باید با همراهی کشورهای گرفتار گروههای تروریستی تقویت شود.
,
«اگر بنده کاری کردهام که نباید میکردم یا ترک فعلی کردهام که باید انجام میدادم، از همه عذر میخواهم، از همه حلالیت میطلبم. من از طرف خودم حرف میزنم، به دیگران کاری ندارم. من از کارهای کرده و نکرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل کرده بودیم وضع این نبود؛ ولی گمان میکنم همه ما، همه مسئولان، از سابق تاکنون، باید از مردم عذرخواهی کنیم. ضرورت این کار البته برای مسئولانی که در لباس روحانیتاند، بیشتر است...»؛ اینها بخشهایشی از سخنان مرحوم آیتاللهموسویاردبیلی در سال ٩١ است. شاید غالب مردم ایران ایشان را بهعنوان یکی از یاران نزدیک مرحوم امام(ره) در مسئولیتهای مهم و دشوار کشور مانند عضو شورای انقلاب، دادستان کل کشور، رئیس دیوان عالی کشور و خطیب جمعه تهران و بعد از آن بهعنوان یکی از مراجع تقلید شیعه شناخته باشند؛ اما شاید نکاتی از این فقیه فرهیخته و فاخر برای برخی چندان آشکار و آشنا نباشد. نگارنده که نزدیک به ٣٠ سال با این دانشیمرد اخلاق و ادب و ادیب سر آشنایی و خدمتگزاری و مرافقت و مصاحبت داشته، بر آن است تا نکاتی را که از ویژگیهای کمنظیر او بود بیان کند.
١ـ تلاش و تکاپو در خدمات فرهنگی و اجتماعی
٢ـ ویژگیهای معرفتی و دستگاه فکری
براساس روایتی که خود بارها بیان میکرد، در سالهای پیش از انقلاب در باور این مرجع فقید نشسته بود که باید پایههای تربیتی نسل امروز را در آموزشوپرورش بنا کرد.
با بنیان مدارس مفید در تهران - که هماکنون یکی از مدارس مهم در کشور به شمار میآید- باور خود را چنین بارور کرد و این مدارس از رهاورد فکری این عالم دینی در روزگاران پیش از انقلاب است. او با اینکه یک عالم دینی و حوزوی بود و سالها در قم و نجف از مراجع بزرگی مانند آیات عظام بروجردی، داماد و خوئی بهره برده و از سطوح عالی حوزه تا دروس خارج سالها تدریس کرده بود؛ اما آفاق فکری او فراتر از حوزهها گسترش داشت. برای تربیت و اسلامیکردن نسل امروز فقط دانش حوزوی به شیوههای سنتی را کافی و کارآمد نمیدانست. روزگاری در کنار عالمانی نامدار مانند شهید مطهری و شهید بهشتی که با هم تبادل فکری و همدلی زیادی داشتند، این موضوع را در میان گذاشته بود؛ دنبال راهی بود که با حفظ چارچوب سنت دینی، زبانی نو و روشی کارآمد بجوید تا بتواند نسل بحرانزده امروز را در بستری انسانی و اسلامی هدایت کند. شبهاتی که همواره بر دین وارد میشد، ذهن او را سخت درگیر میکرد تا راهی علمی بجوید و نسل جوان را در برابر شبهات با برهان قانع کند. تأسیس دانشگاه مفید - که یکی از دانشگاههای معروف و معتبر و شناختهشده در سطح جهان است- نتیجه سالها تلاش فکری او بود. همواره میکوشید دانشآموختگان حوزه را با زبان دانشگاه آشنا کند و شاید نخستین مرجعی بود که استادان برجسته دانشگاه را برای افزایش دانش و بینش طلاب درباره حوزه دعوت کرد که مرکز آن، دانشگاه مفید به شمار میرفت. در کنار خدمات مهم فکری و فرهنگی خدمات اجتماعی او را باید به یاد آورد؛ مؤسسه خیریه مکتب امیرالمؤمنین با همت این فقیه نامدار در همین راستا تأسیس شد تا برای کسانی که تمکن مالی ندارند از این راه چارهای بجوید.
از دوستان برجسته آیتالله موسویاردبیلی که همواره او را به نیکی یاد میکرد، مرحوم آقای عالینسب بود که از مشاوران فکری ایشان به شمار میرفت. نگارنده شاید انسانی به شایستگی، برجستگی، صداقت و پاکی آقای عالینسب کمتر دیده باشد؛ او، آیتالله موسویاردبیلی را بهعنوان عالمی آگاه نیک میشناخت و بهعنوان مشاور نخستوزیر دوران جنگ، مسائل و مشکلات اقتصادی را با آیتالله اردبیلی در میان میگذاشت و از تسلط ایشان بر اقتصاد، بهعنوان یک روحانی تمجید میکرد.
٢ـ از ویژگیهای معرفتی آیتالله موسویاردبیلی عقلگرایی و توجه به مقتضیات زمان بود؛ او چون در متن حوادث، بهویژه در دوران تصدی ریاست قوه قضائیه با مسائل جدیدی مواجه شده بود بر این باور بود که با تمسک به برخی از نصوص نمیتوان مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه امروز را حل کرد. ایشان باب عقلگرایی و توجه به مقتضیات زمان را در نگاههای فقهی خود گشوده بود. از یاد نمیبرم روزی در یکی از درسهای اقتصاد خود، در سالهای ١٣٦٥ و ١٣٦٦ که هفتهای یک بار در قم تشکیل میشد، اظهار داشت که مسائل اقتصادی چیزی نیست که برای آن ملاکهای غیبی و تعبدی تصور شود. باید عقل و دانش روز را در حل مسائل اقتصادی که سری در فقه دارد به کار گرفت. تجربهای که در دوران تصدی خود در قوه قضائیه اندوخته بود نگاه دیگری به جرم و مجازات داشت که با روشهای سنتی موجود متفاوت بود؛ بنابراین نخستین کتابی که در دوران مرجعیت خود تألیف کرد کتاب فقهالقضاء با اجتهادی نو و نگاهی تازه بود. آزادی و استقلال فکری از خصائص دیگر این فقیه بزرگوار بود که در دستگاه معرفتی او تأثیر گذاشته بود. مسئله حقوق بشر از مسائلی بود که برای او بسیار پراهمیت به شمار میرفت. سمینارهای حقوق بشر که در دانشگاه مفید برگزار شد مورد توجه ایشان بود. دانشمندانی از ادیان مختلف و دانشگاههای دنیا به قم میآمدند، با ایشان ملاقات میکردند و بهراحتی و آرامش خاطر نظرات خود را بیان میداشتند و شیفته نظرات ایشان میشدند. هیچگاه از هیچ فکری نمیهراسید و با سماحت و سهولت سخنان دیگران را گوش میکرد و اگر قابل نقد بود با بیان شیوا و چهرهای آرام آن را به نقد میگذاشت. به خاطر هوش و حافظه خوب و نیرومندی که داشت اشعار و خاطرههای زیادی تا همین روزگار آخر عمر خود در حافظه داشت و فوقالعاده شیرین و جذاب بیان میکرد. هیچگاه نشاط علمی او کاسته نشد. همیشه و همواره جلوی خود کتاب یا متنی را گشوده داشت و مشغول خواندن یا تصحیح آن بود. هفتهای چند جلسه علمی از سوی برخی از استادان حوزه و دانشگاه در محضر ایشان تشکیل میشد؛ با حوصله زیادی که با این کهولت سن داشت، مینشست و مباحث را گوش میکرد و در پایان نظر خود را ابراز میداشت. او این شعر شیرین حافظ شیراز را شیوه زندگی خود کرده بود:
«گوهر معرفت اندوز که با خود ببری/ که نصیب دگران است نصاب زر و سیم
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا / ورنه آدم نبرد صرفه به شیطان رجیم».
خداوند او را در جایگاه صدق و نزد «ملیک مقتدر» قرارش دهد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
دوراهی برجام
, دوراهی برجام, برجام,
در سرمقاله صبح نو آمده است:
, در سرمقاله صبح نو آمده است:,,
ارسال دیدگاه