معجزه عشق چه ها می کند؛

روایت زائران امام رضا (ع) از گام های عاشقی تا مشهدالرضا/ از خس خس نفس های بیمار قلبی تا گام های پیرزنی که تا جان در بدن دارد پیاده به پابوس می آید

روایت زائران امام رضا (ع) از گام های عاشقی تا مشهدالرضا/ از خس خس نفس های بیمار قلبی تا گام های پیرزنی که تا جان در بدن دارد پیاده به پابوس می آید
جوانی روایت می کند حال و هوای بیماری که ناراحتی قلبی او را از پا درنیاورد و قدم به قدم کاروان را همراهی کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، آخرین گروه زائران حرم عشق ساعاتی پیش پس از ورود به خاک مقدس مشهدالرضا (ع) در ستادهای اسکان نقاط مختلف شهر مستقر شدند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,

 

,

به سراغ تعدادی از زائرانی که مورد استقبال گروه همسایگان آفتاب قرارگرفته رفتم. هر کدامشان نشانی از دلدادگی و عاشقی در چهره داشتند و رنگ رخساری که شوق وصل یار داشت و غم و اندوه جانگداز درد فراق. فراق مولایی که دو روز مانده به عزایش زمین و زمان سیه پوش شده است.

,

 

,

میترا ۱۶ساله دومین بار است که پای پیاده کیلومترها طی کرده تا به حریم شاه خراسان برسد. دو روز و یک شب مسیر سرخس به مشهد را طی کرده و می گوید پیاده صفایی دیگر دارد.

,

 

,

عاشقی و عاشقیست که زائر نوجوان را خستگی ناپذیر کرده؛ خستگی که نه، چرا که او خود می گوید شب و روز نمی شناسیم و با درد و خستگی غریبه ایم.

,

 

,

می گوید عجیب نیرویی ما را کیلومترها و فرسنگ ها به سوی امام مهربانی ها می کشاند.

,

 

,

نوجوان ۱۷ ساله دیگری ۴ سال پیاپی جاده عشق را می پیماید و می پیماید. با صلابت می گوید تا جان در بدن داشته باشم پای پیاده به پابوس آقا می آیم.

,

 

,

مهلا می گوید هوای سرد را نمی فهمیدیم؛ باران لباس هایمان را خیس کرد اما اثری از سرما در بدن نبود.

,

 

,

و نوجوان دیگری که از معجزه امامش می گوید. خودش هم نمی داند چگونه توانسته این مسیر را طی کند.به راستی به جز معجزه عشق کدامین نیرو می تواند قدم ها را استوار کند.

,

 

,

جوانی دیگر روایت می کند حال و هوایی از بیماری که ناراحتی قلبی او را از پا درنیاورد و قدم به قدم کاروان را همراهی کرد.

,

 

,

و زن جوانی که چهار سال مسیر را آمده و اینطور بیان می کند که چشمم به پابوس حضرت که می افتد غم و اندوه و بیماری از دلم می رود.

,

 

,

سردی هوا تاثیری برایش ندارد؛ می گوید: با شوق و شادی می آییم و با غم و اندوه می رویم.

,

 

,

از خدام می گوید که کم و کسری برایشان نگذاشته اند و همچون امامشان میهمان نوازند.

,

 

,

پیرزن پاهای خود را از شدت درد به هم می فشرد وقتی می پرسم چرا رنج سفر راتحمل کرده و سواره نمی آیی؟ اینگونه جوابم را می دهد که ۷ سال آمده ام و باز هم می آیم. می گوید عجیب است که هیچ درد و خستگی در مسیر راه احساس نکردم. شاید گرمای عشق به مددم آمده است.

,

 

,

در این میان دو کودک ۷ و ۱۰ ساله مشتاقانه به سراغم آمده و می گویند چندین سال است که پای پیاده می آیند و در بازگشت خاطره سفرشان را برای دوستان تعریف می کنند.

,

 

,

و در پایان چه زیبا گفت آن پیرزن:

,

 

,

به مشهد می روی خدا خدا کن          زیارت می روی ما را دعا کن

,

زیارت می روی شاه رضا را               اول قفل ها دوم گلدسته ها را

,

 

,

سارا آویشی

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه