انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی

از واقعه‌ی ۱۵ خرداد تا تبعید ایت الله خمینی

از واقعه‌ی ۱۵ خرداد تا تبعید ایت الله خمینی
آنچه می خوانید در واقع برشی از کتاب انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی به کوشش دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی است که مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر نموده است خواندن این کتاب برای شناخت دشمن و جنگ نرم آن خالی از لطف نیست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، روحانیت درمخالفت با اقدامات شاه متحد بود، اما در شیوه ی عمل و هدف نهایی اختلاف نظر داشت. به گفته مهندس حسن شریعتمداری تفاوت اصلی میان پدرش و آیت الله خمینی بود: «روحانیت در ابتدا صفوف روحانیت هم شکاف افتاد. اختلاف بر سر این بود که اقای خمینی قضیه را یک قضیه‌ی سیاسی برای مبارزه با شخص شاه و بر سر قدرت می‌دید. آیت الله شریعتمداری به دیکتاتوری و عدم رعایت موازین قانون اساسی در آن زمان معترض بود، ولی برای روحانیت نقش به خصوصی قائل نبود. علاوه بر آن اختلاف بر سر این بود که اقای خمینی در اصلاحات ارضی مواضعی را می‌گرفت که از طرف دولت متهم به طرفداری از مالکین می‌شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

در صورتی که مفهوم مبارزه‌ی روحانیت به نظر پدر بنده مبارزه‌ای بود در مقابل عدم رعایت موازین قانونی که موازین شرعی هم ان موقع بود؛ چون در قانون مدنی ایران و قانون اساسی بسیاری از ملاحظات شرعی هم ملحوظ شده بود. این موارد مهم اختلاف بود، البته در طرز مبارزه هم آقای خمینی مبارزه رادیکالی را پیش گرفته بود و از ابتدا در صدد کسب قدرت سیاسی بود در صورتی که آیت الله شریعت مداری یک مبارزه در مقابل دیکتاتوری و منحصرا در محدوده وظایف روحانیت را وظیفه خودشان می‌دانستند!!!»  این تفاوت‌ها برای شاه که می‌خواست برنامه خود را عملی کند،مطرح نبود.

,

امام خمینی و 15 خرداد

, امام خمینی و 15 خرداد, امام خمینی و 15 خرداد,

ایت الله خمینی پیوسته بر وحدت روحانیت و فعال کردن مردم تاکید می‌روزید و دولت را به بی‌قانونی متهم می‌کرد. هنگامی که روحانیت رفراندوم را تحریم کرد، شاه به خشم آمد و به گفته‌ی احسان نراقی ‌‌شاه با نطق‌های تند، فعالان مذهبی را بیشتر به میدان آورد. روحانیت عید نوروز آن سال را عزا اعلام کرد. دولت از تشکیل مجالس جلوگیری می‌کرد و آنها را برهم می‌زد. روز دوم فروردین ۱۳۴۲ نیروهای امنیتی به مدرسه‌ی فیضیه حمله کردند. دولت گروهی از طلاب را به سربازی فرستاد .محرم که فرا رسید روحانیون بسیج شدند تا به حملات دولت و مطبوعات پاسخ گویند و مردم را دعوت به مبارزه کنند. عصر عاشورا برابر با ۱۳ خرداد آیت الله خمینی در مدرسه‌ی فبضیه نطقی ایراد کرد: «من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم، از وضع زراعت مردم، حالا فکری بکنید برای مملکت‌، فکری بکنید برای این ملت» در این نطق آیت الله خمینی به اسرائیل حمله کرد و ضمن خطاب به شاه که ای آقای شاه من به تو نصیحت می‌کنم‌، به دفاع از روحانیت پرداخت؛ مطلبی که پیوسته ورد زبان او بود: «مردک در یکی از حرفهایش گفت که آخوندها می‌گویند ما تمدن را نمی‌خواهیم. اینها می‌خواهند با الاغ بروند از این طرف به آن طرف. خوب آدم چه بکند با چنین آدمی. یک وقت گفت که این ملاها مثل حیوان نجس هستند، از آنها احتراز کنید. یک وقت گفت که اینها مثل کرم‌هایی می مانند که در نجاست می‌لولند»

,

ابوالحسن بنی صدر می‌گوید این نطق سرمنشا وقایع ۱۵ خرداد شد:

,

آقای خمینی یک سخنرانی خیلی تندی کرد و شاه را تهدید کرد به فتوا و صبح زود رفتند خانه‌اش و گرفتند و آوردند تهران و مردم ریختند بیرون‌. در تهرانش را که من بودم ظهر دیگر شهر تماما در حرکت و جنب و جوش بود. و صدای رگبار‌ها می‌آمد تا عصر.

,

داریوش همایون می‌گوید: من آن موقع در دفتری کارمی‌کردم در خیایان شاهرضا، و تظاهر کنندگان را دیدم که از زیر پنجره‌های ما رد شدند؛ چندین هزار نفر بودند و تمرکز تانکها را در همان خیابان شاهرضا دیدم‌، چون اراده پلیس تهران که در آن موقع در آنجا بود. و تانک‌های زیادی انجا چندین روز بودند. در سنگلج هم کتابخانه‌ی عمومی پارک شهر را دیدم که خراب کرده بودند و آتش زده بودند و کتابها را از بین برده بودند. مواردی را از دوستانم شنیدم که به زن‌ها تعرض کرده و اسید پاشیده بودند برای اینکه حجاب نداشتند!

,

امام خمینی و 15 خرداد

, امام خمینی و 15 خرداد, امام خمینی و 15 خرداد,

حسن شریعتمداری هم خود از شاهدان وقایع پانزده خرداد در قم بود:

,

در قم صبح روز پانزده خرداد مغازه‌ها بسته بودند و مردم پیاده روی می‌کردند به سمت صحن مطهر حضرت معصومه‌. نزدیکی‌های صحن و همچنین در سر پلی که از خیابان اصلی قم به تهران به نام آهنچی، مامورین به مردم حمله کردند و عده‌ای هم زخمی شدند. البته در مورد تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها مبالغه زیادی هم بود. ولی آنچه مسلم است عده‌ی متنابهی کشته شده بودند. البته عده‌ی زیادی بالغ بر شاید ده هزار نفر در خیابانها بودند، تیر اندازی بود، عده‌ی زیادی مجروح دیدم. در مغازه‌ها عده‌ای چماق به دست می‌کوبیدند؛ شیشه‌ها را می‌شکستند و کماندوی مخصوص ضربت در خیابان‌ها مردم را می‌زد. من به صحن رفتم در صحن شخصی به نام وکیلی کفن پوشیده بود و برای مردم سخنرانی می‌کردکه آقای خمینی را بردند و مردم را تشویق می‌کرد که به خیابانها بروند و با پلیس و دستگاه دولت مبارزه کنند. آن روز صبح منزل ما محاصره شد و تا یک هفته‌ی تمام اجازه‌ی رفت و آمد به منزل ما را حکومت نظامی نمی‌داد. و حتی برای خرید ارزاق روزانه، مستخدم منزل نتوانست بیرون برود. جو قم  جو بسیار متشنجی بود. به طوری که من فردا صبح چون پدرم اعلامیه‌ای داده بود که باید پخش می‌شد. آنها را به همراه یک نفر به زحمت زیاد توانستیم خارج کنیم و برای چاپ به تهران ببریم، که در تهران چاپ و پخش شد.

,

امام خمینی و 15 خرداد

, امام خمینی و 15 خرداد, امام خمینی و 15 خرداد,

در پانزده خرداد در نزدیکی ورامین و در تهران نیزگروهی کشته شدند و گذشته از آیت الله خمینی عده‌ی بی شماری از روحانیون و فعالان مذهبی دستگیر شدند. اما به گفته دکتر سنجابی تماسی میان ملیون و مذهبیون نبود:

,

ما موقعی که در زندان بودیم، یک عده‌ای از روحانیون را گرفتند و در زندان‌های اطراف و پیرامون آوردند. یک عده‌شان را هم در زندانهای دور و بر جا دادند، به دنبال واقعه پانزده خرداد، ولی ما با آنها تماسی نداشتیم.

,

اما قبل از واقعه‌ی ۱۵ خرداد به گفته بنی صدر شاه می‌خواست با دادن امتیازاتی به ملیون، مذهبیون را سرکوب کند: قبل از اینکه ۱۵ خرداد واقع شود، رهبران جبهه‌ی ملی و نهضت ازادی زندانی بودند. از طرف شاه شخصی به نام صنعتی‌زاده به زندان می‌رفت و با رهبران جبهه‌ی ملی درباره اینکه به اصطلاح یک نوع امتیازاتی داده بشود و آزادی‌هایی تامین بشود. صحبت می‌کرد بنابود همان روز ۱۵ خرداد هم به اصطلاح موافقت نامه اعلام  و امضاء و اظهار بشود. آقای دکتر صدیق به من نقل کرد و من از او شنیدم به من گفت که آن روز وقتی که آوردند این مطلب را، صدای گلوله‌ها می‌آمد و من گفتم اقا با این صداها که نمی‌شود چنین متنی را امضا کرد. اقلا صبر کنید ببینیم که وضعیت چگونه می‌شود. وقتی این حکومت مردم را به رگبار می‌بندد، چگونه برای ما این حقوق را می‌تواند قائل شود. پس مانع شدم بعد معلوم شد که دربار رهبری سیاسی را می‌خواسته خنثی بکند تا رهبری مذهبی را بکوبد.

,

آیت الله خمینی که رهبری سیاسی روحانیت را به دست گرفته بود‌، اکنون فعالانه در پی رهبری سیاسی همه مخالفان شاه بود. در اوایل پاییز سال  ۱۳۴۳ مجلس ایران لایحه‌ی مصونیت مستشاران امریکایی را تصویب کرد. روز چهارم ابان آیت الله خمینی بار دیگر در میان احساسات شدید هوادارانش سخنانی ایراد کرد:

,

بسم الله الرحمن الرحیم

,

انا لله وانا الیه راجعون

,

(گریه شدید حضار)

,

آیت الله در این سخنان لایحه‌ی مصوب مجلسین را ناقض حاکمیت ملی ایران یا کاپیتولاسیون خواند. مطلبی که بعدها به کرات به آن اشاره کرد:

,

«در زمان رضا شاه وقتی که کاپیتولاسیون به اصطلاح خودشان لغو شد، چه بساطی درست کردند در تبلیغات، یک وقت آن طور هیاهو کردند و جشن گرفتند. آن روزی که اعلیحضرت محمد رضا شاه خلف صدق اعلیحضرت رضا شاه آمد کاپیتولاسیون را برای اینها درست کرد باز هم این داد بلند شد که ای چه خدمت بزرگی‌، ان را که او لغو کرد، ایشان اثبات کرده‌اند. در لغوش ما جشن باید بگیریم، در اثباتش هم باید جشن بگیریم»

,

انقلابب

, انقلابب, انقلابب,

در پی این نطق، ایت الله خمینی روز سیزدهم آبان به ترکیه تبعید شد. اما روحانیت به گفته احسان نراقی همچنان فعال ماند: «شروع شده بود یک نهضت جدیدی در روحانیت ایران که خودشان را با زمانه تطبیق بدهد و از آن حالت قشری‌گری بیرون بیاید. خوب، بودند دیگر تمام همین روحانیون، همین مرحوم مطهری و دیگران قلم می‌زدند، حرفشان این بود که روحانیت باید خودش را از آن حالات بیاورد بیرون و خودش را خارج کند و با زمانه پیش برود و حرکت ارتجاعی را از دست بدهد. یعین یک عده‌ای از روحانیون از سال‌ها پیش شروع کرده بودند به اینکه دنیا را بشناسند و مسائل را از دید جدیدی توجه کنند. و به خصوص بعد از سال ۴۱ این جریان تشدید شد. یعنی روحانیتی که دید باید با شاه بجنگد و شاه راه را به رویش بسته، جز مبارزه کار دیگری نمی‌تواند بکند رفت خودش را ساخت که بتواند حریف بشود»

,

انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی – به کوشش : دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی – ص ۱۴۷-۱۵۴ روحانیت درمخالفت با اقدامات شاه متحد بود، اما در شیوه ی عمل و هدف نهایی اختلاف نظر داشت. به گفته مهندس حسن شریعتمداری تفاوت اصلی میان پدرش و آیت الله خمینی بود: «روحانیت در ابتدا صفوف روحانیت هم شکاف افتاد. اختلاف بر سر این بود که اقای خمینی قضیه را یک قضیه‌ی سیاسی برای مبارزه با شخص شاه و بر سر قدرت می‌دید. آیت الله شریعتمداری به دیکتاتوری و عدم رعایت موازین قانون اساسی در آن زمان معترض بود، ولی برای روحانیت نقش به خصوصی قائل نبود. علاوه بر آن اختلاف بر سر این بود که اقای خمینی در اصلاحات ارضی مواضعی را می‌گرفت که از طرف دولت متهم به طرفداری از مالکین می‌شد.

,

در صورتی که مفهوم مبارزه‌ی روحانیت به نظر پدر بنده مبارزه‌ای بود در مقابل عدم رعایت موازین قانونی که موازین شرعی هم ان موقع بود؛ چون در قانون مدنی ایران و قانون اساسی بسیاری از ملاحظات شرعی هم ملحوظ شده بود. این موارد مهم اختلاف بود، البته در طرز مبارزه هم آقای خمینی مبارزه رادیکالی را پیش گرفته بود و از ابتدا در صدد کسب قدرت سیاسی بود در صورتی که آیت الله شریعت مداری یک مبارزه در مقابل دیکتاتوری و منحصرا در محدوده وظایف روحانیت را وظیفه خودشان می‌دانستند!!!»  این تفاوت‌ها برای شاه که می‌خواست برنامه خود را عملی کند،مطرح نبود.

,

امام خمینی و 15 خرداد

, امام خمینی و 15 خرداد, امام خمینی و 15 خرداد,

ایت الله خمینی پیوسته بر وحدت روحانیت و فعال کردن مردم تاکید می‌روزید و دولت را به بی‌قانونی متهم می‌کرد. هنگامی که روحانیت رفراندوم را تحریم کرد، شاه به خشم آمد و به گفته‌ی احسان نراقی ‌‌شاه با نطق‌های تند، فعالان مذهبی را بیشتر به میدان آورد. روحانیت عید نوروز آن سال را عزا اعلام کرد. دولت از تشکیل مجالس جلوگیری می‌کرد و آنها را برهم می‌زد. روز دوم فروردین ۱۳۴۲ نیروهای امنیتی به مدرسه‌ی فیضیه حمله کردند. دولت گروهی از طلاب را به سربازی فرستاد .محرم که فرا رسید روحانیون بسیج شدند تا به حملات دولت و مطبوعات پاسخ گویند و مردم را دعوت به مبارزه کنند. عصر عاشورا برابر با ۱۳ خرداد آیت الله خمینی در مدرسه‌ی فبضیه نطقی ایراد کرد: «من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم، از وضع زراعت مردم، حالا فکری بکنید برای مملکت‌، فکری بکنید برای این ملت» در این نطق آیت الله خمینی به اسرائیل حمله کرد و ضمن خطاب به شاه که ای آقای شاه من به تو نصیحت می‌کنم‌، به دفاع از روحانیت پرداخت؛ مطلبی که پیوسته ورد زبان او بود: «مردک در یکی از حرفهایش گفت که آخوندها می‌گویند ما تمدن را نمی‌خواهیم. اینها می‌خواهند با الاغ بروند از این طرف به آن طرف. خوب آدم چه بکند با چنین آدمی. یک وقت گفت که این ملاها مثل حیوان نجس هستند، از آنها احتراز کنید. یک وقت گفت که اینها مثل کرم‌هایی می مانند که در نجاست می‌لولند»

,

ابوالحسن بنی صدر می‌گوید این نطق سرمنشا وقایع ۱۵ خرداد شد:

,

آقای خمینی یک سخنرانی خیلی تندی کرد و شاه را تهدید کرد به فتوا و صبح زود رفتند خانه‌اش و گرفتند و آوردند تهران و مردم ریختند بیرون‌. در تهرانش را که من بودم ظهر دیگر شهر تماما در حرکت و جنب و جوش بود. و صدای رگبار‌ها می‌آمد تا عصر.

,

داریوش همایون می‌گوید: من آن موقع در دفتری کارمی‌کردم در خیایان شاهرضا، و تظاهر کنندگان را دیدم که از زیر پنجره‌های ما رد شدند؛ چندین هزار نفر بودند و تمرکز تانکها را در همان خیابان شاهرضا دیدم‌، چون اراده پلیس تهران که در آن موقع در آنجا بود. و تانک‌های زیادی انجا چندین روز بودند. در سنگلج هم کتابخانه‌ی عمومی پارک شهر را دیدم که خراب کرده بودند و آتش زده بودند و کتابها را از بین برده بودند. مواردی را از دوستانم شنیدم که به زن‌ها تعرض کرده و اسید پاشیده بودند برای اینکه حجاب نداشتند!

,

امام خمینی و 15 خرداد

, امام خمینی و 15 خرداد, امام خمینی و 15 خرداد,

حسن شریعتمداری هم خود از شاهدان وقایع پانزده خرداد در قم بود:

,

در قم صبح روز پانزده خرداد مغازه‌ها بسته بودند و مردم پیاده روی می‌کردند به سمت صحن مطهر حضرت معصومه‌. نزدیکی‌های صحن و همچنین در سر پلی که از خیابان اصلی قم به تهران به نام آهنچی، مامورین به مردم حمله کردند و عده‌ای هم زخمی شدند. البته در مورد تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها مبالغه زیادی هم بود. ولی آنچه مسلم است عده‌ی متنابهی کشته شده بودند. البته عده‌ی زیادی بالغ بر شاید ده هزار نفر در خیابانها بودند، تیر اندازی بود، عده‌ی زیادی مجروح دیدم. در مغازه‌ها عده‌ای چماق به دست می‌کوبیدند؛ شیشه‌ها را می‌شکستند و کماندوی مخصوص ضربت در خیابان‌ها مردم را می‌زد. من به صحن رفتم در صحن شخصی به نام وکیلی کفن پوشیده بود و برای مردم سخنرانی می‌کردکه آقای خمینی را بردند و مردم را تشویق می‌کرد که به خیابانها بروند و با پلیس و دستگاه دولت مبارزه کنند. آن روز صبح منزل ما محاصره شد و تا یک هفته‌ی تمام اجازه‌ی رفت و آمد به منزل ما را حکومت نظامی نمی‌داد. و حتی برای خرید ارزاق روزانه، مستخدم منزل نتوانست بیرون برود. جو قم  جو بسیار متشنجی بود. به طوری که من فردا صبح چون پدرم اعلامیه‌ای داده بود که باید پخش می‌شد. آنها را به همراه یک نفر به زحمت زیاد توانستیم خارج کنیم و برای چاپ به تهران ببریم، که در تهران چاپ و پخش شد.

,

امام خمینی و 15 خرداد

, امام خمینی و 15 خرداد, امام خمینی و 15 خرداد,

در پانزده خرداد در نزدیکی ورامین و در تهران نیزگروهی کشته شدند و گذشته از آیت الله خمینی عده‌ی بی شماری از روحانیون و فعالان مذهبی دستگیر شدند. اما به گفته دکتر سنجابی تماسی میان ملیون و مذهبیون نبود:

,

ما موقعی که در زندان بودیم، یک عده‌ای از روحانیون را گرفتند و در زندان‌های اطراف و پیرامون آوردند. یک عده‌شان را هم در زندانهای دور و بر جا دادند، به دنبال واقعه پانزده خرداد، ولی ما با آنها تماسی نداشتیم.

,

اما قبل از واقعه‌ی ۱۵ خرداد به گفته بنی صدر شاه می‌خواست با دادن امتیازاتی به ملیون، مذهبیون را سرکوب کند: قبل از اینکه ۱۵ خرداد واقع شود، رهبران جبهه‌ی ملی و نهضت ازادی زندانی بودند. از طرف شاه شخصی به نام صنعتی‌زاده به زندان می‌رفت و با رهبران جبهه‌ی ملی درباره اینکه به اصطلاح یک نوع امتیازاتی داده بشود و آزادی‌هایی تامین بشود. صحبت می‌کرد بنابود همان روز ۱۵ خرداد هم به اصطلاح موافقت نامه اعلام  و امضاء و اظهار بشود. آقای دکتر صدیق به من نقل کرد و من از او شنیدم به من گفت که آن روز وقتی که آوردند این مطلب را، صدای گلوله‌ها می‌آمد و من گفتم اقا با این صداها که نمی‌شود چنین متنی را امضا کرد. اقلا صبر کنید ببینیم که وضعیت چگونه می‌شود. وقتی این حکومت مردم را به رگبار می‌بندد، چگونه برای ما این حقوق را می‌تواند قائل شود. پس مانع شدم بعد معلوم شد که دربار رهبری سیاسی را می‌خواسته خنثی بکند تا رهبری مذهبی را بکوبد.

,

آیت الله خمینی که رهبری سیاسی روحانیت را به دست گرفته بود‌، اکنون فعالانه در پی رهبری سیاسی همه مخالفان شاه بود. در اوایل پاییز سال  ۱۳۴۳ مجلس ایران لایحه‌ی مصونیت مستشاران امریکایی را تصویب کرد. روز چهارم ابان آیت الله خمینی بار دیگر در میان احساسات شدید هوادارانش سخنانی ایراد کرد:

,

بسم الله الرحمن الرحیم

,

انا لله وانا الیه راجعون

,

(گریه شدید حضار)

,

آیت الله در این سخنان لایحه‌ی مصوب مجلسین را ناقض حاکمیت ملی ایران یا کاپیتولاسیون خواند. مطلبی که بعدها به کرات به آن اشاره کرد:

,

«در زمان رضا شاه وقتی که کاپیتولاسیون به اصطلاح خودشان لغو شد، چه بساطی درست کردند در تبلیغات، یک وقت آن طور هیاهو کردند و جشن گرفتند. آن روزی که اعلیحضرت محمد رضا شاه خلف صدق اعلیحضرت رضا شاه آمد کاپیتولاسیون را برای اینها درست کرد باز هم این داد بلند شد که ای چه خدمت بزرگی‌، ان را که او لغو کرد، ایشان اثبات کرده‌اند. در لغوش ما جشن باید بگیریم، در اثباتش هم باید جشن بگیریم»

,

انقلابب

, انقلابب, انقلابب,

در پی این نطق، ایت الله خمینی روز سیزدهم آبان به ترکیه تبعید شد. اما روحانیت به گفته احسان نراقی همچنان فعال ماند: «شروع شده بود یک نهضت جدیدی در روحانیت ایران که خودشان را با زمانه تطبیق بدهد و از آن حالت قشری‌گری بیرون بیاید. خوب، بودند دیگر تمام همین روحانیون، همین مرحوم مطهری و دیگران قلم می‌زدند، حرفشان این بود که روحانیت باید خودش را از آن حالات بیاورد بیرون و خودش را خارج کند و با زمانه پیش برود و حرکت ارتجاعی را از دست بدهد. یعین یک عده‌ای از روحانیون از سال‌ها پیش شروع کرده بودند به اینکه دنیا را بشناسند و مسائل را از دید جدیدی توجه کنند. و به خصوص بعد از سال ۴۱ این جریان تشدید شد. یعنی روحانیتی که دید باید با شاه بجنگد و شاه راه را به رویش بسته، جز مبارزه کار دیگری نمی‌تواند بکند رفت خودش را ساخت که بتواند حریف بشود»

,

انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی – به کوشش : دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی – ص ۱۴۷-۱۵۴

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه