حلقه ی مفقوده ی بین دانشجو و کرسی آزاد اندیشی مطالبه گری است
کرسی های آزاداندیشی که قرار بود محفلی برای دغدغه های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... دانشجویی باشد چرا با توجه به اینکه خواسته دانشجو دیده شدن بوده و اینکه مجالی به او برای سخن داده شود تا بتواند افکار ، ایده ها و آرمان هایش را به زبان آورد این روزها کم رونق شده است.آیا نمی توان دلیل آن را عدم مطالبه گری دانشجو گذاشت؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری آشخانه؛ طرح بحث از ضرورت کرسی های آزاد اندیشی به بهمن ماه سال 81 بر می گردد، نقطه شروع ماجرا، سخنان رهبری در دیدار اعضای انجمن اهل قلم بود و طی سال های گذشته در دیدارهای مختلف ایشان با نخبگان و دانشجویان کشور شاهد تأکید دوباره و چندباره و عتاب آلود رهبر بخاطر عدم تحقق مطالبه ی معظم له در این مورد بودیم.
رهبر معظم انقلاب آزاداندیشی رادر سال 82 این گونه معنا میکنند: «آزاداندیشى یعنى آزادانه فکر کردن، آزادانه تصمیم گرفتن، ترجمهاى، تقلیدى و بر اثر تلقین دنبال بلندگوهاى تبلیغاتى غرب حرکت نکردن. لذا شامل علم، معرفت، مشى سیاسى، شعارها و واژهها و خواستههاى متعارف سیاسى و اجتماعى هم مىشود. اگر امروز غرب مىگوید دمکراسى، ما باید فکر کنیم ـآزادفکرى یعنى اینـ ببینیم آیا همین که او مىگوید درست است و دمکراسى به صورت مطلق ارزش است یا نه، قابل خدشه است؟»
آزاداندیشی و آزادی از آن دست مفاهیمی است که گاهی با تفسیر به رأی مواجه میشود و اشخاص و گروههای گوناگون میکوشند تا از این تعبیر برداشتهای متفاوت و گاه متضادی را به ذهن مخاطب منتقل کنند. یکی از دلایل مقاومت و ایستادگی برخی از مسئولان دانشگاهها در برابر جان گرفتن کرسیهای آزاداندیشی برداشت نادرستی است که از این تعبیر در ذهن آنها نشسته است، در حالی که آزاداندیشی مفهومی متفاوت از هیاهوها و جنجالآفرینیهای سیاسی دارد
حضرت آیتالله خامنهای در این باره میفرمایند::آزاداندیشى در جامعهى ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مىشود آزاداندیشى، عدهاى فورى خیال مىکنند که بناست همهی بنیانهاى اصیل در هم شکسته شود و آنها چون به آن بنیانها دلبستهاند، مىترسند. عدهاى دیگر هم تلقى مىکنند که با آزاداندیشى باید این بنیانها شکسته شود. هر 2 گروه به آزاداندیشى ـکه شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم استـ ظلم مىکنند.
کرسی های آزاداندیشی که قرار بود محفلی برای دغدغه های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ... دانشجویی باشد چرا با توجه به اینکه خواسته دانشجو دیده شدن بوده و اینکه مجالی به او برای سخن داده شود تا بتواند افکار ، ایده ها و آرمان هایش را به زبان آورد این روزها کم رونق شده است.
آیا دانشجوی امروز دیگر مطالبه گر نیست یا دانشجوی امروز که دانش آموز دیروز است را در مفاهیم درسی و کلاس های مدرسه مطالبه گر و تلاشگر برای احقاق حق بار نیاورده ایم که شاید با یک "نه"مسئول جا می زند و در پی پاسخ به سوال ذهن و یافتن نیست و یا اینکه اصلا دنبال پاسخ سوال به سمت مسئولین امر رفته است؟
در چند ساله اخیر فضای عمومی جامعه چنان سیاست زده است که نوع نگاه به کرسیهای آزاد اندیشی نیز دچار چرخش شده و انتظارات سیاسی از کرسیهای آزاد اندیشی بالا رفته است. مقام رهبری در سال ۸۸ و در بخشی از تذکرشان نسبت به پیاده نشدن کرسیهای آزاد اندیشی به دانشجویان صراحتا فرمودند: «شما کرسى آزاد فکرى سیاسى را، کرسى آزاد فکرى معرفتى را در همین دانشگاه تهران، در همین دانشگاه شریف، در همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد.» با این حساب مناظرههای ساده دانشجویی در حوزههای مختلف سیاسی و فکری نیز مصداق بارز کرسیهای آزاد اندیشی تلقی شده و این نیز مطالبه امروز رهبری از جریانات دانشجویی است.
آنچه که کرسی از کرسی های دانشجویی برمی آید سردی دانشجویان به مسایل سیاسی است واینکه دانشجوچنان خود را در فضای مجازی محصور کرده است و مطالب و انتقاد ها و افکار خود را ازاین فضا می گیرد که گاه حتی مجال فکر کردن به خود را نیز نمی دهد.
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/ص
]
ارسال دیدگاه