گزارشی از یک کاروان زیارتی خاص؛
خورشید "سه شنبه شب ها" طلوع می کند/ ماجرای اولین زن کارتن خواب ایران
شهر سمنان میزبان کاروانی متشکل از 250 تن از بهبودیافتگان و نجات یافتگان از اعتیاد و کارتن خوابی بود که عازم مشهد مقدس و زیارت بارگاه علی بن موسی الرضا (ع) بودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت، بطور اتفاقی در صفحات دنیای مجازی پیامی به چشمم خورد با این مضمون که "مهربانو" نام دختران و زنانی است که ماه مهربانیشان به لبخند روشن است و چندیست از بند اعتیاد رها گشته اند. "امید" تنها یک واژه نیست بلکه تمام همت و غیرت مردان سرزمین من است که از مرداب اعتیاد برخاسته اند و راهی زیارت امام رئوف می شوند که ضامن پاکی ابدی شان شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,در ادامه متوجه شدم که شهر سمنان روز دوشنبه 15 آذر میزبان گروهی متشکل از 250 تن از کارتن خوابها و معتادین بهبود یافته است که برای زیارت امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) عازم مشهد مقدس هستند و در میانه مسیر، توقف کوتاهی در سمنان خواهند داشت.
,از طرفی برایم جالب بود که این افراد با شرایط خاص با این حجم و تعداد، بصورت گروهی عازم چنین سفری هستند و سیل سوالات در ذهنم جاری گشت که جوابشان را فقط در همان مسافران باید جستجو می کرد. از طرفی هم مشتاق دیدار با نجات یافتگان کم بضاعتی که روزگار خود را در کف خیابانها، پارکها و خانههای مخروبه شهر می گذراندند نبودم زیرا باز یادآوری بی خیالی مسئولین امر در خصوص این افراد و آمار تاسف برانگیز رشد معتادان و کارتن خواب ها برایم تلخ بود.
,طی هماهنگی های صورت گرفته که با گشاده رویی و استقبال خوب مسئولان کاروان که خودرا خادمان این افراد می دانستند بنا بر این شد در زمان حضور این کاروان در سمنان ملاقاتی داشته باشیم.
,انتظار می رفت که چنین کاروانی در شهر سمنان بعنوان بین الحرمین دو آستان مقدس، اقامتی کوتاه داشته باشند اما مطلع شدم که تنها، برای صرف ناهار مهمان شهرمان خواهند بود و به دلایلی امکان توقف بیشتر ندارند که این موضوع پس از ملاقات با آن جمع تاسف بیشتری برایم به همراه داشت. بگذریم...
,روز دوشنبه کمی زودتر از وقت تعیین شده خودرا به محل قرار که تالار پذیرایی لاله سمنان بود رساندم تا مبادا لحظه ای از این دقایق ارزشمند از دست برود. چند دقیقه بعد "کاروان زیارتی سیاحتی طلوع بی نشان ها" به منزلگاه اول سفر خود یعنی سمنان رسید و مسافران از اتوبوس ها پایین آمدند.
,

,

, کارتن خوابی، پدیده ای که معلول علت های دیگر است
, کارتن خوابی، پدیده ای که معلول علت های دیگر است,شاید در نگاه عموم جامعه وقتی دو واژه "معتاد" و "کارتن خواب" می آید علاوه بر ایجاد یک احساس ترس و تنفر، نگاهی غیر واقعی از موضع بالاتر به این افراد را هم به دنبال داشته باشد که ممکن است نشات گرفته از آموخته ها و اطلاعات ناقص و یا نادرست باشد. اما وقتی قرار باشد با جمعی از بهبود یافتگانی که عازم سفری معنوی هستند ارتباط برقرار کرد، پیش نیاز حداقلی آن، این است که هرگونه پیش داوری و قضاوت زودهنگام را در گوشه ای نهاده و فقط با "پای گوش" به دیدار آن ها رفت.
,قبل از آنکه پای حرف جمعی از بهبود یافتگان بنشینم سراغ مسئول کاروان را گرفتم تا آشنایی مختصری با مجموعه داشته باشم.
,خانمی خوش برخورد که پل ارتباطی من و کاروان بود، اکبر رجبی را مسئول موسسه طلوع بی نشان ها معرفی کرد. اکبر آقا وقتی متوجه شد که مخاطب صحبتهایمان قرار گرفته به طرفمان آمد و با گشاده رویی اینطور گفت که: اینجا مرا به اسم عمو اکبر صدا می زنند و شما هم هرطور میخواهی صدا کن.
,موسسه طلوع بی نشان ها، سرپناهی امن که امید می بخشد
, موسسه طلوع بی نشان ها، سرپناهی امن که امید می بخشد,اکبر رجبی در خصوص موسسه طلوع بی نام و نشان ها گفت: این موسسه از سال 84 جمعیت طلوع بی نشان ها سازمانی است مردم نهاد، غیر دولتی و غیر سیاسی که با انگیزه والای کمک به همنوع و با هدف حمایت از زنان ، مردان و کودکان آسیب دیده اجتماعی از سال 1388 به صورت رسمی آغاز به فعالیت کرده است. طلوع به عنوان حامی تخصصی افراد درگیر با معضل کارتن خوابی، فعالیت خود را در هفت حوزه جذب، درمان، سرپناه، آموزش، اشتغال، بازگشت به خانواده و بازگشت به بدنه جامعه متمرکز کرده است.
,این موسسه در طول قریب به ده سال خدمت رسانی عاشقانه و صادقانه به بیپناهان اجتماعی ، امروز به پایگاهی استوار و سرپناهی امن در میان آسیب دیدگان معضل کارتن خوابی و بیماری اعتیاد بدل شده است. طلوع امیدوار است در سایه آگاهی اجتماعی انسانها و با حمایتهای همه جانبه این سازمان هیچ انسانی در ناامنی خیابانها شب را به صبح نرساند.
,وی از حضور 250 تن از بهبودیافتگان اعتیاد و کارتن خوابی در سفر 5 روزه زیارتی سیاحتی مشهد مقدس خبر داد و گفت: تغییر نگاه مردم و نگاه آنها به کارتن خواب و معضل کارتن خوابی از جمله اهداف برگزاری این سفر است.
,یکی از ابهاماتی که در همان ابتدا و البته از دید خبرنگاری به ذهنم آمد این بود که این افراد با پخش شدن تصاویرشان و دیده شدنشان در رسانه ها و انظار عمومی مشکلی ندارند؟ وقتی این موضوع را با اکبر در میان گذاشتم با خنده پاسخ داد که نه تنها هراسی از این موضوع ندارند بلکه استقبال هم می کنند چرا که از صمیم قلب دوست دارند تجارب خودرا در اختیار دیگران نیز بگذارند و شاید از این جهت که خودشان تمایل زیادی برای گفتگو و یا تصویربرداری دارند با کمبود وقت هم مواجه شوی!
,

, با این پاسخ کمی خیالم راحت شد اما هنوز برایم قابل هضم نبود تا اینکه به سراغشان رفتم.
,به همراه اکبر به داخل سالن رفتیم و گفت سر هر میزی که بنشینی با کمال میل به سوالاتت پاسخ می دهند.
,نگاهی گذرا به چهره افراد حاضر در سالن انداختم اما در صورت هیچ یک از آن ها اثری از خستگی، خمودی و گرفتگی ندیدم. بلکه هریک از آن ها منبعی از انرژی و امید بودند که در کنار یکدیگر، فضار را سرشار از طراوت و نشاط کرده بودند.
,همچنانکه در سالن آهسته قدم میزدم جمعی 9 نفره که بر سر یک میز گرد آمده بودند مرا به جمع خود دعوت کردند و من هم با علاقه و همراه با کمی تردید و اندکی خجالت خود را در میان آن ها جای دادم. هنگام صرف ناهار بود اما موقعیت دیگری نبود تا بتوانم گفتگویی با ان ها داشته باشم. تاکنون، کم و بیش گفتگوهای مختلفی را تجربه کردم اما این بار با موارد دیگر اندکی تفاوت داشت.
,

, پس از کمی خوش و بش و مقدمه های مرسوم دریافتم که بسیاری از آن ها برای بار اول است که به مشهد مقدس و زیارت امام رضا (ع) مشرف می شوند. این را هم بگویم که در جمع آن ها از نوجوان 13 ساله تا موی سپیدان 70 ساله حضور داشتند.
,شوق نوید از نخستین زیارت امام هشتم
, شوق نوید از نخستین زیارت امام هشتم,نوید – ک جوان 32 ساله درخواست داشت که حرفهایش را اینگونه به زبان بیاورد: "شکر خدا بابت پاکی امروزم و شکر که در این حلقه هستم. از حال و احساسم بگویم که خوشحالم آقا برای اولین بار مرا طلبیده و به پابوسش می روم.انشالله که مطیع و مرید خوبی برایش باشیم"
,"دست گیری"، ارزویی به بزرگی قلب پاک عباس
, "دست گیری"، ارزویی به بزرگی قلب پاک عباس,عباس – خ، دیگر بهبود یافته ای است که تمایل داشت اندکی از آنچه در ذهنش می گذرد را به زبان بیاورد. خودرا پدر 34 ساله معرفی کرد 5 ماهی از عضویت او در موسسه طلوع مهر می گذرد.طلوعش را سه شنبه شبی می داند که یاوران مجموعه طلوع بی نشان ها طبق برنامه سه شنبه شب های هرهفته در پاتوق های معتادان و کارتن خواب ها غذا و مایحتاج روزمره توزیع می کنند و از آنجا به مجموعه وصل شده است.
,از چندین و چندبار آرزوی مرگ برای خود گفت و اینکه به ته خط رسیده بود تا شبی که راه را پیدا کرد. 12 سال دست به گریبان اعتیاد و کارتن خوابی بوده و امیدی برای بازگشت نداشته اما با اندکی محبت، احترام و توجه از سوی خیران موسسه طلوع، راه را پیدا کرد و به زندگی بازگشت.
,وقتی احساسش را از سفر به مشهد پرسیدم اینگونه توصیف کرد: اولین بار است راهی مشهد می شوم و احساس توصیف ناشدنی است. از امام رضا می خواهم دستم را بگیرد و دست گرفتن را نیز به من بیاموزد. می گویم یا امام غریب؛ دلم برای خودم تنگ شده کمکم کن خودم را پیدا کنم.
, از امام رضا می خواهم دستم را بگیرد و دست گرفتن را نیز به من بیاموزد,با شنیدن این سخنان، اشتیاقم برای هم صحبتی بیشتر با دیگر افراد این جمع بیشتر می شود و بی معطلی سراغ میز دیگر می روم.
,اعتیاد، فقط سراغ فقیران نمی رود
, اعتیاد، فقط سراغ فقیران نمی رود,کنار مردی با چهره ای باوقار می نشینم و از او می خواهم خودش را معرفی کند. با صدایی گرم و محکم پاسخ داد: قاسم-د هستم و 35 سال از عمرم می گذرد. حدود یک سال اعتیاد داشتم و این اواخر نیز به کارتن خوابی رسیدم. شغلم فیلمبرداری، دامپروری و خرید و فروش اسب بود و چندین نفر زیر مجموعه داشتم. وقتی اعتیاد به سراغم آمد همه داراییم را از دست دادم و از همه مهمتر خانواده ام را نیز از خود راندم و یک آدم تنها، غریب و بی کس و کار شدم. سه شنبه شبی نسبتا سرد یاوران موسسه طلوع دستم را به گرمی فشردند و اراده ام را تقویت کردند تا در مسیر درست قرار بگیرم.
,از برخورد نامناسب مردم با خود در زمان اعتیاد و حتی پس از آن نیز دلی پردرد داشت و بخشی را اینگونه به زبان آورد: مردم با دیدن من عکس العمل خوبی نداشتند و شرم می کنم رفتار آن ها را وصف کنم. گویی با موجودی غیراز انسان طرف هستند. وقتی این عکس العملهارا می دیدم از طرفی احساس شرم می کردم و از طرف دیگر از روی لجاجت به اعتیاد خود دامن می زدم.
,از سختی مسیر ترک اعتیاد نیز اینگونه گفت: فاصله گرفتن از اعتیاد سخت است اما غیرممکن نیست. اراده ای مستمر می خواهد و اندکی توجه و همراهی از سوی اطرافیان.
,به کسانی هم که در آستانه ورود به جهنم اعتیاد هستند نیز اینگونه توصیه کرد: اعتیاد مواد مخدر سرنوشتی به جز تباهی، بدبختی و خواری ندارد و انسان را به ته خط می رساند.
,وقتی سخن از سفر به مشهد و زیارت امام رضا به میان آمد لبخند ملایمی که بر لب داشت محو شد و یکباره بغضی عمیق در صدایش آشکار شد. به سختی لب به سخن گشود: آقا را به غریبیش قسم می دهم که نظری هم به من کند و کمک کند تا آخر عمر سالم زندگی کنم. می خواهم سرم را مقابل همسر و فرزندانم بالا بگیرم و شرمنده آن ها نباشم.
,خودم را اندکی سرزنش کردم که چرا دگرگونی حال زائران امام رضا (ع) آن هم درست قبل از صرف ناهار را موجب شدم و ای کاش فرصتی مناسب تر فراهم بود. از سالن خارج شدم تا چند دقیقه ای را هم که مهمان شهرمان هستند با آسودگی خاطر سپری کنند.
,در حیاط تالار پذیرایی پیرمردی را دیدم که در گوشه ای منتظر یکی از دوستانش بود. فرصت را غنیمت شمرده و خود را به او رساندم.
,اخلاق و رفتار نیکو، هر موجودی را جذب می کند
, اخلاق و رفتار نیکو، هر موجودی را جذب می کند,زودتر از من، سلام را بر زبان جاری کرد و مرا به نشستن در کنارش روی سکوهای سنگی دعوت کرد. نام و سنش را حسین 48 ساله عنوان کرد و از آشنایی4 ماهه خود با مجموعه طلوع گفت. 15 سال اعتیاد داشته و مدت یک سال نیز در اطراف حرم امام خمینی (ره) کارتن خواب بوده است. ادامه ماجرا را اینگونه شرح می دهد: در طول یکسال کارتن خوابی هرشب از خدا می خواستم تا راهی به من نشان دهد تا از این وضعیت رهایی یابم اما چاره ای نمی یافتم. تا اینکه در یک سه شنبه شب که همیاران طلوع را دیدم، دانستم که خدا راه را پیش پایم قرار داده است. مرام، اخلاق و مسلک نیکوی مجموعه طلوع یکی از عوامل اصلی ترک اعتیاد در کنار ارده خود و توکل به خدا بود که در این راه موفق شدم.
,از امکانات و خدمات موسسه اینگونه تعریف کرد: رهایی از اعتیاد به راحتی امکان پذیر نیست اما موسسه طلوع با اقدامات دقیق از جمله روانشناسی های مناسب و کارگاه های آموزشی راه را نشان میدهد. ادب و نظم را نهادینه می کند و اینها در کنار یکیدیگر مسیر ترک را تسهیل می کند.
,از اولین زیارت خود بعداز ترک اعتیاد نیز اینگونه گفت: چندین بار به زیارت رفته ام اما هیچکدام با حالت پاکی نبوده است. این بار که پاک به زیارت می روم خدارا هزاران مرتبه شکر می کنم و از آقا می خواه که خانواده ام را به من بازگرداند. یعنی مرا بپذیرند و مرا باور داشته باشند و سال آینده به همراه خانواده به زیارت بروم. به آقا می گویم شما که ضامن آهو شدی ضامن من هم باش.
,با خود فکر می کردم که قطعا امام رضا (ع) زائران خود را دعوت می کند و برای چنین جمعی باید دعوت نامه ای ویژه فرستاده باشد. خوشا به سعادتشان که امام غریبشان را با نیاتی پاک زیارت کرده و زندگی پاک سوغاتشان خواهد بود.
,غالب جمع کاروان را مردان تشکیل می دادند اما جمعی از بانوان با ترکیب سنی مختلف نیز به چشم میخورد. تصور می کردم برای مصاحبه با بانوان با پاسخ منفی روبرو شوم اما وقتی سراغ یکی از آن ها رفتم خلاف تصورم نتیجه گرفتم.
,ماجرای اولین زن کارتن خواب ایران
, ماجرای اولین زن کارتن خواب ایران,لادن، خودرا اینگونه معرفی کرد: 61 سال سن دارم که 56 سال از آن را در اعتیاد سپری کردم. می توانم بگویم اولین زن کارتن خواب ایران هستم. دوسالی است ترک کردم و تنها زندگی می کنم. 8 سال است با طلوعی ها آشنایی دارم اما مدتها تمایلی برای ترک اعتیاد نداشتم. جریان ترک اعتیادم هم به خواست خدا بود که با این سن توانستم با وجود تمام سختی ها و مشکلات ترک کنم.
,کارتن خوابی را دنیایی سرد و تاریک می دانست که هیچ شباهتی به زندگی طبیعی و دوست داشتنی ندارد. در ادامه گفت: کارتن خواب از مال دنیا چیزی جز یک کیف که اندک وسایلش را در ان بگذارد ندارد و آن هم توسط ماموران از بین می رود. کارتن خواب محکوم به تنهایی است و هیچ کس حتی خانواده اش را نیز در کنارش نمی بیند. زن ها نسبت به مردان شرایط سخت تری دارند و در طول این سال ها اتفاقات تلخی افتاد که یاداوری آن ها برایم دردآور است.
,از شوق زیارت امام رضا (ع) اینطور می گوید: برای خودم از آقا چیزی نمی خواهم. از امام رضا می خواهم کاری کند در هیچ کجا معتاد و کارتن خواب وجود نداشته باشد و هیچ کس به این بلا دچار نشود. خداروشکر می کنم که من را انتخاب کرد در کنار دیگر بهبود یافتگان من نیز پاک شوم.
,داشتن زندگی پاک و سالم، خواسته "اعظم" از امام رضا(ع)
, داشتن زندگی پاک و سالم، خواسته , "اعظم" از امام رضا(ع),بلافاصله سراغ بانویی که خودرا اعظم معرفی می کند رفته و پای صحبتهایش می نشینم: 40 سال سن دارم و از یک سه شنبه شب که باطلوع آشنا شدم یک سال و 10 روز می گذرد. 28 سال غرق در اعتیاد بودم و سابقه زندان را نیز دارم.
,وقتی جریان ترک اعتیادش را جویا شدم اینگونه پاسخ داد: دیگر به آخر خط رسیده بودم و چیزی برای از دست دادن نداشتم. اعتیاد خانواده ام را از من گرفت و اطرافیانم را عذاب می دادم. از همه مهمتر اعتمادی است که دیگران به من ندارند و بدست اوردن آن آسان نیست.
,از زیارت امام رضا (ع) هم که سخن می گفت بغض امانش نداد و اشکهایش سرارزیر شد و به سختی صحبتهایش را به پایان برد: اولین بار است که به زیارت می روم و می خواهم وقتی به حرم رسیدم یک دل سیر گریه کنم. از آقا می خواهم خانواده و زندگی ام را به من برگرداند و زندگی پاک و سالمی داشته باشم.
,صندلی های خالی را می دیدم که بساط ناهار مقابلشان آماده بود اما کسی در آنجا حضور نداشت، کمی کنجکاو شدم و پس از جستجو، نگاهم به نمازخانه افتاد که مردان زنانی قبل از آنکه بر سر سفره غذا بنشینند پای سفره دلشان نشسته و با خدای خود راز و نیاز می کردند.
,

, خبر عدم وجود کارتن خواب در سمنان، بهترین سوغاتی برای کاروان
, خبر عدم وجود کارتن خواب در سمنان، بهترین سوغاتی برای کاروان,کم کم سالن خالی می شد و صدای حرکت کاروان به گوش می رسید. ناگاه صدای تشویقی بلند در محوطه حیاط تالارتوجهم را جلب کرد.
,خودرا به آنجا رساندم و جمعیتی را دیدم که گرداگرد ایستاده و دستان یکدیگر را در دست دارند. کمی گذشت تا متوجه شدم به رسم ادب از پذیرایی سمنانی ها که هرچند کوتاه و مختصر بود، به سبک خاص خود تقدیر می کنند و در نهایت دعای خیرشان با آمین هایی از ته دل را نثار همه مردم سمنان کردند.
,اما قسمت جالب ماجرا آنجا بود که این جمعیت 250 نفری هنگامی که مطلع شدند در سمنان هیچ کارتن خوابی وجود ندارد چنان خوشحال شدند که گویی هدیه ای گرانبها دریافت کرده اند. خوشحالی در دنگاه تک تکشان موج می زد. گویی درد کارتن خوابی چنان سنگین است که با شنیدن این خبر کمی احساس آرامش کردند...
,

,

, خود را مصون از خطا و لغزش ندانیم
, خود را مصون از خطا و لغزش ندانیم,آری! اعتیاد و کارتن خوابی آنقدر سنگین و دردناک هست که با دیدن صحنه ای از کارتن خوابی نفس انسان در سینه حبس شود و دلش به درد بیاید. حتی تصور اینکه یک هموطن هم به این بلا مبتلا باشد دردناک است چه رسد به اینکه خدایی ناکرده یکی از اقوام، دوستان و نزدیکان گرفتار این درد شود. کارتن خواب که از ابتدا کارتن خواب نبوده، قاسم، جوانی که روزگاری خدم و حشمی داشته است به اراده خود به اعتیاد و کارتن خوابی نرسیده بود. پس نباید خود را مصون و جدای از این حقیقت و واقعیت تلخ بدانیم. چه ضمانتی وجود دارد که روزی پایمان نلغزد و پای در مسیر ناصواب ننهیم؟ مگر نه این است که هر یک از ما در معرض امتحان الهی قرار داریم و هر لحظه مصون از بلا و خطا نیستیم؟ پس جدا کردن خود از حقیقتی که پشت سرمان قرار دارد چندان عاقلانه نیست.
,پیام تلگرامی که بخشی از آن را در ابتدای متن آوردم را دوباره نگاه می کنم. چه زیبا و درست گفت، مهربانو دختران و زنانی است که ماه مهربانیشان به لبخند روشن است و با وجود نگاه های نامهربانی که در طول دوران بیماری، روی دوش خود تحمل کردند نگاه مهربان خودرا از نیازمندان دریغ نکردند. "امید" تنها یک واژه نیست، بلکه تمام همت و غیرت مردان سرزمین من است که از مرداب اعتیاد برخاسته اند.
,

,

, کلام آخر؛ خورشید "سه شنبه شب ها" طلوع می کند
, کلام آخر؛ خورشید , ", سه شنبه شب ها, ", طلوع می کند,با نگاهم کاروان طلوع را بدرقه می کنم و این آیه از خاطرم عبور می کند که "و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا" هرکس یک نفر را نجات دهد گویی همه مردم را نجات داده است و تجلی آن را در کاروانی می بینم که با شور وشوقی وصف ناپذیر به سوی نور می رود. اگر هریک از ما فقط همین یک آیه را در زندگی خود جاری کنیم، دیگر "لادن"ها تمام عمرشان را در سیاهی و ضلالت سپری نمی کنند. در دین و آیین ما کم سفارش به کمک به همنوع نشده است. حتی کمک به حیوانات نیز هم بدون اجر و پاداش نیست چه رسد به انسان که وظیفه دینی، عرفی و عقلی است. کسی چه می داند، شاید خود نیز روزی چشم به دست یاری دیگران داشته باشیم...
,موسسه طلوع یکی از چندین مجموعه هایی است که با گردآمدن انسان هایی دردمند و دغدغه مند، به همنوعان خود که گرفتار باتلاق اعتیاد شده اند یاری می رساند. در کلام همه کسانی که پای حرفشان نشستم، صحبت از "سه شنبه شبی" بود که راه را پیدا کردند و از ظلمت خارج شوند. حال اگر از من بپرسند آفتاب کجا و چه زمانی طلوع می کند، می گویم: طلوع آفتاب فقط از شرق و هنگامه صبح نیست، سه شنبه شب ها و چشمانی که ملتمسانه، امید می طلبند نیز طلوعی دیدنی دارد. همه ما می توانیم "طلوع " باشیم و طلوع را هدیه دهیم. اینک مرور شعر معروف سعدی شیرازی خالی از لطف نیست:
,بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
,چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
,تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
,]
ارسال دیدگاه