خصوصی‌سازی راهبردی کارآمد برای تضمین انعطاف‌پذیری نظام‌‌ آموزشی

خصوصی‌سازی راهبردی کارآمد برای تضمین انعطاف‌پذیری نظام‌‌ آموزشی
در مشارکت بخش خصوصی در آموزش و پرورش بر افزایش اعتماد و حمایت دولت به بخش خصوصی و ایجاد انگیزه مشارکت، همچنین ایجاد ساختار‌های جدید برای بهبود مستمر مشارکت بخش خصوصی با تکیه بر مبانی علمی و پژوهشی تاکید می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از قلم رسا؛ برای بهره گرفتن هرچه بیش‌تر مشارکت بخش خصوصی در آموزش و پرورش بر افزایش اعتماد و حمایت دولت به بخش خصوصی و ایجاد انگیزۀ مشارکت، همچنین ایجاد ساختار‌های جدید برای بهبود مستمر مشارکت بخش خصوصی با تکیه بر مبانی علمی و پژوهشی، تشکیل نهاد‌های نظارتی برای تضمین کیفیت، با رعایت شفافیت و پاسخگویی و تدوین چارچوب مقرراتی و تنظیمی، طراحی سیستم­‌های اطلاعات جامع مدیریت آموزشی، تدوین استانداردها و معیار‌های شفاف عملکردی برای کلیۀ مؤسسات آموزشی، ایجاد دفتر نظارت و ارزیابی و تأسیس نهاد اعتبارسنجی جهت تضمین کیفیت آموزش، تأکید می­شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قلم رسا,

با توجه به تحقیقات انجام گرفته به نظر می­رسد، افزایش تمرکززدایی و خصوصی‌سازی به منزله راهبردی کارآمد برای تضمین کیفیت و انعطاف‌پذیری نظام‌‌های آموزشی در یک اقتصاد جهانی شده محسوب می شود.

,

در این رابطه، در هر جامعه ای اجرای موفقیت‌آمیز هر یک از اشکال مشارکت دولتی- خصوصی نیازمند وجود پیش شرایط‌‌هایی است که فقدان آنها ممکن است به اجرای شکل محدودتری از مشارکت دولتی- خصوصی یا صرفاً نمایشی از مشارکت منجر شود که نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد.

,

سیاست­‌های تمرکز زدایی و خصوصی سازی در جستجوی سیستم آموزشی بهتر، مشکلات و چالش­‌هایی جدید را نیز به همراه داشته ­اند.

,

عدم دانش و آگاهی نسبت به فرصت­‌های موجود، همچنین، عدم اطمینان، اعتماد و خلاقیت در برنامه­ ها از موانع محیطی در جهت تامین اعتبار و خصوصی سازی پویا است .

,

در نتیجه، توسعه آموزش عالی به صورت خصوصی، به همکاری بین دولت­ها به ­عنوان سیاستگذاران در سطح کلان و بخش­‌های خصوصی به­عنوان ارائه کننده در سطح خرد نیاز دارد با این حال، بررسی چالش­‌های پیش روی مشارکت دولت و بخش خصوصی در کشور‌های مختلف دنیا نشان می­دهد که مشارکت­‌های واقعی کم­تر از آن­چه که روی نقشه به نظر می­رسند ایده ­آل هستند.

,

البته باید توجه داشت که تأکید صرف بر تربیت یک نیروی کار برای تداوم توسعه اقتصادی، چه بسا به آموزشی می­ انجامد که توان اندیشیدن به گونه ای متفاوت را از فرد سلب می­کند، شوق یادگیری را نابود می­سازد و نتایج معکوسی برای جامعه و فرد بدنبال می­آورد.

,

تعلیم و تربیت فراتر از تولید سرمایه انسانی است و ناظر بر ارزش­ها و باورها، اخلاق، عدالت اجتماعی و ماهیت جامعه در حال و آینده است. همچنین، در اقتصاد رقابت­ آمیز جهانی، تقاضای بازار برای نوعی آموزش خاص به گون‌های تغییر می­کند که دیگر شغلی برای آن موجود نباشد.

,

به ­علاوه، تأکید بر عقلانیت اقتصادی به معنای آن است که ارزش­‌های تعلیم و تربیت در حاشیه قرار گرفته به گونه ای که تعلیم و تربیت را از ارزش­‌های اجتماعی و فرهنگی دور کرده است. بدین ترتیب ابعاد اجتماعی و اخلاقی پایین­ تر از منفعت و کاربری اقتصادی قرار می­گیرند. در این راستا، تنش بین آن­چه دولت از نظر اقتصادی مطلوب می­داند و آن­چه که فرد برای رشد شخصی خود مناسب قلمداد می­کند شکل می­گیرد.

,

تنش مشابهی نیز در درون بسیاری از مؤسسات آموزشی که شیوه­‌های اجرایی خود را از اصول سازمانی نشأت گرفته از نظریه سرمایه انسانی اتخاذ کرده­ اند، مبتنی بر قطعیت، قابلیت پیش بینی و اجرای قواعد و مقررات است و غالبا غیر قابل انعطاف، غیر شخصی، شدیداً بروکراتیک و منضبط می ­باشند که در این صورت این نظام­‌های آموزشی و مؤسسات فاقد توان لازم جهت آماده ­سازی فراگیران برای قرار گرفتن در شرایطی هستند که مستلزم انعطاف­ پذیری زیاد و خلاقیت است.

,

همچنین، حرکت ایدئولوژیک برای بنا نهادن آموزش و پرورش به­ عنوان یک بازار با اثرات سیستماتیک و اقتصادی برای مدارس، معلمان، دانش آموزان و والدین همراه است و می­تواند در بردارنده سیاست­‌هایی باشد که ارزش­‌های آموزشی را به سود معیار‌های بازار محور، کنار می­گذارد.

,

 مهم­ترین این تأثیرات بر مدارس ضرورت ایجاد یک تصویر مثبت از خودشان بر پایه شاخص­‌های عملکرد ناظر به نتیجه است. به ­علاوه، محدودیت­‌های مهم دیگر نیز گریبانگیر الگوی بازار محور در پاسخگویی و حق انتخاب است که از آن جمله ایجاد رقابت به جای همکاری و مشارکت بین مؤسسات را می­توان ذکر نمود.

,

از موارد دیگر محدودیت، به توزیع نابرابر فرصت انتخاب می­توان اشاره نمود، چنان که انتخاب والدین از طریق کاربرد مستقیم اصول بازار یک راه نامطمئن برای تحقق برابری در ارائه خدمات است. در صورتی که انتخاب بر مبنای تعصبات اجتماعی و نژادی صورت گیرد ، چنین شرایطی موجب بحران­‌های اخلاقی برای مدیران مدارس می­گردد، به­ طوری که توانایی تحقق ارزش­‌های برابری خواهانه، با نیاز به دنبال کردن استراتژی­‌های کسب موفقیت در بازار مورد مصالحه قرار می­گیرد.

,

وقتی صحبت از کیفیت آموزش در مدارس خصوصی می‌شود، نتایج تحقیقات مختلف تفاوت کرده و می­توانیم بگوییم هنوز این بحث وجود دارد که آیا این مدارس، در ارائه خدمت با کیفیت بالاتر آموزش قابل مقایسه با مدارس دولتی هستند؟ .

,

 اگرچه عدم تمرکز در آموزش، مشارکت جامعه را افزایش داده و ابزاری برای کم کردن مسئولیت دولت است، امّا عدم وجود منابع لازم و نیروی انسانی تعلیم دیده در سطح بومی، چالش­‌های بالقو‌ه ای برای اجرای موفق عدم تمرکز آموزش و ترویج مشارکت مردمی در جهت توسعۀ آموزشی است. زمانی که دولت نتواند تقاضای والدین را با منابع محدود برآورده سازد، کیفیت آموزش ناراضی کننده خواهد بود.

,

 در این زمینه، عدم وجود مدارس و کلاس­‌های درس کافی، همچنین معلمان مجرب برای استخدام در مدارس، تمایل به غیبت و عملکرد ضعیف معلمان، کلاس­‌های درس شلوغ و امکانات فیزیکی ضعیف دلایل اصلی برای عدم کیفیت آموزش می­باشند.

,

از سوی دیگر، مدارس خصوصی می­ توانند کیفیت بهتری ارائه دهند. نباید از قلم انداخت که مقایسۀ مستقیم عملکرد مدارس دولتی و خصوصی بیانگر موفقیت­‌های واقعی طرفین نخواهد بود چون هر دو امکانات نابرابری داشته و پیش زمینۀ دانش آموزان نیز برابر نیست، بنابراین قانع کننده است که انتظار داشته باشیم مدارس خصوصی عملکرد بهتری داشته باشند.

,

در نقدی بر مبانی نظری خصوصی سازی مراکز آموزش عالی بیان شد که خصوصی سازی بهترین و نهایی‌ترین شیوۀ اصلاحات آموزشی نیست و در صورت اندیشیدن تدابیری مبتنی بر انجام اصلاحاتی برای حل بحران مسائل آموزش عالی، نیازی به خصوصی سازی نخواهد بود. نظریه پرداز معروف، وست نیز در سال 1982 به رد دلایل موافقان مشارکت در خصوصی سازی اشاره می­ کند که دیوان سالاری قدرتمند دولتی به گسترش آموزش عمومی و بهبود آن کمک می­کند.

,

 این گسترش انحصار و اختیار دولت بر مراکز دولتی به بهبود کیفیت آموزشی یاری می­ رساند. در این رابطه، خصوصی سازی آموزش هزینه­‌های بودجۀ پایین­ تر و رقابت بازار را تضمین نکرده و می­تواند موجب نابرابری گردد.

,

همچنین، می­تواند فساد را ترویج داده و باعث شود دولت­ها کنترل خود را بر خدمات آموزشی خصوصی شده از دست بدهند و مسئولیت بخش دولتی کاهش یابد. به ­علاوه، هدف بخش خصوصی برای سود و هدف دولت برای سلامت عمومی همیشه به­ طور کامل با هم سازگار نیستند.

,

عقیل عینی اصغری

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه