سرپرست سردار بوکان:
با هر بار شنیدن نام سردار هزار بار می میرم و زنده می شوم
سلطان با هر بار شنیدن نام سردار هزار بار می میرد و زنده می شود، بنویس کسی دراین شهر هست که خدا به او لطف کرده و عشق سردار را چنان به قلبش پیوند زده که روزی صد بار از نعمت وجود این عشق زندگی دوباره می گیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کانی پرس،به دیوار تکیه می زند، مهم نیست تیمش ببازد یا ببرد، او یکسره اشک می ریزد، نه که مهم نباشد،دوست دارد همیشه ببرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کانی پرس,
اما زندگی که همه اش برد نیست.این را او می گوید و راست هم میگوید.
مشکل اینست که اگر نشناسیش نمیتوانی تشخیص بدهی که گریه اش از سر ناراحتی است یا خوشحالی!
خدا بد ندهد برادر، این را من میگویم و می پرسم آخر مگر خوشحال بودن از پیروزی تیم مورد علاقه ات هم گریه کردن دارد مرد؟ می خندد و می گوید: اشکهای خوشحالیش را بیشتر دوست دارد.
برایش مقدس تر است، می گویم آخر آدمیزاد هم اینقدر احساساتی؟ جواب می دهد : گناه فوتبال است، ذوبش که می شوی ذوبت می کند، وارد تمام رگهای بدنت می شود درست شبیه یک مالیخولیا، ولش هم که می کنی ولت نمی کند، اعتیاد شیرینی دارد لامذهب...
تنها اعتیادی که نمی توانی ترکش کنی و اصلا نمی خواهی، آخر مگر آدم دیوانه است عشقش را ترکش کند، می پرسم عشق؟ آهی می کشد و می گوید: از روزی که یادم می آید کنارم است، حتی یک لحظه وحتی یک شب نشده که ترکم کند یا ترکش کنم، می پرستمش! تمام زندگی من است.
می گویم داریم از فوتبال حرف می زنیم نه یک موجود زنده، می گوید: فوتبال برایش زنده ترین موجوددنیا و باشکوه ترین خلقت خداست.
یک سمفونی عاشقانه باتندترین ریتمی که می توان نواخت، پایین و بالایش فرقی نمی کند. دیوانه ات می کند.آرام که میشوی نتهای دلت را بالا می برد وباشور،به اوج هیجانت می رساند و با یک گل تمام ریتم قلبت را به آرامش می رساند. آرامش یعنی ساحل خوشبختی برادر...
این کاری است که سردار با من می کند، با هرگلش قلبم از جا درمی آید و به آسمان می رود، احساس می کنم برای لحظاتی عروج می کنم و بازدوباره زنده می شوم...
می گویم فرض کن سردار بوکان نبود، اصلا سلطان علی پروین هم نبود آنوقت... وسط حرفم می پرد و میگوید فکرشم نکن لطفاً!
...ولش کن برادر، بنویس سلطان با هر بار شنیدن نام سردار هزار بار می میرد و زنده می شود، بنویس کسی دراین شهر هست که خدا به او لطف کرده و عشق سردار را چنان به قلبش پیوند زده که روزی صد بار از نعمت وجود این عشق زندگی دوباره می گیرد.
بنویس جانش را می دهد تا سردار هر روزش بهتر و برتر از دیروزباشد،اصلا بنویس سردار بوکان تمامی زندگی سلطان این شهر بوده،هست و خواهد ماند...
می نویسم و غبطه می خورم به بوکانی که سردار دارد، به سرداری که چنین عاشقانی دارد و به عاشقانی که سردار بوکان را دارند...
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
علی جاذبی/ سردار بوکان
انتهای پیام/خ
,
,
,
]
ارسال دیدگاه