شورایعالی انقلاب فرهنگی مثابه قرارگاه فرهنگی انقلاب/انقلاب فرهنگی و فرهنگ انقلابی در گرو تصحیح رویکردهاست
در سالروز تاسیس شورای انقلاب فرهنگی بایستی بار دیگر نگاهی بر دلایل و اهداف ایجاد این نهاد انقلابی انداخت و آنچه که امروز در این شورا انجام می شود را با انچه که مورد نظر و هدف رهبری انقلاب و امام می باشد را مقایسه کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح رزن،،شورای انقلاب فرهنگی در واقع امتداد و استمرار همان ستاد انقلاب فرهنگی است که امام ره به موجب قصد ایجاد تغیرات اساسی در سیستم و شیوه ی آموزش در ایران و ایجاد دانش اموختگان و تغییر اساسی در محتوای علوم انسانی کشور را داشتند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح رزن،,این ستاد که امام ره وظیفه این امور را به آنان سپردند بعدها و در سال 60 با اضافه شدند افراد جدیدی با ان تکمیل تر شده و نام ان نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر کرد.
اهداف و کارکردهایی که امام امت از ایجاد این نهاد انقلابی به دنبال ان بودن در واقع سیاستگذاری کلان و راهبری فرهنگی کشور در جهت تعالیم ناب اسلامی بوده است .
در همین زمینه حسن رحیم پور ازغدی استاد برجسته حوزه و دانشگاه و یکی از نظریه پردازان انقلاب اسلامی در دوران حاضر با انتقاد شدید نسبتت به انچه امروز در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذرد میگوید:امروز مردم فکر میکنند کسانی که در انجا نشسته اند عده ای نابغه و نخبه هستند و از آنان انتظار دارند.
وی در خصوص نامگذاری سالها ادامه می دهد:در هر سال که رهبری نامگذاری جدیدی را برای سالها انجام میدهند و وظیفه ی شورای انقلاب فرهنگی است که با سیاستگذاری های کلی در جهت ترویج عملی و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور را پی ریز و نقشه ریزی کند دوستان در شورا تا نه ماه فقط در خصوص این نامگذاری سخنرانی میکنند و پس از نه ماه هم که دیگر سال پتمام شده است.
این سخنان این نظریه پردار انقلابی نشان دهنده اوج فاصله گیری این نهاد انقلاب از خواسته های امام و رهبری است.
بررسی پیام امام خمینی در شکل گیری ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی شاید این مضوع را بیش از پیش نمایان کند.
امام خمینی «ره» را در اول فروردین 1359، باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند «11» این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاههای سراسر کشور»، « تصفیهى اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.
پس از تعطیل رسمی دانشگا هها در خردادماه، امام خمینی «ره» در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هماکنون گاهگاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.»
در این فرمان، حضرت امام به عدهای از اساتید حوزهها و دانشگاهها مأموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر و متعهد، از میان اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی - اسلامی اقدام نمایند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی فعالیتهای خود را بر چند محور متمرکز کند:
- تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاهها،
- گزینش دانشجو،
- اسلامی کردن جو دانشگاهها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاهها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و بهخصوص حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنهای)، امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
نکته ی جالب اینجاست پس از بازگشایی دانشگاه ها امام ره در پیام دیگری بر ضرورت ادامه کار و البته بر نقشهای روشن این نهاد در فرهنگ و سبک زندگی کشور تاکید میکنند.
با بازگشایی دانشگاهها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد،
بهطوری حضرت امام (ره) در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد. و همچنین جناب حجتالاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»
پس از رحلت امام ره رهبر انقلاب اسلامی که در تمام رمینه ها بر مسیر روشن امام و انقلاب اسلامی تاکید داشتند با انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی برای یک دوره جدید در پیام خود خط مشی ها و انتظارات خود از این نهاد را بیان میکنند که نشان دهنده اهمیت و جایگاه این نهاد در مناصبات جمهوری اسلامی و اندیشه رهبری انقلاب است.
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمیگردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی) در تاریخ 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیمالشأن به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد،
نقش فعال و مؤثری را در عرصههای امور فرهنگی کشور بهخصوص دانشگاهها ایفا کرد و برکات زیادی از خود بهجای گذارد.
اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد،
اهمیت این بخش از مسائل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، بهنوبه خود تکالیف تازهیی را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور میگذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایههای علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.»
در بخشی دیگر از این پیام، ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همهجانبه دشمنان به ارزشهای اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:
«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گستردهتر فرا میخواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همتگماری برمیانگیزد
در خصوص اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی تا چه حد تواسنته است انتظارات جامعه انقلابی و اهداف انقلاب اسلامی را در عرصه ی فرهنگی محقق کند بایستی گفت که به نظر می رسد انتظارات رهبری چندان محقق نشده است.
انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین رویداد و اتفاق فرهنگی و ایدولوژیک قرنهای اخیر امروز به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیتهای خود با وجد رشد خیره ننده اش و مجذوبین وافرش در دنیا اسلام نتوانسته است در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم در دنیای معاصر تاثیر بگذارد.
درواقع انقلاب اسلامی و فرهنگ انقلابی و سبک زندگی متعالی اسلامی و ایرانی قطعا توانایی بیدار کردن همه ی انسانها و ایجاد یک زندگی پویا و و متعالی را داراست و شورای عالی انقلاب فرهنگی در واقع متولی اصلی ایجاد زمینه های یک زندگی متعالی بر اساس اندیشه های مکتب نورانی اسلام رادارد که فعلا این امر محقق نشده و دانشگاه ها و سیستم اموزشی ما چه در آموزش و پرورش و چه در سطوح عالی تر دچار غرب زدگی و شرق زدگی های بعضا اساسی است.
دکتر حسین کچوییان عضو حقیقی شئورای عالی انقلاب فرهنگی و از اساتید برجسته علوم انسانی در کشور در خصوص حکم و نگاه رهبری به شورای عالی انقلابفرهنگی و الزامات ان پس از انتصاب اعضای جدید و ابلاغ احکام برای دوره جدید در سال 93 می نویسد:
بنابراین مطابق آنچه بیان شد و با توجه به روح و دید کلی حاکم بر این حکم، این حکم را نبایستی صرفاً حکمی عادی برای آغاز به کار یک مجموعهی اداری یا اجرایی و مشورتی تلقی کرد؛ از همان آغاز حکم که به فلسفهی وجودی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته میشود تا متن حکم که به بیان اولویتهای کاری شورا میپردازد، ما با فضایی روبرو هستیم که نظیر آن را فقط در احکام یا پیامهای حضرت امام رحمهالله در سالهای اولیهی انقلاب اسلامی مییابیم. این فضا را میتوان بهوضوح در تعبیراتی که رهبری در این حکم بکارگرفتهاند مشاهده و حس کرد؛ تعبیراتی نظیر «جبههبندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزهی آن» و «مواجههی هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزهگران» یا اشاره به «رویشهای معتنابه و جوششهای فراوان فعالیتهای فرهنگی در سطوح مردمی» و خاصه در بکارگیری مفهوم «آوردگاه تاریخی فرهنگی» برای ترسیم وضعیت کنونی قلمروی فرهنگ.
این تعبیرات تصویری عادی و روزمره از حوزهی فرهنگ ترسیم نمیکند که در آن افراد و نهادها درگیر جریان یکنواخت و تکراری کارها و امور میباشند. این تعبیرات صحنهی مبارزهای را مجسم میکند که در آن نیروها و افراد در یک جبههبندی مبارزهجویانه درگیر نبردی تاریخی بر سر مرگ و زندگی هستند. از این جهت همانگونه که دعوت رهبری «به التزام شورای عالی به نام و عنوان خود» گویای آن است، حکم رهبری را اگر نوعی دعوت به انقلاب در حوزهی فرهنگ تلقی نکنیم، آن را بایستی تلاشی برای حاکم کردن روح انقلاب بر این حوزه و شورای مربوط به آن به حساب آوریم. این حکم نشان میدهد که از نظر رهبری چالشها و درگیریهای حوزهی فرهنگ آنچنان حساسیت و اهمیت پیدا کرده است که از طرق معمول و عادی نمیتوان به مواجههی آنها رفت و توقع موفقیت داشت.
اما مسألهی اساسی این است که با توجه به ماهیت شورا از جهت روح و ساختار حاکم بر آن، آیا این شورا میتواند پاسخی مناسب به خواست و دعوت رهبری در این زمینه بدهد؟ به نظر میرسد پاسخ به این سؤال روشن باشد؛ حتی در صورتی که خواست تأمین دغدغهها و حساسیتهای رهبری در شورا بهوجود آید، بدون انجام تغییرات لازمه بهویژه در رویکرد و ساختار این شورا امکان آن وجود ندارد.
به موجب انچه بیان شد ضرورت تجدید نظر در رویکردهای این نهاد بیش از گذشته احساس می شود.
با وجود رویش های جدید جوانه های جدید انقلابی در گستره جغرافیایی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی امروز این نهاد نیاز به یک نگاه و تفکر ارمان گرایانه و انقلابی دارد.
انتهای پیام/
این ستاد که امام ره وظیفه این امور را به آنان سپردند بعدها و در سال 60 با اضافه شدند افراد جدیدی با ان تکمیل تر شده و نام ان نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر کرد.
اهداف و کارکردهایی که امام امت از ایجاد این نهاد انقلابی به دنبال ان بودن در واقع سیاستگذاری کلان و راهبری فرهنگی کشور در جهت تعالیم ناب اسلامی بوده است .
در همین زمینه حسن رحیم پور ازغدی استاد برجسته حوزه و دانشگاه و یکی از نظریه پردازان انقلاب اسلامی در دوران حاضر با انتقاد شدید نسبتت به انچه امروز در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذرد میگوید:امروز مردم فکر میکنند کسانی که در انجا نشسته اند عده ای نابغه و نخبه هستند و از آنان انتظار دارند.
وی در خصوص نامگذاری سالها ادامه می دهد:در هر سال که رهبری نامگذاری جدیدی را برای سالها انجام میدهند و وظیفه ی شورای انقلاب فرهنگی است که با سیاستگذاری های کلی در جهت ترویج عملی و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور را پی ریز و نقشه ریزی کند دوستان در شورا تا نه ماه فقط در خصوص این نامگذاری سخنرانی میکنند و پس از نه ماه هم که دیگر سال پتمام شده است.
این سخنان این نظریه پردار انقلابی نشان دهنده اوج فاصله گیری این نهاد انقلاب از خواسته های امام و رهبری است.
بررسی پیام امام خمینی در شکل گیری ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی شاید این مضوع را بیش از پیش نمایان کند.
امام خمینی «ره» را در اول فروردین 1359، باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند «11» این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاههای سراسر کشور»، « تصفیهى اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.
پس از تعطیل رسمی دانشگا هها در خردادماه، امام خمینی «ره» در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هماکنون گاهگاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.»
در این فرمان، حضرت امام به عدهای از اساتید حوزهها و دانشگاهها مأموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر و متعهد، از میان اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی - اسلامی اقدام نمایند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی فعالیتهای خود را بر چند محور متمرکز کند:
- تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاهها،
- گزینش دانشجو،
- اسلامی کردن جو دانشگاهها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاهها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و بهخصوص حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنهای)، امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
نکته ی جالب اینجاست پس از بازگشایی دانشگاه ها امام ره در پیام دیگری بر ضرورت ادامه کار و البته بر نقشهای روشن این نهاد در فرهنگ و سبک زندگی کشور تاکید میکنند.
با بازگشایی دانشگاهها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد،
بهطوری حضرت امام (ره) در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد. و همچنین جناب حجتالاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»
پس از رحلت امام ره رهبر انقلاب اسلامی که در تمام رمینه ها بر مسیر روشن امام و انقلاب اسلامی تاکید داشتند با انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی برای یک دوره جدید در پیام خود خط مشی ها و انتظارات خود از این نهاد را بیان میکنند که نشان دهنده اهمیت و جایگاه این نهاد در مناصبات جمهوری اسلامی و اندیشه رهبری انقلاب است.
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمیگردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی) در تاریخ 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیمالشأن به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد،
نقش فعال و مؤثری را در عرصههای امور فرهنگی کشور بهخصوص دانشگاهها ایفا کرد و برکات زیادی از خود بهجای گذارد.
اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد،
اهمیت این بخش از مسائل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، بهنوبه خود تکالیف تازهیی را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور میگذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایههای علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.»
در بخشی دیگر از این پیام، ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همهجانبه دشمنان به ارزشهای اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:
«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گستردهتر فرا میخواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همتگماری برمیانگیزد
در خصوص اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی تا چه حد تواسنته است انتظارات جامعه انقلابی و اهداف انقلاب اسلامی را در عرصه ی فرهنگی محقق کند بایستی گفت که به نظر می رسد انتظارات رهبری چندان محقق نشده است.
انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین رویداد و اتفاق فرهنگی و ایدولوژیک قرنهای اخیر امروز به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیتهای خود با وجد رشد خیره ننده اش و مجذوبین وافرش در دنیا اسلام نتوانسته است در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم در دنیای معاصر تاثیر بگذارد.
درواقع انقلاب اسلامی و فرهنگ انقلابی و سبک زندگی متعالی اسلامی و ایرانی قطعا توانایی بیدار کردن همه ی انسانها و ایجاد یک زندگی پویا و و متعالی را داراست و شورای عالی انقلاب فرهنگی در واقع متولی اصلی ایجاد زمینه های یک زندگی متعالی بر اساس اندیشه های مکتب نورانی اسلام رادارد که فعلا این امر محقق نشده و دانشگاه ها و سیستم اموزشی ما چه در آموزش و پرورش و چه در سطوح عالی تر دچار غرب زدگی و شرق زدگی های بعضا اساسی است.
دکتر حسین کچوییان عضو حقیقی شئورای عالی انقلاب فرهنگی و از اساتید برجسته علوم انسانی در کشور در خصوص حکم و نگاه رهبری به شورای عالی انقلابفرهنگی و الزامات ان پس از انتصاب اعضای جدید و ابلاغ احکام برای دوره جدید در سال 93 می نویسد:
بنابراین مطابق آنچه بیان شد و با توجه به روح و دید کلی حاکم بر این حکم، این حکم را نبایستی صرفاً حکمی عادی برای آغاز به کار یک مجموعهی اداری یا اجرایی و مشورتی تلقی کرد؛ از همان آغاز حکم که به فلسفهی وجودی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته میشود تا متن حکم که به بیان اولویتهای کاری شورا میپردازد، ما با فضایی روبرو هستیم که نظیر آن را فقط در احکام یا پیامهای حضرت امام رحمهالله در سالهای اولیهی انقلاب اسلامی مییابیم. این فضا را میتوان بهوضوح در تعبیراتی که رهبری در این حکم بکارگرفتهاند مشاهده و حس کرد؛ تعبیراتی نظیر «جبههبندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزهی آن» و «مواجههی هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزهگران» یا اشاره به «رویشهای معتنابه و جوششهای فراوان فعالیتهای فرهنگی در سطوح مردمی» و خاصه در بکارگیری مفهوم «آوردگاه تاریخی فرهنگی» برای ترسیم وضعیت کنونی قلمروی فرهنگ.
این تعبیرات تصویری عادی و روزمره از حوزهی فرهنگ ترسیم نمیکند که در آن افراد و نهادها درگیر جریان یکنواخت و تکراری کارها و امور میباشند. این تعبیرات صحنهی مبارزهای را مجسم میکند که در آن نیروها و افراد در یک جبههبندی مبارزهجویانه درگیر نبردی تاریخی بر سر مرگ و زندگی هستند. از این جهت همانگونه که دعوت رهبری «به التزام شورای عالی به نام و عنوان خود» گویای آن است، حکم رهبری را اگر نوعی دعوت به انقلاب در حوزهی فرهنگ تلقی نکنیم، آن را بایستی تلاشی برای حاکم کردن روح انقلاب بر این حوزه و شورای مربوط به آن به حساب آوریم. این حکم نشان میدهد که از نظر رهبری چالشها و درگیریهای حوزهی فرهنگ آنچنان حساسیت و اهمیت پیدا کرده است که از طرق معمول و عادی نمیتوان به مواجههی آنها رفت و توقع موفقیت داشت.
اما مسألهی اساسی این است که با توجه به ماهیت شورا از جهت روح و ساختار حاکم بر آن، آیا این شورا میتواند پاسخی مناسب به خواست و دعوت رهبری در این زمینه بدهد؟ به نظر میرسد پاسخ به این سؤال روشن باشد؛ حتی در صورتی که خواست تأمین دغدغهها و حساسیتهای رهبری در شورا بهوجود آید، بدون انجام تغییرات لازمه بهویژه در رویکرد و ساختار این شورا امکان آن وجود ندارد.
به موجب انچه بیان شد ضرورت تجدید نظر در رویکردهای این نهاد بیش از گذشته احساس می شود.
با وجود رویش های جدید جوانه های جدید انقلابی در گستره جغرافیایی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی امروز این نهاد نیاز به یک نگاه و تفکر ارمان گرایانه و انقلابی دارد.
انتهای پیام/
این ستاد که امام ره وظیفه این امور را به آنان سپردند بعدها و در سال 60 با اضافه شدند افراد جدیدی با ان تکمیل تر شده و نام ان نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر کرد.
اهداف و کارکردهایی که امام امت از ایجاد این نهاد انقلابی به دنبال ان بودن در واقع سیاستگذاری کلان و راهبری فرهنگی کشور در جهت تعالیم ناب اسلامی بوده است .
در همین زمینه حسن رحیم پور ازغدی استاد برجسته حوزه و دانشگاه و یکی از نظریه پردازان انقلاب اسلامی در دوران حاضر با انتقاد شدید نسبتت به انچه امروز در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذرد میگوید:امروز مردم فکر میکنند کسانی که در انجا نشسته اند عده ای نابغه و نخبه هستند و از آنان انتظار دارند.
وی در خصوص نامگذاری سالها ادامه می دهد:در هر سال که رهبری نامگذاری جدیدی را برای سالها انجام میدهند و وظیفه ی شورای انقلاب فرهنگی است که با سیاستگذاری های کلی در جهت ترویج عملی و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور را پی ریز و نقشه ریزی کند دوستان در شورا تا نه ماه فقط در خصوص این نامگذاری سخنرانی میکنند و پس از نه ماه هم که دیگر سال پتمام شده است.
این سخنان این نظریه پردار انقلابی نشان دهنده اوج فاصله گیری این نهاد انقلاب از خواسته های امام و رهبری است.
بررسی پیام امام خمینی در شکل گیری ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی شاید این مضوع را بیش از پیش نمایان کند.
امام خمینی «ره» را در اول فروردین 1359، باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند «11» این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاههای سراسر کشور»، « تصفیهى اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.
پس از تعطیل رسمی دانشگا هها در خردادماه، امام خمینی «ره» در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هماکنون گاهگاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.»
در این فرمان، حضرت امام به عدهای از اساتید حوزهها و دانشگاهها مأموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر و متعهد، از میان اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی - اسلامی اقدام نمایند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی فعالیتهای خود را بر چند محور متمرکز کند:
- تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاهها،
- گزینش دانشجو،
- اسلامی کردن جو دانشگاهها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاهها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و بهخصوص حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنهای)، امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
نکته ی جالب اینجاست پس از بازگشایی دانشگاه ها امام ره در پیام دیگری بر ضرورت ادامه کار و البته بر نقشهای روشن این نهاد در فرهنگ و سبک زندگی کشور تاکید میکنند.
با بازگشایی دانشگاهها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد،
بهطوری حضرت امام (ره) در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد. و همچنین جناب حجتالاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»
پس از رحلت امام ره رهبر انقلاب اسلامی که در تمام رمینه ها بر مسیر روشن امام و انقلاب اسلامی تاکید داشتند با انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی برای یک دوره جدید در پیام خود خط مشی ها و انتظارات خود از این نهاد را بیان میکنند که نشان دهنده اهمیت و جایگاه این نهاد در مناصبات جمهوری اسلامی و اندیشه رهبری انقلاب است.
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمیگردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی) در تاریخ 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیمالشأن به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد،
نقش فعال و مؤثری را در عرصههای امور فرهنگی کشور بهخصوص دانشگاهها ایفا کرد و برکات زیادی از خود بهجای گذارد.
اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد،
اهمیت این بخش از مسائل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، بهنوبه خود تکالیف تازهیی را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور میگذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایههای علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.»
در بخشی دیگر از این پیام، ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همهجانبه دشمنان به ارزشهای اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:
«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گستردهتر فرا میخواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همتگماری برمیانگیزد
در خصوص اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی تا چه حد تواسنته است انتظارات جامعه انقلابی و اهداف انقلاب اسلامی را در عرصه ی فرهنگی محقق کند بایستی گفت که به نظر می رسد انتظارات رهبری چندان محقق نشده است.
انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین رویداد و اتفاق فرهنگی و ایدولوژیک قرنهای اخیر امروز به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیتهای خود با وجد رشد خیره ننده اش و مجذوبین وافرش در دنیا اسلام نتوانسته است در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم در دنیای معاصر تاثیر بگذارد.
درواقع انقلاب اسلامی و فرهنگ انقلابی و سبک زندگی متعالی اسلامی و ایرانی قطعا توانایی بیدار کردن همه ی انسانها و ایجاد یک زندگی پویا و و متعالی را داراست و شورای عالی انقلاب فرهنگی در واقع متولی اصلی ایجاد زمینه های یک زندگی متعالی بر اساس اندیشه های مکتب نورانی اسلام رادارد که فعلا این امر محقق نشده و دانشگاه ها و سیستم اموزشی ما چه در آموزش و پرورش و چه در سطوح عالی تر دچار غرب زدگی و شرق زدگی های بعضا اساسی است.
دکتر حسین کچوییان عضو حقیقی شئورای عالی انقلاب فرهنگی و از اساتید برجسته علوم انسانی در کشور در خصوص حکم و نگاه رهبری به شورای عالی انقلابفرهنگی و الزامات ان پس از انتصاب اعضای جدید و ابلاغ احکام برای دوره جدید در سال 93 می نویسد:
بنابراین مطابق آنچه بیان شد و با توجه به روح و دید کلی حاکم بر این حکم، این حکم را نبایستی صرفاً حکمی عادی برای آغاز به کار یک مجموعهی اداری یا اجرایی و مشورتی تلقی کرد؛ از همان آغاز حکم که به فلسفهی وجودی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته میشود تا متن حکم که به بیان اولویتهای کاری شورا میپردازد، ما با فضایی روبرو هستیم که نظیر آن را فقط در احکام یا پیامهای حضرت امام رحمهالله در سالهای اولیهی انقلاب اسلامی مییابیم. این فضا را میتوان بهوضوح در تعبیراتی که رهبری در این حکم بکارگرفتهاند مشاهده و حس کرد؛ تعبیراتی نظیر «جبههبندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزهی آن» و «مواجههی هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزهگران» یا اشاره به «رویشهای معتنابه و جوششهای فراوان فعالیتهای فرهنگی در سطوح مردمی» و خاصه در بکارگیری مفهوم «آوردگاه تاریخی فرهنگی» برای ترسیم وضعیت کنونی قلمروی فرهنگ.
این تعبیرات تصویری عادی و روزمره از حوزهی فرهنگ ترسیم نمیکند که در آن افراد و نهادها درگیر جریان یکنواخت و تکراری کارها و امور میباشند. این تعبیرات صحنهی مبارزهای را مجسم میکند که در آن نیروها و افراد در یک جبههبندی مبارزهجویانه درگیر نبردی تاریخی بر سر مرگ و زندگی هستند. از این جهت همانگونه که دعوت رهبری «به التزام شورای عالی به نام و عنوان خود» گویای آن است، حکم رهبری را اگر نوعی دعوت به انقلاب در حوزهی فرهنگ تلقی نکنیم، آن را بایستی تلاشی برای حاکم کردن روح انقلاب بر این حوزه و شورای مربوط به آن به حساب آوریم. این حکم نشان میدهد که از نظر رهبری چالشها و درگیریهای حوزهی فرهنگ آنچنان حساسیت و اهمیت پیدا کرده است که از طرق معمول و عادی نمیتوان به مواجههی آنها رفت و توقع موفقیت داشت.
اما مسألهی اساسی این است که با توجه به ماهیت شورا از جهت روح و ساختار حاکم بر آن، آیا این شورا میتواند پاسخی مناسب به خواست و دعوت رهبری در این زمینه بدهد؟ به نظر میرسد پاسخ به این سؤال روشن باشد؛ حتی در صورتی که خواست تأمین دغدغهها و حساسیتهای رهبری در شورا بهوجود آید، بدون انجام تغییرات لازمه بهویژه در رویکرد و ساختار این شورا امکان آن وجود ندارد.
به موجب انچه بیان شد ضرورت تجدید نظر در رویکردهای این نهاد بیش از گذشته احساس می شود.
با وجود رویش های جدید جوانه های جدید انقلابی در گستره جغرافیایی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی امروز این نهاد نیاز به یک نگاه و تفکر ارمان گرایانه و انقلابی دارد.
انتهای پیام/
این ستاد که امام ره وظیفه این امور را به آنان سپردند بعدها و در سال 60 با اضافه شدند افراد جدیدی با ان تکمیل تر شده و نام ان نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر کرد.
اهداف و کارکردهایی که امام امت از ایجاد این نهاد انقلابی به دنبال ان بودن در واقع سیاستگذاری کلان و راهبری فرهنگی کشور در جهت تعالیم ناب اسلامی بوده است .
در همین زمینه حسن رحیم پور ازغدی استاد برجسته حوزه و دانشگاه و یکی از نظریه پردازان انقلاب اسلامی در دوران حاضر با انتقاد شدید نسبتت به انچه امروز در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذرد میگوید:امروز مردم فکر میکنند کسانی که در انجا نشسته اند عده ای نابغه و نخبه هستند و از آنان انتظار دارند.
وی در خصوص نامگذاری سالها ادامه می دهد:در هر سال که رهبری نامگذاری جدیدی را برای سالها انجام میدهند و وظیفه ی شورای انقلاب فرهنگی است که با سیاستگذاری های کلی در جهت ترویج عملی و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور را پی ریز و نقشه ریزی کند دوستان در شورا تا نه ماه فقط در خصوص این نامگذاری سخنرانی میکنند و پس از نه ماه هم که دیگر سال پتمام شده است.
این سخنان این نظریه پردار انقلابی نشان دهنده اوج فاصله گیری این نهاد انقلاب از خواسته های امام و رهبری است.
بررسی پیام امام خمینی در شکل گیری ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی شاید این مضوع را بیش از پیش نمایان کند.
امام خمینی «ره» را در اول فروردین 1359، باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند «11» این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاههای سراسر کشور»، « تصفیهى اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.
پس از تعطیل رسمی دانشگا هها در خردادماه، امام خمینی «ره» در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هماکنون گاهگاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.»
در این فرمان، حضرت امام به عدهای از اساتید حوزهها و دانشگاهها مأموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر و متعهد، از میان اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی - اسلامی اقدام نمایند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی فعالیتهای خود را بر چند محور متمرکز کند:
- تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاهها،
- گزینش دانشجو،
- اسلامی کردن جو دانشگاهها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاهها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و بهخصوص حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنهای)، امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
نکته ی جالب اینجاست پس از بازگشایی دانشگاه ها امام ره در پیام دیگری بر ضرورت ادامه کار و البته بر نقشهای روشن این نهاد در فرهنگ و سبک زندگی کشور تاکید میکنند.
با بازگشایی دانشگاهها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد،
بهطوری حضرت امام (ره) در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد. و همچنین جناب حجتالاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»
پس از رحلت امام ره رهبر انقلاب اسلامی که در تمام رمینه ها بر مسیر روشن امام و انقلاب اسلامی تاکید داشتند با انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی برای یک دوره جدید در پیام خود خط مشی ها و انتظارات خود از این نهاد را بیان میکنند که نشان دهنده اهمیت و جایگاه این نهاد در مناصبات جمهوری اسلامی و اندیشه رهبری انقلاب است.
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمیگردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی) در تاریخ 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیمالشأن به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد،
نقش فعال و مؤثری را در عرصههای امور فرهنگی کشور بهخصوص دانشگاهها ایفا کرد و برکات زیادی از خود بهجای گذارد.
اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد،
اهمیت این بخش از مسائل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، بهنوبه خود تکالیف تازهیی را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور میگذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایههای علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.»
در بخشی دیگر از این پیام، ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همهجانبه دشمنان به ارزشهای اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:
«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گستردهتر فرا میخواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همتگماری برمیانگیزد
در خصوص اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی تا چه حد تواسنته است انتظارات جامعه انقلابی و اهداف انقلاب اسلامی را در عرصه ی فرهنگی محقق کند بایستی گفت که به نظر می رسد انتظارات رهبری چندان محقق نشده است.
انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین رویداد و اتفاق فرهنگی و ایدولوژیک قرنهای اخیر امروز به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیتهای خود با وجد رشد خیره ننده اش و مجذوبین وافرش در دنیا اسلام نتوانسته است در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم در دنیای معاصر تاثیر بگذارد.
درواقع انقلاب اسلامی و فرهنگ انقلابی و سبک زندگی متعالی اسلامی و ایرانی قطعا توانایی بیدار کردن همه ی انسانها و ایجاد یک زندگی پویا و و متعالی را داراست و شورای عالی انقلاب فرهنگی در واقع متولی اصلی ایجاد زمینه های یک زندگی متعالی بر اساس اندیشه های مکتب نورانی اسلام رادارد که فعلا این امر محقق نشده و دانشگاه ها و سیستم اموزشی ما چه در آموزش و پرورش و چه در سطوح عالی تر دچار غرب زدگی و شرق زدگی های بعضا اساسی است.
دکتر حسین کچوییان عضو حقیقی شئورای عالی انقلاب فرهنگی و از اساتید برجسته علوم انسانی در کشور در خصوص حکم و نگاه رهبری به شورای عالی انقلابفرهنگی و الزامات ان پس از انتصاب اعضای جدید و ابلاغ احکام برای دوره جدید در سال 93 می نویسد:
بنابراین مطابق آنچه بیان شد و با توجه به روح و دید کلی حاکم بر این حکم، این حکم را نبایستی صرفاً حکمی عادی برای آغاز به کار یک مجموعهی اداری یا اجرایی و مشورتی تلقی کرد؛ از همان آغاز حکم که به فلسفهی وجودی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته میشود تا متن حکم که به بیان اولویتهای کاری شورا میپردازد، ما با فضایی روبرو هستیم که نظیر آن را فقط در احکام یا پیامهای حضرت امام رحمهالله در سالهای اولیهی انقلاب اسلامی مییابیم. این فضا را میتوان بهوضوح در تعبیراتی که رهبری در این حکم بکارگرفتهاند مشاهده و حس کرد؛ تعبیراتی نظیر «جبههبندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزهی آن» و «مواجههی هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزهگران» یا اشاره به «رویشهای معتنابه و جوششهای فراوان فعالیتهای فرهنگی در سطوح مردمی» و خاصه در بکارگیری مفهوم «آوردگاه تاریخی فرهنگی» برای ترسیم وضعیت کنونی قلمروی فرهنگ.
این تعبیرات تصویری عادی و روزمره از حوزهی فرهنگ ترسیم نمیکند که در آن افراد و نهادها درگیر جریان یکنواخت و تکراری کارها و امور میباشند. این تعبیرات صحنهی مبارزهای را مجسم میکند که در آن نیروها و افراد در یک جبههبندی مبارزهجویانه درگیر نبردی تاریخی بر سر مرگ و زندگی هستند. از این جهت همانگونه که دعوت رهبری «به التزام شورای عالی به نام و عنوان خود» گویای آن است، حکم رهبری را اگر نوعی دعوت به انقلاب در حوزهی فرهنگ تلقی نکنیم، آن را بایستی تلاشی برای حاکم کردن روح انقلاب بر این حوزه و شورای مربوط به آن به حساب آوریم. این حکم نشان میدهد که از نظر رهبری چالشها و درگیریهای حوزهی فرهنگ آنچنان حساسیت و اهمیت پیدا کرده است که از طرق معمول و عادی نمیتوان به مواجههی آنها رفت و توقع موفقیت داشت.
اما مسألهی اساسی این است که با توجه به ماهیت شورا از جهت روح و ساختار حاکم بر آن، آیا این شورا میتواند پاسخی مناسب به خواست و دعوت رهبری در این زمینه بدهد؟ به نظر میرسد پاسخ به این سؤال روشن باشد؛ حتی در صورتی که خواست تأمین دغدغهها و حساسیتهای رهبری در شورا بهوجود آید، بدون انجام تغییرات لازمه بهویژه در رویکرد و ساختار این شورا امکان آن وجود ندارد.
به موجب انچه بیان شد ضرورت تجدید نظر در رویکردهای این نهاد بیش از گذشته احساس می شود.
با وجود رویش های جدید جوانه های جدید انقلابی در گستره جغرافیایی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی امروز این نهاد نیاز به یک نگاه و تفکر ارمان گرایانه و انقلابی دارد.
انتهای پیام/
این ستاد که امام ره وظیفه این امور را به آنان سپردند بعدها و در سال 60 با اضافه شدند افراد جدیدی با ان تکمیل تر شده و نام ان نیز به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر کرد.
,اهداف و کارکردهایی که امام امت از ایجاد این نهاد انقلابی به دنبال ان بودن در واقع سیاستگذاری کلان و راهبری فرهنگی کشور در جهت تعالیم ناب اسلامی بوده است .
,در همین زمینه حسن رحیم پور ازغدی استاد برجسته حوزه و دانشگاه و یکی از نظریه پردازان انقلاب اسلامی در دوران حاضر با انتقاد شدید نسبتت به انچه امروز در شورای عالی انقلاب فرهنگی میگذرد میگوید:امروز مردم فکر میکنند کسانی که در انجا نشسته اند عده ای نابغه و نخبه هستند و از آنان انتظار دارند.
,وی در خصوص نامگذاری سالها ادامه می دهد:در هر سال که رهبری نامگذاری جدیدی را برای سالها انجام میدهند و وظیفه ی شورای انقلاب فرهنگی است که با سیاستگذاری های کلی در جهت ترویج عملی و اصلاح وضعیت فرهنگی کشور را پی ریز و نقشه ریزی کند دوستان در شورا تا نه ماه فقط در خصوص این نامگذاری سخنرانی میکنند و پس از نه ماه هم که دیگر سال پتمام شده است.
,این سخنان این نظریه پردار انقلابی نشان دهنده اوج فاصله گیری این نهاد انقلاب از خواسته های امام و رهبری است.
,بررسی پیام امام خمینی در شکل گیری ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی شاید این مضوع را بیش از پیش نمایان کند.
,
امام خمینی «ره» را در اول فروردین 1359، باید نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فرهنگی دانست. ایشان در بند «11» این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاههای سراسر کشور»، « تصفیهى اساتید مرتبط با شرق و غرب» و « تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند.
پس از تعطیل رسمی دانشگا هها در خردادماه، امام خمینی «ره» در 23/3/59 فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر نمودند که در قسمتی از فرمان ایشان آمده است:
«مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان میباشد، اعلام شده است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئهگران که هماکنون گاهگاه آثارش نمایان میشود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بیفرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ادامه این فاجعه که معالاسف خواست بعضی گروههای وابسته به اجانب است، ضربهای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است.»
در این فرمان، حضرت امام به عدهای از اساتید حوزهها و دانشگاهها مأموریت دادند تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحبنظر و متعهد، از میان اساتید مسلمان و کارکنان متعهد و با ایمان و دیگر قشرهای تحصیلکرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی برای تشکیل شورایی دعوت کنند و برای برنامهریزی رشتههای مختلف و خطمشی فرهنگی آینده دانشگاهها، براساس فرهنگ اسلامی انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی - اسلامی اقدام نمایند.
ستاد انقلاب فرهنگی طبق فرمان امام (ره) ملزم بود که در برخورد با مسائل دانشگاهی فعالیتهای خود را بر چند محور متمرکز کند:
- تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاهها،
- گزینش دانشجو،
- اسلامی کردن جو دانشگاهها و تغییر برنامههای آموزشی دانشگاهها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد.
در شهریور ماه سال 62 با توجه به نظر امام خمینی (ره) مبنی بر لزوم ترمیم و تقویت ستاد و بهخصوص حضور مسئولین اجرایی در آن و به دنبال پیشنهاد و تکمیل ستاد انقلاب فرهنگی از طرف رئیس جمهور وقت (حضرت آیت الله خامنهای)، امام امت برخی از مسئولین اجرایی مانند نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی و دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی را به ترکیب ستاد اضافه نمودند.
,
,
,
,
,
,
,
,
نکته ی جالب اینجاست پس از بازگشایی دانشگاه ها امام ره در پیام دیگری بر ضرورت ادامه کار و البته بر نقشهای روشن این نهاد در فرهنگ و سبک زندگی کشور تاکید میکنند.
,با بازگشایی دانشگاهها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت این نهاد بیش از پیش احساس شد،
,
بهطوری حضرت امام (ره) در آذر 1363 برای دومین بار ستاد انقلاب فرهنگی را ترمیم کردند و به این ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی با ترکیبی جدید تشکیل شد. در بخشی از این فرمان آمده است:
«خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد. و همچنین جناب حجتالاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»
,
,
,
پس از رحلت امام ره رهبر انقلاب اسلامی که در تمام رمینه ها بر مسیر روشن امام و انقلاب اسلامی تاکید داشتند با انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی برای یک دوره جدید در پیام خود خط مشی ها و انتظارات خود از این نهاد را بیان میکنند که نشان دهنده اهمیت و جایگاه این نهاد در مناصبات جمهوری اسلامی و اندیشه رهبری انقلاب است.
,,
سومین دوره شورای عالی انقلاب فرهنگی به سال 1375 برمیگردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای (مدظلهالعالی) در تاریخ 14/9/75 با صدور پیامی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی بر اهمیت جایگاه و وظایف خطیر آن نیز تأکید نمودند، در این پیام آمده است:
«شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیمالشأن به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد،
,
نقش فعال و مؤثری را در عرصههای امور فرهنگی کشور بهخصوص دانشگاهها ایفا کرد و برکات زیادی از خود بهجای گذارد.
,اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد،
,اهمیت این بخش از مسائل فرهنگی تأکید مضاعف یافته است. توسعه دانشگاهها و پژوهشگاهها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، بهنوبه خود تکالیف تازهیی را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور میگذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایههای علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است.»
,
در بخشی دیگر از این پیام، ضمن اشاره به هجوم فرهنگی همهجانبه دشمنان به ارزشهای اسلامی و فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده است:
«همه این حقایق مهم و هشدار دهنده، مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گستردهتر فرا میخواند و به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی را که در جهاد ملی با بیسوادی و عقبماندگی علمی و تبعیت فرهنگی، در حکم ستاد مرکزی و اصلی است، به تحرک و نوآوری و همتگماری برمیانگیزد
,
,
,
در خصوص اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی تا چه حد تواسنته است انتظارات جامعه انقلابی و اهداف انقلاب اسلامی را در عرصه ی فرهنگی محقق کند بایستی گفت که به نظر می رسد انتظارات رهبری چندان محقق نشده است.
,انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین رویداد و اتفاق فرهنگی و ایدولوژیک قرنهای اخیر امروز به هیچ وجه در حد و اندازه ی ظرفیتهای خود با وجد رشد خیره ننده اش و مجذوبین وافرش در دنیا اسلام نتوانسته است در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم در دنیای معاصر تاثیر بگذارد.
,,
درواقع انقلاب اسلامی و فرهنگ انقلابی و سبک زندگی متعالی اسلامی و ایرانی قطعا توانایی بیدار کردن همه ی انسانها و ایجاد یک زندگی پویا و و متعالی را داراست و شورای عالی انقلاب فرهنگی در واقع متولی اصلی ایجاد زمینه های یک زندگی متعالی بر اساس اندیشه های مکتب نورانی اسلام رادارد که فعلا این امر محقق نشده و دانشگاه ها و سیستم اموزشی ما چه در آموزش و پرورش و چه در سطوح عالی تر دچار غرب زدگی و شرق زدگی های بعضا اساسی است.
,دکتر حسین کچوییان عضو حقیقی شئورای عالی انقلاب فرهنگی و از اساتید برجسته علوم انسانی در کشور در خصوص حکم و نگاه رهبری به شورای عالی انقلابفرهنگی و الزامات ان پس از انتصاب اعضای جدید و ابلاغ احکام برای دوره جدید در سال 93 می نویسد:
,,
,
بنابراین مطابق آنچه بیان شد و با توجه به روح و دید کلی حاکم بر این حکم، این حکم را نبایستی صرفاً حکمی عادی برای آغاز به کار یک مجموعهی اداری یا اجرایی و مشورتی تلقی کرد؛ از همان آغاز حکم که به فلسفهی وجودی شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخته میشود تا متن حکم که به بیان اولویتهای کاری شورا میپردازد، ما با فضایی روبرو هستیم که نظیر آن را فقط در احکام یا پیامهای حضرت امام رحمهالله در سالهای اولیهی انقلاب اسلامی مییابیم. این فضا را میتوان بهوضوح در تعبیراتی که رهبری در این حکم بکارگرفتهاند مشاهده و حس کرد؛ تعبیراتی نظیر «جبههبندی جدی میان هواداران فرهنگ انقلابی و اسلامی و معارضان عنود با انگیزهی آن» و «مواجههی هوشمندانه با معارضات مهاجمان و ستیزهگران» یا اشاره به «رویشهای معتنابه و جوششهای فراوان فعالیتهای فرهنگی در سطوح مردمی» و خاصه در بکارگیری مفهوم «آوردگاه تاریخی فرهنگی» برای ترسیم وضعیت کنونی قلمروی فرهنگ.
این تعبیرات تصویری عادی و روزمره از حوزهی فرهنگ ترسیم نمیکند که در آن افراد و نهادها درگیر جریان یکنواخت و تکراری کارها و امور میباشند. این تعبیرات صحنهی مبارزهای را مجسم میکند که در آن نیروها و افراد در یک جبههبندی مبارزهجویانه درگیر نبردی تاریخی بر سر مرگ و زندگی هستند. از این جهت همانگونه که دعوت رهبری «به التزام شورای عالی به نام و عنوان خود» گویای آن است، حکم رهبری را اگر نوعی دعوت به انقلاب در حوزهی فرهنگ تلقی نکنیم، آن را بایستی تلاشی برای حاکم کردن روح انقلاب بر این حوزه و شورای مربوط به آن به حساب آوریم. این حکم نشان میدهد که از نظر رهبری چالشها و درگیریهای حوزهی فرهنگ آنچنان حساسیت و اهمیت پیدا کرده است که از طرق معمول و عادی نمیتوان به مواجههی آنها رفت و توقع موفقیت داشت.
اما مسألهی اساسی این است که با توجه به ماهیت شورا از جهت روح و ساختار حاکم بر آن، آیا این شورا میتواند پاسخی مناسب به خواست و دعوت رهبری در این زمینه بدهد؟ به نظر میرسد پاسخ به این سؤال روشن باشد؛ حتی در صورتی که خواست تأمین دغدغهها و حساسیتهای رهبری در شورا بهوجود آید، بدون انجام تغییرات لازمه بهویژه در رویکرد و ساختار این شورا امکان آن وجود ندارد.
,
,
,
,
,
به موجب انچه بیان شد ضرورت تجدید نظر در رویکردهای این نهاد بیش از گذشته احساس می شود.
,با وجود رویش های جدید جوانه های جدید انقلابی در گستره جغرافیایی فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی امروز این نهاد نیاز به یک نگاه و تفکر ارمان گرایانه و انقلابی دارد.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه