واگویه ای به بهانه کِرختی و بی برنامگی این روزهایمان؛
رگ انقلابی مان را نزنند دوستان!
گفت ما را چه به "چ" ، راست می گفت آخر برای ما عشق به " خ" افتخار است و ضریب دهنده به درجه عزتمان.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت کریمه، بحث از این "چ" (چه گوارا) تا آن "خ" ( امام خمینی ) ناخودآگاه ذهنم را پرواز داد به اوایل سال 93 که توفیق حظ بُردن از "چ" حاتمی کیا را بر روی پرده نقره ای یافتم و البته تیتر یکی از نشریات معتبر که تیتر زده بود " ما را چه به چ" که البته مراد چه گوارا بود نه چمران عزیز و دوست داشتنی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کریمه،, کریمه،, کریمه،,
نمایش پایمردی شهید چمران و شهید اصغر وصالی ها در بحبوبه سال های جنگ و خطر اوان انقلاب در پاوه قهرمان در آن فیلم ، بیش از هر چیز فریاد آرمان گرایی بود در قاموس هنر هفتم ؛ آن چیزی که آقا سید روح الله به ما آموخت و ثابت کرد که آرمان گرایی نه صرفاً یک شعار که حقیقتی است که همیشه بدان نیازمندیم . البته به تعبیر مقام معظم رهبری می بایست آن را با واقع گرایی ممزوج کرد تا ثمره آن تقویت روحیه انقلابی باشد.
غرض از نگارش این وجیزه بررسی و تحلیل فیلم نیست ؛ تلنگری است به خودمان و اشارتی به گذشته مان ؛ آن زمانی که بچه های انقلابی و حزب اللهی عموماً از دل مسجدها بیرون می آمدند و امروز به نظر می رسد بُعد مسجدی بودن کمرنگ شده است.
زمانی همین ها که درد انقلاب داشتند و برای تداوم آن خون دل می خوردند، بیشتر از سایرین اهل مطالعه و تعمق بودند تا در سر بزنگاه ها بتوانند به خوبی از آرمان های انقلابی خود دفاع کنند و امروز مع الاسف...
اینک اما دردمندانه باید گفت که فراتر از همه این مصادیق،کلیت سبک زندگی تغییر یافته اما این تغییر و تحول مجوزی نیست که بخواهیم در هیاهوی امروز و گریز از دیروز از آرمانها دست بشوییم و این نکته البته هیچ منافاتی با به روز بودن و درک کردن اقتضائات زمانه ندارد.
آنچه مسلم است این که همیشه باید با اعتقاد زندگی کرد و به راستی مگر جز این است که هر بنی بشری، نان اعتقادش را می خورد و عاقبت الامر از این سفره ره توشه خود برمی گیرد و به سرای دیگر می رود برای حساب و کتاب.
از سویی این تجربه ثابت شده تاریخ است که بی اعتقادها و بی آرمان ها سریع راه عوض می کنند و ایضاً رنگ!
آن ها انقلابی نیستند هر چند که گاه نام ونانشان ایجاب می کند که دم از انقلاب بزنند اما در بزنگاه ها ، مجال مبارزه را به راحتی و به سرعت خالی می کنند و باز هم این انقلابی های واقعی هستند که باید از ارزش های انقلابی خود دفاع کنند و البته راسخون و معتقدون آن ها این گونه اند.
ظریفی می گفت ما را چه شده و چرا چنین شده ایم و سوال دغدغه مندانه اش این بود که رفقا رگ آرمان خواهی و تعصت دوست داشتنی مان را کجای تاریخ به یادگار گذاشته ایم؟!
می گفت با این دست فرمان و توجیه گرایی که در پیش گرفته ایم در نهایت می خواهیم به کجا برسیم؟!
حرف بسیار است و فرصت اندک و ایضاً حوصله ها کم ، اما آیا واقعا نباید کمی تامل کنیم شاید وضع موجودمان ما را به سرمنزل مقصود نرساند!
اگر تلنگری هم لازم باشد بی گمان هشدارها سکاندار حکیم و آگاه انقلاب بهترین است و به خوبی می تواند حکم همان دوربرگردانی باشد که به ویژه در عرصه فرهنگ و سبک زندگی بدان نیازمندیم تا به همان فطرت خویش مراجعه کرده و بتوانیم به سان بچه های معتقد و پای کار دهه 60 انقلابی بیندیشیم و انقلابی رفتار کنیم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه