یادداشت /

مدیران نجومی بگیر برای رسیدن به منافع شخصی و جناحی پا روی خون کدام شهید می گذارند؟

مدیران نجومی بگیر برای رسیدن به منافع شخصی و جناحی پا روی خون کدام شهید می گذارند؟
در کشوری که مردم برای اقتدار و سربلندی آن شهدا زیادی را تقدیم انقلاب کرده اند مسئولان و دست اندرکاران نظام می بایست دقت کنند که برای حفظ منافع شخصی و جناحی خود ، پا روی خون کدام شهید می گذارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ استادپرس  نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, استادپرس ,

در حال حاضر و در وضعیت کنونی کشور شاهد آن هستیم که مسئولان و دست اندرکاران اجرایی و نظارتی کشور ، بعضا برای حفظ منافع شخصی و جناحی  خود دست به کارهای می زنند که با منافع کشور و ملت هم خوانی ندارد ، واین کار را  تا بدانجا پیش می برند که چپاولگران بیت المال به ذخایر نظام تبدیل و  غارت بیت المال را سهم خود از سفره انقلاب می دانند و متاسفانه بر همین اساس است که رئیس جمهور برای منافع جناح  منتسب خود فساد ۸۰۰۰ میلیاردی را معوقه نامیده و یا نمایندگان مجلس برای مصلحت اندیشی و یا حفظ همان منافع مذکور وزرای منتسب به فتنه را که بر علیه این انقلاب انجام پذیرفته رای اعتماد می دهند .

,

آری برای همین است که چون عوامل فساد یا منتسب خود ماست و یا منسب به گروه و جناح از تعقیب قضایی مصون می مانند و یا با طی زمان متهمان به مدعیان تبدیل می شوند .

,

مسئولان ما باید دقت کنند که در  هنگام اخذ تصمیمات و انجام کارهای بر خلاف منافع نظام و ملت پا بر رو ی خون کدام شهید می گذارند برای همین در ادامه از تعدادی از این شهدا یاد می کنیم تا شاید کسانی که راه را بیراهه رفته اند به خود آیند.

,

یاد شهید بابایی بخیر که طلاهای همسرش را فروخت و به افسران و سربازان متاهل داد و گفت : مایحتاج عمومی گران شده و حقوق شما کفاف خرج زندگی رو نمیده !!

,

یاد شهید رجبی بخیر که پول قرض الحسنه به دیگر نیروها میداد و میگفت وام است و وقتی میگفتند دفترچه قسطش را بده میگفت کسی دیگر پرداخت میکند.

,

یاد شهید بابایی بخیر که یکی از دوستانش تعریف میکرد  که : دیدم صورتشو پوشونده و پیرمردی رو به دوش کشیده که معلوله ... شناختمش و رفتم جلو که ببینم چه خبره که فهمیدم پیرمرد رو برا استحمام میبره !!

,

یاد شهید حسین خرازی بخیر که قمقمه آبش را در حالی که خودش تشنه بود به همرزمانش میداد و خودش ریگ توی دهانش گذاشت که کامش از تشنگی به هم نچسبه !!

,

یاد شهید مهدی باکری بخیر که انبار دار به مسئولش گفت : میشه این رزمنده رو به من تحویل بدی، چون مثل سه تا کارگر کار میکنه طرف میگه رفتم جلو دیدم فرمانده لشگر مهدی باکریه که صورتشو پوشونده کسی نشناسدش و گفت چیزی به انباردار نگه !!

,

آره یاد خیلی شهدا به خیر که خیلی چیزها به ما یاد دادند که بدون چشم داشت و تلافی کمک کنیم و بفهمیم دیگران رو اگر کاری میکنیم فقط واسه رضای خدا باشه و هر چیزی رو به دید خودمون تفسیر نکنیم !!

,

برای رد شدن از سیم خاردار باید یه نفر روی سیم خاردار میخوابید تا بقیه از روش رد بشن(!!) داوطلب زیاد بود.
قرعه انداختند، افتاد بنام یک جوان زیبارو !! همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد که گفت: چکار دارید بنامش افتاده دیگه ...
همه تودلشون گفتند : عجب پیرمرد سنگدلی !! دوباره قرعه انداختند، باز هم افتاد بنام همون جوون ...
جوان بدون درنگ خودش رو انداخت روی سیم خاردار
تو دل همه  غوغائی شد ...!!
بچه ها گریان و با اکراه شروع کردند به رد شدن از روی بدن جوان ... همه رفتند الا همون پیرمرد ... گفتند چرا نمیای ؟؟
گفت : نه شما برید من باید بدن پسرم رو ببرم برای مادرش
آخه مادرش منتظره ... درود بر شهامت و غیرت آنان !!

,
,
,
,
,
,
,
,

نمیدونم الان برای رد شدن و رسیدن به عرش دنیا پاتون رو روی خون کدام شهید گذاشتید ؟؟!!

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه