جوانی رزمندگان دفاع مقدس در زمان جنگ از زبان خودشان؛
در زمان جنگ بهترین لذت ها را از جوانی بردم/ جوانان امروز به گمشده های خود نرسیده اند
به بهانه میلاد حضرت علی اکبر(ع) سراغ علی اکبر های هشت سال دوران دفاع مقدس رفته ایم. کسانی که جوانی شان در کربلاهای ایران گذشت و در تاریخ نامشان به رادمردی و ایثار ماندگار شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از آناج، امروز مصادف با خجسته سالروز میلاد حضرت علی اکبر (ع) است. کسی که شبیه ترین فرد به پیامبر (ص) در صورت و سیرت بود. افتخار این را داشت که نامش به عنوان اولین فرد از خاندان بنی هاشم در میان شهدای کربلا در تاریخ جاودان شود. روز میلادش به واسطه جوان اباعبدالله الحسین (ع) بودن روز جوان ایرانی های عاشق الحسین نام گرفته است.
همین روز را بهانه ای کردیم برای یاد کردن از جوانانی که شور و شوق جوانی شان باعث نشد تا بنشینند و بگویند بزرگ تر ها هستند، پا فرا گذاشته و با جوانی اشان دنیایی را به زانو درآوردند.
گفت و گوهای کوتاه و خواندنی ما با سه تن از رزمندگان دلاور لشکر عاشورا که جوانی اشان با عشق بازی در این خاک و وطن گذشت در ادامه تقدیم مخاطبان می گردد:
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
مهدیقلی رضایی جوان 16 ساله در اولین اعزام
کودکی، نوجوانی و جوانی ما مصادف با شروع انقلاب و پس از آن مصادف با دفاع مقدس و متاثر از آن فضا بود. نه تنها ما بلکه همه ی مردم ایران به نوعی درگیر با جنگ و تحت تاثیر آن فضا بودند. البته قبل از ما در زمان شاه نیز جوانانی بودند که گرایش زیادی به معنویات داشتند و شاید روحیات همان جوانان بود که منجر به انقلاب شد.
از جوانی بهترین لذت را بردم
جوانی دوره ی لذت هاست و ما در جوانی خود و در زمان جنگ بالاترین لذت ها را تجربه کرده ایم چرا که همه چیز مطابق فطرت ما بود و این باعث می شد بهره زیادی از جوانی مان ببریم. انسان فطرتأ در دوره جوانی در پی اصل خود می گردد و می خواهد خود را به خدایش نزدیک کند. شرایط، محیط و دوستان ما چنان بودند که ما را هر آن به سمت خدا سوق می دادند. تقرب به خداوند هم لذت خاص خود را دارد لذا جوان در آن برهه از تاریخ کشور، انسان های خدایی بودند. در حرف هایشان حرف از خدا می زدند، شوخی هایشان خداپسند بود و هر کاری که می کردند و هر سخنی به زبان می آوردند همه رنگ و بوی خدایی داشت. دوران جوانی ما متفاوت از امروز بود.
جوانان امروز به گمشده ی خود نرسیده اند
من احساس می کنم در این دوره از زمان جوانان گمشده ای دارند که ما هم قبلا آن را تجربه کرده ایم. ضعف یا از ماست و یا متولیان امور فرهنگی ضعیف عمل کرده اند که امروز جوانان ما به آنچه که باید نتوانسته اند گرایش پیدا کنند. هر جوانی که گذرش به خاطرات و واقعیات دوران انقلاب و دفاع مقدس و شهیدان می افتد و با ارزش ها و معنویات مانوس و با آن آشنا می شود، می تواند از جوانی اش بهره ببرد و هم در آینده اش موفق باشد. راز موفقیت جوانان ما معنویت و تقرب به خداوند است. امیدوارم جوانان ما همیشه موفق باشند.
جوانان هم دوره ی من چند ویژگی بارز داشتند: نماز را سر وقت می خواندند، اهل تلاش و باحجب و با حیا بودند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
حسین بهار لو جوان 16 ساله در اولین اعزام
جوان آن زمان پر نشاط، شجاع، فهیم، با شعور، مطیع و مقلد بدون چون و چرای ولی و همیشه دنبال حقیقت و خواهان وصل به اصل خود بودند.
از جوانی ام واقعا لذت بردم
راستش را بخواهید ما خیلی شلوغ بودیم و خیلی شلوغی کردیم. ما از جوانی مان واقعا لذت بردیم. دوران جوانی ما متاثر از فضای حاکم بر جبهه و جنگ بود و تمایل زیادی به معنویات داشتیم. و اگر عرصه جور دیگری می بود شاید ما هم جور دیگری می شدیم و شاید از معنویات غافل می شدیم یا کمتر به آن بها می دادیم. شاید فضا آن گونه نبود، ماهم همه ی فکر و ذکرمان مدل مو و لباس و خوشگذرانی بود.
اما آن زمان که انقلاب شده بود و دوران دفاع مقدس بود، همه دنبال اهداف و صحبت های تازه بودند. آن زمان این همه غل و غش وجود نداشت. بین افراد صداقت زیاد بود و دروغ گویی نداشتیم. هر کس هر چه می گفت خود به آن عمل می کرد. لذا همه ی اقدامات و حرکات و گفتارشان و حتی شوخی هایشان بر اساس حساب و کتاب بود. جوان های امروز و در کل جامعه ی امروز ما متفاوت از جوانان آن دوران است.
بین جوانان دیروز و امروز تفاوتی وجود ندارد
من تفاوت را در جوانان نمی بینم بلکه تفاوت در جامعه وجود دارد. همان جوانان بازهم هستند و همان شور و شعور باز هم وجود دارد. لکن جامعه ی ما آن ها را به سمت و سویی هدایت می کند که گویی سیل در حال جریان است و جامعه جوانان را خوب و بد، به سیلاب می فرستد تا سیل آن ها را با خود ببرد؛
و از آن جایی که بنیه جوانان بخصوص در زمینه اعتقادی ضعیف است، آن طور که باید نمی توانند مقاومت کنند و وفادار بمانند، لذا عوامل مختلف آن ها را به سیلاب مد نظر سوق می دهد. آن زمان تلاش های زیادی صورت می رگفت تا شعور جوانان بیشتر شود و اعتقاداتشان محکم تر گردد تا در مقابل سیلاب ها مقاوم باشند.
یک فرد مسلمان باید به گفته های اسلام توجه کند نه به شخص. گاه اشخاص آیات قرآن را به نفع خودشان تفسیر می کنند نه طبق گفته ی اسلام. متاسفانه در جامعه ی ما کسانی هستند که به فکر منافع خود بوده و قرآن را نیز تفسیر به رای می کنند. بر همین اساس می گویم که به من نوعی توجه نکنند
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
,
بهزاد پروین قدس جوان 16 ساله در اولین اعزام
جوان های زمان ما دنیا را ساده گرفته بودند و ساده زیست بودند. نه اینکه در افقشان زیباشناختی و محبت، تحرک و امیدواری وجود نداشته باشد؛ آن ها همه ی این ها را داشتند ولی در عین حال زندگی را بسیار ساده می انگاشتند و راحت و در آرامش زندگی می کردند.
زندگی را در خود خلاصه کرده بودند. مثلا در موضوع ازدواج در عین اینکه خیلی منطقی و امیدوارانه نگاه می کردند، آن را سخت نمی گرفتند. بدون هیچ گونه تعلقاتی با قضیه برخورد می کردند. مثلا آن ها حتی در مورد کت و شلوار نیز قناعت می کردند.
جوانان ابتکار را به مرحله عمل رسانده بودند/ برای حل مشکلات دست رو دست نمی گذاشتیم
زمان شور و شعف جوانی ما در فضا و در مسیری قرار گرفت، که می توانستیم از وقت، امکانات و همه ی داشته ها و موقعیت ها به طور بهینه استفاده کنیم. شرایط و محیط زمانی به گونه ای بود که همه به بلوغ فکری می رسیدند. مثلا وقتی در شرایط سخت گرما قرار می گرفتیم، خودمان را قانع می کردیم که ما در این گرما باید زندگی کنیم، لذا سازگار می شدیم و افتخار می آفریدیم.
در جوان های دوران ما ابتکار و خلاقیت در حد اعلی قرار داشت بچه ها از طراحی کردن عملیات های نظامی دور از ذهن تا ساده ترین مشکلات روزمره در سنگر ها را با قوه ابتکار حل می کردند. مثلا در جبهه وقتی حمام نداشتیم، یک بشکه ای را قرار داده و زیر آن شعله ای روشن می کردیم و آب گرم برای حمام کردن فراهم می ساختیم.
آن زمان به قدری شور جوانی داشتیم که دست انداز های چند کیلومتر راه را هموار می کردیم. حتی در آن مسیر یکی از رزمندگان ترکش خورد و با دست خود و با خون خود روی خاک "لبیک یا خمینی" نوشت. آن روز ها برای ما شیریرن ترین و جذاب ترین روزهای زندگی مان بود. ما در همان 16 سالگی کارهایی انجام می دادیم که امروز جوان سی ساله از شنیدن آن تعجب می کند.
جوانان زمان ما در گرما و سرما و همه ی سختی ها، در نشست و برخاست ها و حتی در غذا خوردن به لذت معنوی توجه داشتند. در جبهه غذا را دو نفری می دادند؛ مثلا اگر تکه گوشتی داخل غذا وجود داشت، هر کس می خواست که دیگری آن را بخورد و آخر می دیدیم که غذا تمام شده ولی آن یک تیکه گوشت باقی مانده است.
بچه ها از شب بیداری ها لذت می بردند اما جوان امروز ساعت 11 نزدیک ظهر به سختی تکانی به خود داده و از بستر بلند می شود. خلاصه تر بگویم که ما از جوانی خود بهره بردیم و استفاده بهینه کردیم.
من نسل ها را منفک از یکدیگر نمی دانم. نسل دیروز هنگام بازی با گل دیوار می ساختند و سرگرم می شدند. اما نسل امروز تجهیزات خاص خود را دارد و مثلا با لپتاپ سرگرم می شود و بازی می کنند. ولی باید توجه داشت که زمان در گذر است و فرصت ها از دست می رود و اگر از الان بنیه را محکم کنیم و از جوانی خود بهره ببریم، ذخیره خوبی برای فردا (پیری) که خواهیم داشت.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه