رسول خدا (ص) این‌گونه بودند!

رسول خدا (ص) این‌گونه بودند!
خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به  نقل از  صبح رزن،حجت الاسلام محمد  محمدیان مسئول نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه های کشور در تلگرام خود نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح رزن،,

با تبریک میلاد رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق (ع) ، کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) تقدیم می کنم:

رسول خدا (ص) به هر کس می‌رسیدند، سلام می‌کردند.

از هر فرصتی برای فکر کردن استفاده می کردند.

برای کار دین،آسایش و راحتى نداشتند.

در جایى که نیاز نبود سخن نمى‏‌گفتند.

وقتى پاى حقّ در میان بود کسى ایشان را نمى‌‏شناخت و چیزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حقّ را بر کرسی بنشانند.

بیشتر خنده‏‌شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندانهاى سفیدشان هویدا می‌شد.

می‌فرمودند: هر کس به من‏ دسترسى ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر کس حاجت نیازمندى را که خود قادر نیست نیازش را برساند، در نزد حاکم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد کرد.

در میان مردم تحبیب قلوب می‌کردند و آنان را از خود نمی‌راندند.

کریم و بزرگ هر قومى را رئیس آنان قرار می‌دادند.

از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و از آنها تفقّد می‌‏فرمودند.

برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسی بود که خیرش به همه می‌رسید.

و هر کس نسبت به دیگران بیشتر و بهتر همدردى و یاری می‌کرد نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.

هر گاه به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌‏نشستند و همواره به این کار دستور می‌‏دادند.

با همنشینان خود یکسان برخورد می‌فرمودند تا کسى گمان نبرد که دیگرى نزد آن حضرت گرامی‌‏تر است.

براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.

در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یکسان بودند.

خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.

و کلام کسی را قطع نمی‌کردند مگر زمانى که خود قطع کند یا وقت بگذرد که در این صورت کلامش را یا با نهى کردن و یا برخاستن از مجلس قطع می‌کردند.

بحارالأنوار ج  16 ص  148

انتهای پیام/م

 

,

با تبریک میلاد رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق (ع) ، کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) تقدیم می کنم:

رسول خدا (ص) به هر کس می‌رسیدند، سلام می‌کردند.

از هر فرصتی برای فکر کردن استفاده می کردند.

برای کار دین،آسایش و راحتى نداشتند.

در جایى که نیاز نبود سخن نمى‏‌گفتند.

وقتى پاى حقّ در میان بود کسى ایشان را نمى‌‏شناخت و چیزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حقّ را بر کرسی بنشانند.

بیشتر خنده‏‌شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندانهاى سفیدشان هویدا می‌شد.

می‌فرمودند: هر کس به من‏ دسترسى ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر کس حاجت نیازمندى را که خود قادر نیست نیازش را برساند، در نزد حاکم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد کرد.

در میان مردم تحبیب قلوب می‌کردند و آنان را از خود نمی‌راندند.

کریم و بزرگ هر قومى را رئیس آنان قرار می‌دادند.

از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و از آنها تفقّد می‌‏فرمودند.

برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسی بود که خیرش به همه می‌رسید.

و هر کس نسبت به دیگران بیشتر و بهتر همدردى و یاری می‌کرد نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.

هر گاه به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌‏نشستند و همواره به این کار دستور می‌‏دادند.

با همنشینان خود یکسان برخورد می‌فرمودند تا کسى گمان نبرد که دیگرى نزد آن حضرت گرامی‌‏تر است.

براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.

در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یکسان بودند.

خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.

و کلام کسی را قطع نمی‌کردند مگر زمانى که خود قطع کند یا وقت بگذرد که در این صورت کلامش را یا با نهى کردن و یا برخاستن از مجلس قطع می‌کردند.

بحارالأنوار ج  16 ص  148

انتهای پیام/م

 

,

با تبریک میلاد رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق (ع) ، کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) تقدیم می کنم:

رسول خدا (ص) به هر کس می‌رسیدند، سلام می‌کردند.

از هر فرصتی برای فکر کردن استفاده می کردند.

برای کار دین،آسایش و راحتى نداشتند.

در جایى که نیاز نبود سخن نمى‏‌گفتند.

وقتى پاى حقّ در میان بود کسى ایشان را نمى‌‏شناخت و چیزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حقّ را بر کرسی بنشانند.

بیشتر خنده‏‌شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندانهاى سفیدشان هویدا می‌شد.

می‌فرمودند: هر کس به من‏ دسترسى ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر کس حاجت نیازمندى را که خود قادر نیست نیازش را برساند، در نزد حاکم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد کرد.

در میان مردم تحبیب قلوب می‌کردند و آنان را از خود نمی‌راندند.

کریم و بزرگ هر قومى را رئیس آنان قرار می‌دادند.

از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و از آنها تفقّد می‌‏فرمودند.

برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسی بود که خیرش به همه می‌رسید.

و هر کس نسبت به دیگران بیشتر و بهتر همدردى و یاری می‌کرد نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.

هر گاه به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌‏نشستند و همواره به این کار دستور می‌‏دادند.

با همنشینان خود یکسان برخورد می‌فرمودند تا کسى گمان نبرد که دیگرى نزد آن حضرت گرامی‌‏تر است.

براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.

در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یکسان بودند.

خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.

و کلام کسی را قطع نمی‌کردند مگر زمانى که خود قطع کند یا وقت بگذرد که در این صورت کلامش را یا با نهى کردن و یا برخاستن از مجلس قطع می‌کردند.

بحارالأنوار ج  16 ص  148

انتهای پیام/م

 

,

با تبریک میلاد رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق (ع) ، کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) تقدیم می کنم:

رسول خدا (ص) به هر کس می‌رسیدند، سلام می‌کردند.

از هر فرصتی برای فکر کردن استفاده می کردند.

برای کار دین،آسایش و راحتى نداشتند.

در جایى که نیاز نبود سخن نمى‏‌گفتند.

وقتى پاى حقّ در میان بود کسى ایشان را نمى‌‏شناخت و چیزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حقّ را بر کرسی بنشانند.

بیشتر خنده‏‌شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندانهاى سفیدشان هویدا می‌شد.

می‌فرمودند: هر کس به من‏ دسترسى ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر کس حاجت نیازمندى را که خود قادر نیست نیازش را برساند، در نزد حاکم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد کرد.

در میان مردم تحبیب قلوب می‌کردند و آنان را از خود نمی‌راندند.

کریم و بزرگ هر قومى را رئیس آنان قرار می‌دادند.

از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و از آنها تفقّد می‌‏فرمودند.

برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسی بود که خیرش به همه می‌رسید.

و هر کس نسبت به دیگران بیشتر و بهتر همدردى و یاری می‌کرد نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.

هر گاه به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌‏نشستند و همواره به این کار دستور می‌‏دادند.

با همنشینان خود یکسان برخورد می‌فرمودند تا کسى گمان نبرد که دیگرى نزد آن حضرت گرامی‌‏تر است.

براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.

در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یکسان بودند.

خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.

و کلام کسی را قطع نمی‌کردند مگر زمانى که خود قطع کند یا وقت بگذرد که در این صورت کلامش را یا با نهى کردن و یا برخاستن از مجلس قطع می‌کردند.

بحارالأنوار ج  16 ص  148

انتهای پیام/م

 

,

با تبریک میلاد رسول خدا (ص) و امام جعفر صادق (ع) ، کلامی را از حضرت رضا (ع) در توصیف اخلاق رسول خدا (ص) تقدیم می کنم:

,

رسول خدا (ص) به هر کس می‌رسیدند، سلام می‌کردند.

,

از هر فرصتی برای فکر کردن استفاده می کردند.

,

برای کار دین،آسایش و راحتى نداشتند.

,

در جایى که نیاز نبود سخن نمى‏‌گفتند.

,

وقتى پاى حقّ در میان بود کسى ایشان را نمى‌‏شناخت و چیزى در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حقّ را بر کرسی بنشانند.

,

بیشتر خنده‏‌شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند می‌زدند و در هنگام خنده دندانهاى سفیدشان هویدا می‌شد.

,

می‌فرمودند: هر کس به من‏ دسترسى ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر کس حاجت نیازمندى را که خود قادر نیست نیازش را برساند، در نزد حاکم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد کرد.

,

در میان مردم تحبیب قلوب می‌کردند و آنان را از خود نمی‌راندند.

,

کریم و بزرگ هر قومى را رئیس آنان قرار می‌دادند.

,

از اصحاب خود سراغ می‌گرفتند و از آنها تفقّد می‌‏فرمودند.

,

برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسی بود که خیرش به همه می‌رسید.

,

و هر کس نسبت به دیگران بیشتر و بهتر همدردى و یاری می‌کرد نزد آن حضرت مقام و منزلتى بزرگتر داشت.

,

هر گاه به مجلسى وارد می‌شدند، در آخر مجلس می‌‏نشستند و همواره به این کار دستور می‌‏دادند.

,

با همنشینان خود یکسان برخورد می‌فرمودند تا کسى گمان نبرد که دیگرى نزد آن حضرت گرامی‌‏تر است.

,

براى مردم همچون پدرى مهربان بودند.

,

در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یکسان بودند.

,

خوشرو و ملایم و خوش برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد کن و بدزبان نبودند، نه عیبجوئى می.‏کردند و نه حمد و ثناى کسى را می‌‏گفتند.

,

و کلام کسی را قطع نمی‌کردند مگر زمانى که خود قطع کند یا وقت بگذرد که در این صورت کلامش را یا با نهى کردن و یا برخاستن از مجلس قطع می‌کردند.

,

بحارالأنوار ج  16 ص  148

,

انتهای پیام/م

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه